این عیدها برای من اقا نمیشود *** شب با چراغ عاریه فردا نمیشود

این عیدها برای من اقا نمیشود *** شب با چراغ عاریه فردا نمیشود

مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم
تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد.
ای صد افسوس که تو بهار ما بودی
ومن بی تو هر فروردینم، دی بود و نمی دانستم.
مردمی را می بینم که سراسر شوق و شورند ،
خانه تکانی می کنند و لباس های نو برتن…
اما برای چه ؟ برای که ؟
اینان منتظرند تا بهار شود ؟
سالهاست می اندیشم که
هنگام بهار مگر چه می شود که اینگونه
به هم می ریزیم ، مهربان می شویم،
به سراغ هم می رویم
و از همه مهمتر منتظر می شویم…
انتظار …
سالهاست به لحظات تحویل سال
و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو همه ساکتند
و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم!
و هر ساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!!
کجایی ای ربیع الأنام و نضره الأیام
نمی دانم ،
شاید از گذشته به ایرانیان اینگونه آموختند
تا رزمایش ظهور برگزار کنند …
وصد افسوس که ره گم کردیم
و انتظار خورشید آسمانی را کشیدیم
و حال آنکه تو خود خورشید در زمین ما بودی
و ما ندانستیم.
ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد
و همه با هم زمزمه می کردند
دعای عهد و ندبه و فرج را …
و ای کاش هفت_سین مان را در جمکران می گستردیم
و در آن به جای سفره ، “سجاده ای” می انداختیم
به گستردگی زمین…
و”ستاره ای” از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو…
و “ساعتی” برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت
و “سدر” را به یاد سدره المنتهی مصطفی (ص) بر سجاده می ریختیم!
و “سیصد و سیزده سرباز و سلاحی”
به نشان پایبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم
تا خونی که در رگهایمان است نذر تو باشد
که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم
شاهِراً‌ سَیْفی ، مُجَرِّداً قَناتی،مُلَبِّیاً دَعْوَهَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی
و با شمیشر آخته ، و نیزه برهنه ،
پاسخ ‌گویان به نداى آن خواننده بزرگ
در شهر و بادیه ایم.
و سین ششم سجاده مان را از خدا می خواهیم
تا “سرمه” کشد چشمانمان را به وصال دیدارش…
و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی…
اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَهَ الرَّشیدَهَ ،
وَ الْغُرَّهَ الْحَمیدَهَ وَ اکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَه منِّی اِلَیْهِ
و سین هفتم را نیز من بر این
سجاده می نشانم
سلام علی آل یاسین“.
به امید ظهور مولی و سرورمان
حضرت حجه ابن الحسن العسکری (عج)
که صد البته نزدیک است …

rabi alnam (1)

این عیدها برای من اقا نمیشود
شب با چراغ عاریه فردا نمیشود

لحظات سال تحویل برای من خیلی عجیبه، مرم منتظر میشینن،
سالهاست به این فکر میکنم مردم منتظر چی هستن؟!
منتظرن اسفند بشه فروردین؟!
چه خبره؟!
خب فرودین هم که میشه اردیبهشت، اردیبهشت هم خرداد و…!!!
به تعدادسالهای عمرت این ماهها عوض میشن! واقعا چه اهمیتی داره؟
چرا مردم خونه هاشونو تمیز میکنن لباس نو میپوشن، منتظر میشینن…خیلی جالبه انتظار میکشن ولی انتظار چی؟!
صدای توپی در شه بگن عید شد؟!
عید یعنی چی؟
چه زیبا امام صادق علیه السلام پیرامون امام زمان فرمودند:
ربیع الانام و نضره الایام…میگه بهار تویی!
(اینا نمیفهمن)
مردم باهم مهربون میشن،میرن خونه همدیگه، میگن کدورت ها رو رفع کنیم..
کالبد این برنامه بسیار زیبا چیده شده وچقدر استفاده غلط ازش میشه..
تصور کنین این جمعیت شیعه در ایران اون لحظه دعای ندبه یا دعای فرج (الهی عظم البلاء) بخونن دعای سلامتی امام زمان، نماز امام زمان بخونن!
چقدر زیباست!
بگن:خدایا با این چهار تا شکوفه که مشکل من حل نمیشه!
امسال جشن بگیرم باز برگها زرد میشه میریزه!
من بهار همیشگی میخوام…
من بهار دلها رو میخوام…می خوام این دلهای مردم بیدار شن.
این دلهایی که انگار بهار ندارن…
خیلی وقتها ما انتظار میکشیم ولی انتظارمون باطله…

کلام استاد رائفی پور

طرح همگانی خواندن دعای فرج در لحظه تحویل سال

مطالب مشابه