در مكه معظمه بودم به كتابفروشياي كه در نزديكي «باب السّلام» بود، براي خريداري قرآن رفتم. در آن جا با يكي از دانشمندان باهوش اهل تسنن، ملاقات كردم. او چون دانست كه من از علماي شيعه هستم، احترام شاياني از من نمود و پس سوالاتي از من پرسيد. نخستين سؤال او اين بود:
شما شيعيان دربارة اين حديث چه ميگوييد كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «لَوكانَ نَبيُّ غَيري لَكانَ عُمَر؛ اگر بنا بود بعد از من پيامبري بيايد، او عمر بن خطاب ميبود!!»
گفتم: هرگز پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ چنين حديثي را نفرموده است و اين حديث، جعل و دروغ محض است.
ـ به چه دليل؟
ـ شما سنيها در مورد «حديث منزلة» چه ميگوييد؟ آيا اين حديث بين ما و شما از احاديث قطعيه و صحيحيه است يا نه؟ كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «يا عَليًّ! اَنتَ مِنّي بِمَنزَلَةِ هارون مِنْ مُوسي اِلّا اَنَّهُ لا نَبيُّ بَعْدي».
اي علي! نسبت تو به من، همانند نسبت هارون به موسي ـ عليه السلام ـ است، جز اين كه بعد از من پيامبري نخواهد آمد.
ـ آري صحّت اين حديث در نظر ما مسلّم و قطعي است.
ـ از اين حديث فهميده ميشود كه اگر پيامبري بعد از پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميآمد، او حتما علي ـ عليه السلام ـ ميبود و دروغ بودن حديث شما از اين جا معلوم ميشود.
او در برابر اين پاسخ فروماند و سكوت نمود.
دانشمند سني سؤالي ديگر مطرح كرد و گفت:
ـ آيا اين مطلب درست كه شيعيان متعه (ازدواج موقت) را روا ميدانند؟
ـ آري.
ـ به چه دليل؟
ـ به دليل فرمايش عمر بن خطاب.
ـ عجيب است. عمر قائل به حرمت متعه بود چگونه چنين ادعايي ميكنيد.
ـ عمر گفت: «مُتْعَتانِ كانَتا عَلي عَهدِ رسولِ اللهِ وَ اَنا اَنهي عَنهُما وَ اُعاقِبُ عَلَيهِما؛ مُتعَةُ الحَجِّ وَ مُتْعَةُ النِّساءِِ»؛[1] دو متعه بود كه در زمان رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ حلال و روا بود ولي من از آن دو نهي ميكنم و مرتكبين آن دو را مجازات ميكنم. آن دو عبارتند از متعة در حج[2] و ازدواج موقت».
خود اين سخنِ عمر (صَرف نظر از دلائل قرآني و روائي فراوان) بيانگر جواز متعه است. زيرا خود عمر اعتراف ميكند كه متعه در عصر پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ حلال بود. از شما ميپرسم به چه مجوزي عمر، متعهاي را كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ حلال ميدانست را حرام كرد؟! آيا او بعد از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از طرف خدا به پيامبري برگزيده شده بود و يا آيا بر او وحي نازل شد كه بايد متعه را حرام اعلام كنيد؟! قطعا چنين نيست زيرا «حلالُ محمدٍ حلالُ الي يَومِ القيامةِ و حَرامُهُ حَرامُ إلي يَومِ القيامةِ».
شما را به خدا آيا اين گونه فتواها نوعي بدعت در دين نيست؟ و با توجه به اين كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «هر بدعتي گمراهي است و گمراهي موجب ورود به آتش جهنم است.» دانشمند سني، جز سرافكندگي و خجالت كار ديگري نكرد.[1] . تفسير فر رازي، ذيل آية 24 سورة نساء.
[2] . در اين كه منظور عمر از «متعة الحج» چيست، اندكي ابهام و اختلاف (حتي بين خود اهل سنت) وجود دارد ولي ظاهر آن است كه عُمَر جواز تَلَذّذ بين حج عمره و تمتع را حرام اعلام كرد.
سيدعبدالله شيرازي با مرد سني