وحدت اسلامی یا وفاق تشیع و تسنن در سخنان امام علی (ع)(1)

وحدت اسلامی یا وفاق تشیع و تسنن در سخنان امام علی (ع)(1)

چکیده

در طول حیات پربرکت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از اسلام تنها یک قرائت واحد وجود داشت که منشاء آن عبارت بود از قرآن و سیره پیامبر. اما از همان آغازین ساعات ارتحال آن حضرت، به سرعت دو جریان در ایمان امت اسلامی پدید آمد جریان اول گروهی از اصحاب بودند که در سقیفه بنی ساعده گرد آمده و به هر دلیل خلافت را مقوله ای دانستند که در دین از پیش برایش تکلیفی تعیین نشده و انتخاب خلیفه به نظر مردم بستگی دارد. گروه دوم از اصحاب نیز با تکیه بر دلائلی خلافت را تفسیر دیگری نموده و امامت را ادامه رسالت و نبوت دانسته و حضرت علی علیه السلام را کسی دانستند که به تصریح حضرت محمد صلی الله علیه و آله در ماجرای غدیر خم به امامت و جانشینی بعد از ایشان منصوب شدند. با اینهمه وجود قرائت های مختلف از دین، حتی در بحث امامت و خلافت فی نفسه نباید به تفرّق و جدایی منجر شود.
سیره و روش حضرت علی علیه السلام در حوادث صدر اسلام و خلافت خلفای راشدین گواه بی بدیلی است برای اثبات مدعای این موضوع که آن حضرت به رغم اعتقاد به حقّانیت خویش در امر جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله و بیان مکرر آن به عنوان یک دیدگاه اعتقادی، نه تنها در مقابل خلفا قرار نگرفتند. بلکه با اقدامات شگفت انگیزی همچون بیعت با ابوبکر، ارائه مشورت های فراوان در مقاطع گوناگون به خلفاء، ترغیب پیروان خویش به همکاری با آنها، مشارکت در امور دیوانی، قضا و حتی جنگهای آن دوره، پذیرش چند بار جانشینی عمر در مدینه و اداره این شهر در غیاب خلیفه، تلاش زایدالوصف در مقابل ناراضیان خلیفه سوم و پرهیز دادن آنها از کشتن ایشان، تا جایی که حسنین علیهم السلام را در آستان دارالخلافه برای حفاظت از ورود ناراضیان به آنجا گماشتند، همه و همه گویای این نکته حساس و سرنوشت ساز بود که مبادا اختلاف های پیش آمده بر سر جانشینی به تفرقه و تضاد و دشمنی میان مسلمانان منجر شود و سیره سایر امامان (صلوات الله علیهم اجمعین) نیز جز این نبود. آن بزرگواران ضمن بیان نظرات و اعتقادات خود و تعلیم آن به شاگردان فراوانی که در طول حیات پربرکت خویش تربیت می فرمودند، در حالیکه اعتقاداتشان با عقاید و نظرات دیگر عالمان مسلمان آن زمان، اختلاف اساسی داشت، همواره می کوشیدند این اختلاف ها به تفرقه و شقاق میان مسلمانان منجر نشود. ما به هیچ وجه شیوه طعن و لعن و ناسزاگویی در لسان این بزرگواران مشاهده نمی کنیم. عالمان روشن ضمیر، آگاه و معتقد به وحدت واقعی مسلمانان نیز در طول تاریخ اسلام همین سیره و روش را دنبال کرده اند. با اینهمه متاسفانه واقعیت تلخ این است که به رغم این تلاش ها، تفرقه میان شیعه و سنی در دنیای اسلام، خصوصاً چند قرن اخیر، هم در میان عامه مردم و هم عالمان دینی جو غالب بوده است و البته که حاکمان هم از این شقاق نهایت استفاده را کرده اند و هم خود به آتش تفرقه و اختلاف دامن زده اند.

