خدمت‏ رسانی در سیره و گفتار امیرالمؤمنین علیه‏ السلام

خدمت‏ رسانی در سیره و گفتار امیرالمؤمنین علیه‏ السلام

نويسنده:محمدمهدی كریمی‌نیا
منبع:فصلنامه معرفت

مقدمّه
مقصود از «الگو» و «اسوه»پذیری حالتی است كه انسان به هنگام پی‌روی از غیر خود پیدا می‌كند. فردی كه از او پی‌روی می‌شود، ممكن است اسوه نیك یا بد باشد. در قرآن كریم، گاه به صراحت و گاه بدون تصریح، به پی‌روی از كسی سفارش می‌كند. از جمله حضرت ابراهیم علیه‌السلام الگو معرفی شده است: «قد كانت لكم اسوة حسنه فی ابراهیم والذین معه» (ممتحنه: 4)؛ قطعا برای شما در (پی‌روی از) ابراهیم و كسانی كه با اویند، سرمشقی نیكوست.در مورد پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نیز می‌فرماید: «لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنةٌ لمن كان یرجوا اللّه و الیومَ الاخر و ذَكَر اللّه كثیرا» (احزاب :21)؛ برای شما در (زندگی) رسول خدا الگوی نیكویی است، برای آن‌ها كه امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌كنند.
امام علی علیه‌السلام ؛ الگوی خدمت رسانی تاریخ و شرح حال بزرگان عالم و شخصیت‌های آسمانی برای هركس بهترین سرمشق و عالی‌ترین الگوی زندگی است. در این میان، شرح زندگی امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام ، دوّمین شخصیت جهان انسانیت، از اهمیّت خاصی برخوردار است؛ چه این‌كه بررسی زندگانی ایشان روح فضیلت، پاكی، ایمان، تقوا، فداكاری، استقامت، شجاعت، فتوّت، و پی‌روی از حق را در خواننده تقویت می‌كند.
پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در شأن امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: «ما عَرَفَكَ حقَّ معرفتك غیرُاللهِ و غیری»؛(1) غیر از خدا و من هیچ كس دیگری حق معرفت تو را نشناخت.آری، ابعاد گوناگون آن شخصیت بی‌همتا، قابل وصف و شمارش نیستند. یكی از ابعاد زندگانی آن بزرگوار، خدمت‌رسانی و توجه به نیازمندان است. آن حضرت در این راه یك لحظه آرام نداشت و در این راه، تمامی سعی و تلاش خویش را به كار می‌برد و دیگران را نیز بدین امر مهم تشویق می‌نمود.
برنامه زندگی پیامبراكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از زبان امام علی علیه‌السلام
یكی از برنامه‌های زندگی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله رسیدگی به كارها و گرفتاری‌های مسلمانان بود. آن حضرت در برآوردن حاجت مردم كوشش بسیار داشت.امام حسین علیه‌السلام می‌گوید: از پدرم درباره امور داخلی زندگانی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پرسیدم. امام علی علیه‌السلام فرمود: پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله وقت خود را در خانه به سه بخش تقسیم می‌كرد: بخشی برای عبادت خداوند و بخشی برای انجام كارهای خانواده و بخشی برای خودش. از بخش ویژه خود، قسمتی را به مردم اختصاص می‌داد و عام و خاص را می‌پذیرفت و چیزی از آنان مضایقه نداشت.در این مورد، اهل فضل و تقوا را بر دیگران ترجیح می‌داد و نیازهای ایشان را برمی‌آورد. برخی یك حاجت، برخی دو حاجت و برخی چند حاجت داشتند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله سرگرم پاسخ دادن و برآوردن نیازهای ایشان می‌شد و در این هنگام، مسائلی را كه به صلاح ایشان و عموم مسلمانان بود، مطرح می‌كرد و می‌فرمود: «حاضران به افراد غایب ابلاغ نمایند و نیاز اشخاصی را كه به من دست‌رسی ندارند، بیان كنند و هر كس نیاز نیازمندی را به صاحب قدرتی برساند كه خود او نتواند بیان كند، خداوند در قیامت او را پایدار واستوار فرماید.»
در محضر آن حضرت، چیزی جز این صحبت نمی‌شد و از هیچ كس موضوع دیگری پذیرفته نمی‌شد. معمولاً گروه گروه برای كسب فیض به حضورش می‌آمدند و در حالی بیرون می‌رفتند كه كامشان از شهد علم شیرین شده، خود راهنمای دیگران می‌شدند.(2)
آری، روش زندگی پیامبراكرم و اهل‌بیت او علیهم‌السلام ، گره‌گشایی و نیكی و احسان بود. آنان عقیده داشتند كه خوش‌حال كردن برادر مسلمان و برآوردن نیازهای گرفتاران، از مهم‌ترین كارهای خیر است. سیره اجتماعی آن بزرگواران نشان می‌دهد كه آنان هرگز در پاسخ مشروع نیازمندان و رفع ستم از ستم‌دیدگان مسامحه‌ای به خود راه نمی‌دادند و پیروان خویش را نیز به كارگشایی و برآوردن حاجت برادر مؤمن تشویق و ترغیب می‌كردند.(3)
پیامبراكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرماید: «من قضی لاخیهِ المُؤمنِ حاجةً كانَ كَمَن عَبَداللّه دهرا»؛(4) هر كس یك حاجت برادر خود را برآورد، چنان است كه در همه روزگار خدا را عبادت كرده است.
از امام جعفر صادق علیه‌السلام نیز روایت شده است: «مَن قضی لاخیهِ المؤمنِ حاجةً قَضَی اللّهَ ـ عزّوجَلَّ ـ لَهُ یومَ القیامَةِ مأَةَ اَلف حاجةٍ مِن ذلكَ؛ اَوَّلُها الجَنَّة»؛(5) هر كس حاجتی از برادر مؤمن خود برآورد، خدای تعالی در روز قیامت صدهزار حاجت او را برآورده سازد، كه یكی از آن‌ها داخل كردن او به بهشت است.

