امام كاظم(علیه السلام)و مديريت پيشگيري از تعارضهاي ميان افراد

امام كاظم(علیه السلام)و مديريت پيشگيري از تعارضهاي ميان افراد

نويسنده:جواد صبوحي
گفتگوي قدس با دكتر محسن الويري

اشاره:
زندگي پر فراز و نشيب امامان معصوم(ع)بخشهاي آموزنده اي از كتاب سرنوشت ساز سعادت انسان را پيش روي ما قرار داده است كه تاسي به آن، نيل به اين مهم را تسهيل خواهد ساخت. نگاهي به سيره زندگي امام هفتم(ع) مثال روشني از اين مدعاست. حجة الاسلام دكتر محسن الويري عضو هيات علمي دانشگاه باقرالعلوم و معاون آموزشي دانشگاه تقريب مذاهب در گفتگوي خود با ما، اين مقوله را تشريح كرده است.
*آقاي دكتر در شرايطي كه در آن به سر مي بريم بازخواني دوباره سيره نظري و عملي امام هفتم(ع) و ديگر ائمه(ع) چگونه امكان پذير است؟
** يكي از روشهاي متداول كه روش مناسبي نيز مي باشد، اين است كه از منظر پرسشهاي جديدي كه براي ما مطرح مي شود و از منظر يافته هاي جديد علمي در حوزه هاي مختلف انساني، به رفتار و سخنان ائمه (ع) بنگريم و درسهايي را متناسب با زندگي امروزمان دريافت كنيم. در سالهاي اخير بحث جديدي در مباحث اجتماعي مطرح شده است كه از آن به عنوان مديريت تعارض و يا حل و فصل مخاصمات ياد مي كنند. مديريت تعارض يكي از روشهاي اجتماعي است براي كاستن و كنترل اختلافها ميان افراد و گروه هاي اجتماعي و طبقات يك اجتماع براي ساختن جامعه اي سالمتر و آگاه تر و بدون تنش به كار مي رود.
*اين تعارضها چيست و در چه علمي از آن بحث مي شود ؟
** در حال حاضر در سه حوزه دانش حقوق، مديريت و دانش سياسي اين بحث بيشتر مورد استفاد ه قرار مي گيرد. اين مقوله مبحثي است كه در آن براي كاستن از تعارضهاي حقوقي ميان گروه هاي مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد. در دانش مديريت نيز از منظر مديريتي به اين بحث نگريسته مي شود و از ساز و كارهايي است كه اگر بخواهيم اختلاف ميان فرد و يا دو گروه با يكديگر را در مقياس سازمان كوچك و يا بزرگ بررسي كنيم، اين مقوله را در نظر خواهيم گرفت. دانش سياسي هم بيشتر براي حل اختلافها و مخاصمات سياسي دو گروه و يا كشور مختلف به اين مبحث مي پردازد.
* اين تعارضها شكل واحدي دارد و يكباره در جامعه اتفاق مي افتد؟
** اين تعارضها مراحلي دارد. اولين و ساده ترين مرحله آن اختلاف و تفاوت دو فرد و يا دو گروه اجتماعي نسبت به ديگران و درك اين اختلاف است كه من فردي با افكار، انديشه ها و خواسته هاي مشخص و ديگري نيز فردي است با افكار و انديشه هاي ديگر ؛ يعني تفاوت درك از خود و درك از ديگري.
همين تفاوت قايل شدن بين خود و ديگري نقطه آغازيني براي برخوردهاست. در مراحل بعد نيز ممكن است اختلاف منافعي با يكديگر داشته باشيم و اين اختلاف به تنش و سردي روابط و در واپسين مرحله نيز به جنگ و برخوردهاي شديد منجر شود. پس ساده ترين نوع تعارض، اختلاف ميان خود و غيرخود مي باشد. همه بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه اگر مديريت اجتماعي هوشمندي وجود داشته باشد، بهترين مرحله مواجهه با تعارض با مديريت همان مرحله نخست است؛ يعني مرحله اي كه مانع ورود به مراحل بالاتر مي شود و در همان گامهاي اوليه ازبروز تعارض پيشگيري مي كنيم. يعني زماني كه هنوز سرمايه هاي فردي و اجتماعي به مخاطره نيفتاده است، اگر بتوانيم از بروز اين تعارضها پيشگيري كنيم بهترين خدمت را به بشريت كرده ايم.