قرائت دینی از وحدت اسلامی

منظور از قرائت دینی از وحدت، تفسیری است که عالمان دینی مذاهب مختلف اسلامی از وحدت ارائه می دهند. کم نتیجه بودن این قرائت در رسیدن به مقصد وحدت بیشتر ناشی از این نقیصه است که عالمان هر مذهب غالباً تفسیری از دین ارائه می دهند که تلقی مذهبی آنهاست و هر تفسیری غیر از آن را بر نمی تابند به این ترتیب وحدت یا اساساً موضوعیت پیدا نمی کند یا حداکثر به مقوله ای تشریفاتی و ظاهری تبدیل می شود. البته در طول تاریخ با عالمان مذهبی (اعم از شیعه و سنی) مواجه می شویم که حقیقتاً از وحدت، تفسیری دینی و مذهبی ارائه نموده و وجود مذاهب و قرائت های مختلف در کنار هم و دستیابی به وحدت را نه تنها با حفظ اعتقادات پیروان هر مذهب مغایر ندانسته اند، بلکه وحدت را در عین کثرت دیده اند. از جمله مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله علیه که به رغم جو حاکم آنروز بر حوزه های شیعه، شجاعانه سخن از تقریب میان مذاهب اسلامی به میان آورده و به تاسیس دارالتقریب همت گماشتند به این قرائت از وحدت معتقد بودند. مرحوم علامه شهید آیت الله مطهری نیز از این منظر به وحدت می نگریستند و نه تنها قائل به ادغام مذاهب در یکدیگر و وحدت آنها نبودند. بلکه به اینکه تفسیری از وحدت ارائه شود که لازمه آن حفظ مشترکات تمامی مذاهب و کنارگذاشتن افتراقات آنها و در نتیجه اختراع مذهب جدید باشد نیز معتقد نبودند. ایشان وحدت را وحدت پیروان مذاهب مختلف می دانند که در عین اختلاف اعتقادی، فقهی و کلامی مذهبی، با اعتصام به پرچم توحید و نبوت و معاد و بسیاری اشتراکات میان مذاهب اسلامی، در برابر بیگانگان ید واحده می شوند. ایشان حتی بحث و استدلال و گفتگو در اصول و فروع را مانع وحدت مورد نظر نمی دانند ولی شیعه و سنی را به متانت در برابر هم، دروغ نگفتن و تهمت نزدن، مسخره نکردن منطق یکدیگر و بالاخره جریحه دار نکردن عواطف یکدیگر و عدم خروج از حدود منطق و استدلال دعوت می کنند.
