معانی دعا، نیایش، مناجات، نجوا، ندا، تقاضا و خواهش و فرق بین آن ها را بیان کنید؟

معانی دعا، نیایش، مناجات، نجوا، ندا، تقاضا و خواهش و فرق بین آن ها را بیان کنید؟

معانی دعا، نیایش، مناجات، نجوا، ندا، تقاضا و خواهش و فرق بین آن ها را بیان کنید؟

پاسخ

در ابتدا تذکر این نکته ضروری است که در محاورات عامه ، الفاظی که معنای نزدیک بهم دارند بجای همدیگر استعمال می شوند و اکثرا فرقی میان آنها نمی گذارند، ولی هر چه فصاحت یک گفتار بیشتر باشد، (مثل قرآن و سخنان معصومین ـ علیهم السلام ـ ) انتخاب هر کلمه با دقّت بیشتری صورت می گیرد، بنابراین بیشترین فایده در شناخت دقیق این کلمات و فرق میان آنها مربوط به تحقیق پیرامون قرآن و سخنان معصومین ـ علیهم السلام ـ می باشد.
اینک با توجه به اینکه میان معانی این کلمات ارتباط وثیقی وجود دارد به بررسی این الفاظ می پردازیم:
دعا: در لغت فارسی و عربی و در تعابیر مختلف به معانی: طلب کردن، احضار و خواستن، دعوت کردن، برانگیختن بر چیزی، استعانت، حاجت خواستن، استغاثه به خدا، استدعا، تضرع، نیایش، تحیّت و درود، مدح و ثناء، و برکت استعمال شده است ولی در اصطلاح برای خواندن کلماتی مأثور از حضرت حق و پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ که در اوقات معین و برای طلب آمرزش و برآوردن حاجات می باشد، بکار می رود.[۱] نیایش: ریشه آن از زبان فارسی ایرانی سنسکریت است و مصدر آن در زبان فارسی مستعمل نمی باشد. و امروزه به معانی مختلف از جمله عبادت، پرستش، دعای آفرین، دعای نیکو دعایی که از روی تضرع و زاری باشد، ستایش، تحسین، خواهش، تضرع، زاری، دوستی و مهربانی استعمال می شود.[۲] مناجات: به معنی راز و نیاز کردن با خدا، نجوا کردن با کسی، راز و نیاز کردن با دیگری ، برای پی بردن به عقاید نهانی یکدیگر، راز گویی با کسی، راز و نیازی که غم را از دل می برد و انسان را از همّ و غمّ نجات می دهد بکار رفته است.[۳] نجوا: به معنای راز، سرّ، سرگوشی، پچ پچ، تنگ گوشی، راز گفتن، زیر گوشی حرف زدن و نهفتن آفات از اطلاع غیر، راز گفتن با کسی از اسرار و عواطفی که در دل است، و سرّ بین دو نفر یا بیشتر که متمایل نیستند یا به مصلحت نمی دانند دیگران از آن مطلع شوند استعمال شده است.[۴] ندا: به معنای بانگ، فریاد، آواز، اعلان، خطاب، دعا، صوت، اذان، دعوت، جود، کرم و طلب کمک و صدا زدن استعمال شده است. البته ندا به خطاب جهت جمع شدن و کمک و یا امور مشابه که واضح و علنی منظور ندا دهنده را برساند نیز تعبیر شده است.[۵] تقاضا: در زبان و ادبیات فارسی بجای تقاضی استعمال شده است و ماخوذ از لغت عربی می باشد و به معنای درخواست، طلب، خواهش، مطالبه، سختگیری، احتیاج، تأکید و اقتضاء ترغیب و عادت بکار می رود.[۶] خواهش: به معنای درخواست، استدعا، تقاضا، التماس، طلب، تمنّی، رغبت، میل، اراده، شفاعت، مراد، مطلوب، مقصود، آرزو، هوس، شهوت، سؤال و مسألت، ملتمس، دعا، مال، اسباب، خواسته، و تضرع بکار رفته است.[۷] از آنچه گذشت چنین نتیجه گرفته می شود که فرقی اساسی بین معنای دعا و نیایش نیست، زیرا نیایش نوعی دعا کردن است و به معنی عبادت نیز استعمال شده و همین طور دعای مصطلح نیز نوعی عبادت محسوب می شود.
معانی مناجات و نجوا نیز از همدیگر جدا نیستند، بلکه ریشه واحد دارند و شاید نوعی دعا و نیایش باشند که توأم با پنهانی و خصوصی بودن است و گفتگوی عبد و مولی در خلوت دل را حکایت دارد. اما ندا می تواند نوعی دعای علنی باشد و نیز می تواند در غیر مورد نیایش و دعا نیز استعمال شود.[۸] فرق بین خواهش و تقاضا در این است که شاید خواهش به درخواست توأم با التماس و تضرع و میل اطلاق شود و تقاضا به صرف درخواست و طلب تعبیر گردد وگرنه همانطور که قبلا بیان شد هر دو، نوعی خواستن و تمنّا را بیان می نمایند و در خواستن با هم فرقی ندارند. البته خواهشگر به شفاعت کننده، شفیع و میانجی نیز معنا شده است.[۹]

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. لغت نامه دهخدا.
۲. فرهنگ لغت فارسی معین.
۳. مجمع البحرین.

پی نوشت ها:
[۱] . لغت نامه دهخدا، حرف دال، مسلسل ۱۸۱ صفحه ۲۵ و اقرب الموارد، ج ۱، ص ۳۳۷، و المنجد فی اللغه و الاعلام، ص ۲۱۶.
[۲] . لغت نامه دهخدا، حرف نون، مسلسل ۱۷۴، ص ۹۸۳ و فرهنگ لغت فارسی معین، ج ۴، ص ۹ ـ ۴۸۷۸.
[۳] . اقرب الموارد، ج ۲، ص ۷ ـ ۱۲۷۶، مجمع البحرین (تک جلدی)، حرف الالف، ص ۸۲ .
[۴] . معجم الوسیط، ج ۲، ص ۹۰۵؛ و فرهنگ لغت فارسی معین، ج ۴، ص ۴۶۷۸.
[۵] . مجمع البحرین، (تک جلدی)، ص ۸۲ و ۸۳، و فرهنگ لغت فارسی معین، ج ۴، ص ۴۶۹۶.
[۶] . لغت نامه دهخدا، حرف تاء، مسلسل ۱۲۶، ص ۸۳۰ و فرهنگ لغت فارسی معین، ج ۱، ص ۱۱۱۶.
[۷] . فرهنگ لغت فارسی معین، ج ۱، ص ۱۴۵۱، و لغت نامه دهخدا، حرف خاء، مسلسل ۱۵۹، ص ۸۲۹.
[۸] . رابطه فیما بین دعا و ندا عموم و خصوص من وجه است، یعنی بعضی دعاها نداست و بعضی ندا نیست، همچنین بعضی نداها دعا است و بعضی دعا نیست.
[۹] . فرهنگ لغت فارسی معین، ج ۱، ص ۱۴۵۱.

مطالب مشابه