نظریه ی تربیت و ارتباط دینی در قرآن کریم (2)

نظریه ی تربیت و ارتباط دینی در قرآن کریم (2)

نویسنده :عادل عندلیبی

2. کلان روایت ارتباط و تربیت دینی در قرآن
ایزوتسو می گوید نخستین و نیرومند ترین دریافتی که در مطالعه قرآن برای او به عنوان یک معناشناس، حاصل می شود، آن است که دستگاه قرآن یک دستگاه چندلایه است که بر روی عده ای تقابل های نظری قرار گرفته است. او تقابل انسان و خدا را به عنوان مهمترین تقابل نظری در قرآن معرفی می کند:
«می توان جهان قرآن را همچون دایره ای با دو مبدأ مختصات اصلی رو به روی هم، یکی در بالا و دیگری در پایین در نظر گرفت «نمودار» و این دایره را می توان نماینده جهان هستی به عنوان صحنه عمده ای تصور کرد که برروی آن همه درام های بشری بازی می شود(ایزوتسو، 90-93)
او به تعبیر خودش با بیانی غیر معنی شناختی اصافه می کند که این دایره جهانی است که بر آن جو نیرومندی از فشار و تنش حکومت می کند و در آن جا یک نمایش درام شدید روحانی در حال شکل گرفتن است. هر چند ایزوتسو تعابیر شاعرانه ای برای بیان مقاصدش به کار گرفته، اما برای ما نقطه ی عزیمت خوبی در این بخش فراهم آورده است. در این جا باید بپرسم ویژگی های این نمایش و فضای حاکم بر آن چیست؟ تنش هایی که ایزوتسو از آن یاد می کند از چه سنخی است و در قالب چه روایت هایی سامان می یابد؟
پیش از پاسخ به این پرسش باید یادآور شویم صورت بندی ساختمان معنایی متون دینی عمدتاً در قالب روایت های متداخل و منسجم سامان می یابد. روایت در این معنا مفهومی وسیع تر از قصص دارد و شامل هر داستان واره ای می شود که آغاز و انجامی دارد و اجزای متشکله آن پیوندی انداموار با یکدیگر دارند (sjoblom). روایت زندگی و خلقت انسان از آن حیث که طرح کلی خلقت آدمی و هدف از آن را روشن می کند کلان روایتی است که آموزه های ناظر به تعلیم و تربیت دینی در چارچوب این روایت سامان می دهند. در ادامه خواهیم دید که هویت الهی بشر چگونه بر اساس یکی از این روایات تعریف می شود. به نظر نگارنده داستان میثاق الست، روایت مادری است که سایر داستان و داستانک های (1) تربیتی و ارتباطی قرآن در چارچوب آن تحقق می یابند، و از منبع آن معنا می یابند و قابل تفسیرند.

میثاق الست
چندین بار در قرآن از میثاقی ازلی در زمان خلقت انسان یاد شده است که در آن خداوند از بنی آدم بر ربوبیت خویش اقرار می گیرد که مهمترین این اشارات آیه 172 سوره ی اعراف است: «واذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی شهدنا ان تقولوا یوم القیامه انا کنا عن هذا غافلین».
در این جا صحنه ی یک قرارداد(2)«ایجاب و قبول» ترسیم شده است. درست شبیه میثاقی که خدا از بنی اسرائیل گرفته بود و در کتاب مقدس مذکور است. شمار اندکی از روایات تفسیری ذیل این آیه به اصل میثاق و مفاد آن پرداخته اند. براساس یکی از این روایات، در پیمان مذکور انسان متعهد است بدون اندکی شرک ورزی تا روز قیامت خدای یگانه را عبادت کند و در مقابل، خداوند ضامن رزق انسان خواهد بود، اما به سبب فراموش عهدی انسان، پیامبران عهده دار یادآوری آن میثاق ازلی می شوند (السیوطی، ج سه، ص 142-143). بنابراین پیامبر اسلام آمده است تا با تذکر و یادآوری آن عهد الهی و میثاق ازلی، انسان ها را از نقض پیمان بیم دهد و عبادت خدای واحد را که میراث پیامبران بزرگ است، زنده کند.
در طول تاریخ فرهنگ اسلامی شاهد آنیم که هر گاه بازنگری در الگوی رابطه ی انسان و خدا مدّ نظر بوده است، این منظور در تفسیر مجدد و بازاندیشی این میثاق ازلی و داستان سجود ملائک بر آدم صورت گرفته است. این دو داستان، چنانچه بتوان آنها را از هم تفکیک کرد و دو داستان دانست، در میراث عرفانی جایگاهی بس ارجمند یافته اند. برای جست و جوی مبانی ارتباطی و تربیتی که از این روایت قابل استخراج است توجه به استعارات نظری (3) مندرج در آن ضروری است. حال پرسش این است با چه استعارات نظری و ساختاری در این روایت مواجهیم؟

