انتظار آل رسول علیهم السلام برای انجام حج مقبول

انتظار آل رسول علیهم السلام برای انجام حج مقبول

مقدمه

هیچ سفری مانند مکه در گوشت و خون و پوست و موی انسان اثر نمی گذارد1. « امام صادق (علیه السلام)» حج یادگاری از حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) و سایر انبیاء عظام است. سفرمعنوی حج فرصتی است مناسب که در آن انسان می تواند خود را از آلودگی ها و رذائل پاک کند و بار دیگر با خدای خود تجدید بیعت کند که فقط او را بپرستد و بنده شیطان و هواهای نفسانی خویش نباشد یک مسلمان در طول عمر خود در صورت استطاعت یک بار حج تمتع بر او واجب می شود و البته ناگفته نماند که می تواند هر اندازه که بخواهد به عمره مشرف شود خوب است که زائر بتواند از این فرصت طلایی نهایت استفاده را برده و همانطور که می کوشد اعمالش از نظر فقهی صحیح باشد شرایطی را رعایت کند که حج او مقبول واقع شود چرا که اعمال انسان گاهی فقط صحیح است یعنی روز قیامت از آن عمل باز خواست نمی شود اما گاهی علاوه بر صحّت، مقبول هم واقع می شود یعنی خداوند عمل او را قبول کرده و از او پذیرفته است و چه سعادتی از این بالاتر که خالق و محبوب انسان عمل وی را بپذیرد.
در این مقاله به بررسی حج مقبول از دیدگاه روایات معصومین (علیهم السلام) پرداخته شده است.
در فصل اول آنچه یک زائر باید قبل از سفر حج انجام دهد ذکر شده و فصل دوم شامل نکات معنوی؛ عرفانی و اخلاقی حج در حین اعمال از زبان امام سجاد (علیه السلام) و در فصل سوم نشانه قبولی حج بعداز اعمال مورد بررسی قرار گرفته است.
در خاتمه مقاله راوایاتی که ثواب زیارت امیر المومنین (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) را معادل با حج و عمره مقبول بیان کرده است، ذکر می شود.

مطلع سخن :

و أَذِن فی النّاس باالحج یأتوک رجالاً و علی کل ضامر یأتین من کل فجِ عمیق لیشهَدوامنافع لهم و یذکرواسم الله فی أیامِ معلومات2
ترجمه: و ای رسول ما مردم را در اداء مناسک حج اعلام کن تا خلق پیاده و سواره و از هر راه دور به سوی تو جمع آیند تا در آنجا منافع بسیار برای خود فراهم ببینند و نام خدا را در ایامی معین یاد کنند.
خداوند متعال در این دو آیه علت و غایت 3 اعلام مراسم حج را دو چیز معرفی کند:
1- منافع بسیار برای خود فراهم ببینند.
2- نام خدا را در ایامی معین به یاد آورند.
اما در اینکه منظور از منافع چیست مفسران سخن بسیار گفته اند « ولی کاملاً روشن است که هیچگونه محدودیتی در این لفظ نیست، تمام منافع و برکات معنوی و نتایج مادی، فوائد فردی و اجتماعی و فلسفه های سیاسی و اقتصادی و اخلاقی را شامل می شود.4»
در کتاب کافی به سند خود از ربیع بن خثیم روایت کرده که گفت:« امام صادق (علیه السلام) را دیدم که پیرامون کعبه طواف می داد در حالی که در محملی قرار داشت چون سخت مریض بود. پس دیدم هر وقت به رکن یمانی می رسید دستور می داد او را بر زمین بگذارند دست خود را از سوراخ محمل بیرون می آورد و آن را بر زمین می کشید بعد می فرمود بلندش کنند، بعد از « آنکه دیدم در هر شوط این کار را تکرار کرد عرضه داشتم: فدایت شوم یابن رسول الله این کار برای شما زحمت زیاد داشت. فرمود: من از خدای عزوجل شنیدم که می فرماید: «لیشهدوا منافع لهم» پرسیدممنظور منافع دنیا است یا آخرت؟ فرمود: همه.5»
در روایتی دیگر آمده است که: « به امام صادق(علیه السلام) گفته شد: خداوند رحمت خود را بر شما نثار فرماید اگر شما جان خود را از تب و تاب سفر و پیچ و تاب محمل معاف می کردید برای حفظ سلامتی شما نافع تر نبود؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: من دوست دارم در آنجا که فیض الهی نثار می شود حاضر باشم خداوند می فرماید:« لیشهدوا منافع لهم» هیچ کس در منا حاضر نمی شود جز آنکه بهره خود را از فیض الهی دریافت می کند شما شیعیان با سود معنوی یعنی مغفرت و رضوان الهی به خانه های خود باز می گردید اما دیگران با سود مادی و دنیوی یعنی امنیت در مال و خاندان به خانه های خود باز می گردند.6 »
از متن این روایت بر می آید حتی آنان که از ولایت اهل بیت (علیهم السلام) بی بهره مانده اند کمترین مراتب منافع دنیوی را دارا هستند که آن امنیت در مال و خاندان، تا هنگام بازگشت به منازلشان است پس خوشا به حال آنان که در بالاترین مراتب معنوی و ولایی به سر می برند به یقین آنان که با حج مقبول به موطن خود باز می گردند بالاترین منافع را کسب کرده اند.
در راستای همین روایت، روایتی نیز از امام سجاد (علیه السلام) وارد شده که زائران بیت الله الحرام را به سه گروه تقسیم می کنند:
یک گروه مورد مغفرت واقع می شوند و بهشت نیز بر آنان واجب می شود، گروه دوم مورد مغفرت واقع می شوند ولی پرونده آنان باز است تا حسنات و سیّئات ثبت شود و چه بسا دوزخی شوند و سومین گروه آنانی هستند که مورد مغفرت واقع نمی شوند اما حداقل پاداشی که دریافت می کنند این است که جان و مال و خاندانشان از بلا در امان می ماند. 7 »
گروه اولی که امام سجاد (علیه السلام) به آن اشاره دارد ائمه طاهرین و اولیاء الهی و مقرّبین هستند که آنان مورد مغفرت الهی واقع می شوند چون با معرفت کامل قدم به سرزمین وحی نهاده اند. خداوند ما را هم جزو مقرّبین درگاهش قرار دهد.
گروه دوم انشاء الله شامل شیعیان می شود چون از طرفی به فرموده امام صادق (علیه السلام) مغفرت و رضوان الهی شامل شیعیان می شود و از طرفی هم به فرموده امام سجاد (علیه السلام) بعد از اعمال حج، پرونده آنها باز است و چه بسا اعمال بد و عاقبت به شرّی گریبانگیرشان شده دوزخیشان کند و بهره گروه سوم هم از این سفر همانطور که گفتیم تنها سود مادی و دنیوی می باشد.
امّاسوال این است: زائری که رنج سفر را به جان خریده و اعمال را از نظر فقهی صحیح به جا آورده چه باید بکند که بالاترین مراتب منافع اخروی و دنیوی را کسب کند و با مغفرت الهی و حج مقبول از این سفر الهی باز گردد؟
زائر بیت الله الحرام از وقتی که اراده و قصد سفر روحانی و معنوی حج را می کند، طبق روایات سه مرحله پیش رو دارد که اگر با موفقیت پشت سر بگذارد حجش مورد قبول درگاه خداوند قرار می گیرد:
مرحله اول : قبل از سفر حج
مرحله دوم : در حین انجام اعمال
مرحه سوم : بعد از اعمال و بازگشت به وطن

