احادیت امامان درباره شفاعت (2)

احادیت امامان درباره شفاعت (2)

20 ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «لكل مؤمن خمس ساعات یوم القیامه یشفع فیها».[57]

«برای هر مؤمنی در روز قیامت پنج ساعت است كه در آن پنچ ساعت شفاعت می‌كند».

21 ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: « شفاعتنا لاهل الكبائر من شیعیتنا و اما التائبون فان الله عزوجل یقول ما علی المحسنین من سبیل».[58]

«شفاعت ما برای كسانی از شیعیان ما است كه مرتكب گناهان بزرگ شده باشند، اما كسانی كه از گناهشان توبه كرده باشند (نیكوكارند و نیكوكاران را ایرادی نیست و) خدای متعال در آیه 91 سوره توبه می‌فرماید: (ما علی المحسنین من سبیل بر نیكوكارن راه اشكالی نیست).

22 ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «من انكر ثلاثه اشیاء فلیس من شیعتنا: المعراج و المسائله فی القبر و الشفاعه ».[59]

«هر كس سه چیز را انكار كند، از شیعیان ما نیست 1 ـ معراج 2 ـ سؤال قبر 3 ـ شفاعت.»

23 ـ معاویه بن عمار می‌گوید: «قلت من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه قال نحن اولئك الشافعون». [60]

از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسیدم از جمله‌ای كه در آیه الكرسی است (كیست كه بدون اذن خدا نزد خدا شفاعت كند) فرمود ما هستیم آن شفاعت كنندگان» (كه به اذان خدا شفاعت می‌كنند).

24ـ از امام صادق ـ علیه السّلام ـ سؤال شد:« عن المؤمن هل یشفع فی اهله قال نعم المؤمن یشفع فیشفع». [61]

«آیا مؤمن می‌تواند برای خویشاوندان خود شفاعت كند؟ حضرت فرمود: آری، مؤمن شفاعت می‌كند و شفاعت او پذیرفته می‌شود».

25ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: « اذا كان یوم القیامه نشفع فی المذنب من شیعتنا فاما المحسنون فقد نجاهم الله».[62]

« در روز قیامت ما برای شیعیان گناهكارمان شفاعت می‌كنیم، اما نیكوكاران را خدا نجات داده است» ( و شفاعت نمی‌خواهند).

چند حدیث از امام كاظم ـ علیه السّلام ـ

26- ابی بصیر می‌گوید: « قال ابوالحسن الاول علیه السلام انه لما حضرابی الوفاه قال لی یا بنی انه لاینال شفاعتنا من استخف بالصلوه» . [63]

«امام هفتم ـ علیه السّلام ـ فرمود: پدرم امام صادق هنگام وفاتش به من فرمود ای فرزند! شفاعت ما به كسی كه نماز را سبك بشمارد نمی‌رسد».

27ـ امام كاظم ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: « كان رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ یقول: لا تستخفوا بفقراء شیعه علی فان الرجل منهم لیشفع لعدد ربیعه و مضر». [64]

«رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: به فقراء و تنگدستان شیعیان علی ـ علیه السّلام ـ استخفاف و بی‌اعتنائی نكنید. زیرا هر یك از آنها برای جمعیتی به اندازه عده دو قبیله ربیعه و مضر (دو قبیله پر جمعیت عرب) شفاعت می‌كنند.»

28 ـ امام كاظم ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: « شعیتنا الذین یقیمون الصلواه و یؤتون الزكوه و یحجون البیت الحرام و یصومون شهر رمضان و یوالون اهل البیت و یتبرؤن من اعدائهم … و ان احدهم لیشفع فی مثل ربیعه و مضر فیشفعه الله فیهم لكرامته علی الله عزوجل».[65]

29 ـ امام رضا ـ علیه السّلام ـ از علی ـ علیه السّلام ـ نقل می‌كند: «من كذب بشفاعه رسول الله لم تنله».[66]

«كسی كه رسول خدا را تكذیب كند و به آن اعتقاد نداشته باشد شفاعت آن حضرت به او نمی‌رسد».

30 ـ امام رضا ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: « مذنبوا اهل التوحید لایخلدون فی النار و یخرجون منها و الشفاعه جائزه لهم …»[67]

«گناهكارانی كه موحد و خداشناس باشند مخلد در آتش نخواهند بود پس از مدتی از آتش خارج می‌شوند و شفاعت برای آنها رواست».

31 ـ امام رضاـ علیه السّلام ـ از پدرانش از امیرمؤمنان و او از پیامبر نقل می‌كند كه رسول گرامی فرمود: « اربعه انالهم شفیع یوم القیامه المكرم لذریتی و القاضی لهم حوائجهم و الساعی فی امورهم عند ما اضطروا الیه و المحب لهم بقلبه و لسانه».[68]

«چهارنفرند كه من در روز قیامت شفیعشان خواهم بود:

1 ـ كسی كه ذریه و فرزندان مرا گرامی دارد و احترام كند.

2 ـ كسی كه حوائج آنها را بر آورد.

3 ـ كسی كه در انجام كار آنها سعی و كوشش كند هنگامی كه به آن كار احتیاج و اضطرار دارند.

4 ـ كسی كه آنها را با زبان و دل دوست داشته باشد.»

32 ـ امام هشتم از پدرانش از امیرمؤمنان از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل می‌كند: « من لم یؤمن بشفاعتی فلا اناله شفاعتی ثم قال ـ علیه السّلام ـ انما شفاعتی لاهل الكبائر من امتی فاما المحسنون فما علیهم من سبیل قال الحسین بن خالد فقلت للرضا ـ علیه السلام ـ یا بن رسول الله فما معنی قول الله عزوجل « و لا یشفعون الا لمن ارتضی» قال لا یشفعون الا لمن ارتضی الله دینه».[69]

« هركس به شفاعت من ایمان نداشته باشد او را شفاعت نمی‌كنم سپس فرمود شفاعت من برای آن افراد از امت من است كه مرتكب گناهان بزرگ شده‌اند و اما نیكوكاران كه خود اهل نجات هستند. حسین بن خالد راوی حدیث می‌گوید: به امام هشتم ـ علیه السّلام ـ گفتم پس معنای این آیه «لا یشفعون الا لمن ارتضی: شفاعت نمی‌كنند مگر برای كسی كه مورد رضایت خدا باشد» چیست؟ حضرت فرمود: معنایش این است كه شفاعت نمی‌كنند جز برای كسی كه دین او مورد رضایت و پسند خدا باشد»، (و مسلمان هر چه گناه كار باشد دین او مورد پسند خداوند است).

33 ـ امام دهم ـ علیه السّلام ـ در زیارت جامعه می‌فرماید: « ولكم الموده الواجبه و الدرجات الرفیعه و المقام المحمود عندالله عزوجل و الجاه العظیم و الشأن الكبیر و الشفاعه المقبوله ….».[70]

برای شما (ائمه اطهار) است مودتی كه قرآن واجب كرده است، و درجه‌های بلند و مقام محمود و مقام معلوم در نزد خدا و قدر و منزلتی بزرگ و شفاعت مورد قبول».

34 ـ از امام حسن عسكری از امیرمؤمنان ـ علیه السّلام ـ روایت شده است كه در ضمن حدیثی فرمود: « لا یزال المؤمن یشفع حتی یشفع فی جیرانه و خلطائه و معارفه…». [71]

«مؤمن پیوسته شفاعت می‌كند تا شفاعت او درباره همسایه‌ها و دوستان و آشنایانش پذیرفته می‌شود»

35 ـ امام زمان در صلواتی كه از آن حضرت رسیده است می‌فرماید: « اللهم صل علی سید المرسلین و خاتم النبیین و حجه رب العالمین … المرتجی للشفاعه».[72]

« بارلها! درود بفرست بر آقای پیامبران مرسل و آخرین پیامبران و حجت خدای عالمیان … همانكه امید به شفاعت او هست».

[57] . صفات الشیعه صدوق، ص 181، حدیث سی و هفتم.

[58] . من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 376.

[59] . امالی صدوق ص 177.

[60] . تفسیر عیاشی، ج 1، ص 136. و با مختصر تفاوت در محاسن برقی ص 183 وجود دارد.

[61] . محاسن برقی، ص184.

[62] . فضائل الشیعه صدوق ص159، حدیث چهل و پنجم.

[63] . كافی، ج3، ص270، وج6، ص104، و تهذیب ج9، ص 107، و با مختصر تفاوت در من لایحضره الفقیه، ج1، ص133، و همین روایت با مختصر تفاوت از امام صادق ـ علیه السّلام ـ از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در تهذیب، ج9، ص 106 وجود دارد.

[64] . بحار الانوار، ج8، ص59، چاپ جدید، و با مختصرات تفاوت در امالی طوسی، ص63، و بشاره المصطفی، ص55، وجود دارد.

[65] . صفات الشیعه، ص 164، حدیث پنجم.

[66] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 66.

[67] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 125.

[68] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 24، و با مختصر تفاوت در بشاره المصطفی، ص 140 وجود دارد.

[69] . امالی صدوق، ص 5.

[70] . من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 616.

[71] . بحار الانوار، ج 8، ص 44، چاپ جدید.

[72] . مصباح المتهجد شیخ طوسی، ص 284.

مطالب مشابه