خدمت رسانی در اسلام
احسان، نیكوكاری و خدمت‌رسانی در اسلام حد و مرزی ندارد؛ از انسان‌ها گذشته، حیوان‌ها را نیز در برمی‌گیرد. احسان و خدمت به همنوعان، ویژه گروه مخصوصی نیست؛ هر كس باشد مسلمان یا غیر مسلمان، همه باید از خدمات بهره‌مند گردند. از پیامبراكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله سؤال شد: چه كسی نزد خداوند محبوب‌تر است؟ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: «آن‌كه نفعش به انسان‌ها بیش‌تر برسد.»(6)
همچنین در گفتار پر ارج پیامبر بزرگ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌خوانیم: «برترین اعمال از نظر خداوند، خنك ساختن دل‌های سوخته تشنگان و سیر كردن شكم‌های گرسنه است. سوگند به آن‌كه هستی محمّد در اختیار اوست، به من ایمان نیاورده آن‌كه سیر بخوابد و برادر مسلمان یا همسایه‌اش گرسنه باشد.»(7)
این حقیقت كه اسلام در خدمت‌رسانی و خدمات اجتماعی، نیكی به همه انسان‌ها را سفارش می‌كند، با عبارات گوناگون در گفتار پیشوایان بزرگ اسلام به چشم می‌خورد؛ از جمله در روایتی از پیشوای ششم امام صادق علیه‌السلام به این مطلب اشاره شده و آن را در ردیف مهم‌ترین كارها آورده است. آن حضرت فرمودند: «سه عمل است كه هر كس یكی از آن‌ها را انجام دهد، خداوند بهشت را برای او لازم شمرده است: بخشش به هنگام تنگ‌دستی، گشاده‌رویی با تمام مردم جهان، و احترام به حقوق مردم.»(8)
این واقعیت را امام صادق علیه‌السلام از قول پروردگار بزرگ، در جایی دیگر چنین بیان فرموده است: «مخلوق عیال و روزی‌خواران من هستند؛ محبوب‌ترین آن‌ها از نظر من كسی است كه برای برآوردن نیازهای آنان سعی بیش‌تری كند و نسبت به آنان مهربان‌تر باشد.»(9)
در این جا، نامی از مسلمان در میان نیست، بلكه فقط «مخلوق» به كار برده شده كه حتی ممكن است به غیر «انسان‌ها» نیز توسعه یابد.در خدمت رسانی و خدمات اجتماعی اسلام، به جنبه‌های روانی نیز توجه فراوان شده است. اسلام تنها به جسم نپرداخته، بلكه «خدمات روانی» را نیز لازم شمرده شده است. برای نمونه، می‌توان از «مسرور ساختن افراد وشاد كردن دل آنان» یاد كرد، تا آن‌جا كه باب مخصوصی در این زمینه در كتاب‌های حدیث به نام: «بابُ ادخالِ السُّرور علی المؤمنین» وارد شده است. در همین زمینه، پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرموده‌اند: «همانا محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند، شادمان ساختن مؤمنان است.»(10)

اهمیت تأمین اجتماعی در اسلام
مسائل مربوط به «تأمین نیازمندی‌های اجتماعی» در آیات قرآن، احادیث و فقه اسلامی ابعاد گسترده‌ای دارد كه احاطه بر آنچه از طریق شرع در این مورد وارد شده، كار آسانی نیست. اسلام از چهاده قرن قبل، رسیدگی و مراقبت از بیماران، اسیران، حمایت از زندانیان و زنان بی‌سرپرست و زنان باردار و كودكان، به ویژه كودكان استثنایی، را مطرح كرده و در این مورد اصول و كلیاتی را وارد نظام اجتماعی خود كرده است. این اصول به قدری دلپذیر و اعجاب انگیزند كه گویی آورنده شریعت از وضع كنونی جوامع كاملاً آگاه بوده و این همه دستورها و تكالیف را برای انسانی آورده است كه بر اثر تكیه بر «ماشین» و رشد تمایلات مادی، عواطف او كم فروغ گشته، جز به «من» و متعلّقات آن نمی‌اندیشد.
اسلام نه تنها درباره موضوعات یاد شده به بحث و بررسی پرداخته، بلكه درباره اهمیّت كار و كوشش، موقعیت كارگر، نكوهش از بی‌كاری و بی‌كاران، دعوت به تأمین غذای عمومی، انفاق در راه خدا، بازداشتن گدایان از گدایی، تأمین مسكن آوارگان و پوشاك برهنگان، حمایت از مستمندان، سالمندان، خانواده‌های بی‌سرپرست، در راه‌ماندگان، یتیمان، بیماران، معلولان، محرومان، خانواده‌های مصیبت‌زده و شهدا و ده‌ها موضوع دیگر، كه همگی شاخه‌های مسأله «تأمین نیازمندی‌های اجتماعی» می‌باشند، قوانین و مقررّاتی وضع نموده و از این طریق خواسته است به استضعاف، ناتوانی و محرومیت این گروه‌ها پایان دهد، یا از شدّت و تندی آن بكاهد.(11)
حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام پیرمرد نابینایی را دیدند كه در گوشه‌ای نشسته و گدایی می‌كند. حضرت از كسانی كه در اطراف او بودند، پرسیدند: این كیست؟ گفتند: نصرانی است. حضرت فرمودند: «وقتی كه جوان بود او را به كار گماردید؛ حال كه پیر و ناتوان شده، او را رها كرده و از حق مشروعش بازداشته‌اید؛ از بیت‌المال به او بپردازید!»(12)