* فصل اول : قبل از سفر حج

1-پاک کردن قلب

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «هرگاه اراده حج کردی قبل از عزیمت، قلب خود را از تمامی مشغله ها و موانع خالی کن و برای خداوند بزرگ خالص گردان.8 »
پاک بودن قلب و داشتن قلب سلیم یکی از شرایط مهم در این سفر عرفانی است، انسان باید قلب خود را از تمامی رذائل پاک گرداند چون به فرموده امام صادق (علیه السلام) «القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله9» این قلب حرم الهی است، در حرم خدا جز خدا جایی برای اغیار نیست. حج سفری است که انسان را به یاد روز رستاخیز می اندازد در روزی که همه با یک رنگ و یک لباس در محضر پروردگار حاضر می شوند و طبق فرموده قرآن کریم در آن روز فقط قلب سلیم خریدار دارد «یوم لا ینفع مال و لا بنون الامن اتی الله بقلبٍ سلیم. 10» آن روزی که مال و فرزندان هیچ به حال انسان سود نبخشد تنها آن کس سود برد که با دل پاک به درگاه خدا آید.
قبل ازسفر حج زائر باید دل و جان خود را از رذایل اخلاقی خالی کند رذائلی مثل:
الف) کینه:
خداوند در قرآن مجید می فرماید: « و إن تعفوا أقرب للتقوی 11» اگر عفو کنید و در گذرید به تقوی نزدیک تر است پس زائر قبل از سفر حج باید هر چه کینه از برادران دینی خود دارد دور بریزد حتی اگر خود را صاحب حق بداند حلالیت بطلبد و روابط خود را با آنان مثل قبل و حتی نیکو تر از قبل گرداند.
ب)حسد:
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « آفة الدین الحسد و العجب و الفخر12 » آفت دین حسد و خودپسندی و فخر فروشی است. کسی که چنین آفت بزرگی داشته باشد چگونه انتظار دارد ثمره خوبی دریافت کند، اگر باغی را مجسم کنیم که وقتی واردش می شویم درختان آن میوه های خوبی نداشته باشد و حتی خود درختان هم در حال از بین رفتن باشد علتش را که از باغبان جویا می شویم می گوید: « ما سهل انگاری کردیم و درختان باغ را آفت زد.» ما هم اگر در از بین بردن این رذائل اخلاقی به خصوص حسد سهل انگاری کنیم قلب پاک ما را آفت حسد از بین می برد.
ج)ریا:
اعمال انسان اگر مخلوط به ریا شد و هر قدر که باشد باطل می شود و مورد قبول حق تعالی قرار نمی گیرد و از آن جمله مناسک حج است که حتماً باید برای خدا باشد. همانطور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درمورد ریا می فرمایند: « به درستی که بدترین چیزی که بر شما می ترسم شرک اصغر است، عرض کردند که شرک اصغر چیست؟ فرمودند: ریا، خداوند در روز قیامت وقتی که جزای بندگان را دهد به ریاکاران می فرماید که: شما بروید نزد کسانی که برای آنها ریا کردند و ببینید که آیا جزای شما نزد ایشان هست یا نه. 13»
البته ناگفته نماند که رذائل اخلاقی تنها در این چند مورد خلاصه نمی شود و زائر می تواند با مطالعه کتب اخلاقی با همه آنها آشنا شود و خود را مهذّب از تمامی رذائل کند و قدم اول را در راه حج مقبول بردارد.

2-توکل به خدا

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « در این سفر همه امور خود را به آفریدگارت بسپار و در تمام حرکات و سکنات بر او توکل کن و تسلیم حکم قضای الهی باش، دنیا و راحت و خلق را رها کن … بر زاد و راحله و یاران و همسفران و قدرت و ثروت و جوانی خود تکیه مکن چه بیم آن می رود که اینها دشمن و وبال تو گردند تا معلوم شود که برای هیچ کس توان و چاره ای جز در پناه خداوند متعال و توفیق او وجود ندارد.14» انسان باید در همه امور به خداوند متعال توکل داشته باشد و فقط از او یاری بجوید و بداند که « اثر بخشی از طرف خداوند است و اگر خدا نخواهد هیچ سببی مسبّب خود را به دنبال نخواهد داشت. 15» که قرآن کریم می فرماید : « و من یتوکل علی الله فهو حسبه16» هر کس به خدا توکل کند خدا برایش کافی است .
و در این سفر به کمک همسفران و مال و ثروت و جوانی خود تکیه نکند بلکه در همه امور این سفر عرفانی و معنوی بر خدا توکل کند که ممکن است خداوند به همان همسفران و جوانی و مال و… او را واگذارد و دیگر این حج معنا و رنگ و بوی خدایی پیدا نمی کند البته این معنا منافاتی با کمک گرفتن از همسفران و دیگران ندارد بلکه اینها را اسباب الهی بداند و همه امور را به دست خالق یکتا.

3-پاک کردن مال

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:« حال که عزم حج داری حقوقی را که از ناحیه خلق برذمه توست ادا کن و از عهده ی آن بدرآی.17»
و در روایتی دیگر امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: « هرگاه کسی از راه غیر حلال مالی کسب کند و تلبیه حج گوید در پاسخ او گفته می شود: ( لا لبیک و لا سعدیک) نه، تو پاسخ مثبت نداده ای و تو را مبارک و میمون مباد و اگر مالش را از راه حلال به دست آورد گویند ( لبیک و سعدیک) بله، بله خوش آمدی.18 »
یکی از شرایط مهم قبولی حج در پیشگاه خدای متعال پرداخت حقوق مالی است « اگر مال انسان به حرام، ربا، رشوه، غصب، مظالم و حق الناس آلوده است در حل و اصلاح آن بکوشد و با صاحبان حقوق به نوعی مصالحه کند و آنان را راضی کرده و به پیشگاه خداوند نیز توبه و استغفار نماید.19» یکی از مهمترین حقوق مالی، پرداخت خمس است که به دو بخش سهم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و سادات فقیر تقسیم می شود. حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) در توقیع شریف خود آورده اند: « لعنة الله و الملائکة و الناس أجمعین علی من اکل من مالنا درهماً حراماً20» لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسی که درهمی از مال ما را به حرام بخورد.
در اینجا حاجیان به چند گروه تقسیم می شوند:
1)گروهی که سال خمسی دارند و هر سال ماهی را برای حسابرسی اموال خود انتخاب کرده و با طیب خاطر خمس خود را از باقی مانده مخارجات پرداخت می کنند، این گروه که به حقوق مالی خود به خوبی واقف هستند زمینه را برای قبولی حج خود آماده کرده اند.
2)گروهی که هنگام عزیمت به سفر حج به یاد پرداخت حقوق مالی خود از جمله خمس می افتند که اینان خود به سه گروه تقسیم می شوند:
الف) گروهی که فقط هنگام عزیمت به حج حساب مالی خود را بررسی می کنند و مقداری از آن را پرداخت کرده و ادای مابقی را به بعد از بازگشت خود وا می گذارند.که متاسفانه با بی اهمیتی و سهل انگاری آن را پرداخت نمی کنند که این دسته هم قبولی حجشان با دارا بودن همه شرایطی که درآینده می آید در گرو پرداخت مابقی خمسش می باشد.
ب)گروهی که فقط در هنگام عزیمت به این سفر تمامی خمس و حقوق مالی را پرداخت می کنند اما بعد از بازگشت دوباره حساب و کتابی برای پرداخت وجوه مالی خود ندارند غافل از اینکه آیا دیگر سفر معنوی حج نصیبشان بشود که دوباره به سراغ حساب و کتاب خمس خود بیایند یا خیر و از آنجا که بعد از بازگشتن هم پرونده حاجی بازا ست این سهل انگاری می تواند باعث مردودیشان بشود.
ج)گروهی که در هنگام این سفر تمامی حقوق مالی و از آن جمله خمس خود را پرداخت کرده اند و در آینده هم سال خمسی و حساب و کتابی برای حقوق مالی خود تدارک می بینند این گروه هم زمینه را برای قبولی حج خود آماده کرده اند.
پرداخت حقوق مالی دیگر مثل زکات( برای آنان که شرایط آن را داشته باشند) نذورات و صدقات و… هم از همین قبیل است.
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: « چگونه آهنگ این سفر می کند کسی که دارای سه خصلت نباشد: ورع و پرهیزکاری که او را از معاصی خداوند باز دارد، بردباری که به وسیله آن بر خشم و غضب فائق آید، حسن معاشرت با همسفران خود21. »
در این روایت امام باقر (علیه السلام) به سه خصلت دیگر اشاره دارند:

4-ورع و پرهیزکاری :

ورع به این معنا است که: « انسان هنگامی که اشراف به معصیت پیدا کرد چشم پوشی از آن گناه کند22 » یکی از مقدمات مهم این سفر چشم پوشی از گناهان و رعایت تقوای الهی است امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: « اتقوا الله وصونوا دینکم بالورع23 » تقوای الهی پیشه کنید و دین خود را با ورع محافظت کنید. در این روایت امام صادق (علیه السلام) صیانت و محافظت دین انسان را به وسیله ورع می داند زیرا اگر انسان از انجام گناهان ابائی نداشته باشد دین او زبانی و به اصطلاح شناسنامه ای خواهد بود، در حالی که دین متشکل از اوامر و نواهی است که وظیفه انسان مراقبت از آن است و در روایتی دیگر امام صادق (علیه السلام) نائل شدن به آنچه نزد پروردگار است را فقط به وسیله ورع میسّر می داند « علیکم باالورع فانه لا ینال ما عند الله الا باالورع 24 »
و همچنین در روایتی آمده است که از امام صادق (علیه السلام) درمورد ورع پرسیده شد حضرت در جواب فرمودند: «چشم پوشی از محارم الهی است. 25 »

5-صبر و بردباری :

یکی از لوازم مهم این سفر معنوی داشتن صبر و بردباری و تحمل همه شدائد و سختی ها است در روزگاران قدیم که با مرکب هایی چون استرو شتر و اسب از گردنه های صعب العبور بعد از پشت سرگذاشتن کیلومتر ها راه و پس از ماهها خستگی خود را در مکه می رساندند سفر حج صبر مضاعفی می طلبید و چه بسا افرادی که اگر دیر به اعمال می رسیدند تا سال آینده در مکه می ماندند تا به فیض حج نائل آیند و در این زمان هم که وضعیت حمل و نقل بسیار تغییر کرده و بسیاری مشکلات را حل کرده است باز هم صبر مخصوص را می طلبد. چه در حین سفر و چه در هنگام اعمال در فشار جمعیت و… و البته خداوند خود را همراه صابران می خواند « إن الله مع الصابرین 26 »و آنان را مژده و بشارت می دهد « و بشر الصابرین. 27 »
حضرت صادق آل محمد (علیه السلام) می فرمایند: « هرگاه اراده حج کردی … بر آنچه از ادب و بردباری و صبرو شکر و مهربانی و بخشندگی و تدارک توشه آخرت بر تو واجب شده مداومت کن. »28

6-حسن معاشرت با همسفران :

« انسان باید در هر پایه و جایگاهی که هست حرمت همسفران را نگهدارد و به چشم برتری به خود ننگرد و تنها از دیگران انتظار تعظیم نداشته باشد بلکه باید به دور از عناوین و مشخصه های فردی یا اجتماعی به دیگران احترام بگذارد. 29 » امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: « هنگام حج با همسفران نیکو مصاحبت کن. 30 »

7-توجه به نماز و سنت های نبوی :

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: « هنگامی که قصد حج کردی … اوقات نمازهای فریضه و سنت های نبوی را مراقبت کن. 31 »
یکی از فروع دین اسلام که در آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) تاکید ویژه درمورد اقامه و زنده نگه داشتن آن در جامعه شده نماز است. نمازی که خداوند اقامه آن را برای برپایی ذکر خود می داند 32 و آن را برای مومنین نوشته و واجب نموده است. 33 و یکی از دلایل ورود انسانها به جهنم را نمازگزار نبودن آنها معرفی کرده است. 34 و فریاد وای برکاهلان آن سر داده است 35 از صفات متقین اقامه آن را شمرده است 36 و فرموده که به وسیله آن استعانت و یاری بجویید 37 .
امام کاظم (علیه السلام) می فرماید: پدرم در بستر شهادت به من فرمودند: « یا بنی إنه لا ینال شفاعتنا من استخف باالصلاة» 38 به شفاعت ما نمی رسد کسی که نماز را سبک شمارد.
پس به جاست که زائر گرامی با این همه تأکیدات در مورد نماز آن را حتّی از اول وقت خود هم به تأخیر نیندازد. یکی دیگر از تأکیدات امام صادق (علیه السلام) برای زائر خانه خدا توجه و مراقبت از سنتها و آداب و روش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که به فرموده خداوند منان اسوه و الگو برای تمام بشریت است. 39
بسیار لازم است که زائران گرامی با مطالعه در آداب و سنن و اخلاق پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) که آنان نیز آیینه تمام نمای وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند آن بزرگواران را سرمشق و الگوی خود در تمامی مراحل زندگی قرار دهند.

* فصل دوم : در هنگام اعمال

این فصل برداشتی از فرمایشات امام سجاد (علیه السلام) در حدیث شبلی 40 است و به مقتضای بحث متن روایت در پی نوشت ها آمده است.در این فرمایشات نورانی حقیقت اعمال و آنچه که یک زائر در هنگام اعمال باید برای قبولی حج خود مورد توجه داشته باشد بیان می شود. شایان ذکر است که قصد ما پرداخت به مسائل فقهی مناسک حج نیست و فقط از دید اخلاقی، عرفانی امام سجاد (علیه السلام) به مسئله مناسک حج پرداخته می شود.

1- حقیقت نیت در میقات

حقیقت نیت در میقات آن است که انسان بداند با خارج کردن لباس از تن، لباس معصیت را از خود دور کرده و با در بر کردن لباس احرام لباس طاعت الهی را به تن کرده و از هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی رها شده و اکنون سرا پا گوش به فرمان الهی است.41 با دور کردن لباس دوخته از خود، ریا و نفاق و دخول در شبهات را از خود دور می کند. اگر تا به حال در اعمالش نیتی غیر خدایی داشته و می خواسته تا دیگران از او تعریف و تمجید کنند میقات مکانی است که باید همه چیز را برای خدا خالص و خود را تهی از نیت اغیار کند. یکرنگی لباس احرام خود را ببیند و بداند که او هم باید یکرنگ باشد و نفاق و دورویی را کنار بگذارد. همانطور که احرام خود را از پاکیزه ترین اموال تهیه کرده است بعد از این نیز از اموالی که حتی شبهه ناک است هم باید اجتناب کند42 .

2- حقیقت غسل

حقیقت غسل در میقات آن است که همانگونه که حج گذار آب بر بدن خود می ریزد و خود را از آلودگی ها شستشو می دهد قصد آن کند که قلب خود را از گناهان و اشتباهات پاک کند و رذایل اخلاقی را از خود دور نماید. 43

3- حقیقت احرام

کسی که می خواهد محرم کوی یار شود باید فرامین او را هم نصب العین خود قرا دهد. با بستن احرام به ظاهر چند چیز را برخود حرام می کند ولی در باطن باید اینگونه نیت کند که هر آنچه را خداوند حرام کرده است را بر نفس خود حرام و از لذات گذرای آن چشم پوشی کند. 44

4- حقیقت نماز احرام

« نماز احرام نمازی است که پیش از احرام در میقات خوانده می شود گر چه بعضی از فقها درباره این نماز قائل به احتیاط وجوبی شده اند لیکن بیشتر آنان فتوا به استجاب می دهند بنابراین شایسته است احرام بعد از نماز باشد.45»در حقیقت زائر بیت الله الحرام باید نیت کند که با بهترین اعمال و بالاترین حسنات بندگان که همان نماز است به خداوند متعال نزدیک شود. 46

