امید در قرآن و کتاب مقدس

امید در قرآن و کتاب مقدس

نویسنده:محمد هاشم نعمت الهی

ظلم، ستم، بی عدالتی، حق کشی، قتل، جنگ و غارت عده ای از انسانها توسط عده ای دیگر همواره خرد انسانی را مشغول این فکر کرده است که آیا این وضعیت بر همین منوال خواهد بود یا نه؟ انسانها همواره در طول تاریخ به فراخور فکر و خرد و دین خود در انتظار و آرزومند این بوده اند که بالاخره این مسائل پایان یافته، ظلم و ستم جای خود را به عدل و داد خواهد داد، حق کشی جای خود را به عدالت و رعایت حوق دیگران و قتل و غارت تبدیل به مهر و دوستی و محبت و جنگ تبدیل به صلح خواهد شد. این امید و آرزو و انتظار در ادیان مختلف هم به اشکال وتعابیر گوناگونی بیان گردیده و امید به ظهور منجی و روز آخر یا روز داوری در تمام ادیان و مذاهب وجود داشته است. مسئله ای که هم عقل و هم دین آن را تایید می کند.

چکیده
از ابتدای هبوط حضرت آدم (علیه السلام ) تاکنون همواره انسان در رنج (۱) و سختی فراوان به سر برده است.
ظلم، ستم، بی عدالتی، حق کشی، قتل، جنگ و غارت عده ای از انسانها توسط عده ای دیگر همواره خرد انسانی را مشغول این فکر کرده است که آیا این وضعیت بر همین منوال خواهد بود یا نه؟
انسانها همواره در طول تاریخ به فراخور فکر و خرد و دین خود در انتظار و آرزومند این بوده اند که بالاخره این مسائل پایان یافته، ظلم و ستم جای خود را به عدل و داد خواهد داد، حق کشی جای خود را به عدالت و رعایت حوق دیگران و قتل و غارت تبدیل به مهر و دوستی و محبت و جنگ تبدیل به صلح خواهد شد.
این امید و آرزو و انتظار در ادیان مختلف هم به اشکال وتعابیر گوناگونی بیان گردیده و امید به ظهور منجی و روز آخر یا روز داوری در تمام ادیان و مذاهب وجود داشته است. مسئله ای که هم عقل و هم دین آن را تایید می کند.
در طول تاریخ پیامبران به عنوان کسانی که وظیفه هدایت و ارشاد و انذار مردم را داشته اند به این امید دامن زده و مردم را در این مسیر راهنمایی و هدایت کرده اند، کتابهای مقدس یهودیان، مسیحیان و مسلمانان و تعالیم بودا، زرتشت و هندوئیسم سرشار است از روحیه و امید دادن به مردم که روزی خواهد آمد و مشکلات و مصائبشان حل خواهد شد. و منجیی خواهد آمد که آنها را از زیر بار همه ی بدیها نجات خواهد داد و مردمان بسیاری سالیان سال با این امید زیسته اند و خواهند زیست.
این نوشتار به بررسی مفهوم امید در کتاب مقدس و قرآن کریم می پردازد:

معنای امید
امید به معناى انتظار وقوع خیرى مسرّت بخش می باشد. معانى ترس، توقع، انتظار و شوق نیز براى آن ذکر شده است.(۲)
مستر هاکس در کتاب قاموس کتاب مقدس ذیل عنوان امید می گوید:«امید یعنی آرزو و انتظار از برای چیزهای نیک و مقاصد پسندیده.»(۳)
در اصطلاح علم اخلاق، به راحتى و لذتى که از انتظار تحقق امرى محبوب، در قلب حاصل مى‌شود امید مى‌گویند.(۴)

امید در قرآن
موضوع امید در بسیارى از آیات قرآن کریم با مشتقات واژه «رجاء» و «عسى» طرح شده است.
مَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامی‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۵)
قَالُوا أُوذِینَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِیَنَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَیَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ
گفتند: «پیش از آنکه به سوی ما بیایی آزار دیدیم، (هم اکنون) پس از آمدنت نیز آزار می‌بینیم! (کی این آزارها سر خواهد آمد؟)» گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمین جانشین (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل می‌کنید!»(۶)
در برخى از آیات نیز امید با واژه‌هایى مانند عسى و لعلّ به خداوند نسبت داده شده است.
فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِیبَنَا دَائِرَهٌ فَعَسَى اللَّهُ أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِی أَنفُسِهِمْ نَادِمِینَ
(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!(۷)
ولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَىٰ
اما بنرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد!(۸)
در این‌گونه موارد، اگر نگوییم استعمال امید مجازى است، باید آن را با توجه به انسانها و اعمال و رفتار آنها تصور کرد و گفت خداوند در موارد مزبور خواسته است با این روش مخاطب را نسبت به وقوع امری امیدوار سازد.(۹)
امید عامل حرکت است
بر اساس تعالیم قرآن و روایات امید، عامل حرکت انسان به سوى کمال است، هرکس به چیزى امید داشته باشد، براى رسیدن به آن مى‌کوشد.(۱۰) انجام اعمال مناسب و پرهیز از امور منافى نشانه امید است:
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدًا
بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیازم این است که) به من وحی می‌شود که تنها معبودتان معبود یگانه است؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند!(۱۱)
بنابراین، تنها کسى که از گناهان پرهیز و به وظیفه خود عمل کرده و اسباب امید را فراهم کند، شایسته است به فضل الهى امید داشته باشد، چنان‌که قرآن کریم ایمان، هجرت و جهاد را عوامل امید به رحمت حق دانسته است:
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولٰئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
کسانی که ایمان آورده و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده‌اند، آنها امید به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.(۱۲)
دلیل مطلب یاد شده آن است که هرگونه راحتى قلبى، امید نیست، بلکه امر محبوبى که انسان توقع آن را دارد، اگر بیشتر اسباب آن فراهم بود راحتى قلبى ناشى از انتظار آن امید است و اگر اسباب آن فراهم نبود، غرور و حماقت است و اگر معلوم نبود که اسباب آن موجود است یا معدوم، تمنى و آرزوست.
حرکت تکاملى انسان باید به خداوند، سراى آخرت، لقاى خدا و رحمت الهى منتهى شود و انسان تا به امور یاد شده امید نداشته باشد حرکت تکاملى او تحقق نخواهد یافت. از این رو در قرآن کریم,
امید به خدا:
لَّقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا
مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند.(۱۳)

و جهان آخرت:
وَإِلَىٰ مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ
و ما بسوی «مدین»، برادرشان «شعیب» را فرستادیم؛ گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، و به روز بازپسین امیدوار باشید، و در زمین فساد نکنید!»(۱۴)

لقاء الله:
مَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامی‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۱۵)

و رحمت حق:
أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَیَرْجُو رَحْمَهَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ
(آیا چنین کسی با ارزش است) یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می‌ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو: «آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکّر می‌شوند!»(۱۶)
را مطرح کرده و در حد ضرورت و لزوم از آنها یاد کرده و نیز بیان داشته است که اگر کسى به لقاى الهى امید داشته باشد قطعاً به آن خواهد رسید.
مَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامی‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۱۷)

امید به چه چیزهایی تعلق می گیرد؟
حال این سوال مطرح می شود که امید در قرآن به چه چیزهایی تعلق می گیرد و متعلًّق امید چیست؟
امید در قرآن کریم به امور گوناگونى تعلق گرفته است:

امور عادى و دنیوى
گاهى امید، به امرى دنیوى تعلق گرفته است، چنان که
یعقوب(علیه السلام) امید داشت خداوند همه فرزندان وى را نزد او جمع آورد:
«قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ عَسَى اللَّهُ أَن یَأْتِیَنِی بِهِمْ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ
(یعقوب) گفت: «(هوای) نفس شما، مسأله را چنین در نظرتان آراسته است! من صبر می‌کنم، صبری زیبا (و خالی از کفران)! امیدوارم خداوند همه آنها را به من بازگرداند؛ چرا که او دانا و حکیم است! »(۱۸)
موسى(علیه السلام) امید داشت آتشى بیاورد تا خانواده وى خود را گرم کنند:
« إِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِأَهْلِهِ إِنِّی آنَسْتُ نَارًا سَآتِیکُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِیکُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ
(به خاطر بیاور) هنگامی را که موسی به خانواده خود گفت: «من آتشی از دور دیدم؛ (همین جا توقف کنید؛) بزودی خبری از آن برای شما می‌آورم، یا شعله آتشی تا گرم شوید.»(۱۹)
و همسر فرعون امید داشت موسى(علیه السلام) براى وى و فرعون سودى داشته باشد.
«وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِّی وَلَکَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰ أَن یَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ
همسر فرعون (چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند) گفت: «نور چشم من و توست! او را نکشید شاید برای ما مفید باشد، یا او را بعنوان پسر خود برگزینیم!» و آنها نمی‌فهمیدند (که دشمن اصلی خود را در آغوش خویش می‌پرورانند)! »(۲۰)

امور معنوى و الهى
در آیات فراوانى امید به امور معنوى و الهى تعلق گرفته است؛ مانند:

امید به آخرت
وَإِلَىٰ مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ
و ما بسوی «مدین»، برادرشان «شعیب» را فرستادیم؛ گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، و به روز بازپسین امیدوار باشید، و در زمین فساد نکنید!»(۲۱)

امید به عفو الهى
فَأُولٰئِکَ عَسَى اللَّهُ أَن یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَکَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا
ممکن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد؛ و خداوند، عفو کننده و آمرزنده است.(۲۲)

امید به رحمت حق
وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ
و نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و رسول (خدا) را اطاعت کنید تا مشمول رحمت (او) شوید.(۲۳)

امید به رستگارى
فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَىٰ أَن یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ
اما کسی که توبه کند، و ایمان آورد و عمل صالحی انجام دهد، امید است از رستگاران باشد!(۲۴)

امید به پوشاندن گناهان و وارد کردن به بهشت:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید بسوی خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص؛ امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند، در آن روزی که خداوند پیامبر و کسانی را که با او ایمان آوردند خوار نمی‌کند؛ این در حالی است که نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان در حرکت است، و می‌گویند: «پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانائی!»(۲۵)

امید به هدایت یافتگى
إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَلَمْ یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَىٰ أُولٰئِکَ أَن یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ
مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند.(۲۶)

امید به تقوا
أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ
ای مردم! پروردگار خود را پرستش کنید؛ آن کس که شما، و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، تا پرهیزکار شوید.(۲۷)

امید به شکرگزارى
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
(روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است؛ ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه‌های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را می‌خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید؛ و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید؛ باشد که شکرگزاری کنید!(۲۸)

امید به تعقّل
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، شاید شما درک کنید (و بیندیشید)!(۲۹)

امید به تفکّر
أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَن تَکُونَ لَهُ جَنَّهٌ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّهٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ
آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر درختان آن، نهرها بگذرد، و برای او در آن (باغ)، از هر گونه میوه‌ای وجود داشته باشد، در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (کوچک و) ضعیف دارد؛ (در این هنگام،) گردبادی (کوبنده)، که در آن آتش (سوزانی) است، به آن برخورد کند و شعله‌ور گردد و بسوزد؟! (همین‌طور است حال کسانی که انفاقهای خود را، با ریا و منت و آزار، باطل می‌کنند.) این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)!(۳۰)

امید به تذکّر
وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَىٰ وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذٰلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ
و به مال یتیم، جز به بهترین صورت (و برای اصلاح)، نزدیک نشوید، تا به حد رشد خود برسد! و حق پیمانه و وزن را بعدالت ادا کنید! -هیچ کس را، جز بمقدار تواناییش، تکلیف نمی‌کنیم- و هنگامی که سخنی می‌گویید، عدالت را رعایت نمایید، حتی اگر در مورد نزدیکان (شما) بوده باشد و به پیمان خدا وفا کنید، این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، تا متذکّر شوید!(۳۱)

امید به یقین پیدا کردن به لقاى الهى
اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُّسَمًّى یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُم بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ
خدا همان کسی است که آسمانها را، بدون ستونهایی که برای شما دیدنی باشد، برافراشت، سپس بر عرش استیلا یافت (و زمام تدبیر جهان را در کف قدرت گرفت)؛ و خورشید و ماه را مسخّر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند! کارها را او تدبیر می‌کند؛ آیات را (برای شما) تشریح می‌نماید؛ شاید به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید!(۳۲)

امید به تسلیم
وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَکُم مِّنَ الْجِبَالِ أَکْنَانًا وَجَعَلَ لَکُمْ سَرَابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِیلَ تَقِیکُم بَأْسَکُمْ کَذٰلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ
و (نیز) خداوند از آنچه آفریده است سایه‌هایی برای شما قرار داده؛ و از کوه‌ها پناهگاه‌هایی؛ و برای شما پیراهنهایی آفریده، که شما را از گرما (و سرما) حفظ می‌کند؛ و پیراهنهایی که به هنگام جنگ، حافظ شماست؛ این گونه نعمتهایش را بر شما کامل می‌کند، شاید تسلیم فرمان او شوید!(۳۳)

امید به منع کافران از آسیب‌رساندن به مؤمنان
فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا تُکَلَّفُ إِلَّا نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَى اللَّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنکِیلًا
در راه خدا پیکار کن! تنها مسؤول وظیفه خود هستی! و مؤمنان را (بر این کار،) تشویق نما! امید است خداوند از قدرت کافران جلوگیری کند (حتی اگر تنها خودت به میدان بروی)! و خداوند قدرتش بیشتر، و مجازاتش دردناکتر است.(۳۴)

امید به پیروز کردن مؤمنان
فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِیبَنَا دَائِرَهٌ فَعَسَى اللَّهُ أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِی أَنفُسِهِمْ نَادِمِینَ
(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!(۳۵)

امید به نابود ساختن دشمنان و جانشین کردن مؤمنان در زمین
قَالُوا أُوذِینَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِیَنَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَیَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ
گفتند: «پیش از آنکه به سوی ما بیایی آزار دیدیم، (هم اکنون) پس از آمدنت نیز آزار می‌بینیم! (کی این آزارها سر خواهد آمد؟)» گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمین جانشین (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل می‌کنید!»(۳۶)

امید به توبه الهى
وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَیِّئًا عَسَى اللَّهُ أَن یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
و گروهی دیگر، به گناهان خود اعتراف کردند؛ و کار خوب و بد را به هم آمیختند؛ امید می‌رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد؛ به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است!(۳۷)

امید به هدایت الهى
إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ وَاذْکُر رَّبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَىٰ أَن یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هٰذَا رَشَدًا
مگر اینکه خدا بخواهد! و هرگاه فراموش کردی، (جبران کن) و پروردگارت را به خاطر بیاور؛ و بگو: «امیدوارم که پروردگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند!»(۳۸)

امید به برخوردارشدن از نعمتهاى خداوند
فَعَسَىٰ رَبِّی أَن یُؤْتِیَنِ خَیْرًا مِّن جَنَّتِکَ وَیُرْسِلَ عَلَیْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِیدًا زَلَقًا
شاید پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد؛ و مجازات حساب شده‌ای از آسمان بر باغ تو فروفرستد، بگونه‌ای که آن را به زمین بی‌گیاه لغزنده‌ای مبدّل کند!(۳۹)

امید به ایجاد دوستى بین مؤمنان و دشمنانشان
عَسَى اللَّهُ أَن یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَ الَّذِینَ عَادَیْتُم مِّنْهُم مَّوَدَّهً وَاللَّهُ قَدِیرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
امید است خدا میان شما و کسانی از مشرکین که با شما دشمنی کردند (از راه اسلام) پیوند محبّت برقرار کند؛ خداوند تواناست و خداوند آمرزنده و مهربان است.(۴۰)
در برخى آیات نیز به
راضى شدن رسول اکرم(صلى الله علیه وآله):
فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَىٰ ‌[٢٠-١٣٠] پس در برابر آنچه می‌گویند، صبر کن! و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن؛ تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور؛ و همچنین (برخی) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبیح گوی؛ باشد که (از الطاف الهی) خشنود شوی!(۴۱)
و رسیدن ایشان به مقام محمود که مقام شفاعت است اظهار امید شده است.
وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ عَسَىٰ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا
و پاسی از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافی برای توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد!(۴۲)
در آیاتى، امید به لقاى الهى تعلق گرفته است؛
مانند:
مَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامی‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۴۳)
نوع مفسران در این‌گونه موارد امید ]به] خدا را با حذف مضاف به معناى امید به ثواب و نعمت خداوند گرفته یا با تأویل بردن کلمه «یرجوا» به معناى «یخاف» و «یَخْشى»، جمله «یرجوا اللّه» را «از خدا مى‌ترسند» معنا مى‌کنند؛ لیکن تحقیق در این زمینه آن است که آیه از معناى ظاهر و حقیقى خود خارج نگشته و در تفسیر آن به اراده خلاف ظاهر یا تقدیر گرفتن احتیاجى نیست، بر این اساس امید به خداوند مفهوم لطیف خود را دارد، زیرا رجاء و امید به ثواب الهى مرتبه‌اى از امید براى انسانهایى است که خداوند را از روى حجاب مى‌شناسند و به او ایمان دارند؛ امّا متعلق امید انسانهاى اهل یقین، خود خداوند سبحان است؛ به گفته‌اى دیگر: امید به خدا به معناى تعلق قلب به خداوند و ایمان به اوست، چنان‌که رسول‌خدا(صلى الله علیه وآله)و ائمه هدى(علیهم السلام) در دعاها و مناجاتهایشان خداوند سبحان را تنها امید خود: «اللّهم أنت الْمُرْجى» «اللّهم أنت المَرْجُوّ» «أنت رجائی» و نهایت امید خویش در مسیر بازگشت، «إنّک… و غایه رجائی فى منقلبی و مثوای» دانسته‌اند.
ازاین‌رو انسانهاى کامل برخلاف دیگر انسانها که متعلق امید آنان ثواب، نعمت و بهشت بوده و از کیفر الهى بیمناک‌اند، متعلق امید و بیم آنها وصل و هجران خداوند سبحان است، چنان‌که در دعاى کمیل آمده است: «فهبنی یا الهی و سیدی و مولای و ربّی صبرتُ على عذابک فکیف أصبر على فراقک»

گستره ی امید در قرآن کریم
قرآن گستره و وسعت امید را تا کجا می داند؟ آیا گستره ی امید تا همین دنیاست یا به جهان آخرت هم می رسد؟
همه انسانها به نوعى امیدوارند؛ امّا هرگز وسعت محدوده امید انسان مادّى که تنها به دنیا و نعمتهاى زوال‌پذیر آن دل بسته است به اندازه محدوده امید انسان الهى نیست که افزون بر نعمتهاى دنیا
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ
بگو: «چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟!» بگو: «اینها در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند؛ ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود.» این گونه آیات (خود) را برای کسانی که آگاهند، شرح می‌دهیم! (۴۴)
چشم روشنى او در نعمتهاى ماندگار آخرت
لَّقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا ‌[٣٣-٢١] مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند.(۴۵)
و بالاتر از آن لقاى الهى
مَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ‌کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامی‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۴۶)
است
و اساساً این دو قابل قیاس نیستند:
وَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَزِینَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَىٰ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِیهِ کَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ثُمَّ هُوَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ
آنچه به شما داده شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است؛ و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا اندیشه نمی‌کنید؟! *آیا کسی که به او وعده نیکو داده‌ایم و به آن خواهد رسید، همانند کسی است که متاع زندگی دنیا به او داده‌ایم سپس روز قیامت (برای حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟!(۴۷)
از جمله تفاوتهاى اساسى و بنیادین بین موحدان و غیر آنان تفاوت در کیفیت نگرش به فرجام انسانها و چگونگى سرانجام وضع زمین است؛ پیروان ادیان الهى براساس داده‌هاى کتب آسمانى، معتقد به ظهور و بروز منجى انسانها بوده و جهان را به سوى صلح و صفا در حرکت مى‌بینند و به فرا رسیدن روزى امید دارند که متقیان و صالحان بر دنیا حکومت کنند:
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!»(۴۸)
انسانهاى بهره‌مند از تعلیمات انبیا و مؤمن به غیب بر این باورند که زندگى همراه با سعادت، خوشبختى و مقرون با عدل و آزادى در انتظار بشر است؛ امّا انسان مادى مسلک که از تعلیمات پیامبران و غیب بهره‌اى ندارد ممکن است به آینده بشر بدبین بوده و حتى احتمال دهد که زندگى بشر قبل از رسیدن به کمال خاتمه یافته و عمر جهان به انجام برسد،
ازاین‌رو شیعه با الهام از تعالیم نورانى معصومین(علیهم السلام)به فرا رسیدن روزى امیدوار است که جهان با ظهور حضرت قائم(عج) از ظلم و بیداد رهایى یافته و از عدل و داد پرشود، زمین برکات خود را ظاهر کند و تهیدستى یافت نشود و این همان تحقق معناى سخن خداوند است که عاقبت از آن متقیان است، چنان که باطل از بین رفتنى و حق پایدار و ثابت است:
أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَهٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَدًا رَّابِیًا وَمِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْیَهٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ کَذٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ ‌خداوند از آسمان آبی فرستاد؛ و از هر درّه و رودخانه‌ای به اندازه آنها سیلابی جاری شد؛ سپس سیل بر روی خود کفی حمل کرد؛ و از آنچه (در کوره‌ها،) برای به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگی، آتش روی آن روشن می‌کنند نیز کفهایی مانند آن به وجود می‌آید -خداوند، حق و باطل را چنین مثل می‌زند!- امّا کفها به بیرون پرتاب می‌شوند، ولی آنچه به مردم سود می‌رساند [= آب یا فلز خالص ] در زمین می‌ماند؛ خداوند اینچنین مثال می‌زند!(۴۹)
و کسانى که به ایام اللّه ـ که براساس روایتى از مصادیق آن، روز ظهور حضرت مهدى(عج) و رجعت ائمه(علیهم السلام)است ـ امید ندارند باید منتظر کیفر سخت الهى باشند:
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ بلکه ما حق را بر سر باطل می‌کوبیم تا آن را هلاک سازد؛ و این گونه، باطل محو و نابود می‌شود! امّا وای بر شما از توصیفی که (درباره خدا و هدف آفرینش)می‌کنید!(۵۰)

آثار امید در قرآن کریم
آثار امید در زندگی مردم بر اساس آموزه های قرآن کریم کدام است؟
از آیات قرآن مى‌توان آثار گوناگونى براى امید استفاده کرد؛ از جمله:
صدور اعمال صالح
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدًا ‌[١٨-١١٠] بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیازم این است که) به من وحی می‌شود که تنها معبودتان معبود یگانه است؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند!(۵۱)
صبر در برابر مشکلات:
وَلَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِن تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا
و در راه تعقیب دشمن، (هرگز) سست نشوید! (زیرا) اگر شما درد و رنج می‌بینید، آنها نیز همانند شما درد و رنج می‌بینند؛ ولی شما امیدی از خدا دارید که آنها ندارند؛ و خداوند، دانا و حکیم است.(۵۲)
برخورد نیکو با مستمندان:
وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَهٍ مِّن رَّبِّکَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّیْسُورًا (۵۳)
و هرگاه از آنان [= مستمندان‌] روی برتابی، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشی (تا گشایشی در کارت پدید آید و به آنها کمک کنی)، با گفتار نرم و آمیخته با لطف با آنها سخن بگو!
۳-۵- امید بخش ترین آیات قرآن کدامند:
برخى درصدد برآمده‌اند تا امید بخش‌ترین آیات را شناسایى کنند.
در این زمینه آیات زیل ذکرشده است:
إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذٰلِکَ لِمَن یَشَاءُ وَمَن یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِیمًا
خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.(۵۴)
به نقل حضرت امیرالمؤمنین از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)امیدبخش‌ترین آیات، این آیه است:
وَأَقِمِ الصَّلَاهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذٰلِکَ ذِکْرَىٰ لِلذَّاکِرِینَ
در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین می‌برند؛ این تذکّری است برای کسانی که اهل تذکّرند!(۵۵)
برخى از امام باقر(علیه السلام)نقل کرده‌اند که امیدبخش‌ترین آیات، این آیه سوره ی ضحی است:
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ
و بزودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی!(۵۶)
۳-۶- آیا امید به تنهایی کافی است؟
برخى، از آیات لزوم همراهى خوف و رجا را استفاده کرده‌اند:
نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ‌** وَأَنَّ عَذَابِی هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِیمُ
بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم! **و (اینکه) عذاب و کیفر من، همان عذاب دردناک است(۵۷)
زیرا آیه اول بشارت به مغفرت و رحمت الهى و آیه دوم انذار به عذاب دردناک است. جالب‌تر از آیه یاد شده در این باره این آیه ی سوره ی آل عمران است:
یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ
روزی که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر می‌بیند؛ و آرزو می‌کند میان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانیِ زیادی باشد. خداوند شما را از (نافرمانی) خودش، برحذر می‌دارد؛ و (در عین حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.»(۵۸)
و لطیف‌تر از آیات پیشین آیه ۳۳ سوره ی «ق» است؛ آنجا که مى‌فرماید:
مَّنْ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِیبٍ
آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود!(۵۹)
زیرا خوف و خشیت، به رحمان که بیانگر رحمت الهى است معلق شده تا دربردارنده خوف در متن امنیت باشد.
در آیه‌اى نیز به خوف و رجاى اولیاى الهى، تصریح شده است:
أُولٰئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِیلَهَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُورًا
کسانی را که آنان می‌خوانند، خودشان وسیله‌ای (برای تقرب) به پروردگارشان می‌جویند، وسیله‌ای هر چه نزدیکتر؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!(۶۰)
راز لزوم همراهى بیم و امید این است که تقویت یک جانبه روح امید در انسان آفاتى در پى دارد؛ بر پایه روایتى امید و بیم همواره باید توأم باشد، تا انسان با داشتن امید از خطر ورود در زمره کافران رهایى یافته و با دارا بودن بیم، خود را از مکر الهى در امان نبیند:
یَا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ
پسرانم! بروید، و از یوسف و برادرش جستجو کنید؛ و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می‌شوند!»(۶۱)
امیرمؤمنان، امام على(علیه السلام) بیم و امید را به دو بالى تشبیه مى‌کند که انسان [بنده [با آن به سوى رضوان الهى پر مى‌کشد و دو چشمى که به وسیله آن وعده‌ها و وعیدهاى خدا را مى‌بیند.
از مسائلى که در باره همراهى بیم و امید مطرح شده لزوم، برابرى یا ترجیح یکى از آن دو است؛ امام باقر(علیه السلام)فرمودند: بنده مؤمنى نیست مگر اینکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امید، که هر یک اگر وزن شود از دیگرى فزون‌تر و سنگین‌تر نخواهد بود.

ابن‌عربى مى‌گوید: سزاوار است در هنگام احتضار امید انسان بر بیم او غلبه کند؛ ولى قبل از آن باید خوف و رجاى انسان یکسان باشد.

نا امید ی و یأس و آثار آن در قرآن
نظر قرآن در باره ی نا امیدی و یأس چیست؟
ناامیدى:
یأس و ناامیدى از رحمت خدا از گناهان کبیره است و خداوند از آن نهى کرده است:
قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ‌[٣٩-۵٣] بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.(۶۲)
و تنها گمراهان:
قَالَ وَمَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَهِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ ‌[١۵-۵۶] گفت: «جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می‌شود؟!»(۶۳)
و کافران از رحمت حق ناامیدند.
یَا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ
پسرانم! بروید، و از یوسف و برادرش جستجو کنید؛ و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می‌شوند!»(۶۴)
در ادعیه و روایات اهل بیت(علیهم السلام)برخى از گناهان موجب ناامیدى شخص دانسته شده است..
انسان باید در هر شرایطى به رحمت خدا امیدوار باشد، زیرا گاهى در اوج ناامیدى رحمت حق شامل حال بندگانش مى‌شود
وَهُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَیَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ
او کسی است که باران سودمند را پس از آنکه مأیوس شدند نازل می‌کند و رحمت خویش را می‌گستراند؛ و او ولیّ و (سرپرست) و ستوده است.(۶۵)
کفر به آیات خدا و لقاى الهى را عامل ناامیدى از رحمت حق دانسته است:
وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولٰئِکَ یَئِسُوا مِن رَّحْمَتِی وَأُولٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
کسانی که به آیات خدا و دیدار او کافر شدند، از رحمت من مأیوسند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است!(۶۷)

و در آیاتى دیگر تأکید شده است که نباید هنگام وقوع سختیها و مشکلات از رحمت حق ناامید شد:
لَّا یَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاءِ الْخَیْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیَؤُوسٌ قَنُوطٌ
انسان هرگز از تقاضای نیکی (و نعمت) خسته نمی‌شود؛ و هرگاه شرّ و بدی به او رسد، بسیار مأیوس و نومید می‌گردد!(۶۸)
ناامیدى از لقاى الهى و آخرت، داراى پیامدهاى ناگوارى مانند داخل شدن در آتش جهنم:
إِنَّ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ ‌*أُولٰئِکَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ
آنها که ایمان به ملاقات ما (و روز رستاخیز) ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند، و *آنها که از آیات ما غافلند، (همه) آنها جایگاهشان آتش است، بخاطر کارهایی که انجام می‌دادند!(۶۹)
رها شدن در طغیان:
وَلَوْ یُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَیْرِ لَقُضِیَ إِلَیْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ
اگر همان گونه که مردم در به دست آوردن «خوبی»ها عجله دارند، خداوند در مجازاتشان شتاب می‌کرد، (بزودی) عمرشان به پایان می‌رسید (و همگی نابود می‌شدند)؛ ولی کسانی را که ایمان به لقای ما ندارند، به حال خود رها می‌کنیم تا در طغیانشان سرگردان شوند!(۷۰)
درخواستهاى نادرست از پیامبران(علیهم السلام):
وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالَ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یُوحَىٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ
و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‌شود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند می‌گویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) می‌ترسم!»(۷۱)
و نزول عذاب الهى است:
وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْیَهِ الَّتِی أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ یَکُونُوا یَرَوْنَهَا بَلْ کَانُوا لَا یَرْجُونَ نُشُورًا
آنها [= مشرکان مکّه‌] از کنار شهری که باران شرّ [= بارانی از سنگهای آسمانی‌] بر آن باریده بود [= دیار قوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند؟! (آری، می‌دیدند) ولی به رستاخیز ایمان نداشتند!(۷۲)

امید در کتاب مقدس
امید یعنی آرزو و انتظار از برای چیزهای نیک و مقاصد پسندیده.(۷۳) در کتاب مقدس از دو کلمه ی امید و انتظار برای رساندن معنی امید استفاده شده است. در نامه اول قرنتیان (۱۰:۹) اینگونه می خوانیم:
«بلی برای ما مکتوب است که شخم کننده می‌باید به امید شخم نماید و خورد کننده خرمن در امید یافتن قسمت خود باشد.»(۷۴)
یا در نامه به رومیان(۲۲:۸):
«در انتظار پسر خواندگی یعنی خلاصی جسم خود»
این امید با توجه و انتظار بدست می آید، انتظاری که سرمنشاء نجات و برکاتی است که نجات در پی دارد. برکاتی که هم در دنیا و هم در آخرت می باشد. نجات هم به وسیله ی لیاقت و توجهی است که به حضرت عیسی(ع) اعطا گردیده است.
کتاب مقدس(۷۵) به امید توجه خاصی نموده است و برای امید در زندگی یک فرد مسیحی نقش خاصی قائل شده است.در عهد عتیق و جدید(۷۶) در مورد امید و نجات بشر آیات فراوانی آمده است. به طور مثال: در نامه اول قرنطیان (۱۳:۱۳) اینگونه می خوانیم:
«و الحال این سه چیز باقیست یعنی ایمان و امید و محبّت امّا بزرگتر از اینها محبّت است.»(۷۷)
امید به معنی صبر می باشد:
برای مسیحیان کلمه ی امید حائز اهمیت بسیاری است، زیرا که تحقق وعده های خدا و میراث فرزند خواندگی و نجات را نه در جهان کنونی بلکه در عالم آتی تجربه خواهند کرد. در حال حاضر نجات و هدیه ی روح القدس و وعده ها همگی ودیعه و بیعانه ی آن نجات کاملی است که در روز آخر نصیب ایشان می گردد:
«که بیعانه میراث ما است برای فدای آن ملک خاصّ او تا جلال او ستوده شود»(۷۸)
میراث کامل، نجات کامل، و خلاصی از جسم خود همگی در آینده به وقوع خواهد پیوست. از این جهت است که «امید»از چنین ارزش گرانقدری برخوردار می شود. پس مسیحیان به واسطه ی امیدواریشان با صبر انتظار می کشند:
«۲۲:در انتظار پسر خواندگی یعنی خلاصی جسم خود۲۳: زیرا که به امید نجات یافتیم لکن چون امید دیده شد دیگر امید نیست زیرا آنچه کسی بیند چرا دیگر در امید آن باشد۲۴: امّا اگر امید چیزی را داریم که نمی‌بینیم با صبر انتظار آن می‌کشیم»(۷۹)
«زیرا مسکین همیشه فراموش نخواهد شد امید حلیمان تا به ابد ضایع نخواهد بود.»(۸۰)
«خوب است که انسان امیدوار باشد و با سکوت انتظار نجات یَهُوَه را بکشد.برای انسان نیکو است که یوغ را در جوانی خود بردارد.به تنهایی بنشیند و ساکت باشد زیرا او آنرا بر وی نهاده است.دهان خود را برخاک بگذارد که شاید امید باشد.رخسار خود را به زنندگان بسپارد و از خجالت سیر شود.زیرا یَهُوَه تا به ابد او را ترک نخواهد نمود.زیرا اگر چه کسی را محزون سازد لیکن برحسب کثرت رأفت خود رحمت خواهد فرمود.»(۸۱)
« زیرا که شما را صبر لازم است تا اراده خدا را بجا آورده وعده را بیابید. زیرا که “بعد از اندک زمانی آن آینده خواهد آمد و تأخیر نخواهد نمود.»(۸۲)
در کتاب مقدس به چه چیزهایی تعلق می گیرد؟
مادی و دنیایی:
مانند امید روت(۸۳) به ازدواج:
« ای دخترانم برگشته راه خود را پیش گیرید زیرا که برای شوهر گرفتن زیاده پیر هستم و اگر گویم که امید دارم و امشب نیز به شوهر داده شوم و پسران هم بزایم»(۸۴)
یا امید برای سلامتی:
«برای سلامتی انتظار کشیدیم اما هیچ خیر حاصل نشد و برای زمان شفا و اینک آشفتگی پدید آمد.»(۸۵)
یا امید درخت به رویش:
« زیرا برای درخت امیدی است که اگر بریده شود باز خواهد رویید و رمونهایش نابود نخواهد شد »(۸۶)
امور معنوی و امید به مسیح و نجات او:
امید به خدا:در کتاب مقدس مخصوصا در عهد عتیق امید به خدا تعلق گرفته است:
«ای جانم چرا منحنی شده ای و چرا در من پریشان گشته ای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت.»(۸۷)
« ای جان من چرا منحنی شده ای؟ و چرا در من پریشان گشته ای؟ امید بر خدا دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت که نجات روی من و خدای من است.»(۸۸)
«ای جان من فقط برای خدا خاموش شو زیرا که امید من از وی است.» (۸۹)
«و اما من دائما امیدوار خواهم بود و بر همه تسبیح تو خواهم افزود.» (۹۰)
«اگر چه مرا بکشد برای او انتظار خواهم کشید. لیکن راه خود را به حضور او ثابت خواهم ساخت.»(۹۱)
«اگر مرد بمیرد بار دیگر زنده شود؟ در تمامی روزهای مجاهده خود انتظار خواهم کشید تا وقت تبدیل من برسد.»(۹۲)
«زیرا که برای این زحمت و بی‌احترامی می‌کشیم زیرا امید داریم به خدای زنده که جمیع مردمان علی‌الخصوص مؤمنین را نجات‌دهنده است.»(۹۳)
یا به یهوه تعلق گرفته است،
امید به یهوه:
«و الآن ای یَهُوَه برای چه منتظر باشم؟ امید من بر تو میباشد. »(۹۴)
«اسرائیل برای یَهُوَه امیدوار باشند زیرا که رحمت نزد یَهُوَه است و نزد اوست نجات فراوان.»(۹۵)
«خوشابحال آنکه خدای یعقوب مددکار اوست که امید او بر یَهُوَه خدای وی میباشد»(۹۶)
«قوی باشید و دل شما را تقویت خواهد داد ای همگانی که برای یَهُوَه انتظار میکشید!»(۹۷)
«انتظار بسیار برای یَهُوَه کشیده ام و به من مایل شده فریاد مرا شنید.»(۹۸)
«و از این سبب یَهُوَه انتظار میکشد تا بر شما رأفت نماید و از این سبب برمیخیزد تا بر شما ترحم فرماید چونکه یَهُوَه خدای انصاف است. خوشابحال همگانی که منتظر وی باشند.»(۹۹)
امید به مسیح: مسیح امید تمام مؤمنین است، چونکه تمام اعتماد ایشان بر اوست،و او را نجات دهنده نامیده اند زیرا بر حسب قول فرشته آن حضرت‌آمد تا قوم خود را از گناه نجات بخشد:
«و او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.»(۱۰۰)
«و به زن گفتند که بعد از این بواسطه سخن تو ایمان نمی‌آوریم زیرا خود شنیده و دانسته‌ایم که او در حقیقت مسیح و نجات‌دهنده عالم است.»(۱۰۱)
«خدای پدران ما آن عیسی را برخیزانید که شما به صلیب کشیده کشتید. او را خدا بر دست راست خود بالا برده سرور و نجات‌دهنده ساخت تا اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بدهد.»(۱۰۲)
«پولس رسول عیس مسیح به حکم نجات دهنده ما خدا و مسیح عیسی خداوند که امید ما است»(۱۰۳)
«و اشعیا نیز میگوید که “ریشه یسا خواهد بود و آنکه برای حکمرانی امتها مبعوث شد امید امتها بر وی خواهد بود.”»(۱۰۴)
«و آن امید مبارک و تجلی جلال خدای عظیم و نجات‌دهنده خود ما عیسی مسیح را انتظار کشیم»(۱۰۵)
«و اما مسیح مثل پسر برخانه او. و خانه او ما هستیم به‌شرطی که تا به انتها به دلیری و فخرِ امید‌ِ خود متمسک باشیم.»(۱۰۶)
«و به نام او امتها امید خواهند داشت.»(۱۰۷)
امید به ظهور ثانوی او:و در آمدن ثانوی به امید جلال ایشان صورت می گیرد. و تحقق فعلی پیدا می کند:
«و ما او را اعلان می‌نمائیم در حالتی که هر شخص را تنبیه می‌کنیم و هر کس را به هر حکمت تعلیم می‌دهیم تا هر کس را کامل در مسیح عیسی حاضر سازیم»(۱۰۸)
«آن امید مبارک و تجلی جلال خدای عظیم و نجات دهنده خود ما عیسی مسیح را انتظار کشیم که خود را در راه ما فدا ساخت تا ما را از هر ناراستی برهاند و امّتی برای خود ظاهر سازد که ملک خاصّ او و غیور در اعمال نیکو باشند»(۱۰۹)
«که خدا اراده نمود تا بشناساند که چیست دولت جلال این سر‌ّ در میان امتها که آن مسیح در شما و امید جلال است.»(۱۱۰)
«زیرا که شما را صبر لازم است تا اراده خدا را بجا آورده وعده را بیابید. زیرا که بعد از اندک زمانی آن آینده خواهد آمد و تأخیر نخواهد نمود.»(۱۱۱)
«اما از آنروز و ساعت هیچکس اطّلاع ندارد حتّی ملائکه آسمان جز پدر من و بس. پس بیدار باشید زیرا که نمیدانید در کدام ساعت سرور شما می‌آید.»(۱۱۲)
«و هرکس که این امید را بر وی دارد خود را پاک میسازد چنانکه او پاک است.»(۱۱۳)
امید و انتظارِ ملکوت خداوند:
«و چون فریسیان از او پرسیدند که ملکوت خدا کی می‌آید او در جواب ایشان گفت: “ملکوت خدا با مراقبت نمی‌آید و نخواهند گفت که در فلان یا فلان جاست. زیرا اینک ملکوت خدا در میان شما است.” و به شاگردان خود گفت: “ایامی می‌آید که آرزو خواهید داشت که روزی از روزهای پسر انسان را بینید و نخواهید دید. و به شما خواهند گفت اینک در فلان یا فلان جاست مروید و تعاقب آن مکنید. زیرا چون برق که از یک جانب زیر آسمان لامع شده تا جانب دیگر زیر آسمان درخشان میشود پسر انسان در یوم خود همچنین خواهد بود. لیکن او‌ّل لازم است که او زحمت بسیار بیند و از این فرقه مطرود شود.»(۱۱۴)
«پس شما به اینطور دعا کنید:
ای پدر ما که در آسمانی نام تو مقد‌ّس باد.ملکوت تو بیاید. اراده تو چنانکه در آسمان است برزمین نیز کرده شود.نان کفاف ما را امروز به ما بده.و قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم.و ما را در آزمایش میاور بلکه از شریر ما را رهایی ده.زیرا ملکوت و قو‌ّت و جلال تا ابدالآباد از آن تو است آمین.“»(۱۱۵)

