دكتر تيجاني سماوي ميگويد: آنگاه كه سنّي بودم و تازه به نجف اشرف وارد شده بودم، توسّط دوستم به محضر آيت الله العظمي سيّد ابوالقاسم خوئي(ره) راه يافتم، دوستم چيزي دمگوش سيّد (آيت الله خوئي) گفت، سپس به من اشاره كرد تا در كنار آيت الله خوئي بنشينم، در آنجا نشستم، دوستم اصرار كرد تا نظر خود و مردم تونس را در مورد شيعيان، براي آيت الله خوئي تعريف كنم…
گفتم: شيعه در نزد ما، از يهود و نصاري هم بدترند، زيرا يهود و نصاري، خدا را ميپرستند و به موسي ـ عليه السّلام ـ و عيسي ـ عليه السّلام ـ معتقدند، ولي ما آنچه را كه از شيعيان ميدانيم اين است كه آنها علي ـ عليه السّلام ـ را ميپرستند و عبادت ميكنند، و او را تنزيه و تقديس مينمايند، و در ميان شيعيان، گروهي نيز هستند كه خدا را ميپرستند ولي مقام علي ـ عليه السّلام ـ را تا درجة رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ بالا ميبرند، تا آنجا كه ميگويند: بنا بود جبرئيل قرآن را نزد علي ـ عليه السّلام ـ بياورد، ولي خيانت كرد و نزد پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ برد (و ميگويند، جبرئيل امين، خيانت نمود). آيت الله خوئي، لحظهاي سرش را پائين انداخت و سپس فرمود: «ما گواهي ميدهيم كه جز خدا، معبودي نيست، و محمّد ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ رسول خدا است، درود خدا بر او و آل پاكش باد، و گواهي ميدهيم كه علي ـ عليه السّلام ـ بندهاي از بندگان خدا است»، آنگاه به حاضران نگاه كرد و در حالي كه به من اشاره مينمود گفت: «اين بيچارهها را ببينيد كه چگونه فريب شايعهها و تهمتهاي دروغين ميخورند، اين چندان عجيب نيست، بلكه بدتر از اين را هم از ديگران شنيده بودم»، «لاحولَ و لا قوّة الاّ بِاللّهِ العَليّ العظيم»، آنگاه به من رو كرد و فرمود: «آيا قرآن خواندهاي؟».
گفتم: هنوز ده سال از عمرم نگذشته بود كه نيمي از قرآن را حفظ كرده بودم.
فرمود: آيا ميداني كه همة گروههاي اسلامي، صرفنظر از اختلاف مذاهبشان، دربارة حقّانيّت قرآن، اتّفاقنظر دارند، و قرآني كه در نزد ما است، همان قرآني است كه در نزد شما است.
گفتم: آري، اين را ميدانم.
فرمود: آيا اين آيه را خواندهاي كه: «وَ ما مُحَمَّدٌ اِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ؛ و محمّد ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ نيست، جز رسولي كه قبل از او پيامبراني ديگر آمده بودند»، (آل عمران ـ 44). نيز ميفرمايد: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَي الْكُفّارِ… ؛ محمّد رسول خدا است و آنانكه با او هستند، نسبت به كافران سخت و قاطع هستند»، (فتح ـ 29). و نيز ميفرمايد: «ما كانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ ؛ محمّد ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ پدر هيچكدام از شما نبود، ولي رسول خدا و خاتم پيامبران بود»، (احزاب ـ 40).
فرمود: آيا اين آيات را خواندهاي؟
گفتم: آري، اين آيات را ميشناسم.
فرمود: در ميان اين آيات، پس علي ـ عليه السّلام ـ كجاست؟ (ميبيني كه سخن از رسالت پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ است نه علي ـ عليه السّلام ـ و ما و شما هر دو گروه، قرآن را قبول داريم) بنابراين چگونه به ما تهمت ميزنيد كه ما علي ـ عليه السّلام ـ را تا درجة پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ بالا ميبريم؟
من سكوت كردم، و جوابي ندادم.
آنگاه افزود: در مورد خيانت جبرئيل (كه تهمت ميزنيد ما شيعيان ميگوئيم، جبرئيل خيانت كرد)، اين تهمت از تهمت اوّلي سنگينتر است، مگر نه اين است كه وقتي جبرئيل بر پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ (در آغاز بعثت) نازل شد، علي ـ عليه السّلام ـ كمتر از ده سال بود، پس چگونه جبرئيل اشتباه ميكند و بين محمّد ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ و علي ـ عليه السّلام ـ فرق نميگذارد؟ سكوت كردم و در فكر خود، صحّت گفتار منطقي آيت الله خوئي را دريافتم، ايشان افزودند: «ضمناً به تو بگويم كه شيعه تنها گروه از ميان ساير گروههاي اسلامي است كه به عصمت پيامبران و امامان ـ عليه السّلام ـ معتقد است، قطعاً جبرئيل نيز كه «روحالامين» است، از هر اشتباهي مصون ميباشد».
گفتم: پس اين شايعهها چيست؟
فرمود: اينها تهمت و نسبتهاي ناروائي است كه براي تفرقه و جدائي مسلمانان، جعل كردهاند، تو بحمدالله انسان عاقلي هستي، و مسائل را به خوبي تشخيص ميدهي، اكنون در بين شيعيان، گردش كن و حوزة علميّة شيعه را از نزديك ببين و دقّت كن كه آيا چنين نسبتهائي در ميان آنها وجود دارد؟ من در نجف اشرف بودم، چيزهائي را دريافتم و به تهمتهاي ناجوانمردانه كه به شيعيان زده ميشود پي بردم…
دكتر تيجاني با آيت الله العظمي خوئي(ره)