تعارض گاه ميان افراد و گاه ميان گروه هاي اجتماعي رخ مي دهد. اين گروه ممكن است از مجموعه اي دو نفره يا جامعه اي تشكيل شده باشد كه از آن به عنوان يك ملت نام مي بريم. مراحل ساده تر آن تعارضهاي خانوادگي و يا ميان گروه هاي سياسي در كشورهاي مختلف است. ريشه تعارضهاي اجتماعي به تعارضهاي فردي بر مي گردد.وقتي دو سازمان با يكديگر مبارزه مي كنند، نقطه آغازين آن به تعارض ميان دو نفر مي رسد. در حقيقت، هواداران اين دو هستند كه نزاع و تعارضهاي جمعي را باعث مي شوند. بنابراين، اگر بخواهيم اين تعارض را مديريت كنيم، بهتر است از نقطه فردي شروع كنيم تا اين پيشگيري انجام شود تا قبل از آنكه به پديده مخرب اجتماعي تبديل شود آن را كنترل كنيم.
* اين نكات چه ارتباطي با زندگي امام هفتم(ع) دارد؟
** اگر به سخنان امام هفتم و ساير ائمه (ع) نظري انداخته شود مشحون از نكاتي است كه مي تواند به عنوان يك نمونه در اينجا مورد توجه قرار بگيرد. به عنوان مثال امام(ع) در جايي بيان فرموده اند كه: مهرباني كردن نسبت به مردم و مودت ورزيدن نسبت به آنها نيمي از عقل است. امام در رساله مشهور «رسالة العقل» خود اين نكته را مطرح كرده اند كه مناسب ترين عقل، عقلي است كه انسان و سعادت هميشگي و بهشت برين را براي او تضمين كند. نيمي از اين عقل، مهرباني كردن نسبت به مردم است. لازمه اين نگاه اين است كه مبناي رفتاريمان در مواجهه با عامه مردم مهرورزي و مودت با مردم باشد همان گونه كه امام هفتم(ع) مصداق عيني اين مفهوم است. در اينجا، وقتي امام از واژه «ناس» استفاده مي كنند، مقصود ايشان تنها شيعيان و يا مسلمانان نيست و به قول علما اين عام، عام استغراقي است و شامل همه اعم از تمامي كساني كه گرايشهاي سياسي، مذهبي و. . . دارند، مي شود. اين نگاهي است كه امام (ع) مطرح مي كنند و اگر كسي با اين نگاه با مردم رفتار كرده و رفتارهاي اجتماعي خود را بر اساس آن تنظيم كند زمينه بسياري از تعارضهاي اجتماعي و فردي از بين مي برد.امام(ع) در روايت ديگري مي فرمايند كه: هيچ دو نفري نيستند كه با يكديگر زبان به دشنام بگشايند، جز اينكه؛ آنكه در مرتبه بالاتر است به مرتبه پايين تر تنزل پيدا مي كند.
در اين حالت، اگر روابط به سوي تعارض حركت مي كند، كسي كه پرورده مكتب امام هفتم مي باشد و با معارف امام(ع) آشناست، خود را درگير چنين فضايي نمي كند و به دام اين دايره نمي افتد، زيرا مي داند در غير اين صورت سقوط مي كند. امام روش پيشگيري را براي مواجهه با اين تعارضها پيشنهاد مي كنند؛ يعني اجازه نمي دهد تا مساله اي حاد شود تا بعد بخواهيم آن را از بين ببريم.
