وظايف ما در زمان غيبت امام زمان (عج) چيست؟ علائم ظهور چيست؟ و منابعي را جهت مطالعه معرفي نماييد؟

وظايف ما در زمان غيبت امام زمان (عج) چيست؟ علائم ظهور چيست؟ و منابعي را جهت مطالعه معرفي نماييد؟

وظايف ما در زمان غيبت امام زمان (عج) چيست؟ علائم ظهور چيست؟ و منابعي را جهت مطالعه معرفي نماييد؟

پاسخ

امامت بزرگ ترين هدية پروردگار به جامعة بشري و سرچشمة فيض الهي است. امام راه رسيدن[1] به پروردگار و كشتي نجات است و اگر وجود مبارك امام بر زمين نباشد، زمين اهلش را در خود فرو مي برد.[2] و زمين خالي از حجتِ قائم خدا نخواهد ماند، كه ]اين حجّت[ يا ظاهر و مشهور است و يا بيم ناك و مستور، براي اين كه حجت هاي خدا و بينات او باطل نگردد و از بين نرود.[3] و از آن جا كه بسياري از معاندان و گردن كشان عصر ائمه(عليهم السلام) در طول حيات امامان بزرگوار، به جاي پيروي و اطاعت، با آنان به مخالفت برخاسته و همة آن ها را به شهادت رساندند، ارادة الهي بر غيبت امام زمان(عج) قرار گرفت تا زماني كه جهان و جهانيان تشنة حكومت عدل گردند. البته در زمان غيبت آن حضرت، وجود مبارك ايشان سبب نزول فيض الهي است و خود حضرت مهدي(عج) در حديثي مي فرمايد: «اما چگونگي بهره مندي از من در زمان غيبت، همانند استفاده از خورشيدي است كه در پشت ابرها پنهان است و من امان اهل زمين هستم; همانند ستارگان كه امان اهل آسمان هستند».[4]

