غیبت، معجزه نا پیدایی (2)

غیبت، معجزه نا پیدایی (2)

آزمایش مردم
امتحان و آزمایش یکى از حکمت هاى غیبت ولى زمان ـ ارواحنا فداه ـ مى باشد که خود از سنتهاى الاهى است.
خداوند، بندگان خویش را با آزمایش هاى گوناگونى به بوته ى امتحان مى سپارد; از این رو کسانى که به خدا و پیام آورش و هر آنچه آن حضرت در مورد حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آورده است، ایمان بیاورند; دیگر درازى غیبت آن گرانمایه هر اندازه اى که باشد و انتظار غمبار او هر چند طولانى گردد، از ثبات قدم و ایمان عمیق و تزلزل ناپذیر آنان نمى کاهد; اما نفاق پیشگان فرصت مناسبى براى استهزاء و یاوه گویى درباره این اندیشه ى والا و عقیده ى مقدس مى یابند و آیات قرآن و روایات پیامبر ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ در این مورد را به دیوار مى کوبند و همه را کنار مى گذارند که این منش باطل گرایان در همه ى عصرها و نسل هاست.
از امام کاظم ـ علیه السلام ـ آورده اند که در مورد غیبت حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ فرمود:
«انّما هی محنه من اللّه عزّ جلّ، امتحن بها خلقه . . .» (۱۶).
غیبت آن حضرت، رنج و آزمایشى از جانب خداست که بندگان خویش را بدان مى آزماید.
روشن است که معنا و مفهوم امتحان این نیست که خداوند از واقعیت کار بندگانش آگاه نیست و آنچه در درون دارند، تا آزمایش نکند نمى داند; نه هرگز! بلکه خداوند به هر چیزى داناست از آنچه در سینه ها مى گذرد آگاه است و چیزى بر او مخفى نمى ماند که قرآن در این باره مى فرماید:
(أحسب النّاس أن یترکوا أن یقولوا آمنّا وهم لا یفتنون ولقد فتنّا الذین من قبلهم فلیعلمنّ اللّه الذین صدقوا ولیعلمنّ الکاذبین )(۱۷).
آیا مردم پنداشته اند همانقدر که گفتند: ایمان آوردیم، به حال خود رها مى شوند و آزمایش نخواهند شد؟ ما کسانى را که پیش از آنان بودند آزمودیم (و اینان را نیز مى آزمائیم) باید علم خدا در مورد کسانى که راست مى گویند و کسانى که دروغ مى گویند، تحقّق یابد.
حال این آزمایش در قالبهاى گوناگونى طراحى خواهد شد: سختى ها و دین و ایمان

سختى ها
امام صادق ـ علیه السلام ـ خطاب به یار وفادارش «محمد بن مسلم» فرمود:
پیش از قیام قائم نشانه هایى است که خداوند آنها را ظاهر خواهد ساخت. محمّد بن مسلم پرسید: آنها چیست؟ فرمود:
آنها را خداوند چنین بیان فرموده است: (و شما را به سختیهائى چون ترس و گرسنگى و نقصان اموال و مرگ و آفات زراعت آزمایش مى کنیم و صبرپیشگان را بشارت ده) (۱۸).
ولنبلونّکم:
یعنى امتحان مى کنیم شما مؤمنان را قبل از خروج قائم ـ علیه السلام ـ .
بشیء من الخوف: یعنى بوسیله پادشاهان بنى فلان، در آخر سلطنت آنها.
والجوع: یعنى با گرانى قیمتها (و گرسنگى).
ونقص من الأموال: یعنى با کسادى تجارت و کمى در آمد.
والأنفس: یعنى با مرگهاى پیاپى و ناگهانى.
والثمرات: یعنى با کمى رشد زراعت.
وبشّر الصّابرین: یعنى نوید بده در آن زمان صبر پیشگان را با ظهور قائم و آن بعد از یک فتنه ى سخت و کمرشکن است، که هر دوستى و خویشى را در هم مى ریزد. همسایه به همسایه اش هجوم برده گردنش را مى زند. و در چنین روزگارى زمین گیر شوید و دست و پاى خود را تکان ندهید (حرکتى از خود نشان ندهید)»(۱۹).

