روزى رسول خدا به همراه امام علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه عليهما در محلّى نشسته بودند، ناگهان حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام ؛ در سنين شش سالگى وارد شد.
دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"
مطالب موجود در بخش "حکایت ها"
داستانهای ائمه: امام حسین (ع): خواهش از چه كسى؟
در يكى از روزها شخصى از انصار به حضور مبارك امام حسين عليه السّلام رسيد و خواسته و نياز خود را بدين مضمون روى كاغذى نوشت : اى سرورم ! اى ابا عبداللّه ! من به فلان شخص مبلغ پانصد دينار بدهكار هستم و توان پرداخت آن را ندارم ، چون تنگ دست بوده از ...
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): بچّه آهو و بى طاقتى ملائكه
روزى امام حسن مجتبى عليه السّلام در كنار حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله ايستاده بود، كه يك شكارچى در حالى كه بچّه آهوئى را به همراه داشت وارد شد؛ و اظهار داشت : يا رسول اللّه ! من اين بچّه آهو را شكار كرده ام و آن را براى فرزندانت حسن و حسين ...
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): بزرگواری واهمیت صلح
طبق آنچه تاريخ نويسان آورده اند: در دوران كودكى ، روزى بين امام حسين عليه السّلام و برادرش ، محمّد حنفيّه مشاجره و نزاعى به وجود آمد؛ و محمّد حنفيّه به سوى منزل خود رهسپار گشت ، نامه اى به اين مضمون – پس از حمد و ثناى الهى – براى امام حسين عليه السّلام ...
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): بخشش، همراه با تعليم و تربيت
در كتاب مقتل آل الرّسول حكايت شده است : روزى يك نفر عرب بيابان نشين به محضر مبارك حضرت اباعبداللّه الحسين عليه السّلام شرفياب شد و اظهار داشت : اى پسر رسول خدا! من ديه كامله اى را تضمين كرده ام ؛ وليكن از پرداخت آن ناتوانم ، با خود گفتم : بهتر است نزد ...
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): دو جريان عبرت انگيز و آموزنده
اُسامه كه يكى از اصحاب پيامبراسلام صلّى اللّه عليه و آله بود؛ و همچنين يكى از كسانى بود كه نسبت به بيعت با امام علىّ عليه السّلام سر باز زد و تخلّف كرد.
داستانهای ائمه: امام حسین (ع): احتجاج و برخورد با مخالفان
يكى از راويان و تاريخ نويسان آورده است : پس از آن كه معاويه بر يكى از اصحاب و ياران باوفاى اميرالمؤ منين علىّ عليه السّلام – به نام حُجر بن عدى و اصحابش – دست يافت و آن ها را يكى پس از ديگرى با شكنجه هاى مختلفى به شهادت رساند، عازم مكّه معظّمه ...
داستانهای ائمه:امام حسین (ع):تعريف و افشاگرى در جمع بزرگان
سُلَيْم بن قيس و ديگر راويان حديث آورده اند: هنگامى كه خلافت و حكومت به دست معاويه رسيد، از انواع شكنجه ها و جسارت ها نسبت به شيعيان امام علىّ عليه السّلام و ذرارى فاطمه زهراء عليها السّلام هيچ دريغ نمى كرد. و همچنين دين مقدّس اسلام و احكام الهى و نيز قرآن بازيچه بنى ...
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): جدا شدن دست مرد از زن در كنار كعبه الهى
امام جعفر صادق عليه السّلام حكايت فرمايد: روزى در مراسم حجّ و طواف كعبه الهى ، زنى چون ديگر مسلمان ها مشغول طواف كردن بود، در حالتى كه دستش از آستين عبايش بيرون و نمايان بود، كه ناگاه مرد بوالهوسى – كه او نيز مشغول طواف كعبه الهى بود – چشمش به آن زن افتاد ...
داستانهای ائمه: امام حسین (ع): کرامت در مجازات
طبق آنچه تاريخ نويسان نگاشته اند: يكى از پيش خدمتان امام حسين عليه السّلام خلافى مرتكب شد كه مستحقّ عقوبت و تاديب گشت . به همين جهت ، حضرت اباعبداللّه الحسين عليه السّلام دستور داد تا نامبرده تاديب و تنبيه شود. وليكن پيش از آن كه غلام مجازات شود، خود را به مولايش امام حسين ...
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): زيارت رسول خدا با امام علىّ عليهماالسّلام
مدّتى پس از آن كه مولاى متقيّان علىّ عليه السّلام به شهادت رسيد، محضر مبارك حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام شرفياب شدم و عرضه داشتم :
داستان ائمه: امام حسین(ع): آينده نگرى و پيش انديشى
مرحوم شيخ صدوق رحمة اللّه عليه در كتاب خود آورده است : در يكى از روزها شخصى ، محضر مبارك امام حسين عليه السّلام شرفياب شد و ضمن احوال پرسى عرضه داشت : يا ابن رسول اللّه ! در چه حالتى هستى ؟ و شب را چگونه به صبح آورده اى ؟ حضرت در جواب ...