مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه پیامبر(ص)(4)

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه پیامبر(ص)(4)

هر وقت حضرت سیدالشهداء (ع ) بر پیامبر اکرم (ص ) داخل مى شدند حضرت او را به خود مى چسباندند و سپس به حضرت امیرالمومنین على (ع ) مى فرمودند: او را بگیر و بعد او را مى بوسیدند و گریه مى کردند. امام حسین (ع ) مى فرمود: اى پدر چرا گریه مى ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): حضرت عیسى (ع)

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): حضرت عیسى (ع)

حضرت عیسى (ع ) با حواریون در بیابان سیاحت مى کردند، در اثناء راه مسیرشان به سرزمین کربلا افتاد. دیدند، شیرى دستهاى خود را پهن کرده و راه را برآنها گرفته . حضرت عیسى (ع ) جلوى شیر آمد و فرمود: چرا اینجا نشسته اى و ما را رها نمى کنى که برویم ؟! شیر ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): نوحه سرایى حضرت زکریا

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): نوحه سرایى حضرت زکریا

حضرت زکریا (ع ) از پروردگار متعال خواست که اسماء خسمه پنج تن آل عبا (علیهم السلام ) را به او بیاموزد. جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و اسم پنج تن (علیهم السلام ) را به او یاد داد. وقتى که حضرت زکریا (ع ) اسم حضرت محمد(ص ) و فاطمه (علیهاالسلام ) و ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه حوریه

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه حوریه

حضرت خاتم انبیاء محمد صلى علیه و آله فرمود: شب معراج حضرت جبرئیل (ع ) دست مرا گرفت و داخل بهشت نمود و من مسرور بودم ، سپس ‍ دیدم درختى از نور در آنجاست که دو ملک زیر آن تا روز قیامت به درست کردن زیور و حلّه مشغولند. سپس جلو رفتم ، دیدم ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه پیامبرهنگام تولد امام حسین(ع)

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه پیامبرهنگام تولد امام حسین(ع)

حضرت صفیه دختر عبدالمطلب علیهماالسلام فرمود: من قابله حضرت امام حسین (ع ) بود. وقتى که آن حضرت متولد شد، حضرت رسول (ص ) فرمود: اى عمه فرزندم را بیاور ببینم . گفتم : یا رسول الله هنوز آن را پاکیزه نکرده ام . حضرت فرمود: تو آن را پاکیزه کنى ؟! خدا آن را ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): خبر جبرئیل

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): خبر جبرئیل

حضرت جبرئیل (ع ) پیش از ولادت حضرت سیدالشهداء بر حضرت رسول اکرم (ص ) نازل شد، و فرمود: خداوند متعال به تو پسرى میدهد که امت تو بعد از تو او را شهید خواهند کرد. حضرت رسول (ص ) صداى گریه شان بلند شد و فرمود: اى جبرئیل ما به اینچنین فرزندى احتیاج نداریم ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): خاک اشک زا

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): خاک اشک زا

حضرت على (ع ) فرمود: یکروز خدمت حضرت پیغمبراکرم (ص ) وارد شدم ، دیدم چشمان مبارک حضرت گریان است ، عرض کردم : پدر و مادرم فداى شما اى پیغمبر خدا چه شده ؟! آیا کسى شما را ناراحت کرده ؟! چرا گریه مى کنید؟! حضرت رسول (ص ) فرمود: چند لحظه قبل حضرت ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): استرجاع پیامبر(ص)

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): استرجاع پیامبر(ص)

چون دو سال از ولادت حضرت سیدالشهداء (ع ) گذشت ، حضرت رسول الله (ص ) به سفرى رفت ، پس روزى در اثنا راه ایستاد و فرمود (انالله وانا الیه راجعون ) ((ما از خدائیم و بسوى او باز مى گردیم )). و گریه زیادى کرد. چون سببش را سئوال کردند: فرمود: جبرئیل مرا ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): لقب سیدالشهداء توسط پیامبر(ص)

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): لقب سیدالشهداء توسط پیامبر(ص)

پس از مراجعت از سفرى حضرت رسول اکرم (ص ) با حزن و اندوه بالاى منبررفت حضرت حسن و حسین (ع ) را هم به همراهش بالاى منبر برد، پس خطبه اى خواند و موعظه نمود، پس دست راست بر سر حسن (ع ) و دست چپ را بر سر حسین گذاشت و فرمود: خدایا، ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه پدر و دختر

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه پدر و دختر

حضرت زهرا (ع ) حضرت سیدالشهدا را بغل کرده بودند، حضرت رسول الله (ص ) حضرت را از بغل دختر گرامشان گرفتند گریه کردند و فرمودند: خدا قاتلین تو را لعنت کند. خدا کسانى را که لباسهایت را از تنت در آورند لعنت کند. خدا بکشد آن کسانى را که همدیگر را بر علیه تو ...

ادامه مطلب