دین و ایمان
غیبت در زندگى پیامبران وجود داشته و در زندگى نامه ى آنان ضبط شده است و این خود نوعى حکمت و آزمایش است.
حضرت امام حسن عسکرى ـ علیه السلام ـ مى فرماید:
«انّ ابنی هو القائم من بعدی، وهو الذی یجرى فیه سنن الأنبیاء
ـ علیهم السلام ـ بالتّعمیر والغیبه. حتى تقسو قلوبٌ، لطول الأمد ولا یثبت على القول به إلاّ من کتب اللّه عزّ وجلّ فی قلبه ایمان، وأیّده بروح منه»
(۲۰).
پس از من، فرزندم، قائم (و صاحب امر دین و امامت) است. و او است که مانند پیامبران، عمرى دراز خواهد داشت، و غایب خواهد شد. در غیبت طولانى او دلهایى تیره گردد. فقط کسانى در اعتقاد به او پاى برجا خواهند ماند، که دل آنان به فروغ ایزدى رخشان باشد، و روح خدائى به آنان مدد رساند.
امام باقر ـ علیه السلام ـ مى فرمایند:
(مهدى) بعد از غیبت و حیرت ظاهر مى شود در این دوران تنها کسانى بر دین خود ثابت مى مانند که در ایمان خود مخلص باشند و با روح یقین همراه و آنها کسانى هستند که خداوند از آنها درباره ى ولایت ما پیمان گرفته، و قلب آنها را براى ایمان به محنت انداخته (گویى قلبها براى استقرار و ثبات ایمان دائم در حال کوشش است که این خود رنجى طاقت فرسا و ریاضتى ست بزرگ) و آنها را با روحى از خود تأیید نموده است(۲۱).

تا آمادگى
از آنجا که حضور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ با دیگر امامان معصوم ـ علیه السلام ـ بنا بر تقدیر الاهى هماهنگ نیست چه آنکه وى براى حرکتى بزرگ و اصلاحى جهان شمول و عمرانى همه جانبه تدارک شده است; و از این روست که دیگر امامان ـ علیهم السلام ـ هر یک بیعتى از ظالم دوران خود بر گردن داشته، لیکن او به منظور جنبش جهانى خود از این قاعده استثناء است، تا بتواند هرگاه که زمینه فراهم آمده و وظیفه خود را به انجام رساند. از این روست که تا فراهم آمدن زمینه ها پنهان گردید چرا که هر انقلاب و هر فعالیت اجتماعى به یک سلسله شرایط و موقعیت هاى عینى و خارجى بستگى دارد که بدون فراهم شدن آن شرایط، نمى تواند به هدف خود نایل آید.
اگر چه قسمتى از شرایط و موقعیت هاى انقلاب امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آسمانى و خدائى است و جنبه آسمانى دارد اما اجراى کلى مأموریت او به گرد آمدن شرایط عینى و خارجى وابسته است.
همان گونه که آسمان چشم براه ماند تا پنج قرن از جاهلیت بگذرد و آنگاه نداى آخرین رسالت آسمانى را از سوى پیامبر ما بشنود; این انتظار یعنى اجراى برنامه ى الاهى نیز مستلزم تحقق موقعیت هاى عینى و خارجى است; موقعیت هایى که براى انجام یک دگرگونى بزرگ لازم است یا عواملى است مانند محیط مساعد و فضاى عمومى مناسب و یا برخى ویژگیهاى جزئى که جنبش دگرگونى بخش از لابلاى پیچ و خم هاى جزئى در جستجوى آن است
سنت تغییرناپذیر خداوند بر این است که اجراى انقلاب الاهى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ نیز به موقعیت هاى خارجى و پذیرنده اى که محیط مساعد و فضاى عمومى را براى درک و پذیرش انقلاب آماده مى سازد، وابسته باشد و به همین دلیل هم بود که اسلام پس از گذشت چندین سده از پایان یافتن کار انبیاى پیشین و ایجاد خلأ تلخ چندین صد ساله ظاهر شد. خداوند با همه توانایى اش در هموار ساختن همه مشکلات راه رسالت پیامبر و ایجاد محیط مساعد براى ابلاغ این رسالت نخواست چنین شیوه اى را بکار گیرد، بلکه با ابتلاء و آزمایش که تکامل بخش انسانند، کار کلى انقلاب الاهى را به گونه اى طبیعى و بر بنیادها و عوامل اجتماعى صورت داد.

فرهنگى، روانى
از جمله اسرار غیبت امام ـ ارواحنا فداه ـ آن است که در دوران غیبت ملل جهان به تدریج براى ظهور آن مصلح حقیقى و سامان دهنده وضع بشر آمادگى علمى و اخلاقى و عملى پیدا کنند، زیرا ظهور آن حضرت مانند ظهور پیامبران و دیگر حجتهاى خداوند نیست که بر پایه اسباب و علل عادى باشد، چرا که روش آن بزرگوار در رهبرى جهان مبنى بر حقایق و حکم بواقعیات و ترک تقیّه و شدت در امر به معروف و نهى از منکر و مؤاخذه ى سخت از کارگزاران و صاحب منصبان و رسیدگى بکارهاى آنها است; که انجام این امور نیاز به تکامل علوم و معارف و ترقى و رشد فکرى و اخلاقى بشر دارد; بطورى که استعداد عالم گیر شدن تعالیم اسلام و جهانى شدن حکومت قرآن فراهم باشد.

نیروى انسانى
امر بسیار جالب و مهم و بسیار مغفول، امر آمادگى نظامى در عصر انتظار است. انسانى که منتظرِ قیامى بزرگ و انقلابى خونین و شورشى شعلهور و درگیریى عظیم و جهانى است، ممکن است که خود هیچ گونه آمادگى براى حضور در این درگیرى و کمک به این انقلاب نداشته باشد؟
مسلمان باید همیشه آمادگى نظامى و نیروى سلحشورى داشته باشد، تا به هنگام طلوع طلایع حق، به صف پیکارگران رکاب مهدى ـ ارواحنا فداه ـ بپیوندد، و در آن نبرد بزرگ حق و باطل حماسه آفریند و کمک رساند و حضور فعال داشته باشد.
در اینجا تعلیمى است خورشید سان و دستورى است درخشان از حضرت امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ امام در این تعلیم حوزه ى منتظران را فرا مى خواند تا همواره نیرومند و مسلح باشند و دوره ى انتظار مهدى ـ ارواحنا فداه ـ را با دست پر به سر آورند:
«لِیعدَّنَّ أحدکم لخروج القائم ولو سهماً. فإنّ اللّه إذا علم ذلک من نیَّتِه، رجوت لان ینسئَ فی عمرهِ حتّى یدرکه، ویکون من أعوانه وأنصاره»
(۲۲).
«باید هر یک از شما براى خروج قائم اسلحه تهیه کنند، اگر چه یک نیزه، چون وقتى خداوند ببیند کسى به نیّت یارى مهدى اسلحه تهیه کرده است، امید است عمر او را دراز کند تا ظهور را درک نماید و از یاوران مهدى باشد [تا براى این آمادگى، به ثواب درک ظهور برسد].

دورى از ظالمان
در تشرفى که جناب على بن مهزیار اهوازى خدمت امام عصر ـ علیه السلام ـ داشتند حضرت بیان مى فرمایند که:
پدرم ـ امام حسن عسکرى ـ علیه السلام ـ ـ از من عهد گرفته که جز در جاهاى مخفى و دور از چشم مردم سکونت نکنم; به خاطر این که از اذیت و آزار گمراهان در امان باشم تا زمانى که خداى تعالى اجازه ى ظهور بفرماید.
و به من فرموده است: فرزندم، خدا در شهرها و دسته هاى مختلفِ مخلوقاتش همیشه حجّتى قرار داده است تا مردم از او پیروى کنند و حجّت بر خلق تمام شود. فرزندم تو کسى هستى که خداى تعالى او را براى اظهار حق و محو باطل و از بین بردن دشمنان دین و خاموش کردن چراغ گمراهان ذخیره و آماده کرده است. پس در مکانهاى پنهانِ زمین زندگى کن و از شهرهاى ظالمان فاصله گیر و از این پنهان بودن وحشتى نداشته باش; زیرا که دل هاى اهل طاعت به تو مایل است مثل مرغانى که به سوى آشیانه پرواز مى کنند و این دسته کسانى هستند که به ظاهر در دست مخالفان خوار و ذلیل اند، ولى در نزد خداى تعالى گرامى و عزیز(۲۳).
امام باقر ـ علیه السلام ـ مى فرماید:
«إذا غضب اللّه تبارک وتعالى على خلقه، نحّانا عن جوارهم» (۲۴)
هنگامى که خداى تبارک و تعالى بر مردمان خشمگین شود، ما را از مجاورت آنها دور مى سازد.

