دعوت کردن آداب دعوت کردن

دعوت کردن آداب دعوت کردن

نویسنده:داگمارف.کرام
ترجمه و تالیف : سپیده خلیلی

 

دعوت کردن

برقراری دوستی، رفت و آمد با چند دوست صمیمی و سپس گروه همسالان و انتخاب کسی به عنوان دوست محرم راز، برای بچه ها بسیار مهم است؛ زیرا زیربنای توانایی برقراری ارتباط را پایه ریزی می کند، به زندگی رنگی دیگر می دهد و شخصیت فرد را قوی می کند. شما به عنوان پدر یا مادر می توانید شرایط مناسب را برای کودک فراهم کنید. اولین قدم برقراری روابط دوستانه، رابطه میان اعضای خانواده است. دومین قدم به مهمانی رفتن و دعوت از مهمان است که سبب می شود کودک نه تنها آداب دوستی را بیاموزد، بلکه درک سریع تری از بازی های قاعده دار پیدا کند و قوانین بازی را رعایت کند؛ به خصوص اگر بچه با کودک خوشرفتاری در مهمانی رو به رو شود، از طریق یادگیری مشاهده ای، سعی می کند که از رفتار او پیروی کند؛ بنابراین، رفت و آمدهای خود را با دیگران دست کم نگیرید.

میزبان و مهمان بودن را تمرین کنید

اختیار باز گذاشتن در خانه به روی مهمان های فرزندانمان، کاملاً در دست ماست. اگر در را باز بگذاریم، از طرفی شرایط دوستی را برای فرزند خود فراهم می کنیم و از طرف دیگر نسبت به افرادی که با او رفت و آمد می کنند و تأثیر این رفت و آمد، شناخت پیدا می کنیم. پاسخ به این سؤال که ” این لطف پدر و مادر تا کی و چقدر باید ادامه پیدا کند و چه موقع پدر و مادر دیگر تحمل رفت و آمدهای فرزندشان را نخواهند داشت؟ ” کار دشواری
است؛ ولی به هر حال باید یک حد تعادل برای آن پیدا کرد.

آب گوشت را زیاد کنید

بچه های مهدکودکی دوست دارند یکدیگر را برای ناهار دعوت کنند و این کارگاهی به دوستی های عمیق مادران آنها منجر می شود. دعوت از دوست به خصوص در این زمانه که تعداد تک فرزندان رو به افزایش است، بسیار ضروری به نظر می رسد. تقریباً هر مادری این جمله را از دهان فرزندش شنیده است: غذا، دور هم بیشتر مزه می دهد؛ برای همین، کودک خود را تشویق کنید که دوستان خود را به صرف غذا به خانه دعوت کند و این دعوت را به نوبت به مادر دیگری محول کنید. حتی اگر کودکتان تمایلی به این کار نداشت، خودتان با مربی مهد کودک تماس بگیرید و نام دوست های کودکتان را از او بپرسید و سعی کنید با آنها و خانواده شان آشنا شوید. سپس یک دوره دوستانه برگزار کنید.
در مورد دانش آموزان، بیشتر وقت ها هیچ حساب و کتابی وجود ندارد. در روزهای مدرسه، گاهی ممکن است فرزندتان با سه نفر دیگر برای ناهار به خانه بیاید و شما را غافلگیر کند. در این صورت، بهتر است آب آبگوشت و نان سر سفره را زیاد کنید و از مهمان های او بخواهید که به خانه هایشان تلفن بزنند و خبر دهند. در چنین مواقعی دو راه دارید: یا می توانید پس از رفتن مهمان ها با فرزند خود دعوا کنید که دیگر این کار را تکرار نکند یا از مهمان های او استقبال کنید و به فرزند خود اجازه دهید که باز هم مهمان به خانه بیاورد. پذیرایی بی تشریفات و خودمانی از مهمان او، مسلماً شما را زیاد به زحمت نمی اندازد؛ ولی این فایده را دارد که می دانید فرزندتان با چه کسی معاشرت می کند.
حالا اگر دوستی فرزند شما را به خانه اش دعوت کرد، بهتر است گاه گاهی به او اجازه بدهید که برود؛ ولی نه همیشه. و قبل از آن، به مادردوستش تلفن بزنید و از او بپرسید که با این مهمانی موافق است یا نه، البته نگذارید که این مهمانی ها جای دور هم غذاخوردن خانواده را بگیرند.

