دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"

مطالب موجود در بخش "حکایت ها"

دعوت شده های فرصت گرفته

دعوت شده های فرصت گرفته

ما از شانس بیست و پنج درصد استفاده کردیم و حالا هستیم. خیلی ها هم در همان هفتادو پنج درصد گیر کردند و نیامدند. این حقیقت شاید کوچک باشد اما نکته ای که خواستم متذکر شوم همان “دعوت شدن” مان است فاصله ی ما تا “نیستی” چقدر است؟ احتمال پیدایش یک انسان چند درصد است ...

ادامه مطلب
از خاک یا افلاک به خودت نگاه کن

از خاک یا افلاک به خودت نگاه کن

چه بی واسطه از خاک آمده باشی، چه طی میلیاردها سال با هزاران واسطه از خاک چه از آب باشی، چه از خاک چه از گل سرشته شده باشی، و چه از خاک خشک در هر روی با خاک عجینی … شکی نیست که از خاکی و به خاک باز خواهی گشت، اما میدانی که ...

ادامه مطلب
رسمی که دوست خواهیم داشت!

رسمی که دوست خواهیم داشت!

همه چیز جنین مدیون بند ناف است.بدون بند ناف، فکر زنده ماندن جنین را باید از سر بیرون کرد.جایش تنگ هست!درست…اما چون به بند ناف وصل است غمی ندارد.همه چیزش تامین است.همه ی دنیایش هم همان فضای کوچک و همان بندی است که به نافش بسته شده… به دنیا که می آید، اولین کاری که ...

ادامه مطلب
پسرک و پروانه

پسرک و پروانه

کاش می دانستی تو حلقه ای از تدبیر خدا را شکستی؛ خدا تقلا را برای پیله قرار داد تا به وسیله آن مایعی از بدنش ترشح کند تا پس از خروج از پیله به او امکان پرواز بدهد. پروانه تقلا می کرد. پروانه نه، پیله، می خواست تا پروانه بشود. و از آن دوردست ها ...

ادامه مطلب
چیزی مثل یک جفت بال قشنگ

چیزی مثل یک جفت بال قشنگ

ما آدم ها قبل از این که پروانه شدن را یاد بگیریم، پیله بافتن را یاد می گیریم! پیله بافتن کار عجیبی است.سخت و طاقت فرساست. باید از خودمان فاصله بگیریم .دورِ دور شویم. کلی انرژی خرج کنیم. تازه آن موقع است که می شود پیله بافت و هی پیله بافت. برای خودمان گوشه های ...

ادامه مطلب
طلسم گناه

طلسم گناه

نامه جوان « محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. جوانی هستم ۲۲ ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید. در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا ...

ادامه مطلب
چکش شیطان و ساعت طلبه

چکش شیطان و ساعت طلبه

کسى که پیوندش به دنیا محکم شده باشد،در زمانى که دنیا مى‌خواهد از دستش برود، خیلى سخت حسرت مى‌خورد و به راستى هیچ قدرتى به جز خدا نمى‌تواند اموال را از چنین افرادى بگیرد . حکایت اول یکی از علما می گفت: در مشهد مقدس به تحصیل علوم دینی اشتغال داشتم. یکی از طلبه ها ...

ادامه مطلب
مبادا به مخالفینم هتک حرمت شود!

مبادا به مخالفینم هتک حرمت شود!

گوشه ای از سیره اخلاقی آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی وفای به عهد سید ابوالحسن اصفهانی، مصداق بارز یک عالم ربّانی بود. نقل کرده‏اند: فردی که برای پرداخت اجاره منزل خود دچار مشکل شده بود، مسأله را با مرحوم آیت الله اصفهانی در میان نهاد، ولی فردای آن روز با شهادتِ فرزند ایشان مواجه شد ...

ادامه مطلب