استعارات نظری در میثاق الست
برای تحلیل استعارات مندرج در این روایت نخست حوزه های مفهومی مقصد را معین کرده و ضمن بررسی امکان های متفاوت حوزه های مرجع مفهومی، به نقشه برداری استعارات مندرج در روایت می پردازیم. (درباره ی روش شناسی نک:schmitt2000). امر ارتباط و تربیت از یکسو و انسان و رابطه اش با خدا به عنوان موضوع تربیت دینی از دیگرسو، حوزه های مفهومی مقصد ما در این بررسی هستند.

1. استعاره ارتباط به منزله ی یادآوری
ارتباط در گفتمان رایج علوم اجتماعی و ارتباطات و نیز در کاربردهای روزمره به مثابه تبادل(4) یا ارسال و انتقال (5)دیده شده است. در گفتمان روزمره البته این فرضی تلویحی و ناآگاهانه است (billman). در واقع سه استعاره ی ساختاری به هم پیوسته، دریافت روزمره ی ما را از ارتباط شکل داده اند که در آنها معانی یا اندیشه ها به مثابه ی اشیا(6)، تعابیر به مثابه ی ظروف(7)، و ارتباط به مثابه ی فرستادن دیده شده اند. گوینده، معانی «اشیا» را در تعابیر «ظروف» می ریزد و آنها را «از طریق یک مجرا(8)» برای شنونده می فرستد و او معانی را از تعابیر دریافت می کند «بر می دارد». حدود هفتاد درصد از تعابیر روزمره ی ما درباره ی ارتباط، براین استعاره مبتنی است (lakoff.10) استعارات دیگری نیز درباره ی ارتباط مطرح اند: ارتباط به مثابه کنترل، ارتباط به مثابه ایجاد دانش مشترک یا کار مشترک یا به طور مشترک ساختن (krippendorff)، و ارتباط به مثابه ی مشورت «در امور شخصی گروهی و اجتماعی» (Gastil). کار ما در این مقاله، تحلیل این استعارات نیست و تنها به عنوان بدیل استعاره ی ارتباط در قرآن به آنها اشاره می شود.
دربازگشت به میثاق الست، ابتدا لازم است اشاره کنیم که در بیشتر روایات تفسیری ذیل این آیه میان فلسفه ی بعثت پیامبران و این میثاق پیوند برقرار شده است و پیامبران عهده دار یادآوری این میثاق ازلی به مردمان اند (برای نمونه ر.ک: الطبری ج نه، ص 154؛ ابن کثیر ج یک ص 101؛ النحاس ج سه ص 102). این فلسفه ی بعثت مبتنی بر نظریه ی خلقت الهی انسان است که در روایات تفسیری ذیل این آیه و نیز آیه ی معروف «فطره الله التی فطر الناس علیها» (روم: سی) به آن اشاره شده است. به این روایت نگاهی بیندازید:
«… و قال: انی آخذ علی ذریتک میثاقهم، ان یعبدونی، و لا یشرکوا بی شیئاً، و علی ارزاقهم، ثم قال لهم: الست بربکم؟ قالوا: بلی شهدنا انک ربنا. فقال للملائکه: اشهدوا. فقالوا: شهدنا… وکل من ثبت علی الاسلام فهو علی الفطره الاولی، و من کفر و جحد، فقد تغیر عن الفطره الاولی…».(الطبرسی ج چهار ص 390 و نیز ر.ک: الحویزی ج دو ص 95)
بر این اساس، شناخت پروردگار با سرشت آدمی عجین است و تنها نیازمند یادآوری است. حال به یک نمونه از روایات تفسیری ذیل آیه 172 سوره ی اعراف که مضمون تکرار شونده ای در سایر روایات دارد اشاره می کنیم تا تصویر روشن تری از داستان این میثاق در اندیشه ی اسلامی به دست آوریم، و سپس به معرفی استعاره ی ارتباط در این داستان می پردازیم:
«عن زراره قال: سالت اباعبدالله علیه السلام عن قول الله: «واذا اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم «الی» قالوا بلی «قال: کان محمد علیه و آله السلام اول من قال: بلی، قلت: کانت رویه معاینه؟ قال: «نعم» فاثبت المعرفه فی قلوبهم ونسوا ذلک المیثاق، وسیذ کرونه بعد، ولولا ذلک لم یدر احد من خالقه و لا من رازقه». (العیاشی، ص 39)
بر این اساس، معنایی که در تربیت و ارتباط دینی مورد نظر است در مخاطب است و باید مورد یادآوری (ذکر) قرار گیرد. به عبارت دیگر قرار نیست چیزی به او منتقل شود. در گفتمان قرآن، ارتباط در آنچه پیامبران انجام می دهند مبتنی بر یادآوری است و نه انتقال. در نگاهی ساختاری به مفاهیم قرآن، باید اشاره کنیم که همین مبنای ارتباطی است که باعث می شود مهمترین و پرکاربردترین نام قرآن در متن آن «ذکر» باشد. با این نگاه کل قرآن و آیات قرآن چیزی جز یک یادآوری نیست. معنا در خود انسان هاست. باز باید اشاره کنیم که در چارچوب چنین نگاهی به ارتباط است که در قرآن و سرتاسر سنت اخلاقی و عرفانی اسلام، میان آگاهی به خود و آگاهی به خداوند پیوندی وثیق برقرار است:
«ولا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم».(حشر: 19)
درباب ملازمه ی آگاهی به خود و آگاهی به خداوند وارد شده است که: «من عرف نفسه فقد عرب ربه». (غرر، ص 232)

