قرآن از چندين جهت معجزه است كه به بعضي از آنها اشاره ميشود:
1. فصاحت و بلاغت: فصاحت و بلاغت قرآن چنان است كه علي ـ عليه السلام ـ ميفرمايد: «كثرت تكرار و شنيدن پي در پي هرگز آن را كهنه نميكند.»[1] قرآن در زماني نازل شده كه سخنوري در ميان اعراب رواج بسيار داشت و مردم براي نظم و نثر و فصاحت و بلاغت ارزش و اهميت بسيار قائل بودند، پيامبر قرآن را به عنوان معجزهاي از طرف خداوند در قالب فصيحترين و بليغترين كلمات عرضه داشت. در اينجا فقط به يك نمونه اشاره ميكنيم.
قرآن در مورد قصاص و حكمت آن ميفرمايد: «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ» و اعراب براي اين هدف اين جمله را به كار ميبردند: القتل انفي للقتل (كشتن مؤثرترين عامل است براي از بين بردن كشتار.)
برتري آيه در فصاحت و بلاغت بر اين جمله اعراب از چندين جهت است از جمله:
1. آيه كلماتش كمتر است
2. در آيه مراد خويش به صورت جامعتر وكاملتر بيان نموده است. زيرا قصاص قتل را شامل ميشود و هم زخم و قطع عضو را، در حاليكه در جملة اعراب اين خصوصيت نيست.
3. در جمله مشهور اعراب تكرار وجود دارد و در آيه تكرار وجود ندارد.
4. آيه مبتني بر اثبات است و جمله مشهور اعراب مبتني بر نفي است و اثبات به نفي برتري دارد.
2. اعجاز قرآن از نظر معارف الهي: در معارف قرآن هيچ مبالغهاي وجود ندراد و همه مطابق با عقل و فطرت بشر است.
3. عدم تضاد و اختلاف در آيات قرآن: «وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً»[2] «اگر از سوي غيرخدا بود اختلاف فراواني در آن مييافتند.»
4. علوم روز و اكتشافات علمي: ما در اينجا به چند مورد اشاره ميكنيم:
الف: حركت زمين: آيات متعددي در قرآن كريم با تعابير : فراشاً[3]، مهداً[4]، قراراً[5]، مهاراً[6]، به حركت آرام و منظم زمين اشاره دارد.
ب: جاذبه عمومي در علم هستي: «اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها»[7] «خدا همان كسي است كه آسمانها را بدون ستونهايي كه ببينيد برافراشت» دانشمندان از اين آيه جاذبه عمومي را در فضاء استفاده ميكنند.
ج: كروي بودن زمين: ازآيه «مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا»[8] و آية «رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ»[9] كروي بودن زمين استفاده ميشود.
د: زوجيت درگياهان: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ»[10] «و از آسمان آبي نازل كرديم و به وسيلة آن در روي زمين انواع گوناگوني از جفتهاي گياهان پر ارزش رويانديم.»
[1] . نهج البلاغه خطبة 156.
[2] .سورة نساء، آية 82.
[3] . سورة بقره، آيه 22.
[4] . سورة طه، آية 53.
[5] . سورة نمل، آيه 6.
[6] . سورةنباء،آية 6.
[7] سورة رعد، آية 2.
[8] . سورة اعراف، آيه 151.
[9] . سورة الرحمن، آية 17.
[10] . سورة لقمان، آيه 10.