5- حقیقت تلبیه

راز لبیک گفتن طبق بیان امام سجاد (علیه السلام) این است: « خدایا پیمان می بندم که از این پس جز به طاعت تو زبان نگشایم و زبانم را بر همه گناهان ببندم. 47 »یعنی تلبیه تطهیر زبان از همه گناهان مربوط به آن است، زبان زائر بیت الله، زبان طاهر است یعین هرگز شهادت دروغ نمی دهد، غیبت نمی کند، دروغ نمی گوید، تهمت نمی زند و کسی را با زبان مسخره نمی کند. پس سرّ تلبیه، زبان به حق و طاعت گشودن و از گفتار باطل و معصیت رستن است، آن هم نه تنها در محدوده زمانی حج و عمره بلکه برای همیشه. زبان جِرمش اندک ولی جُرمش زیاد است گناهان فراوانی همچون: انکار حق، ادعای باطل، غیبت، تهمت، دروغ، سخن چینی، ناسزاگویی، افترا، مسخره کردن و مانند آن با زبان انجام می گیرد. 48

6- هنگام ورود به حرم

هنگامی که زائر وارد حرم امن الهی می شود دیگر حق ندارد حتی به حیوانات حرم هم ظلم و تعدی کند چه رسد به اینکه ظلم و تعدی به انسان مومن و متقی باشد. زائر باید بداند که از جمله مصادیق تعدی به مومن، غیبت او و بازی با آبروی اوست چراکه در روایت آمده است آبروی مومن بالاتر از کعبه است و باید حرمتش حفظ شود. 49 آنچه که از بیان نورانی امام سجاد(علیه السلام) استفاده می شود آن است که زائر به هنگام ورود به حرم امن الهی نیت کند که غیبت دیگران را برنفس خود حرام کند. 50

7- هنگام رسیدن به مکه

هنگام وصول به مکه در قلب خود بگذارند که فقط خدای متعال را قصد کرده و دل از اغیار بریده است و قلب مومن که حرم خداوند است را خالی کرده و آمده است تا الله را در آن به معنای حقیقی کلمه ساکن کند 51.

8- حقیقت استلام حجر

همان گونه که کعبه تنزل بیت معمور و عرش خدا است حجر الاسود نیز به منزله دست راست پروردگار است. پس زائر هنگام استلام حجر با دست راست خدا بیعت می کند از این رو امام سجاد (علیه السلام) آنگاه که به شبلی فرمود: « آیا با حجر الاسود مصافحه کردی؟» صیحه ای زد که نزدیک بود مدهوش شود سپس فرمود: کسی که بر حجر الاسود دست گذارد با خدا مصاحفه کرده است. 52 این از آن روست که حجر الاسود یمین الله و دست خدا در زمین است اگر چه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر دو دست خدای سبحان راست است لیکن او دستی به گونه انسانها ندارد تا دست راست و چپ داشته باشد او مجرد محض بوده منزه از جسم و جسمانیت است بلکه این تشبیه ازباب معقول به محسوس است. او برای اینکه در نشئه طبیعت و حس، محل میثاقی داشته باشد فرمان داد تا کعبه ای ساختند و در رکنی از ارکان آن سنگ خاصی به عنوان «یمین الله فی ارضه» قرار دادند. حاصل اینکه سرّدست زدن به حجر الاسود این است که زائر بدین وسیله متعهد می شود و با خدای سبحان پیمان می بندد تا دیگر دست خود را به گناه نیالاید، ریا و رشوه ندهد و نگیرد،امضای باطل نکند و… پس راز اصرار متشرعان بر استلام، حجر امضای این تعهد و تأکید بر این پیمان است که: خدایا حال که دستم به نشان میثاق تو در زمین رسید، هرگز دست به بیگانه نمی دهم 53 .

9- حقیقت نماز طواف نزد مقام ابراهیم علیه السلام

مستفاد از بیان نورانی امام سجاد (علیه السلام) 54 آن است که: زائر در هنگام وقوف نزد مقام ابراهیم (علیه السلام) گویی وقوف بر همه طاعات الهی کرده و از همه معاصی روی گردان است و با اقامه نماز ابراهیمی بینی شیطان را به خاک می مالد چون تنها مخلصانند که وسوسه های شیطان در آنان راهی ندارد 55 .

10- حقیقت نوشیدن آب زمزم

حقیقت اشراف و خوردن از آب زمزم آن است که زائر اینگونه قصد کند که اشراف بر طاعت الهی پیدا کند و همانگونه که از آب زلال آن می نوشد انگار از جام طاعت الهی جان خود را صفا می دهد و از همه معاصی چشم پوشی می کند 56 .

11- حقیقت سعی

سعی بین صفا و مروه برابر بیان نورانی امام سجاد (علیه السلام) 57 به سوی حق دویدن است چنانکه تردد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالت ممدوح خوف و رجاست. مومن نه آن چنان است که هیچ امیدی نداشته و فقط بترسد و نه آنچنان که بدون هیچ واهمه ای همه هستی اش امید باشد. سعی زائر آنگاه که رو به جانب صفا دارد این است که خود را تصفیه کرده از صفای الهی برخوردار شود و وقتی به سوی مروه می رود سعی می کند تا مروّت و مردانگی به دست آورد زیرا مروه رمز مروّت و مردانگی و صفا نشان تصفیه و تهذیب روح است 58 .

12- اسرار عرفات

اسرار عرفات فراوان است و برخی از آنها که در حدیث شبلی بدانها اشاره شده عبارتند از:
1) وقوف در عرفات برای آن است که انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الهی نظام آفرینش با خبر شود. بداند که خداوند به همه نیازهای او واقف و بر رفع همه آنها تواناست 59 .
2)حج گذار باید در آنجا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه قلب او و رازهای آن و حتی آنچه برخود او روشن نیست و به طور ناخود آگاه در زوایای روح او می گذرد آگاه است 60.
3)امام سجاد (علیه السلام) فرمود: راز بالای کوه رحمت ( جبل الرحمة) رفتن 61 این است که انسان بداند خداوند نسبت به هر زن و مرد مسلمان، رئوف و مهربان بوده و متولی هر زن و مرد مسلمان است 62 .
4)بخشی از سرزمین عرفات منطقه ای است به نام نَمِره که مسجدی به این نام در آن واقع است. امام سجاد (علیه السلام) در بیان راز این محدوده می فرماید: معنای حضور در نمره این است که خدایا من به چیزی امر نمی کنم مگر اینکه قبلاً خود مؤتمر باشم و از چیزی بر حذر نمی دارم مگر اینکه خود قبلاً پرهیز کرده باشم 63 .
5)وادی نَمِره که در حدیث شبلی از آن به عنوان نمرات نیز یاد شده نام منطقه ای وسیع در سرزمین عرفات است که تقریباً سمت مماس عرفات با حرم است. امام سجاد (علیه السلام) فرمود: هنگام ورود به این منطقه باید آگاه باشید که این سرزمین سرزمین شهادت، معرفت و عرفان است یعنی همانگونه که خدا و ملائکه شاهدند این سرزمین وسیع نیز شاهد اعمال زائران خانه خدا است و کاملاً آگاه است که حاجی با چه نیتی آمده و با چه انگیزه ای بر می گردد و به آن شهادت می دهد 64 و 65 .

13- حقیقت وقوف در مشعر الحرام

راز وقوف و بیتوته در مشعر الحرام آن گونه که از مواعظ امام سجاد (علیه السلام) به شبلی استفاده می شود این است که: حج گذار قلب خود را با شعار تقوا آگاه کرده، تقوا و خوف از خداوند را شعار دل خود قرار دهد تا قلب او با تقوا شناخته شود که شعار هر قومی معرِّف آن قوم است بنابراین اگر چه تقوا در همه مناسک حج مطرح است لیکن تجلی ویژه آن هنگام وقوف در مشعرالحرام مشهود واقفان بر اسرار است66 و 67 .