2. استعاره ی انسان به منزله ی عبد و خدا به منزله ی رب
تبیین رابطه انسان و خدا، بخش اساسی از تعالیم انسان شناسی و خداشناسی ادیان خداباور، از جمله اسلام را تشکیل می دهد. بر این اساس ارائه تصاویر و استعاراتی که در مقایسه ی رابطه ی انسان و خدا با سایر تجارب ملموس بشری حاصل می شوند، گام نخست در تحقق تعالیم مزبور است. در مرحله ی بعد استعاراتی که ظرفیت تبیین ابعاد گسترده تری از رابطه ی انسان و خدا را دارند، و در عین حال متضمن کمترین تناقض با سایر استعاراتند، نقش محوری تری در منظومه ی تصورات انسان درباره ی خدا و ارتباطش با جهان پیدا می کنند، و به طور بالقوه این امکان را می یابند که به عنوان یک الگوی نظری در کانون منظومه ی مزبور قرار گیرند.
در جستجوی ظرفیت و امکان پیش گفته، نگاهی به میراث ادیان خداباور نشان می دهد که استعارات انسان وار، از خدا و رابطه ی انسان با او، آن قدر غنی هستند که به عنوان بنیادی ترین الگو و شاخص گفتمان ادیان خداباور محسوب می شوند (Brummer.14). شاید شناخته شده ترین این استعارات در مسیحیت، همان باشد که خدا را به عنوان پدر و انسان را به عنوان فرزند معرفی می کند. در عهد عتیق در استعارات دیگری خدا به مثابه شوهر، عاشق، نامزد، یا چوپان بنی اسرائیل معرفی شده است(knoblauch.2).
در میثاق الست در آنچه در مورد شهادت انسان ها قرار گرفته است خدا به مثابه ی سرور و انسان به منزله ی بنده ی خدا تصویر شده است. در سرتاسر متن قرآن کریم این استعاره رایج ترین و ساختاری ترین استعاره از رابطه ی انسان و خداست و در کانون استعارات متعدد رابطه انسان و خدا قرار می گیرد. (در این مورد نک، عندلیبی سرتاسر فصل دوم)
«عبد ربّ»، به عنوان یک الگو، در طول یک و نیم هزاره ی تاریخ، تأثیری عمیق و ماندگار برفرهنگ اسلامی گذاشته است و اصطلاحاتی چون ربوبیت، عبادت، عبودیت و عبوده، در صورت و معنا، از این استعاره مشتق شده اند. استعاره ی کانونی دانش فقه که انسان شناسی فقهی را سامان داده است همین استعاره است. (عندلیبی، ص 45)
درباره ی اینکه این استعاره و انسان شناسی برآمده از آن تا چه میزان متاثر از شرایط فرهنگی و تاریخی شبه جزیره است و تا چه میزان تصویری ازلی و ابدی است بایستی در جای خود و در پژوهشی جداگانه به بررسی نشست. اما همین قدر لازم به اشاره است که استعاره گرفتن از رابطه ی بنده و سرور برای نشان دادن رابطه انسان و خدا، مختص به میراث قرآنی اسلامی نیست. ضمن آنکه طرز کاربرد این استعاره در آیات قرآن حکایت از آشنایی ذهن اعراب با آن دارد. آنچه تاریخ نگاران سده های نخستین اسلامی از تلبیه های اعراب نزدیک به ظهور اسلام در پیشگاه بتان و موسم حج ثبت کرده اند، نشانگر آن است که ایشان خویش را عبد خدایان می دانسته اند (کلبی ص 7: برای فهرستی از این تلبیه ها، جوادعلی ج شش ص 375به بعد) علاوه بر این ها، یکی از راه های نام گذاری در فرهنگ عرب جاهلی استفاده از واژه ی عبد در حالت اضافی با نام یکی از بتان و خدایان عربی بوده است. صرف نظر از کتب انساب که مملو از این اعلام ترکیبی است، در کتیبه هایی که در شمال عربستان یافت شده، ترکیب کلمه ی عبد با نام بعضی از خدایان عرب به اشکالی نظیر عَبداللات، عبدالعزّی، عبدمناه، عبد ذی شری و عبدالله، دیده می شود. (مشکور ص 545)
باید اضافه شود، با تعیین تاریخ پرستش خدایان قدیمی که نامشان در این اعلام ترکیبی آمده، می توان گامی در جهت روشن شدن پیشینه این استعاره برداشت،اما تاریخ پرستش برخی از این خدایان مانند قیس که از بتان بسیار قدیمی است و عبادتش حتی پیش از ظهور اسلام نیز فراموش شده بود، به درستی آشکارنیست (جواد علی، ج شش، ص 287). از نگاهی مردم شناختی بایستی زمان پیدایی این الگو با تاریخ نظام بردگی یا پادشاهی پیوند معناداری بیابد؛ و به این لحاظ مایه ی تعجب است که چنین پیوندی در مورد کاربرد این استعاره در دین یهود منتفی دانسته شده است (Judaica.vol5.p1021). در موارد متعددی این استعاره برای نشان دادن رابطه ی انسان و خدا در عهد عتیق مورد استفاده بوده است (برای فهرستی از این موارد gesenius ص 712 به بعد). لذا با توجه به پیشینه ای که از این استعاره مطرح کردیم، خلق الساعه بودن آن در قرآن کریم منتفی است و باید کاربرد آن را با توجه به همه ی شرایط فرهنگی و اجتماعی شبه جزیره در صدر اسلام فهم کرد.

