در مدینه چند نفر بیمار جذامی بود. مردم با تنفر و وحشت از آنها دوری می كردند. این بیچارگان بیش از آن اندازه كه جسماً از بیماری خود رنج می بردند، روحاً از تنفر و انزجار مردم رنج می كشیدند، و چون می دیدند دیگران از آنها تنفر دارند خودشان با هم نشست و برخاست ...
دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"
مطالب موجود در بخش "حکایت ها"
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): اهمیت حقوق مردم
يكى از غلامان على بن الحسين (عليه السلام) باغستانى را براى ايشان ساختمان مى كرد. روزى حضرت براى خبرگيرى تشريف آورد. مشاهده كرد. آن طورى كه به غلام دستور داده بود انجام نداده و وضع ساختمان را خراب كرده و از پيش خود كارهاى بيهوده اى نموده است. از ديدن آن كار افسرده و ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): روش معاشرت را بیاموزید
حضرت صادق (عليه السلام) فرمود حضرت زين العابدين (عليه السلام) مسافرت نمى كرد مگر با رفيقهائى كه او را نمى شناختند. با آنها شرط مى كرد در كارهائى كه پيش مى آيد اجازه دهند ايشان خدمت كند و انجام دهد. زمانى با دسته اى به سفر رفت در بين راه مردى آنجناب را شناخت . ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): شهربانو بهترین زن از زنان عجم
در احاديث و روايات مختلف آمده است :
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): کمک به مستمندان
از حضرت باقر (عليه السلام) نقل شده هنگامى كه پدرش على بن الحسين (عليه السلام) را غسل مى داد اطرافيان متوجه پينه اى كه بر روى زانوان و پاهاى مبارك آنجناب بسته شده بود گرديدند. در اين موقع چشم آنها به شانه حضرت زين العابدين (عليه السلام) افتاد كه يك قسمت از شانه آن ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): اظهار نعمت و شكر توفيق
يكى از اصحاب امام زين العابدين عليه السّلام و از راويان حديث كه به نام زهرى معروف است ، حكايت كند: روزى به همراه آن حضرت ، نزد عبدالملك مروان رفتيم ؛ عبدالملك ، احترام شايانى نسبت به حضرت سجّاد عليه السّلام به جا آورد؛ و چون چشمش به آثار سجود در چهره و ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): ادّعاى رهبرى و گواهى سنگ
امام محمّد باقر عليه السّلام حكايت نمايد: مدّتى پس از آن كه امام حسين عليه السّلام به شهادت رسيد، روزى محمّد بن حنفيّه به حضرت سجّاد، امام زين العابدين عليه السّلام گفت : اى برادرزاده ! تو خوب مى دانى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، وصاياى امامت را به پدر ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): عواقب توهین به امام علی (ع)
حضرت ابوجعفر امام محمّد باقر عليه السّلام حكايت فرمايد: روزى از روزها مردى – از آشنايان – به محضر پدرم امام زين العابدين عليه السّلام وارد شد و به آن حضرت عرضه داشت : ياابن رسول اللّه ! همسرت – كه از خانواده شيبانى ها است – امام علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): هدايت گران پس از غروب خورشيد
يكى از اصحاب به نام كنگر ابو خالد كابلى حكايت كند:
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): استجابت دعا در نابودی دشمن
محدّثين و تاريخ نويسان آورده اند: پس از واقعه دلخراش كربلاء، و بعد از وقوع تحوّلاتى در حكومت بنى اميّه ، مختار ثقفى روى كار آمد. و يكى از فرماندهان مختار شخصى به نام ابراهيم فرزند مالك اشتر بود، كه بعد از آن كه عبيداللّه بن زياد ملعون را دست گير كردند، توسّط ابراهيم ، ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): هلاکت به دسته ملائکه
سعيد بن مسيّب – كه يكى از اصحاب و ياران امام سجّاد، حضرت زين العابدين عليه السّلام است – حكايت كند: در آن هنگامى كه دشمن به شهر مدينه طيّبه حمله و هجوم آورد و تمام اموال و ثروت مسلمان ها را چپاول كرده و به غارت بردند، مدّت سه شبانه روز اطراف مسجد النّبىّ ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): جایگاه بندگان مخلص خدا
مرحوم قطب الدّين راوندى در كتاب خود به نقل از امام پنجم ، حضرت باقرالعلوم عليه السّلام آورده است : روزى عبدالملك بن مروان مشغول طواف كعبه الهى بود و امام سجّاد حضرت زين العابدين عليه السّلام نيز بدون آن كه كمترين توجّهى به عبدالملك نمايد، مشغول طواف گرديد و تمام توجّهش به خداى ...