مهمان هایی که شب می مانند

حتی بعضی از بچه های مهدکودکی هم دوست دارند که شب در خانه کسی مهمان باشند و همان جا بخوابند، به هر حال، مهمان باید بی دردسر و مهمانی بی مزاحمت برای اعضای خانواده میزبان برگزار شود. در چنین شب هایی یک کیسه خواب یا یک رختخواب اضافه برای مهمان در اتاق فرزندتان بیندازید.هرچه جا کمتر باشد، به بچه ها بیشتر خوش می گذرد. فقط گاهی به آنها سر بزنید؛ چون بعضی از مهمان های کوچک، وقتی همه جا ساکت شد، هوای خانه به سرشان می زند و از ماندن پشیمان می شوند، و پشیمانی خود را گاه به گریه های بی صدا و گاه با فریادهای بلند ابراز می کنند.
از زمانی که کودک به مدرسه می رود، بلافاصله باید مهمانی رفتن های شبانه را به آخر هفته بیندازید. به مهمانی فرستادن بچه ها این حسن را دارد که پدر و مادر بعد از مدت ها می توانند با هم تنها باشند؛ زیرا هریک از ما به غیر از مسئولیت پدر یا مادر بودن، وظیفه همسری نیز به عهده داریم؛ وظیفه ای که پس از به دنیا آمدن فرزند، بیشتر وقت ها فراموش می شود.
در ضمن این را هم بدانید که هر رفتی، یک آمدی هم دارد؛ بنابراین، اگر کودک خود را به مهمانی می فرستید، دفعه بعد نوبت شماست که پذیرای دوست او باشید.

بعدازظهرها و تنها ماندن در خانه

در بعدازظهرهای تابستان، یا وقتی بچه ای از مدرسه به خانه می آید، پس از استراحت و انجام تکالیفش ابراز تنهایی یا بی حوصلگی می کند. در این صورت بیشتر بچه ها به تلویزیون یا کامپیوتر پناه می برند؛ به طوری که این کار به نوعی عادت تبدیل و فرد دچار ” اعتیاد الکترونیکی” می شود؛ در حالی که می توان او را با بازی های گوناگون، کتاب های مختلف، خوردن چای و بیسکویت، تماشای یک آلبوم قدیمی، درست کردن پازل، انجام نقاشی و کاردستی و … سرگرم کرد. در مورد بچه های بزرگ تر می توان با دعوت یک دوست به خانه، ساختن یک وسیله، بازی شطرنج و اینگونه کارها او را سرگرم کرد.
اگر پدر و مادر هر دو کار می کنند و فرزندشان مجبور است زمان زیادی را تنها بماند، بهتر است از یک بزرگسال دیگر که می تواند یکی از اقوام و آشنایان باشد، کمک بگیریم. به این صورت که یا فرزندتان را نزد او بفرستید یا او را به خانه دعوت کنید. اگر نتوانستید چنین کسی را از میان آشنایان خود پیدا کنید، باید از کسانی که شغل آنها پرستاری از کودک است، استفاده کنید.
به هر حال، نگذارید که کودک از تنها ماندن در خانه رنج ببرد و اگر اعتراض کرد؛ صحبت های او را جدی بگیرید.