14- حقیقت منا

عزیمت به منا یعنی در امان بودن دیگران از دست و زبان و قلب زائر.68 دستی که گاهی تنها با یک امضا حقی را ناحق می کند و زبانی که می تواند با نیش و کنایه قلب مومنی را جریحه دار کند و قلبی که می تواند خانه کینه شود کینه ای که خود سرمنشأ بسیاری از اذیت ها و آزارها به مردم است یا اینکه در قلب خود به کسی حسد بورزد که حسد هم از ثمرات کینه می باشد.

15- حقیقت رمی جمرات

یکی از دشمنان اصلی انسان که از جنیان 69 است شیطان می باشد شیطانی که قسم خورده و کمر همت بسته تا از پیش رو، پشت سر، راست و چپ برای انسان دام بگستراند و از راه راست منحرفش کند70. البته شیطان فقط دعوت به گناه می کند بدون اینکه بر انسان مومن تسلّطی داشته باشد تسلّط او فقط بر کسانی است که او را به عنوان دوست خود گرفته اند 71. در حالی که هر عقل سلیمی کسی را که به صراحت اعلام دشمنی کند را هرگز ولیّ و سرپرست خود قرار نمی دهد. رمی جمرات یادواره ابراهیم خلیل(علیه السلام) است که در راه اطاعت از خدا، تسلیم وسوسه های شیطانی نشد و او را با پرتاب سنگ از خود دور کرد. طبق فرمایش نورانی امام سجاد (علیه السلام) 72 به شبلی زائر آگاه باشد که دشمن خود ابلیس را سنگسار می کند و به یاد داشته باشد در همه عمر او را از خود دور کند البته کسی که در همه عمر قرین شیطان بوده یا خود او از شیاطین انسی است نمی تواند شیطان را با پرتاب چند سنگ از خود دور کند و به فرموده قرآن: شیطان قرین کسی می شود که از ذکر الهی رخ بتاباند 73 .

16- حقیقت قربانی

قربانی تبعیت از سنّت حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) است آنگاه که خداوند در خواب به او وحی کرد که فرزند خود را به مسلخ عشق ببر و در آنجا قربانی کن. حضرت ابراهیم (علیه السلام) پس از بیان فرمان الهی به فرزند خود اسماعیل (علیه السلام) نظر او را در این باره جویا باشد و او با بصیرت کامل جواب پدر را داد جوابی که می تواند در تبعیت از فرمان الهی الگوی مناسبی برای نسل جوان باشد. اسماعیل (علیه السلام) در جواب به پدر خود عرض کرد: ای پدرهر چه مأموری انجام بده که انشاء الله مرا از بندگان با صبر و شکیبا خواهی یافت، آنگاه که پدر و پسر برای انجام ماموریت الهی آماده شدند ندا آمد که: ای ابراهیم این امتحان دیگری بود که تو و فرزندت از آن سربلند بیرون آمدید و سپس خداوند گوسفندی را به منظور ذبح برای آنان فرستاد 74 .
حاجیان نیز پس از اعمال باید هر چه غیر خدا است را در راه خدا ذبح کنند و به فرموده امام سجاد (علیه السلام) قربانی کننده باید با تمسک به حقیقت ورع، طمع را ذبح نماید. 75
در سوره مبارکه حج آمده است که: « بدانید که هرگز گوشت این قربانیها نزد خدا به درجه قبول نمی رسد لیکن این تقوای شماست که به پیشگاه قبول او خواهد رسید. 76»
« اصولاً خدا نیازی به گوشت قربانی ندارد او نه جسم است و نه نیازمند. او وجودی است کامل و بی انتها از هر جهت، بلکه آنچه به خدا می رسد تقوا و پرهیزکاری و پاکی اعمال شما بندگان است. و به تعبیر دیگر: هدف آن است که شما با پیمودن مدارج تقوا در مسیر یک انسان کامل قرار گیرید و روز به روز به خدا نزدیکتر شوید. همه عبادات کلاسهای تربیت است برای شما انسانها. قربانی درس ایثار و فداکاری و گذشت و آمادگی برای شهادت در راه خدا به شما می آموزد و درس کمک به نیازمندان و مستمندان. 77» ابی بصیر می گوید از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: علت قربانی کردن چیست؟ حضرت فرمودند: خداوند متعال هنگام ریختن اولین قطره خون حیوان به زمین، صاحب قربانی را می بخشد و دیگر اینکه بدین وسیله اهل تقوا از غیرشان ممتاز شده و تنها عمل ایشان مقبول واقع شود همانطور که خداوند در قرآن فرمود: «لن ینال الله لحومها و لا دمائها ولکن یناله التقوی منکم » سپس امام فرمود: چگونه خداوند قربانی هابیل را قبول و قربانی قابیل را رد نمود و این نبود مگر به خاطر آنکه هابیل اهل تقوا بود و قابیل فاقد آن. 78

17- حقیقت حلق رأس

مستفاد از بیان نورانی امام سجاد (علیه السلام) 79 این است که زائر آگاه باشد با تراشیدن سر، آلودگی های معنوی و اخلاقی را از خود دور کرده و همانطور که ممکن است با تراشیدن سر، شکل ظاهری انسان تغییر کند، حالات روحی، روانی و اخلاقی اش نیز باید تغییر کند گویی که تازه از مادر متولد شده و زندگی جدیدی را با ظاهر جدید خود آغاز کرده است.

18- هنگام بازگشت به مکه

در ادامه بیانات نوارانی امام سجاد(علیه السلام) به شبلی آمده است که زائر هنگام بازگشت به مکه باید آگاه باشد و اینگونه نیت کند که از رحمت الهی بهرمند شده و به اطاعت از خداوند متعال بازگشته و به محبت او تمسک جسته است و هر آنچه خداوند واجب کرده را انجام می دهد و به خداوند متعال نزدیک شده است.80
در روایتی امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:« تمام الحج لقاء الامام .81»مصداق بارز اتمام حج تشرف به حضور امام است حضور امام زمان (عجل الله تعالی و فرجه) در مراسم حج هر سال مسلم است لیکن از آنجا که توفیق تشرف نصیب معدودی از افراد می شود از این رو در روایات متعددی امر به زیارت قبور ائمه طاهرین (علیهم السلام) شده است.

* فصل سوم : بعد از اعمال و هنگام بازگشت به وطن

ظاهر اعمال حج پایان یافته و زائر با کوله باری از معرفت، سرزمین وحی را به قصد وطن خود ترک می کند ولی این پایان کار نیست. سوال اینجاست که حاجی از کجا بفهمد حج او مقبول درگاه احدیت بوده است؟
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نشانه قبولی حج را اینگونه می فرمایند: « آیة قبول الحج ترک ماکان علیه العبد مقیماً من الذنوب. 82» نشانه قبولی حج آن است که بنده خدا آنچه از گناهان انجام می داده را ترک کند.
در روایتی دیگر آمده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «من علامة قبول الحج اذا رجع الرجل رجع عما کان علیه من المعاصی خدا علامة قبول الحج و إن رجع من الحج ثم انهمک فیما کان علیه من زنی او خیانة او معصیة فقد رد علیه حجه. 83 » از علامت قبولی حج آن است که هنگامی که شخص از حج بر می گردد. ازمعاصی و گناهان نیز برگردد این علامت قبولی حج است و اگر از حج برگشت و بر آنچه انجام می داده از زنا و خیانت و معصیت مداومت کرد حجش رد شده و مقبول واقع نمی شود.
از این دو روایت در می یابیم زائر خانه خدا باید گناهانی که از روی غفلت سهل انگاری، دوری از یاد خدا و… انجام می داده را ترک کند چون روح حج پاک شدن از آلودگی ها و گناهانی است که قبلاً انجام می داده است پس اگر بخواهد باز به سراغ آن گناهان برود نشان دهنده آن است که حج او اثری بر اعمالش نداشته و تغییری در او ایجاد نکرده است. در عبادات دیگر نیزچنین است مثلاً نماز در صورتی معراج مومن می شود که به فرموده قرآن کریم او را از فحشا و منکرات باز دارد 84.
امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرماید: « همانا نماز عامل باز دارنده خدا بر روی زمین است پس کسیکه دوست دارد بداند چه مقدار از منفعت نمازش را درک کرده است بنگرد که نمازش چقدر او را از فحشا و منکرات باز داشته است پس به همان مقدار از نماز نفع برده است. 85 » و یا مانند روزه که باید تمرین خودسازی باشد و غیر از شکم، قلب و زبان مومن هم روزه باشد چنانچه امیرالمؤمنین (علیه السلام) دراین باره می فرمایند: « صوم القلب خیر من صیام اللسان و صیام اللسان خیر من صیام البطن. 86 » روزه قلب بهتر از روز زبان و روزه زبان بهتر از روزه شکم است و اگر زائر بیت الله الحرام به گناهان خود بازگردد حج او مقبول نخواهد شد. گناهانی همچون زنا که در روایت ذکر شده و کنایه از تمام گناهانی است که از لذات و شهوات انسان سرچشمه می گیرد. لذت گذرای دنیوی که انسان را به تباهی می کشد. قرآن کریم این گناه را فاحشه و عملی بد می داند و می فرماید: اصلاً به این گناه نزدیک نشوید 87. این تعبیر( نزدیک آن نشوید) اشاره لطیفی به این است که آلودگی به زنا غالباً مقدماتی دارد که انسان را تدریجاً به آن نزدیک می کند. چشم چرانی یکی از مقدمات آن است، برهنگی و بدحجابی مقدمه دیگر، کتابهای بدآموز و فیلمهای آلوده و نشریات فاسد و کانونهای فاسد، خلوت با اجنبیه ( حضور مرد و زن نامحرم در یک مکان خالی و تنها) و بالاخره ترک ازدواج برای جوانان و سختگیری بی دلیل طرفین در این زمینه، همه از عوامل قرب به زنا است 88 .
همچنین گناهانی چون خیانت در اموال و ناموس مردم و مطلق خیانت وهمه معاصی که انسان را از طریق الهی باز دارد.
* خاتمه : زیارت امیر المومنین ، امام حسین و امام رضا علیهم السلام برابر با حج مقبول

1- زیارت امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام

در کتب مختلف روایی روایاتی نقل شده است که مضمون آن روایات این است: کسی که امیرالمومنین (علیه السلام) را زیارت کند در حالیکه حق آن حضرت را می شناسد برای او ثواب حج و عمره مقبول نوشته می شود از آن جمله:« ابن مارد از امام صادق (علیه السلام) پرسید: ثواب کسی که جدّت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را زیارت می کند چیست؟ حضرت در جواب فرمودند: من زار جدی عارفاً بحقه کتب الله له بکل خطوة حجة مقبوله وعمرة مبرورة89 . کسی که جدم امیرالمومنین (علیه السلام) را زیارت کند در حالی که حق او را بشناسد خداوند برای هر قدمش ثواب حج مقبول و عمره مقبول و پسندیده می نویسد.

2- زیارت امام حسین علیه السلام

در روایات بسیاری آمده است که زیارت امام حسین (علیه السلام) نیز ثواب حج و عمره قبول شده را دارد از آن جمله: امام باقر (ع) می فرمایند: « من أتاه تشوقاً کتب الله له الف حجة متقبلة و الف عمرة مبرورة 90 »
کسی که از روی شوق به زیارت آن حضرت رود خداوند هزار حج و هزار عمره قبول شده برایش می نویسد. همچنین به فرموده امام صادق (علیه السلام): « من زار الحسین (علیه السلام) عارفاً بحقه کتب الله له ثواب الف حجة مقبوله و الف عمرة مقبوله و غفرله ما تقدم من ذنبه و ما تأخَّر91 » کسی که امام حسین (علیه السلام) را زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد خداوند برای او ثواب هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول می نویسد و گناهان قبل و بعد او را می بخشد.
در روایت دیگری امام صادق (علیه السلام) یازده توصیه به زائران کربلا می کنند تا زیارت آنان ثواب حج و عمره تمام و کامل را داشته باشد:
محمد بن مسلم نقل می کند که در محضر مبارک امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: هرگاه به زیارت امام حسین (علیه السلام) می رویم آیا به همان هیئت و کیفیتی که به حج می رویم باشیم؟ حضرت فرمودند: بله. عرض کردم: پس آنچه بر حاجی لازم است بر ما نیز لازم است؟ حضرت فرمودند: چه چیزهایی را گفتی؟ عرض کردم: اشیایی که بر حاجی لازم است. امام فرمودند:
1)بر تو لازم است که با همراهانت خوش رفتار باشی. ( یکی از آداب زیارت مشاهد شریفه آن است که حق همسفر رعایت گردد اگر ناتوان است به او کمک شود و جدل و بحث های بیهوده دنیوی در میان آنان نباشد همانطور که خداوند درمورد حج می فرماید:« و لا جدال فی الحج 92 » جدال در حج را ترک کند. بلکه باید با حسن خلق و خوشرفتاری با همسفر برخورد شود)
2)برتو لازم است سخن اندک بگویی و حتی الامکان تکلّم نکنی مگر به خیر ( اینکه زائر سخنان لغو و بیهوده دنیوی را کنار بگذارد و فقط در مواقعی که نیاز است لب به سخن بگشاید از شرایط ضروری آداب سفر به اماکن مقدسه است)
3)بر تو لازم است زیاد به یاد خدا باشی( ذکر و یاد و نام خدا در سفر می تواند به انسان آرامش روحی دهد و هر چه سفر سخت و طاقت فرسا باشد باز یاد خدا او را آرام می کند « الا بذکر الله تطمئن القلوب 93 »
4)بر تو لازم است جامه و لباسهایت را نظیف و پاکیزه نگه داری.
5)برتو لازم است پیش از آنکه به حائر برسی غسل نمایی.( همانطور که در حقیقت غسل درمیقات گذشت زائر
با غسل بدن خود را از آلودگی ها شستشو می دهد و گویی خود را از گناهان و اشتباهات می رهاند و با ظاهر و باطنی پاکیزه قدم به حائز حسینی می گذارد )
6)برتو لازم است که خاشع باشی و زیاد نماز بخوانی و بسیار بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) صلوات فرستی.
7)به آنچه از تو نیست و مال دیگری است احترام گذارده و دست درازی نکنی.
8)لازم است به آنچه حلال نیست نگاه نکرده و چشم خود را از آن فرو بندی.
9)لازم است وقتی برادر ایمانی خود را نیازمند دیدی و ملاحظه کردی که بواسطه نداشتن نفقه از ادامه عمل عاجز است به دیدنش رفته او را کمک کرده و به مواسات با او رفتار نمایی.
10)بر تو لازم است تقیه که دین تو به آن قائم است را رعایت کنی.
11)واجب است از آنچه منهی هستی و از خصومت و دشمنی و زیاد قسم خوردن و از جدال کردنی که در اثناء آن به خوردن قسم مبادرت می ورزی، اجتناب و دوری کنی.
وقتی به این دستور ها عمل کردی البته حج و عمره تو تمام و کامل بوده و استحقاق پیدا می کنی که از سفرت مراجعه کرده در حالی که مغفرت و رحمت و رضوانش شامل تو شده باشد. 94 »

3- زیارت امام رضا علیه السلام

امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: « من زارنی فی تلک البقعه ( ارض طوس) کان کمن زار رسول الله (صلی الله علیه و آیه وسلم) و کتب الله تبارک و تعالی له ثواب الف حجة مبرورة و الف عمره مقبوله و کنت انا و آبایی شفعاه یوم القیامة 95 »کسی که مرا در سرزمین طوس زیارت کند مانند آن است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را زیارت کرده و خداوند برای او ثواب هزار حج و هزار عمره مقبول می نویسد و من و پدرانم شفیعان او در روز قیامت هستیم.
در پایان نیز متذکر این نکته می شویم که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: « من زار اماماً مفترضاً طاعته وصلی اربع رکعات کتب الله حجة مقبوله و عمرة مبرورة. 96 » کسی که زیارت کند امامی که اطاعت او واجب است و چهار رکعت نماز گذارد خداوند برای او حج و عمره مقبول می نویسد.

پی نوشت ها :

1-ثقة الاسلام کلینی الزاری، ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، چاپ چهارم، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1365 ش، ج4 ص 262 کتاب الحج باب فضل الحج و العمرة و ثوابهما ح 41، عن ابی عبدالله (علیه السلام) :مامن سفر ابلغ فی لحم و لادم و لا جلد و لا شعر من سفر مکه …
2-حج/ 27 و 28 .
3-لام بر سر جمله مورد بحث ( لیشهدوا) لام تعلیل و یالام غایت است و این جارو مجرور متعلق است به جمله ( یاتوک) یعنی اگر اعلام کنی می آیند به سوی تو، برای اینکه منافع خود را مشاهده کنند و بنابر اینکه لام غایت باشد معنا این می شود که: می آیند به سوی تو و منافع خود را مشاهده می کنند. علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1417 ق، ج14 ،ص 369.
4-مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1374 ش، ج14 ،ص 72.
5-الکافی، ج4 ،ص 423، کتاب الحج ،باب طواف المریض و من یطاف به معمولاً من غیر علّه، ح 1 .
6-همان، ص 263 ،کتاب الحج ،باب فضل الحج و العمره و ثوابهما ،ح 1 .
7-همان، ص 252، کتاب الحج، باب فضل الحج و العمره و ثوابهما، ح46 .
8-اذا اردت الحج فجرد قلبک لله عزوجل من قبل عزمک من کل شاغل و حجب کل حاجب. گیلانی، عبدالرزاق، مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، منسوب به امام جعفر صادق (علیه السلام) ،چاپ اول، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1400 ق، ص 47.
9- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء بیروت لبنان، 1404ق، ج 67، ص 25، تتمه ابواب مکارم الاخلاق، باب 43، حب الله تعالی ح 27.
10-شعراء/ 88 و 89 .
11- بقره /237.
12-الکافی، ج2 ،ص 307، کتاب الایمان و الکفر، باب الحسد، ح5 .
13-ابن فهد حلی، احمد، عدة الداعی و نجاح الساعی، چاپ اول، دارالکتاب الاسلامی، 1407 ق ،ص 228 ،خاتمه الکتاب فی أسماء الله الحسنی.
14- وفوّض أمورک کلها الی خالقک و توکل علیه فی جمیع ما یظهر من حرکاتک و سکونک و سلم لقضائه و حکمه و قدره و تدع الدنیا و الراحه و الخلق … و لا تعتمد علی زادک و راحلتک و اصحابک و قوتک و شبابک و مالک مخافة ان تصیر ذلک اعداء و و بالا لیعلم انه لیس قوة و لا حیلة و لا حدّ الا بعصمة الله تعالی و توفیقه- مصباح الشریعه، ص 47 .
15- شبّر، سیدعبدالله ،الاخلاق، ترجمه محمدرضا جباران، چاپ سیزده، هجرت، قم 1387 ش، ص 425.
16- طلاق/ 3 .
17-و اخرج من حقوق یلزمک من جهة المخلوقین- مصباح الشریعه، ص 47 .
18-اذا اکتسب الرجل مالا من غیر حله ثم حج فلبّی نودی لا لبیک و لا سعدیک و ان کان من حله فلبی، نودی لبیک و سعدیک- شیخ طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تهذیب الاحکام،چاپ چهارم، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1365 ش، ج6، ص 368 ،کتاب المکاسب ،باب المکاسب، ح 186 .
19-رهبر، محمدتقی، اخلاق و آداب در حج و زیارت، چاپ هفده، نشر مشعر، تهران 1387 ش .
20- طبرسی، ابی منصور احمد بن علی بن ابیطالب، الاحتجاج، نشر مرتضی، مشهد مقدس، 1403 ق، ج2، ص 480.
21-ما یعبا من یسلک هذا الطریق اذا لم یکن فیه ثلات خصال: ورع یحجزه من معاصی الله و حلم یملک به غضبه و حسن الصحبة لمن صحبه- الکافی، ج 4 ،ص 286، کتاب الحج ،باب الوصیه، ح2.
22-ابن منظور، محمد بن مکرم، ابی الفضل جمال الدین، لسان العرب، چاپ سوم، دار صادر بیروت، 1414 ق ،ج 8 ،ص 389 .
23- الکافی، ج2 ،ص 76، کتاب الایمان و الکفر، باب الورع، ح 2 .
24-همان ،ح 3 .
25-همان، ص 77، ح8 .
26-بقره/ 153 .
27-بقره/155.
28-… و ما یجب علیک من الادب و الاحتمال و الصبر و الشکر و الشفقه و السخا… مصباح الشریعه،ص 48.
29-اخلاق و آداب در حج و زیارت، ص 45.
30- … واحسن الصحبة، مصباح الشریعة ،ص 48.
31-…وراع اوقات فرائض الله تعالی و سنن نبیه … ،مصباح الشریعه، ص 48
32- اقم الصلاة لذکری، طه/ 14 .
33- ان الصلاة کانت علی المؤمنین کتاباً موقوتاً، نساء/ 103 .
34-قالوا لم نک من المصلین، مدثر/ 43 .
35-ویل للمصلین الذین هم فی صلاتهم ساهون، ماعون/ 5 و 4 .
36- و یقیمون الصلاة، بقره/ 3.
37- واستعینوا باالصبرو الصلاة، بقره/ 45.
38-الکافی، ج3، ص270، کتاب الصلاة، باب من حافظ علی صلاته أو ضیّعها، ح 15.
39-لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنه، احزاب/ 21.
40- محدث نوری طبرسی، حاج میرزا حسین، مستدرک الوسائل، چاپ اول، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1408 ق، ج10، ص166، تتمه کتاب الحج، باب 17( نوا در ما یتعلق بابواب العود الی منی) ح5.
41- فحین نزلت المیقات نوبت انک خلعت ثوب المعصیة و لبست ثوب الطاعة؟
42- فحین تجردت عن مخیط ثیابک نویت انک تجردت من الریا و النفاق و الدخول فی الشبهات؟
43-فحین اغتسلت نویت انک اغتسلت من الخطایا و الذنوب؟
44-فحین احرمت نویت انک حرمت علی نفسک کل محرم حرمه الله عزوجل؟
45- آیة الله جوادی آملی، عبدالله، صهبای حج، چاپ نهم، مرکز نشر اسراء، قم، 1387ش، ص 348 .
46- فحین صلّیت الرکعتین نوبت انک تقربت الی الله بخیر الاعمال من الصلاة و اکبر حسنات العباد؟
47- فحین لبیت نوبت انک نطفت لله سبحانه بکل طاعة و صمت من کل معصیة؟
48- صهبای حج، ص 378.
49- بحار الانوار، ج71، ص 227، کتاب العشره، ابواب حقوق المومنین، باب 15 ( حقوق الاخوان)، ح 20 .
50- فحین دخلت الحرم نوبت انک حرمت علی نفسک کل غیبة تستغیبها المسلمین من اهله ملة الاسلام؟
51- فحین وصلت مکة نوبت بقلبک انک قصدت الله؟
52- من صافح الحجر الاسود فقد صافح الله تعالی.
53- صهبای حج، ص 392.
54- نوبت حین وقفت عند مقام ابراهیم (علیه السلام) انک وقفت علی کل طاعة و تخلفت عن کل معصیة؟ فحین صلیت فیه رکعتین نوبت انک صلیت بصلاة ابراهیم (علیه السلام) و ارغمت بصلاتک انف الشیطان؟
55- الا عبادک منهم المخلصین، حجر/ 40.
56- نوبت انک اشرفت علی الطاعة و غضضت طرفک عن المعصیة؟
57- نویت انک بین الرجاء و الخوف؟
58- صهبای حج، ص 401 و 402 .
59- هل عرفت بمو قفک بعرفة معرفة الله سبحانه امر المعارف و العلوم؟
60- عرفت قبض الله علی صحیفتک و اطلاعه علی سریرتک و قلبک؟
61- بنابر مشهور فقها در روز عرفه بالا رفتن ازا ین کوه، مکروه است.
62- نویت بطلوعک جبل الرحمة ان الله یرحم کل مومن و مومنه و یتولی کل مسلم و مسلمة؟
63- نویت عند نمرة إنک لا تأمر حتی تأتمر و لا تزجر حتّی تنزجر؟
64- فعندما وقفت عند العلم و النمرات نویت انها شاهدة لک علی الطاعات حافظة لک مع الحفظة بامر رب السموات؟
65- صهبای حج، تلخیص صفحات 415 الی 420.
66- فعندما مررت باالمشعر الحرام نویت انک اشعرت قلبک اشعار اهل التقوی و الخوف لله تعالی؟
67- صهبای حج، ص 435.
68- نویت انّک آمنت الناس من لسانک و قلبک و یدک؟
69- کان من الجن، کهف / 17 .
70- ثم لأ تینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم، اعراف/ 17 .
71-انه لیس له سلطان علی الذین امنوا و علی ربهم یتوکلّون انما سلطانه علی الذین یتولّونه و الذین هم به مشرکون، نحل / 99 و 100 .
72- فعندما رمیت الجمار نویت انک رمیت عدوک ابلیس و غضبته بتمام حجک النفیس؟
73- و من یعش عن ذکر الرحمان نفیض له شیطاناً فهو له قرین زخرف/ 36 .
74- صافات/ 102 تا 107 .
75- فعندما ذبحت هدیک نویت انک ذبحت حنجرة الطمع بما تمسکت به من حقیقة الورع؟
76- لن ینال الله لحومها و لا دمائها ولکن یناله التقوی منکم، حج/ 37 .
77- تفسیر نمونه ،ج 14، ص 109 .
78- شیخ صدوق، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، علل الشرایع، مکتبه الداوری، قم، ج 2 ،ص 437 ،باب علة الاضحیه، ح 2 .
79- فعندما حلقت راسک نویت انک تطهرت من الادناس و من تبعة بنی آدم و خرجت من الذنوب کما ولدتک امک؟
80- فعندما رجعت الی مکه و طفت طواف الافاضه نویت انک اافضت من رحمة الله تعالی و رجعت الی طاعته و تمسک بودّه وادّیت فرائضه و تقربت الی اله تعالی؟
81- الکافی، ج 4، ص 549 ،کتاب الحج ،باب اتباع الحج باالزیارة ،ح 2 .
82- مستدرک الوسائل ،ج 10 ،ص 165، باب نوادر ما یتعلق بأبواب العود الی المنی، ح 1 .
83- همان، ص 166 ،ح 2 .
84- ان الصلاة تنها عن الفحشاء و المنکر، عنکبوت / 45 .
85- ان الصلاة حجزة الله فی الارض فمن احب ان یعلم ما ادرک من نفع صلاته فلینظر فان کانت صلاته حجزته عن الفواحش و المنکر فانما ادرک من نفعها بقدر ما احتجز- شیخ حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، چاپ اول، موسسه آل البیت لا حیاء التراث، قم، 1409 ق، ج5، ص 476، تتمة کتاب الصلاة ،ابواب افعال الصلاة ،باب 2 ،ح 7103.
86- ابن محمد تمیمی آمدی، عبدالواحد غرر الحکم و دررالکلم، چاپ اول، دفتر تبلیغات قم 1366 ش،ص 176، ح 3363.
87-ولا تقربوا الزنی انه کان فاحشة و ساء سبیلاً، اسراء / 32 .
88- تفسیر نمونه، ج 12، ص 102 .
89-تهذیب الاحکام ج 6 ص 21، کتاب المزار باب 7 فضل زیارته (علیه السلام)، ح6.
90- ابن قولویه قمی، شیخ ابی القاسم جعفر بن محمد، کامل الزیارات، مرتضویه، نجف اشرف 1356ق، ص 142، باب 56 ، ح 3 .
91- بحار الانوار، ج 97 ،ص 257، ابواب زیارت امیرالمومنین (علیه السلام)، باب 3، فضل زیارته (علیه السلام).
92- بقره /197 .
93- رعد/ 28 .
94- کامل الزیارات ، ص 130 ،باب 48 ، ح 1 .
95- شیخ صدوق، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، من لا یحضره الفقیه، چاپ سوم،دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین قم، 1413 ق ،ج 2 ،ص 585 ،کتاب الحج، باب ثواب زیارة النبی و الائمه ( علیهم السلام)، ح 3193 .
96- ابن شهر آشوب السروری المازندرانی، ابی جعفر رشید الدین محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب(علیه السلام)، موسسه انتشارات علامه، قم 1379 ق ،ج 4 ،ص 172 ،باب امامة ابی محمد بن الحسین (علیه السلام) ، فصل فی المفردات و النصوص علیه.

فهرست منابع :
1-قرآن کریم .
2-آیة الله جوادی آملی، عبدالله، صهبای حج، چاپ نهم، مرکز نشر اسراء، قم ، 1387 ش .
3-ابن شهر آشوب السروی المازندرانی، ابی جعفر رشید الدین محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب علیه السلام، موسسه انتشارات علامه، قم 1379 ق .
4-ابن فهد حلی، احمد، عدة الداعی و نجاح الساعی، چاپ اول، دارالکتاب الاسلامی، 1407 ق.
5- ابن قولویه قمی، شیخ ابی القاسم جعفر بن محمد، کامل الزیارات، مرتضویه، نجف اشرف، 1356 ق .
6- ابن محمد تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، چاپ اول، دفتر تبلیغات قم، 1366ش .
7- ابن منظور محمد بن مکرم، ابی الفضل جمال الدین، لسان العرب، چاپ سوم، دار صادر، بیروت 1414 ق .
8- ثقة الاسلام کلینی الرازی، ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، چاپ چهارم، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1365 ش .
9-رهبر، محمد تقی، اخلاق و آداب در حج و زیارت، چاپ هفده، نشر مشعر، تهران 1387 ش .
10- شبّر، سید عبدالله، الاخلاق، ترجمه محمدرضا جباران، چاپ سیزده، هجرت، قم 1387 ش .
11- شیخ حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، چاپ اول، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم 1409 ق .
12- شیخ صدوق، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، علل الشرایع، مکتبة الداوری، قم.
13- شیخ صدوق، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، من لا یحضره الفقیه، چاپ سوم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین قم، 1413 ق .
14- شیخ طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تهذیب الاحکام، چاپ چهارم، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1365ش .
15- طبرسی، ابی منصور احمد بن علی بن ابیطالب، الاحتجاج، نشر مرتضی، مشهد مقدس، 1403ق.
16- علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1417 ق .
17- گیلانی، عبدالرزاق، مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، منسوب به امام جعفر صادق (علیه السلام)،چاپ اول، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1400 ق .
18-مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء بیروت لبنان، 1404 ق .
19- محدث نوری طبرسی، حاج میرزا حسین، مستدرک الوسائل، چاپ اول، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم 1408 ق .
20- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه ،چاپ اول، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1374 ش .

مطالب مشابه