سیره و عمل امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خدمت‌رسانی
در این جا، به طور خلاصه به بخشی از خدمات اجتماعی و خدمت‌رسانی به مردم، كه در زندگی پر بركت امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام مشاهده شده است، اشاره می‌شود. این خدمت‌رسانی‌ها در ابعاد و شكل‌های گوناگون متبلور شده‌اند؛ از جمله:

1. انفاق، احسان و نیكوكاری
امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام پیوسته از فقیران و یتیمان دست‌گیری می‌كردند. روح انفاق‌گری آن حضرت، چه در زمان محرومیت از خلافت و چه در دوران بازگشت به خلافت، لحظه‌ای آرام نگرفت. آن بزرگوار دفاع از مستمندان و كمك به بینوایان را به جایی رسانده بودند كه به پرداخت حقوق بی‌چارگان از بیت‌المال قناعت نمی‌كردند، بلكه از مخارج شبانه‌روزی خود كم می‌گذاشتند و در راه خدا انفاق می‌كردند؛ شخصا برای بیگانگان كار می‌كردند و حاصل دست‌رنج خود را به ستم‌دیدگان می‌دادند.
ابن ابی‌الحدید درباره آن حضرت می‌نویسد: «علی روزها روزه می‌گرفت و خوراك خود را به دیگران می‌داد و با دست خویش نخلستان‌های بعضی از یهود را آب‌یاری می‌كرد. دست‌هایش در اثر آب‌كشی آبله می‌زد، اما درامد خود را به مستمندان می‌داد.»(13)
در شأن آن حضرت، همان بس كه آیه ذیل درباره او نازل شد، آن هنگام كه انگشتری خود را در نماز به سائل داد: «انّما ولیّكُمُ اللّهُ و رسولُه و الَّذینَ آمنوا الّذینَ یُقیمونَ الصَّلوةَ و یؤتونَ الزَّكوةَ و هُم راكعون» (مائده:55)؛ سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آن‌ها كه ایمان آورده‌اند و نماز به پا می‌دارند و در حال ركوع، زكات (صدقه) می‌پردازند.
در این‌باره ابوذر غفاری می‌گوید: «ای مردم، روزی از روزها با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در مسجد نماز می‌خواندم، سائلی وارد شد و از مردم تقاضای كمك كرد، ولی هیچ‌كس چیزی به او نداد. او دست خود را به آسمان بلند كرد و گفت: خدایا! تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو تقاضای كمك كردم، ولی كسی جواب مساعد به من نداد. در همین حال، علی علیه‌السلام كه در حال ركوع بود، با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد. سائل نزدیك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون كرد. پیامبراكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله كه در حال نماز بود، این ماجرا را مشاهده كرد. هنگامی كه از نماز فارغ شد، سر به سوی آسمان بلند كرد و چنین گفت: خداوندا! برادرم موسی از تو تقاضا كرد روح او را وسیع گردانی و كارها را بر او آسان سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درك كنند؛ و نیز موسی درخواست كرد هارون را كه برادرش بود وزیر یا یاورش قرار دهی و به وسیله او نیرویش را زیاد كنی و در كارهایش شریك سازی. خداوندا! من محمّد پیامبر و برگزیده توام، سینه مرا گشاده كن و كارها را بر من آسان‌ساز. از خاندانم علی را وزیر من گردان تا به وسیله او پُشتم قوی و محكم گردد.» ابوذر می‌گوید: «هنوز دعای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پایان نیافته بود كه جبرئیل نازل شد و به پیامبر گفت: بخوان! پیامبراكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان: «انّما ولیُّكُم اللّهُ و رسولُهُ و الّذین آمنوا الّذینَ یقیمونَ الصّلوة و یؤتون الزكوةَ و هم راكعون.»(14)

2. درخت‌كاری و كشاورزی
یكی از مشاغل امام علی علیه‌السلام در عصر رسالت و پس از آن، كشاورزی و درخت‌كاری بود كه بسیاری از خدمات و انفاق‌های خود را از این طریق انجام می‌داد و املاك زیادی را وقف می‌كرد. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «كانَ امیرالمؤمنین یضرِبُ بالمِرِّ و یستخرجُ الارضین»؛(15) امیرالمؤمنین بیل می‌زد و نعمت‌های نهفته در دل زمین‌ها را استخراج می‌كرد.
مردی می‌گوید: «در خدمت امام علی علیه‌السلام یك وَسَق هسته خرما دیدیم. (هر وسق شصت صاع و هر صاع تقریبا سه كیلوگرم است. بنابراین، هر وسق قریب 180 كیلوگرم است.) گفتیم: منظور از گرداوری این همه هسته خرما چیست؟
آن حضرت فرمود: این‌ها یكصد هزار درخت خرماست، اگر خدا بخواهد. وی گوید: آن حضرت همه آن‌ها را كاشت و تمام هسته‌ها بدون استثنا روییدند و باغستانی از آن‌ها ترتیب داد و همه را وقف كرد.(16)

3. آزادی بردگان
آزادسازی بردگان از مستحباتی است كه در اسلام بر آن تأكید و بدان سفارش فراوانی شده است. پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: «هركس بنده مؤمنی آزاد كند، خداوند عزیز جبّار در برابر هر عضوی از آن بنده، عضوی از شخص آزادكننده را از آتش جهنم آزاد می‌سازد.»(17)
امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام در این موضوع از پیشگام‌ترین افراد بوده و از حاصل دست‌رنج خود ـ و نه از بیت‌المال ـ هزار بنده خرید و در راه خدا آزاد ساخت. امام صادق علیه‌السلام در این‌باره می‌فرماید: «انّه اعتَقَ الفَ مملوكٍ مِن كَدِّ یدِهِ»؛(18) همانا علی علیه‌السلام هزار بنده از دست‌رنج خود آزاد ساخت.