کسی با بچه های کثیف بازی نمی کند

گاهی پدر و مادر واقعاً نمی دانند که چه کنند! از یک طرف با مسئله طبقاتی جامعه رو به رو هستند و از طرف دیگر معتقدند که نباید مرزی وجود داشته باشد؛ اما مایل هم نیستند که فرزندشان با دوست نابابی رفت و آمد کند؛ چون بسیاری از انحرافات بچه ها، ناشی از معاشرت با دوستان ناباب است؛ به طوری که ممکن است به حال و حتی آینده او آسیبی جبران ناپذیر وارد شود. البته نمی توانید فرزند خود را در خلاء بزرگ کنید؛ او باید در طول عمرش با همه جور آدم و از همه طبقات اجتماعی ارتباط داشته باشد. مهم این است که دوستانش را بشناسید و بدانید که فرهنگ خانوادگی او تقریباً شبیه فرهنگ شما یا بهتر از آن است. این ارتباط می تواند جنبه های مثبت
متقابلی برای هر دوی آنها داشته باشد. دوست، نقش مهمی در زندگی فرد بازی می کند و هرچه معاشرت با او بیشتر باشد، نقش او پررنگ تر خواهد بود؛ بنابراین، بهتر است مسیر دوستی فرزند خود را به خانواده هایی بکشانید که تا حدودی روی آنها شناخت دارید. دوستی پدر و مادرها و فرزندانشان با هم این فایده را هم دارد که همه از این معاشرت لذت می برند و بچه ها بیشتر زیر نظر پدر و مادرها قرار می گیرند. البته همه دوستی های فرزندتان، حتی آنهایی را که معتقدید فرزندتان از آن تأثیر مثبت می گیرد، باید با سیاست کنترل کنید تا در آینده، زمانی که فرزندتان به سوی گروه همسالان کشیده می شود، از بابت اعضای گروه نگران نباشید.

جشن تولد بچه ها

هر بچه ای که جشن تولد می گیرد، دعوت کردن از مهمان و پذیرایی از او را می آموزد و تجربه یک جشن دوستانه را کسب می کند؛ تجربه ای که می تواند برای آینده او شروع خوبی باشد، به طور کلی، جشن ها فرصت های خاصی هستند که همه آدم ها سعی می کنند در آن، بهترین قسمت های شخصیت خود را نشان دهند. همه برای شادی یک خانواده دور هم جمع می شوند تا در شادی آنها شریک شوند، شاید در سال های اول، کودک نتواند میزبان خوبی باشد؛ ولی از همان زمان هم از این که همه به خاطر او در جشن شرکت کرده اند، احساس غرور می کند. کودکان خاطره های جشن های تولد خود را فراموش نمی کنند. هرچند این جشن ها برای پدر و مادر زحمت زیادی دارد و ممکن است از این بترسند که مبادا نتوانند همه بچه ها را کنترل کنند و اتفاقی برای کسی بیفتد؛ ولی با همه اینها، تأثیر مثبت این جشن ها و خاطره ای که از آن در ذهن کودک می ماند، ارزش برگزاری اش را دارد.

دعوت کردن

بهتر است دعوت را کتبی انجام دهید؛ چون بچه های کوچک فراموشکار هستند و دعوت شفاهی را به خاطر نمی سپارند. در ضمن، هنگام دعوت کتبی، علاوه بر نشانی و شماره تلفن، می توانید زمان و مدت جشن را هم یادآور شوید؛ مثلاً برای بچه های زیر سه سال، در ساعت حضور در جشن کافی است برای بچه های سه تا شش سال، سه تا چهار ساعت و برای دبستانی ها چهار تا پنج ساعت. برای این که مهمان ها را به آمدن تشویق کنید، می توانید در همان کارت دعوت، اعلام کنید که چه برنامه هایی دارید( صندلی بازی، نمایش عروسکی، مسابقه های گوناگون و…) در آخر هم برای یادگاری به هر کودکی یک هدیه کوچک بدهید( بادکنک، عکس برگردان، لوازم التحریر و …) هنگامی که بزرگسالی برای بردن مهمان کوچک شما می آید، بهتر است از او دعوت کنید که یک چای با شما بنوشد. وقتی کارت دعوت را پخش کردید، بخواهید که هر کودکی آمدن یا نیامدنش را مشخص کند. اگر کودک دبستانی است، بگذارید خودش متن کارت را بنویسد و حتی اگر فرصت دارد، کارت دعوت بسازد. در مورد بچه های کوچک تر که نمی توانند بنویسند، بگذارید یک نقاشی یا کاردستی درست کنند و از آن به عنوان کارت دعوت استفاده کنید. کارت ها را خیلی زودتر از زمان موعود پخش نکنید؛ چون کودک تحمل انتظار طولانی را ندارد. اگر در وسط هفته تولدی را جشن می گیرید، یک هفته قبل از آن، زمان مناسبی برای دعوت کردن است و اگر جشن در آخر هفته برگزار می شود، باید از دو هفته قبل خبر دهید؛ چون معمولاً هر خانواده ای برای آخر هفته خود برنامه خاصی دارد.

