مرحوم طبرسى در كتاب احتجاج خود آورده است : در يكى از سال ها بر اثر نيامدن باران ، شهر مكّه را بى آبى و خشك سالى فرا گرفته بود، آن چنان كه مردم سخت در مضيقه و تنگناى بى آبى قرار گرفته بودند. لذا بعضى از شخصيّت ها همانند: مالك بن دنيار، ثابت بنانى ...
دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"
مطالب موجود در بخش "حکایت ها"
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): فرو بردن خشم
روزى امام سجّاد، حضرت زين العابدين عليه السّلام در جمع عدّه اى از دوستان و ياران خود نشسته بود، كه يكى از خويشان آن حضرت ، به نام حسن بن حسن وارد شد.
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): تخريب كعبه و پيدايش مار
ابان بن تغلب – كه يكى از اصحاب و راويان حديث مى باشد – حكايت كند: روزى حجّاج بن يوسف ثقفى كعبه الهى را تخريب كرد و مردم خاك هاى آن را جهت تبرّك بردند. و چون پس از مدّتى خواستند كعبه را تجديد بنا كنند، ناگهان مار بزرگى نمايان شد و مردم را ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): آمادگی برای سفر
يكى از اصحاب امام علىّ بن الحسين ، حضرت سجّاد عليه السّلام حكايت نمايد: در يكى از شب هاى سرد و بارانى حضرت را ديدم ، كه مقدارى هيزم و مقدارى آرد بر پشت خود حمل نموده است و به سمتى در حركت مى باشد. جلو آمدم و گفتم : ياابن رسول اللّه ! ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): گریه امام سجاد
اسماعيل بن منصور – كه يكى از راويان حديث است – حكايت كند: امام سجّاد، حضرت زين العابدين عليه السّلام پس از جريان دلخراش و دلسوز عاشورا بيش از حدّ بى تابى و گريه مى نمود. روزى يكى از دوستان حضرت اظهار داشت : يابن رسول اللّه ! شما با اين وضعيّت و حالتى ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): نیکی به مادر
مرحوم سيّد محسن امين ، به نقل از كتاب مرآت الجنان مرحوم علاّ مه مجلسى آورده است : امام علىّ بن الحسين ، حضرت زين العابدين عليه السّلام بسيار به مادر خود احترام مى نمود و لحظه اى از خدمت به او و رعايت حقوقش دريغ نمى كرد. روزى عدّه اى از اصحاب به ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): تسليم إجبارى
حضرت باقرالعلوم صلوات اللّه و سلامه عليه حكايت فرمايد:
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): نان خشك و گوهر در شكم
زهرى – كه يكى از راويان حديث و از اصحاب حضرت سجّاد عليه السّلام است – حكايت كند: روزى در محفل و محضر امام زين العابدين عليه السّلام كه تعدادى از دوستان و مخالفان حضرت نيز در آن جمع حضور داشتند، نشسته بودم ، كه مردى از دوستان حضرت با چهره اى غمناك و افسرده ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): برخورد با دشمن ناآگاه
هنگامى كه اهل بيت امام حسين عليه السّلام را به عنوان اسير وارد شهر شام كردند و در بين ايشان حضرت سجّاد، امام زين العابدين عليه السّلام نيز با حالتى ناجور و دلخراش حضور داشت ، مردم شام با تبليغات سوئى كه توسّط ماءمورين يزيد لعنة اللّه عليه شده بود، با شادمانى و سرور براى ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): پذيرائى جنّيان از حاجيان
امام سجّاد، حضرت زين العابدين صلوات اللّه و سلامه عليه به همراه تنى چند از دوستان و ياران خويش عازم مكّه معظّمه گرديد، در اين بين ، حضرت با بعضى از دوستان مقدارى عقب تر و تعدادى نيز به همراه خدمه جلوتر حركت مى كردند. آن هائى كه جلوتر بودند، چون به محلّ عَسْفان – ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): يادى از سخنان حضرت خضر
ابو حمزه ثمالى – كه يكى از راويان حديث و از اصحاب امام سجّاد، زين العابدين عليه السّلام است – حكايت كند: روزى به همراه آن حضرت از مدينه طيّبه بيرون رفتيم ، و چون به يكى از باغات در حوالى شهر مدينه رسيديم ، حضرت به من خطاب نمود و فرمود: مدّت ها پيش ...
داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): خبر از غيب و شفاى جنّ زدگى
مرحوم قطب الدّين راوندى ، به نقل از حضرت باقرالعلوم عليه السّلام حكايت كند: