براي فراگيري زبانهاي مختلف از قبيل عربي، انگليسي، فرانسه، ايتاليايي و… اولويت با كدام است، آيا شروع يادگيري زبان خارجي ضرري به دروس حوزهام نميزند؟
در زندگي انساني هيچ رفتار ارتباطي به اندازة ارتباط كلامي وسعت و تأثير ندارد و هيچ پديدة ارتباطي اين قدر با زندگي انسان عجين نيست. روانشناسان در اين مورد اتفاق نظر دارند كه از راه زبان، انسان تحول اساسي پيدا ميكند و ارتباط تمدنها و شكلگيري تاريخ، مرهون زبان و گفتگو و ارتباط كلامي است.[1] اگر زبان و ارتباط كلامي نباشد فراگيري و آموزش ميسّر نخواهد بود، و ارتباطات فرهنگي و مبادلات ارزشها اتفاق نميافتد. ملّتي كه از زبان و لهجة غني و كامل برخوردار است در انتقال ارزشها و باورهاي ديني و فرهنگي خود موفقتر است. ارزش و قيمت هر زبان و گويشي وابسته به غناي آن و جهاني بودن و پردامنه بودن آن است.
لذا با توجه به غناي محتوايي و ارزشي دين اسلام و با توجه به گستردگي كتب عربي مخصوصاً عربي بودن آيات و روايات؛ در درجة اول بر طلبة علوم ديني يادگيري و آموزش زبان عربي در اولويت نخست قرار دارد. چرا که يك طلبه در ابتدا بايد خود را از نظر علمي و تربيتي مجهّز كرده و به مباني و انديشههاي بلند اسلام آشنا گردد و اين مهم احتياج مضاعفي به دانستن زبان عربي دارد و از طرف ديگر چون بيشتر كشورهاي اسلامي عرب زبان هستند و يك طلبه احتياج دارد تا در درجة نخست با كشورهاي اسلامي ارتباط ايجاد كند و با زبان عربي كه همان زبان دين و قرآن كريم است به تبيين ارزشهاي ناب اسلامي و شيعي بپردازد و پس به ناچار بايد به لغت و زبان عربي آشنا باشد تا در عرصة تبليغات برون مرزي، قرين موفقيت گردد.
آموزش زبان انگليسي در درجة دوّم اولويت قرار دارد و يك طلبة فاضل اگر توانايي و استعداد داشته باشد و طوري برنامهريزي كند كه به دروس حوزوي او كه در درجة اول اهميت، قرار دارد، ضربهاي نخورد؛ لازم و ضروري است كه به زبان انگليسي آشنايي پيدا كند و اين مهم به خاطر چند وجه است.
اول اينكه افراد انگليسي زبان در دنيا بسيار زياد هستند و حتي مسلمانان زيادي وجود دارند كه به زبان انگليسي تكلّم ميكنند. براي رساندن پيام اسلام به آنان نياز به زبان انگليسي است.
دوم اينكه كلام اسلام مرز نميشناسد و مبلغ دين وظيفه دارد در حدّ امكان تمام انسانها را دعوت به دينداري و خداپرستي كند چون وظيفة يك روحاني و طلبه ديني همان وظايف انبياء ـ عليهمالسلام ـ است و لذا وظيفه دارند تمام بندگان خداوند از هر نژاد و طايفهاي و با هر زبان و لهجهاي را دعوت به دين مخصوصاً احكام حياتبخش اسلام و فقه اهلبيت ـ عليهمالسلام ـ كند و حصول اين هدف در عصر و روزگاري كه اكثر مردم آن انگليسي زبان هستند جز با يادگيري زبان انگليسي حاصل نميشود.
سوم اينكه بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و بعد از نهضت منحصر به فرد حضرت امام خيمني (ره)، تمام دنيا متوجه ايران شده و دنبال اين هستند كه بفهمند مباني فكري اين نهضت بزرگ چگونه و از كجا تغذيه ميشود. مخصوصاً ملتهاي آزاده و عدالتخواه جهان تشنة معارف ناب اهلبيت ـ عليهمالسلام ـ شده و تقاضاي زيادي براي اعزام مبلغ به سراسر جهان وجود دارد. و لذا براي رساندن پيام قرآن و دين به اين افراد تشنه و آماده علاوه بر يادگيري محتواي دين، به ابزاري كارگشا و حياتي يعني زبان انگليسي نياز است. در سفري كه حضرت آيتالله جوادي آملي در چند سال پيش به آمريكا داشتند فرمودند كه تنها ضعفي كه ما روحانيون داريم عدم آشنايي با زبان انگليسي يا فرانسوي است چون ما همه چيز داريم ولي ابزار انتقال آنرا در اختيار نداريم. و جناب آقاي دكتر ولايتي مي گفتند: بعد از انقلاب كشورهاي زيادي از ما تقاضاي مُبلغ كردهاند و هنوز هم ما نتوانسته ايم نياز آنان را برآورده كنيم چون روحاني فاضلي كه به زبانهاي خارجي آشنا باشد، كمتر وجود دارد.
وجه چهارم براي اهميت يادگيري زبان انگليسي براي طلاب مي توان بر شمرد، در عرصه پژوهش و تحقيقات و کارهاي آکادميک است. دانش روز، که تا حدي خود را از دين جدا مي داند و بر سکولاريزم تأکيد مي نمايد و از طرفي ديگر، ادعا مي نمايد که مي تواند همه به مشکلات و نيازهاي بشر پاسخ دهد، در بسياري از حوزه ها و عرصه ها، به دين و معارف ديني، طعنه مي زند. دفاع علمي، آکادميک و به روز، از معارف ديني و تبيين آن ها در مجامع دانشگاهي به صورت، مقاله،کتاب و … ، مستلزم آشنايي با مکالمه و نگارش زبان انگليسي است. در برخي موارد، طلاب بايد کار ترجمه و برگردان يک اثر نفيس يا شبهه برانگيز را برعهده بگيرند و پيشاپيش اين کار را انجام دهند.
5. با توجه به اطلاع رساني اينترنتي اين امكان وجود دارد كه انسان از خانه خود با دورترين نقاط جهان ارتباط برقرار سازد و با آنها تبادل نظر و يا تبليغ دين خدا و رفع شبهه نمايد. با توجه به اين كه زبان انگليسي زبان گسترده و رائج
بين الملل است مي تواند از اين راه به وظايف تبليغي خود عمل کرد.
6. برخي از كتاب هاي غربي در زمينه دين فلسفه، و… نوشته شده كه انسان با مطالعه و ترجمه آنها مي تواند به محققان ديگر نيز كمك كند و در راستاي تقريب مذاهب و اديان گامي بردارد و با ديگر اديان جهان همكاري كنند تا دين و معنويت بر استكبار و استعمار و زورگويي در جهان غلبه پيدا كند.
و اما در مورد اینکه فراگیری زبان خارجی ضرری به درس حوزه میزند یا خیر، این بستگی به خود فرد دارد. اگر کسی درست برنامهریزی کند و هر روز مقداری از وقت خود مثلا یک یا دو ساعت را به فراگیری زبان اختصاص دهد، میتواند هم زبان بیاموزد و هم درسهای معمول حوزه را ادامه دهد. یادگیری زبان به یک فعالیت مستمر و پیوسته نیاز دارد. مهم آن است که فرد هر روز مقداری از وقت خود را به آن اختصاص دهد. این وقت هر چند کم هم باشد، در دراز مدت اثر مطلوب خواهد داشت.
علاوه بر این، کسی که مشتاق یادگیری زبان باشد، میتواند از زمانهای مرده خود استفاده کند. مثلا یک طلبه میتواند در صف نانوایی، صف کارهای اداری، مسیر راه، فواصل بین کلاسها، هنگام انتظار پیش از کلاس، هنگام انتظار پیش از مباحثه، هنگام انتظار برای صرف غذا و سایر زمانهای کوتاه را برای یادگیری زبان اختصاص دهد. یادگیری زبان در این زمانهای کوتاه به چند طریق ممکن است:
· واژههای جدید را روی تکههای کاغذ یادداشت کند و معنای آن را در پشت برگه بنویسد. این برگهها را همیشه همراه خود داشته باشد، هر جا فرصت کرد آنها را مرور کند. لازم نیست برای حفظ آنها فرصت طولانی در اختیار داشته باشد، بلکه حتی به مدت دو دقیقه نیز میتواند چند لغت را مرور کند. مهم تداوم در کار است. زمانی که لغتهای یادداشت شده را کاملا حفظ کرد، واژههای دیگری را جایگزین آنها نماید و به حفظ و مرور آنها ادامه دهد.
· تعدادی از متون زبان جدید را به صورت فایل صوتی روی دستگاه تلفن همراه، یا دستگاه Mp3 ذخیره کند. هر جا فرصت کرد، به آن فایلها گوش دهد. هر زمان آن فایل را کاملا یاد گرفت فایلهای جدید را جایگزین آنها نماید.
· اگر کسی اهل اخبار و روزنامه است، میتواند به جای روزنامههای فارسی از روزنامه مربوط به زبان جدید مثلا روزنامه انگلیسی یا عربی مطالعه کند. یا هنگامی در سایتهای اینترنتی میخواهد اخبار مطالعه کند، اخبار را به زبان مورد نظر مطالعه کند.
· اگر کسی یک دوست یا همکلاسی دارد که او نیز در صدد یادگیری زبان جدید است، میتوانند در صحبتهای معمولی خود از زبان جدید استفاده کنند.
نکته:
تمامی کارهای در بالا ذکر شد، نیاز به مداومت و استمرار دارد. افرادی هستند که اقدامات فوق را شروع کردند اما زمانی که به فصل امتحانات یا تعطیلات برخوردند، برنامه خود را متوقف کردند. این توقف حتی به مدت کوتاه یک آفت بزرگ به حساب میآید. زیرا در قدم اول بسیاری از چیزهای که فرد آموخته است، فراموش میشود. در قدم دوم انگیزه و اراده انسان ضعیف میشود و فرد در آینده یک دلسردی خاصی نسبت به آن برنامهها پیدا میکند. پس تداوم در کار هر چند به مدت اندک مثلا نیم ساعت در روز خیلی مهم است.
پي نوشت:
[1] . ميلر، جرالدر، ترجمة علي زكاويت قراگزلو، ارتباط كلامي، انتشارات سروش، 1380، ص 7.