پیوند ارتباط دینی و ارتباطات انسانی در گفتمان یادآوری
در بازگشت به میثاق الست و استعارات مندرج در آن، تأکید می کنیم که رسالت ارتباطی انبیا را می توان در مفهوم ذکر یا یادآوری خلاصه کرد. حال لازم است قدری به کم و کیف این یادرآوری در قرآن کریم اشاره شود. در روایت قرآنی تربیت و ارتباط، وضعیت مخاطب و انتخاب او نیز عنصری تعیین کننده است. بررسی آیاتی که مفهوم ذکر و تذکر در آنها به کار رفته نشان می دهد که شرط تحقق یادآوری مزبور، صاحبدلی یا گوش سپردن و یا مقام شهادت است:
«ان فی ذلک الذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید»(ق: سی و هفت)
قلب در قرآن به دو گونه ی کلی تقسیم می شود: از یک سو قلب سلیم (صافات: سی و هفت) و قلب منیب که مستعد ذکر است و از دیگر سو قلب مریض و قلب متکبر جبار (غافر: سی و پنج). یادآوری کننده و آن کس که یادآوری می شود هیچ کدام سلطه جو نیستند: «… و ما انت علیهم بجبار فذکر بالقرآن من یخاف وعید»(ق: 45)، «کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار»(غافر: سی و پنج).
ویژگی مهم صاحبدلان «من کان له قلب» فقدان سلطه جویی و توان انابه است. چنین کسی توان شنیدن «القی السمع» و گفتن «شهادت دادن به آنچه که هست» در فضای ذکر را خواهد داشت. شاید بتوان گفت این تلقی از ارتباط، یعنی ارتباط به مثابه ی یادآوری، متضمن این معناست که همه ی انسان ها واجد معنا و پیام دینی هستند و بدین لحاظ کسی را بر کسی، حتی پیامبر را بر افراد دیگر برتری نیست. پیام دینی چیزی نیست که ملک کسی باشد و منتقل شود. در این فضای برابر و به دور از کشمکشِ سلطه جویی و سلطه پذیری، انسان ها خواهند توانست که ارتباط صاحب دلانه داشته باشند. چنین ارتباطی دو رکن دارد شنیدنِ تمام «القی السمع» و گفتنِ همه چیز «شهادت».