4. احداث قنات
در منطقه‌ای مانند عربستان، كه دارای هوای گرم و سوزان و كم آب است، اهمیت ایجاد قنات و تأمین آب آشامیدنی و كشاورزی اهمیت بسیار دارد. سرزمین‌هایی كه بدون جنگ و خون‌ریزی در اختیار مسلمانان قرار می‌گیرند، بخشی از انفال هستند كه مربوط به مقام نبوّت می‌باشند. پیامبراكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله باید از آن‌ها به نفع اسلام و مسلمانان استفاده كند. این زمین‌ها برای امور كشاورزی و حفر قنات به كار می‌روند.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله زمینی را در اختیار علی علیه‌السلام گذاشت. امام در آن‌جا چشمه‌ای استخراج كرد كه آب از آن مانند گردن شتر، فوّاره می‌زد. امام علیه‌السلام نام آن‌جا را «ینبُع» گذاشت.
فوران آب مایه امید اهالی شد. یك نفر از اهالی مژده فوران آب را به امام علی علیه‌السلام داد. امام فرمود: «به وارثان مژده دهید كه این آب وقف زائران خانه خدا و رهگذرانی است كه از این‌جا عبور می‌كنند و كسی حق فروش آن را ندارد و نیز هیچ‌كس را در آن حق ارث و بخشش نیست و هركس آن را بفروشد، یا به كسی ببخشد، لعنت خداوند و ملائكه و مردم، همه بر او باد!»(19)
این مكان هم‌اكنون به نام «بئر علی» در راه مدینه به مكّه، در منطقه «جعرانه» معروف است.

5. ساخت مساجد
امیرالمؤمنین علیه‌السلام مساجدی بنا كرد، كه برخی از آن‌ها عبارتند از: مسجدی در كنار مسجد الفتح در مدینه؛ مسجدی در كنار قبر حضرت حمزه علیه‌السلام ، مسجدی در میقات، مسجدی در كوفه و مسجدی در بصره.(20)

6. موقوفات یا باقیات الصالحات
موقوفات و صورت وقف‌نامه‌های امیرالمؤمنین علیه‌السلام در كتاب‌های حدیث و تاریخ به تفصیل آمده‌اند.(21) در اهمیت این موقوفات كافی است بدانیم كه طبق نقل مورّخان، درآمد سالیانه آن‌ها چهل هزار دینار بوده كه همه آن‌ها به نفع بینوایان و نیازمندان مصرف می‌شد. با وجود این درآمد سرشار، گاهی امام علی علیه‌السلام مجبور می‌شدند برای هزینه زندگی خویش، شمشیر خود را بفروشند.(22)
امام علیه‌السلام در محلّه «بنی زریق» واقع در مدینه، خانه‌ای بنا و آن را وقف خاله‌های خود كردند و در ضمن، شرط كردند اگر نسل آنان منقرض شود، این خانه در اختیار مسلمانان بی‌بضاعت قرار گیرد. ترجمه وقف‌نامه حضرت چنین است: «بسم‌اللّه الرحمن الرحیم. این خانه را علی بن‌ابی‌طالب در حالی كه زنده و سالم است، وقف كرده. خانه‌ای كه در محله بنی‌زریق واقع شده است، وقف باشد؛ فروخته نشود، بخشش نگردد، تا خداوندی كه آسمان‌ها و زمین را به ارث می‌برد، آن را به ارث ببرد. [كنایه از وقف تا روز قیامت] در این خانه وقفی، خاله‌های علی و بازماندگان علی زندگی خواهند كرد. وقتی نسل آن‌ها منقرض شد، این خانه در اختیار مسلمانان بی‌بضاعت قرار می‌گیرد.»(23)
در عصر گذشته و عصر كنونی، مسأله «وقف» ارزش و اهمیت خود را از دست نداده است و از این رهگذر، می‌توان طبق مقتضیات روز، در پیشرفت تعلیم و تربیت مسلمانان و تأمین نیازمندی‌های مادی و معنوی و رفع بسیاری از گرفتاری‌ها و سختی‌ها از آن استفاده كرد. از آن‌رو كه اصل مال وقفی، همیشه یا مدتی طولانی ثابت باقی می‌ماند، امیرالمؤمنین علیه‌السلام با وقف اموال خود، در راه تأمین نیازمندی‌های جامعه مسلمانان می‌كوشید.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام پس از رحلت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در عصر خلفا، كه ایشان را از مقام رهبری كنار زدند، بیش‌تر به امور كشاورزی اشتغال داشتند. آن حضرت با زحمات و تلاش‌های خود، چندین باغ و چندین چشمه و مزرعه احداث و نوسازی كردند و از دست‌رنج خود هزار بنده خریدند و آزاد ساختند.
امام علی علیه‌السلام نگه‌داری و سرپرستی دو چشمه و باغ را به «ابونیزر»، فرزند نجاشی، شاه حبشه سپردند. نام یكی از آن‌ها «باغ ابونیزر» و نام دیگری «باغ بُغیبُغَه» بود.
ابونیزر می‌گوید: «من در باغ بودم، امام علی علیه‌السلام وارد باغ شد و فرمود: آیا غذا نزد تو هست؟ عرض كردم: با كدویی كه از این باغ به دست آمده است و روغن، غذایی آماده ساخته‌ام. فرمود: آن غذا را بیاور، بخوریم. من برای آماده ساختن غذا برخاستم، آن حضرت نیز برخاست و كنار آب چشمه رفت و دست خود را شست. سپس متوجه شد كه دستش به خوبی شسته نشده است. به كنار نهر آب بازگشت و با آب و ماسه تمیز، دست خود را كاملاً تمیز شست. سپس با دو كف دست از آب آن آشامید و به من فرمود: كف دست‌ها تمیزترین ظرف‌هاست.
سپس آن حضرت كلنگ را به دست گرفت و داخل چاه چشمه شد و به لایروبی قنات پرداخت. در حالی كه عرق از پیشانی‌اش می‌ریخت، از چاه بیرون آمد و بار دیگر به داخل چاه رفت و همچنان به لایروبی چاه پرداخت. هنگام گلنگ زدن به زمین چاه، صدای همهمه آن حضرت به بیرون چاه می‌رسید. آن قنات را به گونه‌ای پاك‌سازی كرد كه به اندازه گردن شتر آب آن زیاد شد. سپس با شتاب از چاه بیرون آمد و فرمود: خدا را گواه می‌گیرم كه این چشمه و باغ را وقف كردم! آن‌گاه به من فرمود: دوات و كاغذ بیاور. من با شتاب رفتم و قلم و دوات و كاغذ تهیه كردم و به حضور آن حضرت آوردم. آن حضرت وقف نامه را چنین نوشت: بسم‌الله الرحمن الرحیم. این دو باغ را بنده خدا، علی امیرمؤمنان، وقف كرد. نام این دو باغ، “ابونیزر” و “بُغیبُغه” است، تا محصول آن وقف فقرای مردم مدینه و مسافران درمانده شود، تا با وقف این دو باغ، علی چهره‌اش را از گرمای آتش دوزخ و قیامت حفظ كند. این دو باغ فروخته نشوند و به كسی بخشیده نشوند تا خداوند، كه خیرالوارثین است، آن را به ارث ببرد [یعنی تا قیامت وقف باشد]، مگر آن‌كه حسن و حسین به این دو باغ نیازمند گردند. این دو باغ برای حسن و حسین، نه برای دیگران طلق و آزاد باشد.»
نقل شده است: امام حسین علیه‌السلام مقروض شد. معاویه دویست هزار دینار برای امام حسین علیه‌السلام فرستاد كه چشمه ابونیزر را به دویست هزار دینار بفروشد. امام حسین علیه‌السلام قبول نكردند و فرمودند: «پدرم این دو چشمه و باغ را وقف كرده است تا صورتش در قیامت از حرارت آتش دوزخ محفوظ بماند. بنابراین، آن را به هیچ قیمتی نمی‌فروشم.»(24)