میزبان بودن

در روز جشن تولد فرزندتان، در اصل میزبان اوست و خودش مهمان دعوت کرده؛ ولی متأسفانه بیشتر بچه ها این نقش را در طول جشن فراموش می کنند؛ چون انتظار دارند که در آن روز فقط خودشان مورد توجه همه باشند و دیگران به خواسته های آنها عمل کنند؛ ولی وظیفه پذیرایی از مهمان به عهده میزبان است و اگر از عهده این کار بر نیاید، دست کم باید به آن ها حرف زور نگوید و برای خود و مهمان هایش به یک اندازه حق قایل شود.
یک جشن تولد می تواند فقط با یک لیوان شیر یا نوشیدنی و یک کیک برگزار شود و می تواند بسیار باشکوه باشد. در مورد کودکان زیر سه سال، به حال کودک فرقی نمی کند که مهمان ها با چه پذیرایی شوند و در مورد کودکان بزرگ تر، در درجه اول آنها دوست دارند که روز خوشی را داشته باشند و در سن بالاتر است که ممکن است به نوع پذیرایی حساس شوند؛ ولی همیشه بهترین راه، رعایت حد وسط و تعادل است.
در مورد بازی های جشن و شرکت کنندگان آن توجه داشته باشید که هر چه سن کودک کمتر باشد، نسبت به مسئله باختن در مسابقه حساس تر است و زودتر به گریه می افتد؛ بنابراین اگر کودکی که صاحب جشن است، بازنده شد و قهر کرد، به او بفهمانید که چون صاحب جشن است، دلیل نمی شود که فقط او برنده باشد. می توانید با تأکید بر جنبه های مثبتی که نقش او در روز تولدش دارد، ناراحتی باختن را از دلش درآورید و به هیچ وجه با بی عدالتی از فرزند خود حمایت نکنید.

وقتی از کودک شما دعوت می شود

مهمان های کوچک هم باید در مهمانی مراقب رفتار خود باشند؛ وگرنه مهمانی به هم می ریزد. اگر می خواهید به دعوتی پاسخ مثبت بدهید، بهترین راه استفاده از تلفن است و میزبان باید بداند که برای چند نفر باید تدارک ببیند. وقت شناسی و به موقع رفتن به مهمانی از وظایف مهمان است.
در مورد کودکان قبل از دبستان، زودرفتن به مهمانی، درست به اندازه دیر رفتن بد است؛ بنابراین اگر کودکتان زودتر از موقع، لباس پوشید و منتظر رفتن ایستاد، به او ساعت رفتن را یادآوری کنید.

مهمانی کوچولوها

اگر می خواهید برای یک کودک زیر چهار سال مهمانی بگیرید، حتماً باید کودک و مادرش را با هم دعوت کنید؛ چون از چهارسالگی به بعد است که بچه ها واقعاً می توانند یک بعداز ظهر را با هم بازی کنند. بچه های کوچک تر تحمل یک جا نشستن را ندارند و بچه های دبستانی به جشن تولدی با برنامه نیاز دارند. پس قبل از جشن، درباره برنامه آن فکر کنید، تعدادی بازی پیدا کنید و فراموش نکنید که شما باید حد و مرز هر کاری را مشخص کنید. به بچه های کوچک تر هم توضیح دهید که جشن را به هم نریزند.