نتیجه گیری و آینده ی پژوهش
بر اساس آنچه گفته شد، به نظر می آید با مبنا قراردادن الگوی ارتباط به مثابه ی یادآوری می توان نظریه ی ارتباطی اسلامی مخاطب محور را در دانش ارتباطات و تربیت دینی پرورش داد. باری در خصوص الگوی انسان به مثابه ی بنده، با توجه به تحول آن در تاریخ فرهنگ اسلامی و در گفتمان ائمه معصومین (علیه السلام) باید پژوهش های دیگری صورت پذیرد تا معلوم شود آیا میتوان آن را به عنوان مبنای بی بدیل انسان شناسی تربیتی قرآن به کاربرد یا الگوهای پیشنهادی دیگری نیز در کلمات معصومین و قرآن کریم ارائه شده اند. پژوهش های آتی می تواند به تبیین پیوندهای حوزه های معنای ذکر، هدایت، شهادت، اتباع و عبادت با یکدیگر بپردازد و به ایجا درک روشن تری از منظومه ی ارتباط و تربیت دینی در قرآن کریم مدد رساند.

پی نوشت ها :

1. Mininarrative.
2. Covenant.
3. Conceptual metaphors.
4. exchange.
5. transmision.
6. objecys.
7. containers.
8. conduit.
منابع فارسی و عربی :
قرآن کریم
1. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج 1، بیروت، دارالفکر، 1979.
2. ایزوتسو، توشیهیکو، خدا و انسان در قرآن، تهران، شرکت سهامی نشر، 1381.
3. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، دارالعلم الملایین، 1970 م، ج 1.
4. ــــ ، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بغداد، 1967، ج 6.
5. جینز، جولیان، خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دو جایگاهی، ترجمه هوشنگ رهنما و دیگران، تهران، نشر آگه، 1383، ج 1.
6. الحویزی، نورالثقلین، ج 2، قم، دارالکتب، 1376.
7. السیوطی، عبدالرحمن، الدرالمنثور، بیروت، دارالفکر، بی تا.
8. الطبرسی، مجمع البیان، ج 4، بیروت، دارالفکر، 1415.
9. الطبری، إبن جریر، جامع البیان، بیروت، دارالفکر، 1416.
10. طوسی، مصباح المتهجد، بیروت مؤسسه فقه الشیعه، 1991م.
11. عندلیبی، عادل، 1383، مقایسه الگوهای رابطه انسان و خدا در محدوده جاهلیت و ظهور اسلام، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه امام صادق (ع).
12. العیاشی، محمد بن مسعود، تفسیرالعیاشی، بیروت، دارالفکر، بی تا.
13. غررالحکم و دررالکلم، بتصحیح حامدالامدی، بیروت، دارالملایین، بی تا.
14. النحاس، معانی القرآن، ج 3، بیروت، دارالفکر، 1412.
15. کلبی، هشام، الأصنام، به کوشش احمد زکی پاشا، تهران، 1364 ش.
16. مشکور، محمد جواد، فرهنگ تطبیقی عربی با زبان های سامی و ایرانی، تهران، 1357.
17. نهج البلاغه، بتصحیح محمد عبده، بیروت، 1416، دارالفکر.
منابع لاتین :
1. Brummer. Vincent “1993”. The Model of Love “Cambridge University”.
2. Gastil, John, Communication as Deliberation: A Non – Deliberative Polemic on Communication Theory, available at this link: http://faculty. washington, edu/ jgastil/ pdfs/Communication % 20 as % 20 Deliberation,pdf.
3. Gesenius. William, A Hebrew and English lexicon of the Old Testament “Boston and NewYork. 1906″pp: 713-714.
