تفکر یا عبادت ؟ مسئله این است؟

تفکر  یا عبادت ؟ مسئله این است؟

آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند.

براي اولين بار كه اين حديث را شنيدیم كلي كيف كردیم آن حديث اين بود كه خداوند سبحانه و تعالى مى‏فرمايد: هيچگاه بنده‏اى از بندگان من به من تقرب و نزديكى نجسته است، كه در نزد من محبوبتر باشد از آنچه من بر او واجب كردم، و بنده من پيوسته بواسطه بجا آوردن كار نافله و مستحب به من تقرب و نزديكى مى‏جويد، تا جائيكه من او را دوست مى‏دارم، و چون او را دوست داشتم، من گوش او هستم كه با آن مى‏شنود، و چشم او هستم كه با آن مى‏بيند، و زبان او هستم كه با آن تكلم مى‏كند، و دست او هستم كه با آن مى‏گيرد. ابتداي سن بلوغ بودو اشتهاي عجيب به مستحبات ، انقدر داغ بوديم و بي ترمز كه اگر يك حديث را مي شنيدم مي خواستيم تا ته حديث برويم؛ تازه اين اول قصه است بعد از هر نماز گوشهايمان را تيز مي كرديم تا صداي فرشته ايي از جانب خداي متعال را بشنويم كه فتبارك الله احسن الخالقين ،از اين كه بگذريم وقتي كسي را مي ديديم يا مي شنيديم كه اهل عبادت است و قول معروف پيشانيش پينه بسته بد جوري مريد ش مي شديم و هرروز پا پيچش مي شديم تا مرا در ته ليست نماز شبش قرار بدهد.روزها گذشت تا حديث ديگري را شنيدم كه امام علي بن موسي الرضا(ع) مي فرمايد: «عبادت به روزه و نماز بسيار نيست، بلكه عبادت به انديشيدن در امر خداست» «ليس العباده كثره الصيام و الصلوه ، انما العباده التفكر في امرالله عز و جل» (اصول كافي، ج 2، ص 55) حالا ديگر از اين طرف بام افتاديم ديگر سلام كسي را عليك نمي گفتم كه جانا مشغول عبادت هستيم انهم از جنس تفكر؛ با اين استدلال كه امام صادق علیه السلام می فرماید: « تفکر ساعة خیر من عباده سنه: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است. » گذشت و گذشت و ما همچنان در كنج غزلت بوديم و هر صبح 19 عدد مويز ميخوردیم تا حال اساسي به مغرمان بدهيم و بيشتر فكر كنيم ؛اما يك روز از همان روزهاي خوب خدا از قول آقاي بهجت حكايتي شنيديم كه حسابي روشن شديم آن حكايت اين بود:

« روزی آقا می فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.
آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان. باز پسر گفت: چشم.
آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر می کنم، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق علیه السلام می فرماید:
« تفکر ساعة خیر من عباده سنه: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است. »

آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: … و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرموده بود: پدر سوخته، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند.

آنچنان كه امام علي عليه السلام مي فرمايد: التفكر يدعو الي البر و العمل .
نوشته شده توسط حسن رضایی

مطالب مشابه