پیشنهادهایی برای مهمانی

تعداد مهمان در اصل باید به اندازه سال های تولد کودک باشد؛ ولی این را نمی توان در مورد کودکان پیش دبستانی رعایت کرد. چون در این سن بچه ها از جشن های شلوغ بیشتر لذت می برند و دوست دارند که حتماً روز خاطره انگیزی داشته باشند. بسیاری از پدر و مادرها ترجیح می دهند که سر و ته جشن را با بردن کودک به سینما، استخر، نمایش عروسکی یا شهربازی و غیره… هم بیاورند؛ ولی بچه ها توقع زیادی از یک جشن تولد ندارند. آنها هم مثل نسل های قبل از خود عاشق بازی کردن هستند و بازی، بیشتر در جمع لذت بخش است؛ بنابراین، فکر نکنید که با خرج کردن پول از راه های دیگر برای کودک، می توانید به همان اندازه که کودک در جمع کودکان
دیگر لذت می برد، او را شاد کنید. در عوض با کودک خود مشورت کنید که چگونه جشن را برگزار کنید. در درجه اول انتخاب بازی مهم است. بازی هایی که برای کودکان دیگر هم آشنا باشد؛ وگرنه مجبور می شوید در طول جشن، مدت زیادی درباره بازی توضیح دهید و حوصله بچه ها سر می رود. بازی ها می توانند با دو گروه اجرا شوند؛ مثل مسابقه طناب کشی. می توانند گروه بندی نشده باشند؛ مثل صندلی بازی یا نوبتی باشند که در این بازی ها بهتر است، تعداد بچه ها چهار تا پنج نفر باشد تا زود به زود نوبت به همه برسد.

پذیرایی و جایزه های کوچک برای برنده

بچه ها مثل بزرگ ترها تشریفاتی نیستند. یک لیوان شیرکاکائو یا آب میوه و شربت و یک کیک و چند تا شمع آنها را راضی می کند. اگر به این چیزها چند بادکنک رنگی هم اضافه شود، دیگر همه چیز تکمیل است. بسیاری از بچه های کوچک، بعد از خوردن یک لیوان نوشیدنی و کیک، میلی به خوردن شام ندارند؛ ولی در مورد بچه های بزرگ تر، نزدیک غروب یک ساندویچ یا یک تکه پیتزا می تواند طرفدار داشته باشد و تقریباً همه بچه ها این غذاها را دوست دارند. پس بهتر است سراغ غذاهای خیلی خاص نروید. اما درباره جوایزی که معمولاً در آخر هر بازی یا مسابقه به برنده می دهند، دقت کنید که از اشیای کوچک ولی دوست داشتنی باشند، هیچ گاه یک هدیه ی بزرگ را جایزه یک مسابقه قرار ندهید؛ چون ممکن است تولد به میدان مبارزه تبدیل شود و خیلی از دوستی ها به دشمنی . بهتر است با افزایش سن کودک، جایزه را حذف کنید؛ چون خود جشن می تواند جایزه ای برای مهمان باشد. البته یک کاسه پر از پاستیل میوه ای رنگارنگ با چیزی از این قبیل هم می تواند انگیزه برنده شدن باشد.

هدیه ها

در این مورد هم مانند جایزه ها توجه داشته باشید که حتماً نباید زیباترین، بهترین و گرانبهاترین هدیه از طرف شما باشد. البته خیلی خوب است که کسی بتواند هدیه ای پیدا کند که دقیقاً مورد نیاز آن فرد باشد؛ هدیه ای در حد توان مالی خانواده و در حدی که هدیه گیرنده خود را مدیون احساس نکند و بتواند در صورت تمایل آن را جبران کند؛ وگرنه از آن لذت نخواهد برد؛ اما در مواردی که عده ای دوست صمیمی با هم به تولدی دعوت می شوند، اگر پول هایشان را روی هم بگذارند و با هم یک هدیه بزرگ بخرند، مشکلی ایجاد نمی شود؛ بنابراین برای هر جشنی مقدار مشخصی پول در نظر بگیرید.