وظايف ما در زمان غيبت:
زماني كه جامعه ي بشري تشنه ي عدالت شده و از آمادگي لازم برخوردار گردد و همه از ظلم و جور خسته شوند، آن حضرت ظهور خواهد كرد. و بسي روشن است كه مقدمات ظهور، به طور ناگهاني حاصل نمي شود بلكه زمان لازم است تا به تدريج اين مقدمات فراهم گردد. و يكي از مهم ترين شرايط ظهور اين است كه انديشه و درك مسئوليت و آمادگي براي قبول حكومت واحد جهاني اسلام، در افراد فراهم شود و اين ويژگي ها در اثر سير عادي جامعه در جهات علمي و فكري و سياسي و اجتماعي حاصل مي گردد. همة انسان هاي عدالت جو و حق طلب بايد در راستاي تحقق اين شرايط تلاش نمايند و اين تفكر كه بايد يك جا نشست تا ظلم فراوان شود، مردود و غيرمعقول است و اين حديث از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه وآله ـ كه مي فرمايد: «مهدي ـ عليه السلام ـ زمين را پر از عدل و داد مي كند بعد از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد»،[5] به اين معنا نيست كه تنها علّت ظهور مهدي(عج) پر شدن زمين از ظلم و جور است، تا كسي فكر كند كه براي تعجيل در ظهور، بهتر است ساكت بنشينيم تا ظلم فراوان شود; بلكه آن حضرت فرموده يكي از نشانه هاي آن، فراواني فساد و ظلم است.[6] و بر مبناي آيات قرآن و روايات بسيار، همة انسانها مأمور اصلاح خود به وسيلة عمل به دستورات اخلاقي و عملي اسلام هستند. تهذيب نفس و کسب فضائل اخلاقي از ديگر وظايف منتظران است. امام صادق ـ عليه السلام ـ در روايتي پر محتوا مي فرمايد: «هر کس دوست مي دارد از ياوران حضرت قائم ـ عليه السلام ـ باشد بايد که منتظر باشد و در اين حال به پرهيزکاري و اخلاق نيکو رفتار نماييد» همه موظفيم با امر به معروف و نهي از منكر جامعه را اصلاح نموده و زمينة ظهور را آماده سازيم و با احساس مسئوليت در راه تحقق و ترويج احكام اسلامي گام برداريم. اين همان انتظار واقعي فَرَج است كه در روايات بسياري بر آن تأكيد شده است.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «در انتظار فَرَج باشيد و از عنايات الهي مأيوس نباشيد. همانا محبوب ترين اعمال نزد پروردگار انتظار فَرَج است».[7] و هم چنين رسول اكرم ـ صلي الله عليه وآله ـ مي فرمايد: «انتظار فرج از جانب خداوند برترين اعمال است».[8] شخصِ منتظر هميشه مهيا و پرتلاش و آماده است و از پا ننشسته و با تمام توان با انجام فرايض ديني و وظايف فردي و اجتماعي، گامي در جهت زمينه سازي ظهور آن حضرت بر مي دارد. امام باقر ـ عليه السلام ـ در کلامي پرمعنا به اين مسأله اشاره فرمودند: «اصبروا علي اداء الفرائض و صابروا عدوکم و رابطوا امامکم المنتظر». براي انجام واجبات صبر کنيد و در برابر دشمنان مقاومت نماييد. (و وظايف سياسي اجتماعي خود را فراموش ننماييد و سرسختانه آن ها را دنبال کنيد) و پيوندتان را با امام منتظران مستحکم نماييد».[9] فرد منتظر همچنين از كارهايي كه منافي با اين انتظار است، دوري مي كند و در مقابل ظلم و زشتي و گناه ساكت نمي ماند و هرگز از مشكلات مأيوس نمي شود.
علايم ظهور صاحب الزمان (عج)[10] منصب امامت و حكومت حضرت مهدي(عج) مقام شامخ و الاهي است و منصبي است كه انبيا و امامان پيشين به آن مژده داده اند و همة مستضعفان و مؤمنان عالم، منتظر آن هستند.درطول تاريخ افراد فرصت طلب و شيّاد خواسته اند از احساسات مردم سوء استفاده نموده و با ادعاي مهدويت به اغراض پليد خود برسند. تا كنون بيش از يكصد و پنجاه نفر ادعاي مهدويت كرده اند.[11] كه البته خداوند همه را رسوا ساخته است. بنابراين، براي مشتبه نشدن مطلب بر مردم از همة امامان ما رواياتي راجع به صفات حضرت مهدي(عج) و نشانه هاي ظهور ايشان، ذكر شده است كه برخي از آن ها را بيان مي كنيم:
1ـ خروج سفياني و دَجّال[12] مقارن با ظهور حضرت، سفياني كه از نسل يزيد بن معاويه است، خروج مي كند و بين شام و مكّه مستقر شده و از همان جا لشكر تهيه مي كند و چند كشور چون سوريه، فلسطين، اردن و … را تصرف مي نمايد و لشكر بسياري را به اطراف مي فرستد و شيعيان و دوستان علي ـ عليه السلام ـ را قتل عام مي كند.
2ـ خسف (= فرو بردن) بيداء[13] سفياني لشكر ديگري را به سمت مدينه مي فرستد و بعد از كشتار در آن جا زماني كه براي تخريب مكه مي روند در صحراي بيداء زمين تمام اين لشكر سيصدهزار نفري را در خود فرو مي برد. جز دو نفر كه يكي به دستور الهي به مكه مي رود و به حضرت مهدي(عج) بشارت اين واقعه را مي دهد و ديگري به شام رفته و سفياني را با خبر مي سازد.
3ـ قيام سيد حسني
يكي از نوادگان امام حسن ـ عليه السلام ـ از ايران قيام نموده و مردم را به برپاداشتن حدود الهي و اصلاح امور مسلمين دعوت مي كند و مناطق بسياري از ايران تا حدود عراق را تصرف مي كند و حكومت اسلامي را برپا مي سازد، اين واقعه مقارن با قيام حضرت مهدي(عج) از مكة معظمه است و وقتي حضرت به كوفه تشريف مي آورند، سيد حسني با او ملاقات مي كند و به استقبال حضرت مي رود و حضرت را شناخته ليكن براي اطمينان بيش تر لشكريانش، از حضرت مواريث پيغمبران را مطالبه مي نمايد، و حضرت هم عمامة پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه وآله ـ و انگشتري حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ و ذوالفقار حضرت علي ـ عليه السلام ـ و عصاي موسي ـ عليه السلام ـ را به او نشان مي دهد و بعد از نشان دادن اين ها، سيد حسني دست آن حضرت را مي بوسد و با لشكريانش به ايشان مي پيوندند.[14] 4ـ قتل نفس زكيه
از ديگر نشانه هاي حتمي، كشتن سيدي است (نفس زكيه) كه از طرف حضرت مأموريت پيدا مي كند كه حجّاج را به پيوستن به حضرت مهدي(عج) دعوت كند كه او را در مسجد الحرام بين (ركن و مقام) به شهادت مي رسانند.[15] 5ـ صيحة آسماني
همة افراد شرق و غرب عالم در يك زمان ندايي مطابق با زبان خودشان مي شنوند كه «وعده ي خدا نزديك شد و هر آينه دوري از رحمت خدا براي قوم ستم گران است». حضرت جبرييل صدا مي زند: حق با علي ـ عليه السلام ـ و فرزندان اوست.[16] 6ـ ظاهر شدن سر و سينه در خورشيد
سر و سينه و كف دستي در قرص خورشيد پيدا شده و از آن صورت صدا بلند مي شود كه حق با علي ـ عليه السلام­ـ و فرزندان اوست.[17] علايم ديگري نيز از نشانه هاي ظهور آن حضرت ذكر شده، كه براي مطالعة بيش تر دربارة وجود آن حضرت، طول عمر ايشان، علامات ظهور و نحوة آن و حكومت بعد از ظهور، به كتاب هاي زير مراجعه نماييد:
1ـ دواني . علي . مهدي موعود(عج) . ترجمة بحارالانوار .
2ـ شهيد آيت اللّه دستغيب . مهدي موعود(عج) . ص60 تا 66 (پيرامون علايم ظهور) . كانون تربيت شيراز .
3ـ شهيد آيت اللّه دستغيب . 28 پرسش 194 . كانون تربيت شيراز.
4ـ آيت اللّه صافي . پاسخ دو پرسش پيرامون امام زمان(عج) .
5ـ آيت اللّه اميني . عدالت گستر .
6ـ علامة مجلسي . رجعت . ترجمة : بيدار . ابوذر . ص 90 و 67 .
7ـ قمي . شيخ عباس . سفينة البحار . ج 2 . ص 112 (علايم ظهور) .
8ـ شفيعي . ابراهيم . در انتظار موعود . سازمان تبليغات اسلامي . 1376.
9ـ جمعي از نويسندگان . چشم به راه حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ . دفتر تبليغات اسلامي . 1378.

