دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"

مطالب موجود در بخش "حکایت ها"

داستانهای ائمه: امام حسین (ع): پيشگويى و آينده نگرى از دوران كودكى

داستانهای ائمه: امام حسین (ع): پيشگويى و آينده نگرى از دوران كودكى

يكى از اصحاب پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله ، به نام حذيفه يمانى حكايت كند: روزى امام حسين عليه السّلام در حالى كه كودكى بيش نبود، اظهار داشت : به خداوند قسم ! ستمگران بنى اميّه بر قتل من ، گرد هم خواهند آمد و عمر سعد پيش قدم و سرلشگر آن ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): بازگشت اوّلين شخصيّت در رجعت

داستانهای ائمه: امام حسین(ع): بازگشت اوّلين شخصيّت در رجعت

  حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم صلوات اللّه و سلامه عليه حكايت فرمايد بر اين كه جدّ بزرگوارش ، امام حسين عليه السّلام پس از آن كه به صحراى كربلا وارد شد، در جمع اصحاب و ياران خود چنين اظهار داشت : روزى در حضور جدّم ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بودم كه فرمود: ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): واقعيّت نگرى و خداجوئى

داستانهای ائمه: امام حسین(ع): واقعيّت نگرى و خداجوئى

  مرحوم شيخ مهدى مازندرانى – يكى از علماء بزرگ – به نقل از كتاب كبريت الاءحمر آورده است : حضرت ابا عبداللّه الحسين صلوات اللّه عليه در روز عاشوراء، در آن موقعيّت جنگ و ستيز؛ و در همان لحظات آخر، هنگامى كه به بعضى از افراد و اهالى كوفه برخورد مى كرد كه در ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام حسین (ع): ورود به كربلاى پُربلا

داستانهای ائمه: امام حسین (ع): ورود به كربلاى پُربلا

بسيارى از تاريخ ‌نويسان آورده اند: چون حضرت ابا عبداللّه الحسين صلوات اللّه عليه از مكّه معظّمه عازم شهر كوفه و سرزمين كربلاء گرديد. به همين منظور به همراه اهل بيت و ديگر دوستان و ياران خود حركت كرد، در بين راه در محاصره شديد لشكر عبيداللّه بن زياد لعين به سركردگى حرّ بن يزيد ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): آرزوى غلام به واقعيّت پيوست

داستانهای ائمه: امام حسین(ع): آرزوى غلام به واقعيّت پيوست

روزى امام حسين عليه السّلام در جمع عدّه اى از اصحابش حضور يافت و آن ها را مورد خطاب قرار داد و فرمود: از نظر من صحّت قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ثابت است كه فرمود: بهترين اعمال و كارها بعد از نماز صبح ، دلى را شاد گرداندن است ، به ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): نكاتى حسّاس با گذرى بر شب آخر تا عروج

داستانهای ائمه: امام حسین(ع): نكاتى حسّاس با گذرى بر شب آخر تا عروج

  مرحوم شيخ مفيد رحمة اللّه عليه و ديگر محدّثين و تاريخ ‌نويسان در كتاب هاى مختلف آورده اند: چون شب عاشورا فرا رسيد حضرت ابا عبداللّه الحسين صلوات اللّه عليه به جهت خستگى بيش از حدّ، جلوى خيمه نشسته بود و سر مبارك خود را بر سر زانوهاى خود نهاده ، تا قدرى استراحت ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام حسین (ع): شناسایى مجرمين در حضور استاندار

داستانهای ائمه: امام حسین (ع): شناسایى مجرمين در حضور استاندار

مرحوم قطب الدّين راوندى رحمة اللّه عليه و همچنين ديگر علماء به نقل از امام جعفر صادق عليه السّلام حكايت كرده اند: عدّه اى از دوستان و غلامان حضرت اباعبداللّه الحسين عليه السّلام قصد خروج از شهر مدينه منوّره را داشتند. امام حسين عليه السّلام به آن ها فرمود: در فلان روز از مدينه خارج ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام حسین (ع): نان گندم آن را هم نخورى

داستانهای ائمه: امام حسین (ع): نان گندم آن را هم نخورى

محدّثين و مورّخين در كتاب هاى مختلف آورده اند: آن هنگامى كه حضرت ابا عبداللّه الحسين صلوات اللّه و سلامه عليه به سرزمين كربلا وارد شد، چند روزى پس از آن ، يكى از ياران خود را با پيامى به سوى عمر بن سعد فرستاد كه : با تو صحبتى دارم ، امشب در ميان ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام حسین(ع): تفسير چشم و گوش و قلب

داستانهای ائمه: امام حسین(ع): تفسير چشم و گوش و قلب

حضرت عبدالعظيم حسنى از دهمين پيشواى مسلمين ، امام علىّ هادى و آن حضرت از پدران بزرگوارش عليهم السّلام حكايت كند: امام حسين عليه السّلام فرمود: روزى در حضور جدّم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نشسته بودم ، كه آن حضرت چنين فرمود: ابوبكر به منزله گوش من ، و عمر به منزله ...

ادامه مطلب