وقتی جشن تولد به پارتی تبدیل می شود

در دوران نوجوانی، یعنی حدود دوازده سالگی به بعد، بیشتر وقت ها جشن گرفتن کار سختی می شود. بعضی از بچه ها هوس پارتی گرفتن می کنند و بعضی ها یک دفعه تصمیم می گیرند که دیگر جشن تولد نگیرند؛ بنابراین فرزندتان را مجبور نکنید که جشن بگیرد؛ ولی اگر مجبور شدید که به خواست فرزندتان پارتی بگیرید، فراموش نکنید که پدر و مادرهای دیگر به اعتماد شما فرزندانشان را به خانه شما می فرستند قبل از مهمانی به آنها اطلاع دهید و در طول مهمانی در کنار بچه ها حضور داشته باشید. حتی اگر فرزندتان از شما بخواهد که خانه را ترک کنید، این کار را انجام ندهید. برای این که در همان روز با او درگیر نشوید، از قبل با فرزندتان صحبت کنید و حد و مرز و قوانینی برای مهمانی قایل شوید؛ ولی به هیچ وجه کنترل محسوس یا نامحسوس خود را از دست ندهید. البته این گونه مهمانی ها برای بچه های دوازده ساله معمولاً بدون مشکل و برای دوازده سال به بالا با مشکلاتی همراه می شود، گاه مهمان تصمیم می گیرد که شب در خانه شما بخوابد و گاه فرزند خودتان به ماندن او اصرار دارد؛ در این صورت تصمیم گیری را به بچه ها محول نکنید. این شما و والدین مهمان هستید که باید تصمیم بگیرید که به او اجازه بدهید یا نه.

مهمانی های فامیلی

هدف از مهمانی های فامیلی این است که رابطه افراد یک فامیل حفظ و تقویت شود. در زمان قدیم، افراد یک فامیل دور هم و در یک محدوده زندگی می کردند؛ به طوری که نام آن محله یا محدوده به نام آن فامیل بود. وقتی پسری ازدواج می کرد، یک یا دو اتاق از خانه پدری به او اختصاص می یافت؛ به این ترتیب، دخترعموها و پسرعموها، تقریباً در یک شرایط و در کنار هم بزرگ می شدند. به ندرت خانواده ای تک فرزند بود و هیچ بچه ای احساس تنهایی نمی کرد؛ ولی امروزه دیگر وضع چنین نیست. پسرها دیگر موظف نیستند که شغل پدرها را دنبال کنند و در خانه پدری زندگی نمی کنند؛ بنابراین به یک اندازه از وضع مالی و شرایط زندگی برخوردار نیستند و گاه بسیار دور از هم زندگی می کنند. کودک امروزی به خوشبختی کودک دیروز نیست و به اندازه او از محبت پدر و مادربزرگ، دایی، عمه، خاله، عمو و فرزندانشان برخوردار نیست؛ محبتی که با هیچ ثروتی به دست نمی آید و هیچ چیزی نمی تواند جایگزین آن شود. پس نباید به دلیل بعضی از ملاحظات، مهمانی های فامیلی را کنار گذاشت. بچه ها هم از این رفت و آمد لذت می برند؛ به شرطی که بچه دیگری در آن مهمانی حضور داشته باشد و مجبور نشوند دائم پای صحبت بزرگ ترها بنشینند. بچه ها دوست ندارند که در این مهمانی ها به آنها هشدار بدهند، مورد انتقاد قرار گیرند و دائم آنها را با دیگری مقایسه کنند؛ وگرنه این جور مهمانی ها را جلسه نقد و بررسی خود می شمارند. پس بهتر است از دو راه وارد شوید: اول این که مهمانی ها را با حضور بچه ها برگزار کنید و اگر فرزندتان نخواست که در آن شرکت کند، به او اصرار کنید. دوم، با خانواده های دیگر هماهنگ شوید تا آنها نیز فرزندان خود را بیاورند. اگر بتوانید در مهمانی یک فوق برنامه برای بچه ها تدارک ببینید تا به آنها خوش بگذرد، بار دیگر با کمال میل شرکت خواهند کرد. فایده رفت و آمد فامیلی به قدری است که به زحمت آن می ارزد. در این مهمانی هاست که کودکان می آموزند در کنار بزرگ ترها حرکت کنند، بد و خوب را از خانواده هایی شبیه خانواده خود بیاموزند، به ارزش های فامیلی پی ببرند و در نهایت دوست یا دوستانی از بین همسالان در فامیل خود پیدا کنند.