بنابراین، گرچه با مشاهده این موارد نه چندان زیاد، دستیابی به وحدت اسلامی با قرائت دینی از آن، ممتنع نیست ولی اولاً: همانگونه که گفته شد، غالباً و بیشتر علمای دینی از وحدت «قرائت مذهبی» ارائه می دهند که به نقض غرض می انجامد. ثانیاً عصبیت های مذهبی حاد، قشری گری ها، عوام زدگی ها، ترس عالمان از صدور فتواهای اصلاحی که در تقابل با احساسات و عواطف و عادات مردم قرار می گیرند عملاً محدوده و گستره نفوذ کلام معدود عالمان شجاع و آگاه را نیز تنگ نموده و رسیدن به مقصد را حتی در صورت امکان با دشواری های بسیار مواجه می سازد.
بنا به آنچه گفته شد، بستر تبدیل اختلاف به تفرقه را در صدر اسلام، سیاست یافتیم و اقدامات حضرت علی علیه السلام را نیز به عنوان قرائتی دینی از وحدت عنوان کردیم و نشان دادیم که چگونه ایشان هوشمندانه و صبورانه کوشیدند تا سیاست، عرصه تبدیل «اختلاف» و «تفرقه» نشود.
تنها حکومت شیعه جهان که خود را موظف به اجرای احکام مذهبی در مجموعه حکومت می داند و به اعلام آن نیز افتخار می کند، نه تنها با برادران سنی مذهب خود در داخل کشور مشکلی ندارد، بلکه تمامی کوشش خود را در گسترش و تعمیق روابط با جهان اسلام مصروف داشته است.
به بعضی از برادران شیعه مذهب که برخی تعصبات به آنها اجازه نمی دهد به مقوله وحدت به عنوان یک ضرورت حفظ اصل اسلام فکر کنند با صراحت و اطمینان عرض می شود: تنها راه سربلندی شیعه که البته در مقیاس جهانی نسبت به اهل سنت در اقلیت است، پذیرش و عمل به راهبرد «وحدت اسلامی و دینی» می باشد.
ایران به عنوان مهد تشیع و تنها دولت شیعی، زمانی می تواند در جهان سرفراز باشد که عملاً نشان دهد آزادسازی نیروی بالقوه عظیم موجود در ملت ها و دولت های اسلامی و احیای مجدد عظمت و تمدن اسلامی و در گرو «وحدت اسلامی» است و برای نیل به این هدف مهم از هیچ تلاشی در حفظ حقوق برادران اهل سنت در داخل کشور و گسترش روابط با مسلمانان جهان با ارائه سیاست تشنج زدایی دریغ نمی ورزد.
ارائه چنین تصویری از یک دولت شیعه، یقیناً اهل سنت ایران و مسلمانان شیعه و سنی جهان را شیفته خود می سازد.
چه عزتی برای دولت و ملت شیعه ایران بالاتر از این که با برداشتن گام های بلند و استوار به سوی وحدت مسلمین، جهان و اسلام به وجود و قدرت او افتخار کند و به یاری او دل ببندد؟

