دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"

مطالب موجود در بخش "حکایت ها"

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): باور قلبی به خدا

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): باور قلبی به خدا

در كتاب هاى مختلفى روايت كرده اند: روزى از روزها حضرت سجّاد، امام زين العابدين عليه السّلام مشغول نماز بود؛ و فرزندش محمد باقر سلام اللّه عليه – كه كودكى خردسال بود – كنار چاهى كه در وسط منزلشان قرار داشت ، ايستاده بود و چون مادرش ‍ خواست او را بگيرد، ناگهان كودك به ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): شادمان نمودن فقيران در روز جمعه

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): شادمان نمودن فقيران در روز جمعه

ابو حمزه ثمالى حكايت كند: در يكى از روزهاى جمعه، نماز صبح را به امامت حضرت سجّاد عليه السّلام خوانديم، سپس حضرت روانه منزل خود شد. چون وارد منزل گرديد، يكى از كنيزان خود را به نام سكينه صدا زد و فرمود: امروز جمعه است، هر فقير و مستمندى كه مراجعه كند نبايد دست خالى ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): عاقبت دلقک بازی

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): عاقبت دلقک بازی

حضرت ابو عبداللّه ، امام جعفر صادق عليه السّلام حكايت نمايد: در مدينه طيبّه مردى بيكار و ولگرد وجود داشت كه كارش جُك گفتن و خندانيدن افراد بود. روزى با خود گفت : من همه را خندانده ام ، مگر يك نفر به نام علىّ بن الحسين ، امام سجّاد عليه السّلام را؛ و بالا ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): دعا براى سهولت زايمان گرگ

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): دعا براى سهولت زايمان گرگ

مرحوم قطب الّدين راوندى در كتاب خود آورده است : روزى امام سجّاد عليه السّلام ، به سمت يكى از باغات خود در اطراف مدينه حركت مى كرد، در بين راه گرگى را ديد كه موهاى بدنش ريخته بود با حالتى غمگين ناله مى كرد و زوزه مى كشيد. چون حضرت نزديك گرگ رسيد، فرمود: ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): ديگران را بهتر از خود و خانواده خود دانستن

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): ديگران را بهتر از خود و خانواده خود دانستن

امام حسن عسكرى عليه السّلام به نقل از جدّ بزرگوارش ، حضرت باقرالعلوم عليه السّلام حكايت فرمايد: روزى يكى از اصحاب به نام زُهَرى در حالى كه خيلى غمگين و افسرده خاطر بود، به محضر امام زين العابدين عليه السّلام وارد شد. همين كه امام عليه السّلام چشمش به او افتاد، فرمود: چرا اين چنين ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع):تواضع و فروتنى براى همه

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع):تواضع و فروتنى براى همه

امام جعفر صادق عليه السّلام حكايت نموده است : هرگاه حضرت سجّاد، امام زين العابدين عليه السّلام مى خواست به همراه عدّه اى مسافرت رود، سعى مى كرد كه او را نشناسند، همچنين شرط مى نمود تا در تمام كارها همانند ديگر افراد شريك باشد و خدمت نمايد. در يكى از مسافرهائى كه حضرت با ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): ارزش تعليم خداشناسى و نبوّت و امامت

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): ارزش تعليم خداشناسى و نبوّت و امامت

امام حسن عسكرى عليه السّلام حكايت فرمايد: روزى شخصى به همراه مردى كه مدّعى بود او قاتل پدرش مى باشد، به محضر امام سجّاد، زين العابدين عليه السّلام وارد شد تا آن حضرت بين ايشان قضاوت نمايد. و چون حضور امام سجّاد سلام اللّه عليه رسيدند، پس از صحبت هائى كه مطرح گرديد آن مردِ ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): ماجرای امام و راهزن

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): ماجرای امام و راهزن

مرحوم علاّ مه مجلسى به نقل از شيخ الطايفه مرحوم طوسى حكايت كند: روزى حضرت سجّاد، امام زين العابدين عليه السّلام به عنوان انجام مراسم حجّ خانه خدا، عازم مكّه مكرّمه گرديد. در مسير راه از شهر مدينه به مكّه ، به بيابانى رسيد كه دزدهاى بسيارى جهت غارت و چپاول اموال حاجيان و اذيّت ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): رعايت حقّ مجلس و هم صحبت

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): رعايت حقّ مجلس و هم صحبت

حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين حكايت فرمايد: در يكى از روزها، شخصى از مسلمان ها به محضر مبارك امام سجّاد، حضرت زين العابدين عليه السّلام وارد شد و پس از عرض سلام ، به حضرت عرضه داشت : اى پسر رسول خدا! در فلان مجلس با جمعى از دوستان نشسته بوديم ، ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): ازدواج با چه خانواده اى؟

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): ازدواج با چه خانواده اى؟

امام محمد باقر، پنجمين اختر ولايت صلوات اللّه و سلامه عليه حكايت فرمايد: در يكى از مسافرت هائى كه پدرش ، حضرت سجّاد، امام زين العابدين عليه السّلام به مكّه معظّمه داشت ، زنى را از خانواده اى كه سر وصدا و بضاعتى نداشت خواستگارى كرد؛ و بعد از آن ، او را براى خود ...

ادامه مطلب