لباس های غیررسمی و لباس های رسمی

خیلی لذت بخش است که هرکسی بتواند برای فرزند خود لباسی زیبا و مناسب سن و سال او انتخاب کند. تا وقتی که فرزندتان کوچک است و می گذارد که شما به جای او انتخاب کنید، از این فرصت لذت ببرید؛ ولی سال به سال این فرصت محدودتر می شود؛ زیرا پدیده ای به نام ” شتاب” در جهان امروز وجود دارد؛ به طوری که در بچه های هشت- نه ساله نیز آثار بلوغ دیده می شود. و طبیعی است که گروه همسالان تعیین می کنند که چه پوششی مناسب است و نه پدر و مادر. لباس خریدن برای یک نوجوان یکی از کارهای طاقت فرسا و پرهزینه است. شما به عنوان پدر یا مادر باید با این مرحله رشد فرزندتان با صبر و حوصله و ملایمت برخورد کنید. نگذارید کارتان دائم به دعوا و مشاجره بکشد؛ چون در این مورد، بازنده شما خواهید بود.

فقط متفاوت نباشد

هر بچه ای از این که با بچه های دیگر فرق داشته باشد، وحشت دارد، وقتی مدرسه ای تعطیل می شود، کافی است جلو در بایستید و به قیافه های بچه هایی که از در بیرون می آیند، نگاه کنید. بیشتر پسرها کفش های ورزشی می پوشند و بندهای آن را توی کفش فرو می کنند، شلوارهایشان گشاد و اتو نشده است و با یک کمربند، به زور آن را روی باسن خود نگه می دارند، موهای آنها هم همه تقریباً یک مدل است. دخترها معمولاً مثل هم مقنعه سر می کنند،کیف و کتابشان را شبیه هم در بغل می گیرند آنها هم پوشیدن کفش های ورزشی را به کفش های رسمی تر ترجیح می دهند.
بیشتر پدر و مادرها از سبک لباس پوشیدن فرزند خود دلخور هستند؛ ولی مجبورند برای همین لباس ها، بهای زیادی بپردازند و دم نزنند؛ چون نوجوانشان به هر حال کاری می کند که شبیه نوجوان های دیگر باشد.