7. وقف چاه در منطقه سَمُره
نیز از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است كه فرمود: «رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به همراه گروهی از سربازانش [از محل خود [خارج شدند. گروهی از دشمن در نزدیكی یَنبع با حضرت برخورد كردند ـ هوا به شدت گرم بود ـ تا این‌كه به منطقه “سمره” رسیدند. پس از آن، جنگ در گرفت و پیروزی نصیب پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و سربازانش شد و زمین‌هایی به عنوان غنیمت به مسلمانان رسید. در تقسیم‌بندی زمین‌های غنیمتی از سوی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، مكان سَمُره نصیب علی علیه‌السلام شد….
امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام به دو غلام خود دستور حفر چاه داد. چاه حفر شد و آب از آن فوران كرد.
در این‌هنگام، شخصی بشارت‌گویان خبر این قضیه را برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام آورد. پس حضرت آن را وقف كرد و وقف‌نامه را این‌گونه نوشت: “این چاه به خاطر خداوند، وقف است برای روزی كه چهره عده‌ای سفید و چهره برخی دیگر سیاه است، تا این‌كه خداوند صورت مرا از آتش محفوظ بدارد؛ وقفی قطعی و جدای از اموال، در راه خدای متعال، برای افراد دور و نزدیك، در صلح و جنگ و برای یتیمان و فقرا و غلام‌ها”.»(25)
عدالت و دادخواهی امیرالمؤمنین علیه‌السلام
پس از شهادت حضرت علی علیه‌السلام ، یك روز سُوده، دختر عمّار بر معاویه وارد شد. معاویه سوده را سرزنش كرد؛ چون او در جنگ صفین به نفع سپاه حضرت علی علیه‌السلام فعالیت و تلاش فراوانی انجام می‌داد. آن‌گاه معاویه از سوده پرسید: برای چه این‌جا آمده‌ای؟
سوده گفت: ای معاویه، خدا تو را به سلب حقوق واجب ما بازخواست خواهد كرد. تو پیوسته فرماندارانی بر ما گسیل می‌داری كه محصولات كشاورزی ما را درو می‌كنند و می‌برند و مرگ را به ما می‌چشانند. اینك این بُسر بن ارطاة، فرستاده توست كه مردان ما را می‌كشد و اموال ما را می‌برد. اگر نمی‌خواستیم از حكومت مركزی پی‌روی كنیم، خود اكنون دارنده عزّت و قدرت بودیم؛ اگر او را معزول كنی چه بهتر، و گرنه ما خود قیام خواهیم كرد…
معاویه برآشفت و گفت: مرا به قبیله خویش می‌ترسانی. تو را با بدترین حالت نزد همان بُسر می‌فرستم تا هرچه با تو روا می‌داند، انجام دهد.
سوده اندكی خاموش ماند؛ گویی در ذهن خود خاطره‌هایی به شكوه گذشته را می‌كاود. آن‌گاه این شعرها را خواند: «درود خداوند بر آن روان، كه در گور خفت و با مرگ او عدالت و دادگری به خاك سپرده شد. او هم پیمان حق و راستی بود و حق را با هیچ چیز عوض نمی‌كرد؛ حق و ایمان در او یك جا فراهم آمده بود.»
معاویه پرسید: این چه كسی است؟
سوده پاسخ داد: حضرت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام . به یاد دارم كه نزد او رفتم و می‌خواستم از مأمور جمع‌آوری زكات شكایت كنم؛ آن‌گاه رسیدم كه او به نماز برمی‌خاست. اما تا مرا دید به نماز مشغول نشد و با رویی گشاده و مهربان فرمود: آیا حاجتی داری؟ گفتم: آری، و شكایت خود را عرض كردم. آن گرامی همچنان كه بر آستانه نماز خویش ایستاده بود، گریست و آن‌گاه به خداوند گفت: “خدایا، تو آگاه و شاهد باش كه من هرگز فرمان ندادم كه او (آن مأمور) به بندگانت ستم كند”، و بی‌درنگ قطعه پوستی درآورد و پس از نام خدا و آیه‌ای از قرآن، چنین نوشت: “… آن‌گاه كه نامه‌ام را خواندی، دست و بالت را جمع كن تا كسی را بفرستم آن‌ها از تو تحویل بگیرد…”»
و نامه را به من داد. سوگند به خداوند، كه نه آن را بست و نه مُهر كرد؛ نامه را به آن مأمور دادم و او معزول گردید و از نزد ما رفت.
معاویه پس از شنیدن این داستان، ناگزیر فرمان داد كه: هرچه می‌خواهد برای او بنویسید.
اندوه امیرمؤمنان علیه‌السلام از ستم به زنان اهل كتاب
سفیان بن عوف، از تیره «بنی غامد» از طرف معاویه مأمور حمله به مرزهای عراق، كشتن انسان‌ها و غارت اموال مردم عراق شد. معاویه به سفیان گفت: این غارت‌ها چشم عراقیان طرفدار علی را می‌ترساند و دوستان ما را شاد می‌دارد. سربازان سفیان در حمله به شهر «انبار»، حاكم این شهر را كه نماینده امام علی علیه‌السلام بود، به قتل رسانده و اموال مردم مسلمان، از جمله گردنبند، دستبند، گوشواره و خلخال زنان اهل كتاب (اهل معاهده) را به غارت بردند.
وقتی خبر به امام علی علیه‌السلام رسید، ضمن خطبه‌ای برای یاران خود فرمود:«اگر مرد مسلمان، از غم چنین حادثه بمیرد، چه جای ملامت است، كه در دیده من شایسته چنین كرامت است.»(26)
كلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره خدمت‌رسانی
در این‌جا، به اختصار به بخشی از سخنان پرارزش حضرت علی علیه‌السلام اشاره می‌شود كه درباره خدمت‌رسانی، نیكوكاری و برآوردن نیاز دیگران وارد شده است:

1. حق مخلوقین
امام علی علیه‌السلام در بخشی از نامه‌اش به مالك اشتر می‌فرماید: «مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز چونان حیوان شكاری باشی كه خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دسته‌اند: یا برادر دینی تواند، و یا همانند تو انسان هستند.»(27)
باید توجه داشت كه فرمان حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام به مالك‌اشتر، در زمانی صادر شد كه تعداد مسلمانان در كشور مصر ناچیز بود، چند سال بیش‌تر از فتح مصر به دست سپاه اسلام نمی‌گذشت و طبعا در این چند سال، تنها عده قلیلی اسلام را پذیرفته بودند و اكثریت مردم هنوز مسیحی بودند. مالك‌اشتر فرمانروای ملتی شده بود كه به تبعیت سیاسی حكومت اسلامی درآمده بودند، ولی اكثریت آن‌ها مسیحی و اقلیّت مسلمان بودند. بسیار جالب است در فرمانی كه برای اداره چنین كشوری صادر شده، امام علی علیه‌السلام چنان به مراعات حداكثر مصالح و منافع عمومی مردم مصر دستور می‌دهند كه گویی در میان آنان حتی یك مسلمان وجود ندارد.(28)

2. حق افراد ضعیف جامعه
افراد مستمند و كم‌درآمد مورد توجه امیرالمؤمنین علیه‌السلام بودند و پیوسته در فرمایش‌های خویش و بخصوص به كارگزاران خود توصیه اكید می‌نمودند كه مواظب آنان باشند و زمینه رهایی آنان از تهی‌دستی و فقر را فراهم سازند. از این‌رو، در بخشی از نامه خویش به مالك‌اشتر چنین می‌فرمایند: «سپس خدا را در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه، كه هیچ چاره‌ای ندارند، از زمین‌گیران، نیازمندان، گرفتاران، دردمندان (در نظر بگیر.) همانا در این طبقه محروم، گروهی خویشتن‌داری می‌كنند و گروهی به گدایی دست نیاز برمی‌دارند. پس برای خدا، پاسدار حقی باش كه خداوند برای این طبقه معین نموده است. بخشی از بیت‌المال و بخشی از غلّه‌های زمین‌های غنیمتی اسلام را در هر شهری به طبقات پایین اختصاص ده؛ زیرا برای دورترین مسلمانان همانند نزدیك‌ترین آنان، سهمی مساوی وجود دارد و تو مسؤول رعایت آن هستی.
مبادا سرمستی حكومت، تو را از رسیدگی به آنان بازدارد، كه هرگز انجام كارهای فراوان و مهم عذری برای ترك مسؤولیت‌های كوچك‌تر نخواهد بود. همواره در فكر مشكلات آنان باش، و از آنان روی برمگردان، به ویژه به امور كسانی از آنان بیش‌تر رسیدگی كن كه از كوچكی به چشم نمی‌آیند و دیگران آنان را كوچك می‌شمارند و كم‌تر به تو دست‌رسی دارند.»(29)