گستره ی امید در کتاب مقدس:
امید به مسیح و نجات او تنها در این دنیا نیست و در آن دنیا نیز ادامه می یابد:
«اگر فقط در این جهان در مسیح امیدواریم از جمیع مردم بدبخت‌تریم.»(۱۱۶)
«که او را تا ابدالآباد جلال باد آمین»(۱۱۷)
«لیکن ما که از روز هستیم هشیار بوده جوشن ایمان و محبت و خودِ امید نجات را بپوشیم. زیرا خدا ما را تعیین نکرد برای غضب بلکه بجهت تحصیل نجات بوسیله سرور ما عیسی مسیح که برای ما مرد تا خواه بیدار باشیم و خواه خوابیده همراه وی زیست کنیم.»(۱۱۸)
«بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است که سرور داورِ عادل در آنروز به من خواهد داد و نه به من فقط بلکه نیز به همه کسانی که ظهور او را دوست میدارند.»(۱۱۹)

آثار امید در کتاب مقدس:
امید باعث شادمانی می گردد:
«انتظار عادلان شادمانی است اما امید شریران ضایع خواهد شد.»(۱۲۰)
«در امید مسرور و در مصیبت صابر و در دعا مواظب باشید.»(۱۲۱)
امید باعث شرمساری نمی شود:
«و امید باعث شرمساری نمیشود زیرا که محبت خدا در دلهای ما به روح القدس که به ما عطا شد ریخته شده است.»(۱۲۲)

ناامیدی و آثار آن در کتاب مقدس:
چون بی ایمانان معتقد به خدا نیستند امید هم ندارند:
«لهذا به یاد آورید که شما در زمان سلف (ای امتهای در جسم که آنانی که به اهل ختنه نامیده میشوند اما ختنه ایشان در جسم و ساخته شده به دست است شما را نامختون میخوانند) که شما در آنزمان از مسیح جدا و از وطنیتِ خاندانِ اسرائیل اجنبی و از عهدهای وعده بیگانه و بی‌امید و بی‌خدا در دنیا بودید»(۱۲۳)
نا امیدان محزون و ناراحتند:
«اما ای برادران نمیخواهیم شما از حالت خوابیدگان بی‌خبر باشید که مبادا مثل دیگران که امید ندارند محزون شوید. »(۱۲۴)
نا امیدان خجل می شوند:
«ای خداوند که امید اسرائیل هستی همگانی که تو را ترک نمایند خجل خواهند شد.»(۱۲۵)

نتیجه:
بر امید به نجات، آمدن منجی و روز قیامت و داوری در قرآن کریم و کتاب مقدس تاکید فراوان شده است. اما امید در قرآن و کتاب مقدس دارای اشتراکات و تفاوت هایی است:
در هر دو کتاب بر موضوع منجی تاکید شده است. اما اینکه منجی کیست، کتاب مقدس منجی را حضرت عیسی مسیح (ع) و بر اساس تفاسیر آیات قران کریم و روایات منجی مسلمانان حضرت مهدی (عج) می باشد.
در کتاب مقدس و قرآن کریم به مسئله داوری و روز قیامت پرداخته شده است. در هردو کتاب تاکید شده است که زمان روز داوری را فقط خدا می داند.
در کتاب مقدس و قرآن بر روی مسئله امید و انتظار تاکید شده است، قرآن کریم امید را عامل تفکر، تعقل، حرکت و…. می داند در کتاب مقدس و خاصه عهد عتیق معنای امید با آنچه در قرآن آمده است مشترک است امادر عهد جدید بر اساس آموزه های پولس و تحریفاتی که در این دین صورت داده است به معنی صبر، سکون و ایستایی آمده است.(۱۲۶)
نا امیدی و یاس در هردو کتاب مذموم و ناپسند می باشد و دارای پیامد های ناگواری است.
منابع:
۱- دائره المعارف قرآن کریم
۲- قاموس کتاب مقدس
۳- قرآن کریم، ترجمه ی آیت الله العظمی مکارم شیرازی
خوانندگان گرامی می توانند جهت مطالعه بیشتر به:
۷-۱- تفاسیر المیزان و نمونه
۷-۲- کتاب مقدس
۷-۳- قرآن کریم
۷-۴- مهدی تجسم امید و نجات،عزیز الله حیدری
۷-۵- اندیشه ی انتظار، احمد زمانی
مراجعه فرمایند.

پی‌نوشت‌ها:

۱/ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ، بلد، ۹۰:۴
۲/ شاید بتوان گفت این معانى به لوازم معناى امید یا به بخشى از آن اشاره دارد، زیرا از آن رو که امید به چیز هایی تعلق می گیرد که ممکن است واقع شوند نه قطعى، و ترس از تحقق نیافتن آن وجود دارد امید را به خوف معنا کرده‌اند و از آن رو که امید، به امرى خیر و مسرّت تعلق می پذیرد و طبعاً موجب اشتیاق شخص امیدوار به آن امر شده و حالت انتظار و توقع به او دست مى‌دهد، امید را به توقع و شوق و انتظار معنا کرده‌اند.
۳/ مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، سال ۱۳۸۳، صفحه ی ۱۰۸، ذیل عنوان امید.
۴/ مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائره المعارف قرآن کریم، چاپ دوم، سال ۱۳۸۸، صفحه ی ۴۰۲، ذیل کلمه ی امید.
۵/ عنکبوت، ۲۹
۶/ اعراف،۱۲۹
۷/ مائده، ۵۲
۸/ طه، ۴۴
۹/ مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائره المعارف قرآن کریم، چاپ دوم، سال ۱۳۸۸، صفحه ی ۴۰۲، ذیل کلمه ی امید.
۱۰/ نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰؛ الکافى، ج ۲، ص ۶۸ ؛ تحف‌العقول، ص ۲۱۳، ۳۶۲/
۱۱/ ۱۱۰
۱۲/ بقره، ۲۱۸
۱۳/ احزاب،۲۱
۱۴/ عنکبوت،۳۶
۱۵/ عنکبوت، ۵
۱۶/ زمر،۹
۱۷/ عنکبوت، ۵
۱۸/ یوسف، ۸۳
۱۹/ نمل،۷
۲۰/ قصص،۹
۲۱/ عنکبوت، ۳۶
۲۲/ نساء، ۹۹
۲۳/ نور،۵۶ و همچنین آیه (اسراء، دلالت بر این معنا دارد.
۲۴/ قصص،۶۷ و همچنین آیه (آل عمران،۲۰۰) دلالت بر این معنا دارد.
۲۵/ تحریم، ۸
۲۶/ توبه،۱۸ و همچنین آیه (آل عمران، ۱۰۳) دلالت بر این معنا دارد.
۲۷/ بقره، ۲۱
۲۸/ بقره، ۱۸۵
۲۹/ یوسف،۲
۳۰/ بقره، ۲۶۶
۳۱/ انعام، ۱۵۲
۳۲/ رعد، ۲
۳۳/ نحل، ۸۱
۳۴/ نساء -۸۴
۳۵/ مائده -۵۲
۳۶/ اعراف،۱۲۹
۳۷/ توبه، ۱۰۲
۳۸/ کهف،۲۴
۳۹/ کهف،۴۰
۴۰/ ممتحنه، ۷
۴۱/ طه، ۱۲۰
۴۲/ اسراء – ۷۹
۴۳/ عنکبوت،۵ و احزاب،۲۱ شبیه این مضمون نیز در آیه (ممتحنه، ۶) آمده است.
۴۴/ اعراف،۳۲
۴۵/ احزاب، ۲۱
۴۶/ عنکبوت،۵
۴۷/ قصص، ۶۰و۶۱
۴۸/ انبیاء، ۱۰۵
۴۹/ رعد،۱۷ و همچنین آیات (اسراء، ۸۱ و انفال،۸ و انبیاء،۱۸ ) نیز دلالت بر این معنا دارد.
۵۰/ جاثیه، ۱۴
۵۱/ کهف،۱۱۰
۵۲/ نساء، ۶۴
۵۳/ اسراء،۲۸
۵۴/ نساء،۴ و همچنین آیات (نساء، ۱۱۰ و زمر، ۵۳ و شوری، ۳۰ و اسراء،۸۴)
۵۵/ هود، ۱۱۴
۵۶/ ضحی، ۵
۵۷/ حجر،۴۹و۵۰
۵۸/ آل عمران،۳۰ و لطیف‌تر از آیات پیشین آیه ۳۳ سوره ی «ق» است
۵۹/ ق‌،۳۳
۶۰/ اسراء، ۵۷
۶۱/ یوسف، ۸۷ و همچنین آیه ی (اعراف،۹۹) نیز دلالت بر این معنی دارد.
۶۲/ زمر، ۵۳
۶۳/ حجر، ۵۶
۶۴/ یوسف، ۸۷
۶۵/ شوری، ۲۸ ونیز روم، ۴۹ و یوسف، ۱۱۰
۶۶/ عنکبوت، ۲۳
۶۷/ فصلت، ۴۹ و نیز: هود، ۹ و اسراء، ۸۳ و روم، ۳۶
۶۸/ یونس، ۷و۸
۶۹/ یونس، ۱۱
۷۰/ یونس، ۱۵ و فرقان، ۲۱
۷۲/ فرقان، ۴۰ و جاثیه، ۱۴
۷۳/ مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، سال ۱۳۸۳، صفحه ی ۱۰۸، ذیل عنوان امید.
۷۴/ کتاب مقدس(عهد عتیق و عهد جدید)، مترجم انجمن کتاب مقدس، چاپ دوم در ایران۱۹۸۷،
۷۵/ کتاب مقدس یا عهدین همان کتاب آسمانی مورد ادعای یهودیان و مسیحیان است که شامل عهد عتیق و عهد جدید می شود.
۷۶/ عهد عتیق (قدیم) اسمی است که مسیحیان آن را در مقابل عهد جدید که مژده آن در قسمت های عهد عتیق آمده است (ارمیا باب ۳۱ آیه ۳۳) به تورات و سایر کتب خاص یهود داده اند. منظور از عهد جدید نیز همان ایمان به شریعت عیسوی علیه السلام می باشد. عهد عتیق، عهدی دو جانبه (وَأَوْفُواْ بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ) است: یک سوی این عهد پیمان خدا با بنی‌اسراییل مبنی بر پاداش دنیایی دادن به بنی‌اسراییل است و سوی دیگر این عهد، پیمان بنی‌اسراییل با خدا است.
۷۷/ همان
۷۸/ افسسیان (۱۴:۱)
۷۹/ رومیان (۲۲،۲۳،۲۴:۸)
۸۰/ مزامیر(۱۸:۹)
۸۱/ مراثی(۲۶:۳-۳۲)
۸۲/ نامه به عبرانیان (۳۶،۳۷:۱۰)
۸۳/ زن<موآبی>بود که با مادر شوهرخود<نعومی>به زمین یهودا مراجعت کرد.احتمال میرود که اینمطلب در زمان<جدعون>واقع شد.پس از آن به<بوعز>که ازخویشاوندان و منسوبان شوهر<نعومی>بودمنکوحه شد از این نکاح داود ملک (ع) که عیسی مسیح (ع)از نسل او بود بوجود آمد.مت ۱:۵/
۸۴/ روت (۱۱:۱)
۸۵/ ارمیاء نبی (۱۵:۸)
۸۶/ ایوب (۷:۱۴)
۸۷/ مزامیر(۵:۴۲)
۸۸/ مزامیر(۵:۴۳)
۸۹/ مزامیر(۵:۶۲)
۹۰/ مزامیر(۱۴:۷۱)
۹۱/ ایوب(۱۵:۱۳)
۹۲/ ایوب (۱۴:۱۱۴)
۹۳/ او‌ّل تیموتاؤس (۹:۴)
۹۴/ مزامیر(۷:۳۹)
۹۵/ مزامیر(۷:۱۳۰)
۹۶/ مزامیر(۵:۱۴۶)
۹۷/ مزامیر(۲۴:۳۱)
۹۸/ مزامیر(۱:۴۰)
۹۹/ اشعیاء(۱۸:۳۰)
۱۰۰/ متی (۲۱:۱)
۱۰۱/ یوحنا (۴۲:۴)
۱۰۲/ اعمال رسولان(۳۰و ۳۱:۵)
۱۰۳/ تیمو تائوس(۱:۱) ۳۶
۱۰۴ رومیان(۱۲:۱۵)
۱۰۵/ تیطس (۱۳:۲)
۱۰۶/ عبرانیان (۶:۳)
۱۰۷/ متی (۲۱:۱۲)
۱۰۸/ کولسیان(۲۷:۱)
۱۰۹/ تیطس (۱۲،۱۳:۲)
۱۱۰/ کولسیان (۲۷:۱)
۱۱۱/ نامه به عبرانیان (۳۶،۳۷:۱۰)
۱۱۲/ متی (۳۶:۲۴و ۴۲)
۱۱۳/ رساله اول یوحنای رسول (۳:۳)
۱۱۴/ لوقا(۲۰:۱۷-۲۵)
۱۱۵/ متی (۱۴:۶- ۹ )
۱۱۶/ اول قرنطیان (۱۹:۱۵)
۱۱۷/ غلاطیان (۵:۵)
۱۱۸/ او‌ّل تسالونیکیان ( ۸:۵- ۱۰)
۱۱۹/ دوم تیموتاؤس (۸:۴)
۱۲۰/ امثال سلیمان نبی (۲۸:۱۰)
۱۲۱/ رومیان (۱۲:۱۲)
۱۲۲/ رومیان (۵:۵)
۱۲۳/ افسسیان(۱۲،۲)
۱۲۴/ او‌ّل تسالونیکیان(۱۳:۴)
۱۲۵/ ارمیاء نبیّ ۱۷
۱۲۶/ تمامی مفاهیمی که معنی صبر و انتظار و سکون را در مورد امید می دهد در نامه ها ی پولس و بر اساس آموزه های او می باشد

مطالب مشابه