پي نوشت ها:
[1] . مضمون آيه ي 57 از سورة فرقان.
[2] . محمدي ري شهري . محمد . ميزان الحكمة . جلد1 . ص 168. قم . انتشارات دفتر تبليغات اسلامي . چاپ2 . 1368 .
[3] . ميزان الحكمة . ج 1 . ص 167. و نيز ر.ک : آيت اللّه صافي . وابستگي جهان به امام زمان(عج) . تهران . انتشارات بنياد بعثت .
[4] . ميزان الحكمة . ج 1 . ص 289 تا 293 . شهيد دستغيب . مهدي موعود . ص 92 الي 100 . کانون تربيت . 1362 .
[5] . ينابيع المودة . ص 488 . ميزان الحكمة . ج 1 . ص 280 .
[6] . ر.ك: موسوي همداني . پاسخ به پرسش هاي ديني . ج 1 . ص 45 . قم . دفتر نشر اسلامي . چاپ4 . شهيد مطهري . سيري در سيره ائمة اطهار ، ص293 تا 295.
[7] . ميزان الحكمه . همان . ص 284.
[8] . ميزان الحكمه . همان . ص 285.
[9] . نعماني . محمد ابن ابراهيم . کتاب الغيبه . ص 300 . مکتبه الصدوق . بي تا .
[10] . ر.ك: مقدس اردبيلي . حديقه الشيعه . ص 756 تا 760.
[11] . شهيد دستغيب . مهدي موعود(عج) . ص 60.
[12] . همان . ص 61 تا 66.
[13] . همان . ص 61 تا 66.
[14] . مجلسي . رجعت . مهدي موعود . ص 62 تا 64 . ترجمه : بيدار . ابوذر . ص 67 و 68. انتشارات رسالت قلم . 1370 .
[15] . همان . مهدي موعود . ص 62 تا 66 . ميزان الحكمه . جلد 1 . ص 291 .
[16] . مجلسي . رجعت . مهدي موعود . ص 62 تا 66 . ترجمه : بيدار . ابوذر . ص 95 .
[17] . مهدي موعود . ص 62 تا 66 . ميزان الحكمه . ج1 . ص 291.

مطالب مشابه