دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"

مطالب موجود در بخش "حکایت ها"

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): نفرين آدم به يزيد

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): نفرين آدم به يزيد

  وقتى كه حضرت آدم (ع ) به زمين آمد، حضرت حوا(عليهاالسلام ) را نديد، ناراحت شد و به دنبال او رفت و اطراف زمين را گشت كه مرورش ‍ بكربلا افتاد، وقتى كه به زمين كربلا رسيد، مريض احوال شد و عقب افتاد و سينه اش تنگ و بى جهت به زمين افتاد، اتفاقا ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گريه و نفرين حضرت نوح

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گريه و نفرين حضرت نوح

وقتى كه حضرت نوح (ع ) سوار كشتى شد، همه دنيا را سير كرد، تا به سرزمين كربلا رسيد، همينكه به سرزمين كربلا رسيد، زمين كشتى او را گرفت ، بطورى كه حضرت نوح (ع ) ترسيد غرق شود، دستها را به دعا و نيايش برداشت ، وپروردگارش را خواند و عرضكرد: خدايا، من همه ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گذر حضرت ابراهيم به كربلا

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گذر حضرت ابراهيم به كربلا

حضرت ابراهيم (ع ) سوار براسب بود كه گذرش به سرزمين كربلا افتاد تا به محل شهادت حضرت ابى عبدالله (ع ) رسيد، اسب حضرت بزمين خورد و حضرت ابراهيم (ع ) از اسب بزمين افتاد و سرش شكست و خونش ‍ جارى گشت و اشكش آمد و مخزون گرديد. در آن حال شروع باستغفار ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گريه حضرت ابراهيم(ع)

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گريه حضرت ابراهيم(ع)

وقتى كه پرورگار متعال به حضرت ابراهيم (ع ) دستور داد كه بجاى حضرت اسماعيل (ع ) اين گوسفند را ذبح كند. (خواست او را امتحان كند كه آيا بدستور پرورگارش فرزند دلبندش حضرت اسماعيل را ذبح مى كند يا خير. و رافت پدر و فرزندى او را مى گيرد و آن چيزى كه در ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): حضرت سليمان (ع)

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): حضرت سليمان (ع)

روزى حضرت سليمان على نبينا وآله و (ع ) روى فرش و بساطش با لشكريان نشسته بود و در هوا سير مى كرد، باد بساط آن حضرت را بسوى مقصد حركت مى داد. در مسير راه گذرش به سرزمين كربلا افتاد، ناگاه بساط حضرت سه مرتبه دور خودش پيچيد بطورى كه حضرت و لشكريانش همه ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): سؤال حضرت موسى(ع) درباره عاشورا

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): سؤال حضرت موسى(ع) درباره عاشورا

حضرت موسى (ع ) در مناجات خود عرض كرد: خدايا به چه جهتى امت پيغمبر آخر الزمان (ص ) را بر سائر امتها فضيلت و شرافت دادى ؟! خداوند متعال فرمود: بواسطه ده صفت خوبى كه دارند. عرض كرد: آن ده خصلت و خوبى كدامند كه بنى اسرائيل را به آن امر كنم كه انجام ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): سوال حضرت موسى (ع) درباره سرزمین کربلا

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): سوال حضرت موسى (ع) درباره سرزمین کربلا

يك روز حضرت موسى (ع ) با حضرت يوشع بن نون (ع ) در اطراف زمين سير مي كردند كه به سرزمين كربلا رسيدند، اتفاقا كفش حضرت موسى (ع ) پاره و كف آن جدا شد و خارى به پاى حضرتش اثابت كرد و پايش ‍ خونى شد و درد كشيد، ناراحت و محزون سر ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): نفرين حضرت اسماعيل

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): نفرين حضرت اسماعيل

گوسفندان حضرت اسماعيل (ع ) كنار شط و نهر و آب فرات ميچريدند كه چوپان براى حضرت خبرآورد كه چند روز است گوسفندان از اين مشرعه آب نمى خورند. حضرت اسماعيل (ع ) سبب آن را از خداوند متعال پرسيد؟! حضرت جبرئيل (ع ) نازل شد و فرمود: اى اسماعيل سبب آن را از گوسفندان ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گريه پيامبر(ص)(2)

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گريه پيامبر(ص)(2)

چون روز هفتم تولد حضرت سيدالشهداء (ع ) شد، حضرت رسول (ص ) تشريف آوردند و فرمودند: فرزندم را نزدم بياور. قنداقه حضرت را به دست حضرت رسول (ص )دادند و حضرت گوسفند سياه و سفيدى براى امام عقيقه كرد و يك رانش را بقابله داد و سر مبارك حضرت حسين (ع ) را تراشيد ...

ادامه مطلب
داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه پیامبر(ص)(3)

داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): گریه پیامبر(ص)(3)

ام الفضل دختر حارث گفت : خدمت حضرت رسول الله (ص ) بودم ، عرض كردم يا رسول الله ديشب خواب بدى ديدم . حضرت فرمود: چه خوابى ديدى ؟ گفتم ، خواب خيلى بد و سختى بود. حضرت فرمود: چه ديدى ؟ عرض كردم : در خواب ديدم كه پاره اى از بدن شما ...

ادامه مطلب