مرز سلامتی کجاست؟

آزادی هر فرزندی باید حد و مرزی داشته باشد. آنجا که پای سلامتی او به میان می آید، وظیفه شماست که نگذارید فقط به دلیل پیروی از دیگران، سلامتی خود را به خطر بیندازد، خالکوبی، کاشتن ناخن، رنگ کردن مو و … اگرچه به صورت فراگیر درآمده، ولی عوارضی دارد که نوجوان زیر ۱۸ سال ممکن است آن را درک نکند؛ چون نوجوانی و جوانی سن خطر کردن است و این کارها ممکن است سلامتی فرد را به خطر بیندازد. از جنبه دیگر، انسان های سطحی و بی فکر برای جلب نظر دیگران به هر کاری دست می زنند و بسیاری از این کارها چه در غرب و چه در شرق نمادی از بی فکری است( مانند سوراخ کردن قسمت های مختلف صورت و مرصع کردن آن). یا پوشیدن لباس های محرک برای دخترها، در درجه اول خود آن دختر را از نظر بیننده زیر سؤال می برد و او را به این فکر می اندازد:” منظور این دختر از پوشیدن این لباس چیست؟” از این که هر مذکری با نگاه خود به حریم او تجاوز کند، چه لذتی می برد؟
به هر حال، این خواسته زیادی نیست اگر به عنوان یک بزرگ تر از بچه ها بخواهید لباسی که می پوشند تمیز باشد، دکمه هایش سر جایش باشد و درزهای لباس شکافته نباشند. جوراب و لباس زیرشان را هرروز عوض کنند یا بشویند، دندان هایشان را مسواک بزنند، به حمام بروند و خلاصه این که تمیز باشند. اگر به این نکته ها توجه کنند، اشکالی ندارد که یادشان برود شلوارشان را از روی باسن بالاتر بکشند تا پاچه هایش روی زمین نکشد.

کسی هست که معقول لباس بپوشد؟

تجربه نشان می دهد که هنگام رفتن به عروسی یا یک مراسم رسمی، بچه ها دوست دارند که لباس های بهتر و منظم تری بپوشند و به قول خودشان ” شیک” به نظر برسند؛ بنابراین با فرزند خود قراری بگذارید: وقتی می خواهد به مدرسه برود یا با دوستانش به جایی می رود، می تواند آن طور لباس بپوشد که دوست دارد؛ ولی وقتی با شما به رستوران یا مهمانی های فامیلی می آید آن طور که باید، لباس بپوشد. هر دو طرف از این معامله نفع خواهید برد. شما انرژی خود را از دست نمی دهید و اعصابتان خرد نمی شود و فرزندتان، هم از دوستانش فاصله نمی گیرد و هم می آموزد که در چه جایی باید چه لباسی بپوشد. این کار توان قضاوت او را تقویت می کند و می آموزد که در لباس های قراردادی هم می تواند راحت و بی دردسر تکان بخورد؛ به طوری که اگر در آینده بیشتر مجبور شد که آن طور لباس بپوشد، احساس خفگی نکند و ظاهرش نشان ندهد که چقدر از پوشیدن این لباس ها در عذاب است.
لباس رسمی پسرها تا حدودی مشخص است و هرکسی می داند که پوشیدن شلوار جین و کفش کتانی مناسب مهمانی های رسمی نیست. در مورد دخترها انتخاب کمی سخت تر است؛ چون تنوع لباسی برای دخترها بیشتر است؛ ولی به هر حال یک قانون وجود دارد که در همه جای دنیا یکسان است: لباس هایی را که یقه ای بسیار باز دارند، یا لباسی که شانه های فرد در آن برهنه است و به طور کلی لباس های محرک را نباید در طول روز پوشید؛ حتی اگر هدف شیک پوشی است، پوشیدن این لباس ها در روز نشانه بی اطلاعی فرد از معنی شیک پوشیدن است.(۱) از طرف دیگر پوشیدن لباس اسپرت برای رفتن به جشن هم بی احترامی به میزبانی است که برای جشن زحمت کشیده.
اگر برای خرید لباس همراه فرزند خود می روید، اول بگذارید که او انتخاب کند یا از روی مجله ای سفارش دوخت آن را بدهد، به این ترتیب، مجبور نمی شوید که از مغازه ای به مغازه دیگر بروید. پس از این انتخاب می توانید یک بار با فرزندتان برای خرید به توافق برسید و بعد، از دردسرهای خرید راحت شوید.
منبع:ف.کرام ،داگمار،ترجمه وتالیف:خلیلی،سپیده ،آموزش آداب معاشرت به کودکان و نوجوانان،موسسه نشر پنجره،۱۳۸۸

 

مطالب مشابه