امام(ع) در روايتي ديگر مي فرمايند: «در روز قيامت ندايي برخواهد خواست كه هر كس از خداوند اجري طلب دارد، برخيزد. از مضمون كلي اين روايت اين گونه بر مي آيد كه همه اجرها داده شده است؛ يعني همه افراد بابت كارهاي نيك خود اجر گرفته اند و بعد از آن ندا داده مي شود كه اگر كسي اجري طلب دارد برخيزد و اعلام كند. امام(ع) در ادامه اين روايت مي فرمايند: كسي برنخواهد خواست جز دو گروه از مردم؛ يك گروه كساني هستند كه عفو كرده اند و ديگري كساني كه اصلاح اجتماعي انجام داده اند. روز قيامت، روز دادن پاداشهاست. مثلاً وقتي خداوند در مورد روزه مي فرمايند پاداش روزه، خود من هستم و پاداش روزه را من مي دهم نشان مي دهد كه اين پاداش ها داده شده است. اما دو مقوله است كه براي آن پاداش مشخصي تعيين نشده است و هر چه شخص بخواهد، مي تواند به ازاي آن دريافت كند. پس اين فرصت و مجال به او داده مي شود كه بر خيزند و پاداش خود را آن گونه كه خود مي خواهند، دريافت كنند. بنابراين بهتر است با تاسي از امام هفتم، اين روش را مبناي زندگي اجتماعي خود قرار دهيم و نسبت به ديگران نگاه توام با عفو داشته باشيم و نه نگاه انتقامجويي و در پي فرصتي براي انتقام گرفتن از ديگران نباشيم.
* امام(ع) در سيره عملي خود چگونه اين مسأله را جامه عمل مي پوشانند؟
** ما همواره در كشور خود و در ديگر كشورها از كثرت مراجعات قضايي مردم به نهادهاي حقوقي و قضايي سخن مي گوييم، در حالي كه آتش بسياري از اين موارد در همان لحظه اول بر اساس تصميمهاي عجولانه آغاز مي شود. بر اساس اين رهنمود امام(ع) اگر بخواهيم به اين مضمون حديث عمل كنيم، راه وقوع بسياري از اين جرايم بسته مي شود. شايد بر همين اساس است كه امام هفتم لقب كاظم يعني فروبرنده خشم را كسب مي كند و سيره نظري و عملي ايشان مي تواند به عنوان الگوي عملي تمام عيار براي ما مطرح شود. اين مسأله، هشدار مناسبي است تا دايما سخنان امام را نقل كنيم تا مراقب چگونه سخن گفتن خويش باشيم.
امام جعفر صادق(ع) درباره فرزند خويش امام كاظم(ع) مي فرمايند: در فرزندم صفاتي وجود دارد، علم، جود و بخشندگي و حسن خلق. ايشان اين صفات را به عنوان صفات برجسته آن امام ياد مي كنند. اين هم شاهدي است بر اينكه آنچه امام به آن اشاره مي فرمايند و خود نيز به آن عمل مي كنند. در اظهار نظري كه ديگران نسبت به امام هفتم(ع) كرده اند نيز اين نمونه ها را مي توان شاهد بود؛ چنانكه «ابن جوزي» از علماي اهل سنت دريكي از آثار خود با وجود ديدگاه تند خود نسبت به شيعيان، در خصوص امام مي گويد: وقتي خبر به امام هفتم مي رسيد كه كسي اسائه ادب نسبت به ايشان مي كند و حرمت ايشان را نگاه نمي دارد امام نسبت به ايشان مقابله به مثل نمي كرد و حتي اگر او نيازي داشت، براي او اموالي مي فرستاد و سعي مي كرد مشكل مالي او را حل كند. اين مضمون را «خطيب بغدادي» نيز در تاريخ بغداد خود آورده است و به تاريخچه اي اشاره مي كند كه در آن امام نسبت به كسي كه چنين روشي را نسبت به امام داشت و در شهر ديگري زندگي مي كرد، هديه اي را براي وي فرستاد و با اين روش اخلاقي عملا به ما آموختند كه چگونه در مواجهه با بديها رفتار خوب داشته باشيم.
محمد ابن طلقي شافعي نيز درباره امام چنين تعبيري دارد و به همين نكته اشاره دارد كه: كسي كه به امام بدي مي كرد، ايشان با احسان خود واكنش نشان مي داد.
* از حضورتان دراين گفت و گو سپاسگزارم
منبع:روزنامه قدس

مطالب مشابه