4. Encyclopedia Judica,:NewYork:Macmillan company. 1971” vol:14.pp: 1655-1660
5. Knoblauch, Hubert, Metaphors, Transcendence and indirect Communication: Alfred Schuts phenomology of the life-word and the metaphors of reigion 1. Published in: Lieven Boeve. Kurt Frayaerts und James Francis. “Hg. “Metaphor and God- Talk. Bern: Peter lang “Religion and Discourse Series”. 1999. pp. 75-94.
6. Kovecses. Zoltan, Language. Mind and Culture: A Practical Introduction. Oxford: 2006.
7. Krippendorff. Klaus: Major Metaphors of Communication and some Constructivist Reflection on their Use. Cybernetics & Human Knowing. 2,1: 3-25. 1993.
8. Lakoff, George and Mark Johnson”1980″. Metaphors we live by. Chicago: Chicago University Press.
9. Mann, Bill”2002″: What is Communication? available at: http://www-rcf.use. edu/ ~ bill- mann/ WMlinguistic/ cq- sent.doc.
10. Nerlich, Brigitte: Seeing as: Metaphors and images in individual and popular consciousness and imagination, This article is based on a paper first given at the Mind. Language and Metaphor- EuroConfernce on Consciousness and the imagination, Kerkrade. April 200-24. 2002. funded by the European Science Foundation. Available at:http://www.infometaphore.com.
11. Power. Margaret Myrtle: THE REVELATORY POTENTIAL OF NARRATIVE AND RELIGIOUS EDUCATION.
12. Rankin. Jenny: What is Narrative? Ricoeur, Bakhtin, and Process Approaches. Concrecence Concrescence: The Australasian Journal of Process Thought. 2002 Vol. 3pp.1-12 available at this link: http:// www.religiouseducation. net/ member/ 06-rea-papers/ Power-Myrtle. pdf. pdf.
13. Schmitt. Rudolf”2000. Januray”. Notes toward the analysis of metaphor [16 paragraphs]. Forum Qualitative Sozialforschung/ Forum: Qualitative Social Reseach
14.[On- line Journal]. 1 “1. Available at: http: // qualitative-research. net/ fqs
15. Shortt.J. and Cooling. T.: Metaphor. Scripture and Education. Journal of Christian Education 43″1″ 2000″: 22-28. available at this link: http://www.stapleford-centre.org/liveproductss/A0004. pdf.
16. Sjublom. Tom”2006″ : Narrative cognition and religious communication. available at: http://www.helsinke.fi/collegium/events/ Sjoblom storylines.pdf
17. Soskice. Janet Martin: Metaphor and Religious Languge-Oxford University Press: 1985”
18. Stiver. Dane. Philosophy of Religious Languge. “London: Blackwell. 1993.
منبع: گروهی از نویسندگان، مجموعه مقالات مسابقات بین المللی قرآن کریم- جلد سوم، انتشارات اسوه، چاپ اول، (1387).

مطالب مشابه