بیعت نکردن با سلاطین ستمگر
از امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره ى بیعت نکردن امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ با طاغوتهاى زمان خود روایت شده که: «انّ القائم منّا إذا قام، لم یکن لأحد فی عنقه بیعهٌ فلذلک تخفى ولادته»(۲۵).
هنگامى که قائم ما قیام کند، بیعت هیچ کس را به گردن ندارد، از این جهت ولادت او مخفى مى شود و خود از دیده ها پنهان مى گردد.
بیعت در اصطلاح پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ پیمانى است که به موجب آن نتوان با ستمگران به نبرد برخاست; پس از امام حسین ـ علیه السلام ـ همه ى امامان ـ بنا بر حکمت الاهى ـ چنین پیمانى را به گردن داشتند. اما حضرت بقیّه اللّه ـ ارواحنا فداه ـ که الآن در میان ماست، اگر ظاهر و آشکار مى بود، سکوتش به معناى رضایت بر ستمگرى ستمگران بوده و هرگز او را رها نمى داشتند، مگر آنکه دست بیعت با ایشان دهد; در حالى که او عهده دار ریشه کن ساختن ستم و ستمگر در هستى است. از این رهگذر حکمت خدا اقتضا نمود که او از دیده ها پنهان باشد; تا جانش در امان بوده و سکوتش به معناى تأیید ستمگران نباشد.
از این رو حضرت ولى عصر ـ ارواحنا فداه ـ در نامه ى خود به سفیر دوم محمد بن عثمان مى فرماید:
«. . . وأمّا علّه ما وقع من الغیبه، فإنّ اللّه عزّ وجلّ یقول:
(یا أیّها الذین آمنوا لا تسئلوا عن أشیاء إن تبدلکم تسؤکم . . .
)(۲۶) إنّه لم یکن أحد من آبائى إلاّ وقعت فی عنقه بیعه لطاغیه زمانه. وإنّی أخرج حین أخرج ولا بیعه لأحد من الطواغیت فی عنقی . . .
«. . . امّا در مورد علت غیبت، خداى تبارک و تعالى مى فرماید: (اى کسانى که ایمان آورده اید! هرگز نپرسید از مسائلى که اگر فاش شود شما را اندوهگین سازد . . .) هر یک از پدران من، بیعتى از طاغوتهاى زمان به گردن داشت، ولى (من) هنگامى ظهور خواهم نمود که بیعت احدى از طاغوتها به گردنم نباشد . . .(۲۷)

آخرین پالایش
پیدایش مؤمنان از نسل کافران دیگر از اسرار غیبت امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ است; چنانچه در احادیث آمده است که خداوند نطفه هاى بسیارى از مؤمنان را در اصلاب کفار بودیعت نهاده و این ودایع مى بایست ظاهر شود و پیش از ظهور این ودایع قیام امام و قتل کفار تحقّق نخواهد یافت، زیرا مانع از خروج این ودایع مى شود; پس باید ظهور در موقعى واقع شود که در اصلاب کفار ودیعه اى باقى نمانده باشد.
از امام صادق ـ علیه السلام ـ سؤال شد: چرا امیر مؤمنان در ابتداى کار با مخالفان خود پیکار نکرد؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود: بخاطر این آیه شریفه: اگر جدا مى شدند همانا کافران از ایشان را عذابى دردناک مى کردیم. پرسید در ابتداى کار با مخالفان خود پیکار نکرد؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود: بخاطر این آیه شریفه: اگر جدا مى شدند همانا کافران از ایشان را عذابى دردناک مى کردیم. پرسید: منظور از جدا شدن چیست؟ فرمود: مؤمنانى که در صلب کافران به امانت اند. وصیتى است قائم ما ظاهر نخواهد شد تا آنکه امانتهاى خدا خارج شود و چون خارج شدند بر دشمنان خدا قیام کرده و آنان را مى کشد(۲۸).

پي نوشت :

۱۶. کافى، ج ۱، ص ۳۳۶، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۰، معجم احادیث الامام مهدى ـ علیه السلام ـ ، ج ۴، ص ۱۳۸.
۱۷. سوره ى عنکبوت، آیه ى ۳ ـ ۵.
۱۸. سوره ى بقره، آیه ى ۱۵۵.
۱۹. غیبت نعمانى، ص ۱۳۲; اعلام الورى، ص ۴۲۷; الزام الناصب، ص ۱۸، ۱۷۵ و ۱۸۵; ارشاد مفید، ص ۳۴۰; منتخب الاثر، ص ۴۴۰، ینابیع المودّه، ج ۳، ص ۷۶; المهدى، ص ۱۹۷; بشاره الاسلام، ص ۱۷۶; الامام المهدى، ص ۳۳.
۲۰. اکمال الدین، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۲۲۴.
۲۱. کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۱۱; بحار، ج ۵۱، ص ۱۱۰; اعلام الورى، ص ۴۰۱; بشاره الاسلام، ص ۵۳; منتخب الاثر، ص ۲۲۹; الامام المهدى، ص ۷۹ و ۱۲۵; الزام الناصب، ص ۶۹.
۲۲. غیبت نعمانى; ۳۲۰.
۲۳. کمال الدین، ۲ / ۴۴۸.
۲۴. اصول کافى، ج ۱، ص ۳۴۳; بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۹۰.
۲۵. اعلام الورى، ص ۴۰۰، الامام المهدى، ص ۸۰، بشاره الاسلام، ص ۵۲ از امام جواد ـ علیه السلام ـ ; منتخب الاثر، ص ۲۵۱، از امام محمّد باقر ـ علیه السلام ـ .
۲۶. سوره ى مائده، آیه ى ۱۰۱.
۲۷. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۹۲ و ج ۵۳، ص ۱۸۱; کمال الدین: ۴۸۳; غیبت طوسى: ۲۹۰.
۲۸. کمال الدین: ۶۴۱.

مطالب مشابه