3. ارزش نیكوكاری
آن حضرت در نهج‌البلاغه در ارزش كار نیك و عمل پسندیده چنین می‌فرمایند: «كار نیك به جا آورید و آن را هر مقدار كه باشد كوچك نشمارید، زیرا كوچك آن بزرگ، واندك آن فراوان است، و كسی از شما نگوید كه دیگری در انجام كار نیك از من سزاوارتر است! گرچه سوگند به خدا كه چنین است. خوب و بد را طرفدارانی است كه هرگاه هر كدام از آن دو را واگذارید، انجامشان خواهند داد.»(30)

4. سفارش در مورد یتیمان
«خدا را خدا را درباره یتیمان (در نظر بگیرید.) نكند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند و حقوقشان ضایع گردد!»(31)

5. سفارش در مورد همسایه
«خدا را خدا را درباره همسایگان (در نظر بگیرید.) حقوقشان را رعایت كنید كه وصیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله شماست. همواره به خوش‌رفتاری با همسایگان سفارش می‌كرد تا آن‌جا كه گمان بردیم برای آنان ارثی معیّن خواهد كرد.»(32)
خدمت‌رسانی و مسؤولیت كارمندان و كارگزاران دولت
سال 1382 از سوی مقام معظّم رهبری «سال خدمت‌رسانی» اعلام شده است. این نام‌گذاری اهمیت خدمت‌رسانی به ملت شریف ایران را می‌رساند. از سوی دیگر، از طرف دولت جمهوری اسلامی، طرح «تكریم ارباب رجوع» مطرح گردیده است. این نام‌گذاری و طرح اخیر از جهات ذیل قابل توجه است:
1. ملت ایران ملتی شریف، صبور و شایسته خدمت هستند؛ ملتی كه انقلاب را به وجود آوردند و در برهه‌های گوناگون مانند: توطئه‌ها، كودتا و جنگ عراق علیه ایران از آن حفظ و نگه‌داری كردند. بنابراین، هرگونه كوتاهی در خدمت‌رسانی به این مردم، خیانت به اسلام، مقدّسات دینی و ارزش‌های انقلاب است و كارشكنی و ایجاد بدبینی در میان ارباب رجوع، گناهی نابخشودنی.
2. علی‌رغم تأكید مقامات جمهوری اسلامی بر خدمت‌رسانی، برخی نارضایتی‌ها از ادارات و دستگاه‌های دولتی مشاهده می‌شوند، و در مواردی، وجود فساد، رشوه، استفاده شخصی از امكانات و اموال دولتی، كم‌كاری و اتلاف اموال بیت‌المال موجبات ناراحتی مردم را فراهم می‌آورند.
اكنون با وجود این مشكلات، چه راه‌كاری وجود دارد؟
در وهله اول، ضرورت دارد كه همه افراد، بخصوص كسانی كه با امكانات و اموال بیت‌المال سر و كار دارند، متوجه مسؤولیت الهی خویش در حفظ و حراست از بیت‌المال باشند. در این میان، آموزش‌های لازم و انجام فعالیت‌های فرهنگی در گسترش فرهنگ خدمت‌رسانی و حفظ و حراست از اموال بیت‌المال كارسازند. روشن است كه عده‌ای از سر ناآگاهی و نه به عمد و تقصیر، رفتار شایسته‌ای با ارباب رجوع ندارند و یا اموال دولتی و بیت‌المال را در موارد ناصحیح مصرف می‌كنند.
در وهله‌دوم، لازم است سازمان‌های بازرسی مسؤولیت نظارتی خویش را با قاطعیت انجام دهند، از افراد مطمئن و دلسوز برای كسب خبر استفاده كنند، هرگاه با موارد تخلّف برخورد كردند، با متخلف برخورد قاطع نمایند تا درسی برای دیگر خطاكاران باشد.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در موارد متعددی، عده‌ای از كارگزاران و مسؤولان حكومت خویش را به دلیل سوء مدیریت، آزار مردم و بی‌توجهی به فقرا مورد توبیخ و سرزنش قرار دادند و یا آن‌ها را از كار بركنار ساختند. یكی از راه‌های كسب خبر، گزارش‌هایی بود كه از سوی مردم به امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌رسید و در موارد متعددی، عده‌ای از افراد مطمئن و ناشناس از سوی حضرت به عنوان «عَین» یا «جاسوس» تعیین شده بودند. در تاریخ، هیچ‌گاه نامی از این افراد بیان نشده است. به هر حال، آن بزرگوار هرگاه از موارد تخلّف آگاهی پیدا می‌كردند، به صراحت اقدام لازم را مبذول می‌داشتند؛ در مواردی به تذكر كتبی و اخطار، در قالب امر به معروف و نهی از منكر بسنده می‌كردند و در مواردی دیگر، شخص خطاكار را بلافاصله از كار بركنار می‌ساختند. برای مثال، وقتی برای حضرت خبر آوردند كه عثمان بن حنیف، یكی از كارگزاران حكومت، بر سر سفره اغنیا و اشراف نشسته است، امام علیه‌السلام ، نامه توبیخی و هشداردهنده‌ای برای این كارگزار حكومت ارسال داشتند: «ای پسر حُنیف! به من گزارش دادند كه مردی از سرمایه‌داران بصره تو را به مهمانی خویش فرا خوانده و تو به سرعت به سوی آن شتافته‌ای؛ خوردنی‌های رنگارنگ برای تو آورده‌اند و كاسه‌های پر از غذا پی در پی جلوی تو نهاده‌اند. گمان نمی‌كردم مهمانی مردی را بپذیری كه نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده‌اند. اندیشه كن در كجایی! و بر سر كدام سفره می‌خوری؟… آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است. بدانید كه شما توانایی چنین كاری ندارید، اما با پرهیزگاری و تلاش فراوان و پاك‌دامنی و راستی، مرا یاری دهید. پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره‌ای نیندوخته و از غنیمت‌های آن چیزی ذخیره نكرده‌ام؛ بر دو جامه كهنه‌ام جامه‌ای نیفزوده‌ام، و از زمین دنیا، حتی یك وجب، در اختیار نگرفته‌ام و دنیای شما در چشم من، از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است!»(33)
امیرالمؤمنین علیه‌السلام وقتی از طریق زنی به نام سوده شنید كه عامل جمع‌آوری زكات به مردم ظلم می‌كند و بر آنان سخت‌گیری می‌كند، فورا نامه‌ای نوشتند و او را از كار بركنار كردند و نامه را به سوده دادند تا به دست او برساند.
مسأله كسب خبر از سوی افراد مطمئن، آن‌قدر اهمیت دارد كه حضرت علی علیه‌السلام وقتی مالك‌اشتر را به عنوان فرماندار مصر به آن دیار روانه ساختند، در نامه 53 نهج‌البلاغه، منشور حكومتی برای او ترسیم كردند و در بخشی از نامه خود، به نصب «عین» یا «جاسوس» دستور دادند. همه این مسائل اهمیت نظارت و دقت بر عملكرد مسؤولان را روشن می‌سازد.

پی‌نوشت‌ها

1ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 39، ص 84.
2ـ محمدعلی كریمی‌نیا، تربیت اجتماعی، ص 166.
3ـ تربیت اجتماعی، ص 165.
4ـ بحارالانوار، ج 93، ص 383.
5ـ محمدبن یعقوب كلینی، اصول كافی، ج 2، ص 192.
6ـ «سُئِلَ رسولُ اللّهِ: من اَحبُّ الناسِ الی اللّه؟ قال صلی‌الله‌علیه‌و‌آله : اَنفَعُ الناس للنّاس.» (اصول‌كافی، باب«الاهتمام بامور المسلمین»، ح 7)
7ـ قال رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله : «مِن افضَلِ الاعمالِ عنداللهِ ابراد الكباد الحارة، و اشباعُ الكباد الجائعة، والّذی نفسُ محمّدٍ بیدهِ، لا یؤمنُ بی عبدٌ یبیتُ شبعان و اخوه (او قال جاره) المسلم جائعٌ.» (شیخ عباس قمی، سفینة‌البحار، ج 1، ماده «جوع».
8ـ ابواب «احكام العشرة»: قال الصادق علیه‌السلام : «ثلاثُ من اتی بواحدةٍ منهنَّ اوجبَ اللّهُ له الجنة: الانفاقُ بالاقتارِ و البُشر بجمیع العالم، و الانصاف من نفسه.» (شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 6، ص 107.)
9ـ قال الصادق علیه‌السلام : «… الخلقُ عیالی فَاَحَبَّهم الیَّ الطفهم بهم واسعاهم فی حوائجهم.» (اصول كافی، ج 2، باب «السعی فی حاجة المؤمن»، حدیث 10)
10ـ همان، ج 2، باب ادخال السّرور، حدیث 4.
11ـ مالك محمودی و ابراهیم بهادری، زیرنظر آیة‌الله جعفر سبحانی، تأمین اجتماعی در اسلام، تهران، مسجد الغدیر، 1365، ص 8 ـ 9.
12ـ وسائل الشیعه، ج11، ابواب «جهاد العدو»، باب 11، حدیث 19.
13ـ به نقل از مصطفی زمانی، اسلام و خدمات اجتماعی، پیام اسلام، 1348، ص 189.
14ـ ناصر مكارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 4، ص 422.
15ـ بحارالانوار، ج 41، ص 37.
16ـ همان، ج 41، ص 34.
17و18ـ محمدبن یعقوب كلینی، روضه كافی، ج 2، ص 181.
19ـ وسائل الشیعه، ج 13، ص 303، باب 6 از ابواب «الوقوف و الصدقات»، حدیث 2.
20ـ سیدابراهیم‌حسینی‌سعیدی، علی آینه حق‌نما، ج 2، ص 191.
21ـ در مورد موقوفات و وقف‌نامه‌های امیرالمؤمنین علیه‌السلام ، ر.ك: وسائل‌الشیعه، ج 13، ص 293 ـ 323 / نهج‌البلاغه، نامه 24.
22ـ و قال فیه: «انّه علیه‌السلام وقف امواله و كانت غلّته اربعین الف دینارا و باع سیفه.» (بحارالانوار، ج 41، ص 43.)
23ـ وسائل‌الشیعه، ج 13، ص 304، باب 6 از ابواب «الوقوف و الصدقات»، حدیث 6.
24ـ محمد محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، ج 4، ص 123، به نقل از معجم البلدان، ج 4، ص 76.
25ـ محمد محمدی ری‌شهری، میزان‌الحكمه، ج 10، ص 614.
26ـ نهج‌البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، خطبه 27، صفحات 27، 28 و 457.
27ـ همان، نامه 53.
28ـ محمدمجتهد شبستری، مكتب اسلام، سال 8، ش 5، ص 49.
29ـ نهج‌البلاغه، نامه 53.
30ـ نهج‌البلاغه، حكمت 422.
31و32ـ همان، نامه 47.
33ـ همان، نامه 45.

مطالب مشابه