سرسخن

وحدت مقوله ای است که از دیرباز در فرهنگ دینی کشورهای اسلامی وارد شده و به مرور جایگاه ویژه ای یافته است.
عالمان و روشنفکران دینی و سنّی، خصوصاً طی چند قرن گذشته با مشاهده دسیسه های گوناگون استعمار در دامن زدن به آتش تفرقه و جدایی میان دولت ها و ملت‌های اسلامی، بیش از هر زمان کوشش خود را در این زمینه مصروف داشته اند اما به واقع هنوز نه ابعاد مختلف تفرقه به عنوان تهدیدی جدی علیه اسلام و مسلمین مورد توجه قرار گرفته و نه مفهوم وحدت به عنوان مهمترین راز و رمز گریز از این خطر و تهدید عمیقاً درک شده است. هدف از این نوشتار مختصر بازنمایی اجمالی از وفاق شیعه و سنّی در کتاب مقدس و پربار «نهج البلاغه» می باشد.
اتّحاد میان مسلمین به معنی نزدیک شدن فرقه های اسلامی به یکدیگر، با حفظ کیان و ماهیت آنهاست و این به معنی تحفّظ بر اصول مشترک و آزاد گذاردن و معذور داشتن هر فرقه در فروع خاصة خود آن است. به معنی عدم نزاع و درگیری فرقه ها و اطلاع همگان از عقاید یکدیگر و بی تفاوت بودن و حساسیت نشان ندادن در برابر فرقه دیگر نسبت به مختصات آن فرقه است.
و راه رسیدن به این هدف، تکیه کردن بر عقل و منطق و دوری گزیدن از احساسات زودگذر و تعصّبات غیرقابل کنترل است.
اینک در رابطه با این موضوع، کتاب شریف «نهج البلاغه» را می گشائیم و این سخن علی ابن ابی طالب علیه السلام را در وصف اسلام می بینیم:
«لانه اسم سلامه و جماع کرامه (1) اسلام نام سلامت است و مجمع کرامت.
اسلام از سلام مشتق است، روح و جوهر اسلام با سلامت آمیخته گشته و تمام کرامت های انسانی در آن گرد آمده است، بنابراین مردمی که زیر لوای اسلام گرد آمده اند، باید با یکدیگر با سلامت زندگی کنند و کرامت و شرافت ذاتی خویش را همواره درخشان و تابنده نگه دارند.
مردمی که در موضوع خدا، دین، رسول، قبله و کتاب که سنگ بنیادین عقیده آنهاست، توافق دارند و خداوند متعال، طی یکهزار و چهار صد سال، سنگ های بنیادین عقیده آنان را از تاثیر نفوذ عوامل بیگانه، مصون و محفوظ داشته است، باید همواره به اصول و سنگ های بنیادین عقیده خود فکر کنند، و آنها را عوامل خلل ناپذیر اتحاد و همبستگی و تعاضد خود دانند.
مسلمین باید قرآن را که میلیونها نسخة خطی و چاپی بدون تحریف آن موجود است، و همگی به اصالت و صحت آن اعتراف دارند، و در هر خانه ای لااقل یک نسخه از آن موجود است، جلو روی خود بگشایند و دیده و فکر خود را بر آیة شریف «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» (2) دقیق کنند و بدانند که این آیة شریفه، با تمام کلمات و حروفش به عقیده همة آنها، وحی الهی است، و خداوند رحمان، در این آیة شریفه، راه عزت و سعادت و کمال و سلامت را به آنها نشان می دهد. صفحة دیگر را بگشایند و آیة «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» (3) را بنگرند و بدانند که این آیه هم با تمام عبارات و حروفش، مورد تصدیق همگان است.
صفحة دیگر را بگشایند و آیة شریفة «انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم» (4) را ببینند، صفحة دیگر را بگشایند و آیة «ان هذه امتکم امه واحده» (5) را ببینند، و بلکه هر صفحه ای را که بگشایند و هر سوره ای را که بخوانند، آیه ای را می بینند که با صراحت یا اشارت به آنها می گوید: اتحاد و ائتلاف، عامل اعتلاء و پیروزی و اختلاف و پراکندگی عامل سقوط و بدبختی است.
خوشبختانه، نه تنها قرآن، بلکه سنت پیغمبر، عبارات نهج البلاغه، اخبار و روایات عترت و آل، که مورد اتفاق تمام، یا بیشتر مسلمین است، همین اکسیر کرامت و رمز سعادت را برای ما توضیح می دهد و تبیین می کند.
رسول گرامی ما می فرماید:
1- مؤمنان در دوستی و رحمت و عطوفت به یکدیگر، مانند اعضاء پیکر یک انسانند: هرگاه عضوی رنجور و دردمند گردد، اعضاء دیگر هم از بیدار خوابی و سوزش تب، متاثر گردند. (6) سعدی شیرازی، همین حدیث را با تغییر و تحریفی (7) به نظم آورده، گوید:

بنی آدم اعضاء یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

2- کسی که به امور مسلمین اهتمام نورزد مسلمان نیست. (8)
3- کسی به اندازه یک وجب، از جماعت مسلمین کناره گیرد، (و در آنحال بمیرد) مرگش در حال جاهلیت (عدم اسلام) است. (9)
4- آنحضرت به اصحابش فرمود: می خواهید به شما عملی معرفی کنم که ثوابش از نماز و روزه و صدقه بیشتر باشد؟ گفتند: آری. فرمود: آن عمل اصلاح میان مردم است و بدانید که فسادانگیزی، موجب هلاکت است. (10)
علاوه بر قرآن و سنت و روایت، تمام دستورات اجتماعی اسلامی، بدون استثناء، در هر موردی که امر به نحوی وجوب یا استحباب دارد، هدف و نتیجه نهائی آن، ایجاد محبت و الفت و برادری و اتحاد میان مسلمین است. مانند امر به نماز جمعه و جماعت، سلام کردن، مصالحه، معانقه، بوسیدن، تبسّم، ادخال سرور، مشورت، نصیحت، تعاون، اصلاح ذات البین، نظافت، امانت، عدالت، صداقت، مواسات، ترحم، عطوفت، احسان به والدین، صلة رحم، مراعات حق همسایه و هم صحبت، نوازش ایتام، ضیافت، قضاء حوائج مؤمنین، حسن معاشرت، مطایبه و مزاح، بدرقه و استقبال مسافر رفتن، هدیه و سوغات بردن، عیادت مریض، تشییع جنازه، تسلیت مصیبت دیده، تواضع، کظم غیظ، زکوه، انفاق، دعاکردن به مؤمنین و سپاسگزاری از محسنین.
به طور کلی از هر عملی یا صفتی که به نحو حرمت یا کراهت، نهی فرموده است، به منظور جلوگیری از پراکندگی و اختلاف و درگیری و نزاع میان مسلمین است؛ مانند نهی از گمان بد، تجسس، دروغ، غیبت، ناسزا گفتن، تکبر، خودخواهی، استبداد و خودمحوری، مسخره کردن، نکوهش، گذاردن القاب بد روی دیگران، سرزنش، تحقیر، استخفاف، شماتت، قطع رحم، عقوق والدین، سخن چینی، خدعه و تزویر، غش، کم فروشی، احتکار، طمع، ریا و تظاهر، ستم و تجاوز، نفاق، حسد، کینه توزی، خشونت، مجادله به باطل، خلف وعده، تعصب بیجا و نسبت ناروا.
خوشبختانه تمام این موارد، در کتب اربعة شیعه و صحاح ستة اهل سنت موجود است و همة مؤلفین، این اعمال و صفات را به همین عبارات یا نظیر و مرادف آن، مطرح کرده و ذیل هر عنوان، چند آیة قرآن یا حدیث و عباراتی از نهج البلاغه یا اخبار دیگران را ذکر می کنند.
ما در این مقال تنها به توضیح و تبیین بخشی از کلمات امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام در نهج البلاغه در ارتباط با اهمیت وحدت اسلامی و زیان تفرق و اختلاف می پردازیم و آنها را در یازده بخش مطرح می کنیم:
1- علی علیه السلام، بزرگ ترین دستاورد نبوت خاتم انبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را، ایجاد الفت و اتحاد، در میان مردمی متفرق و پراکنده می داند، مردمی که در اثر تعصبات بیجا، به جان هم افتاده بودند و بر لب پرتگاه سقوط و اضمحلال بودند، و نبی اکرم صلی الله علیه و آله در اثر تعالیم حیات بخش اسلام، همگان را به خدای واحد متوجه ساخت و آنان را در جماعات و مجالس در یک صف قرار داد، امتیازات موهوم را از میان برداشت و سیاه و سفید عرب و عجم، فقیر و غنی، شریف و وضیع، همه و همه را فرزندان یک پدر و مادر معرفی کرد و فضیلت و امتیاز را تنها به تقوی و علم و مجاهدت دانست که در اثر کوشش و ریاضت بدست آید، نه به مال و ثروت و نژاد و رنگ و حسب و نسب که در اثر بخت و اتفاق پیدا شود.
علی علیه السلام به اصحابش گوشزد می کند، که قدر این نعمت عظمای الهی را بدانند، نعمتی که قرآن کریم دربارة آن می فرماید: «نعمت خدا را بیاد آورید: شما دشمن یکدیگر بودید، او میان دلهای شما الفت داد، از نعمت خدا بود که برادر یکدیگر شدید، بر لب پرتگاه آتش بودید که خدا نجاتتان داد.» (11) قدر این نعمت بشناسید و پس از الفت و اتّحاد به تفرق و اختلاف نگرائید.
علی علیه السلام در خطبه ای که برخی از فضائل نبی اکرم صلی الله علیه و آله را نقل می کند می فرماید:
الف) دلهای نیکوکاران شیفتة او گشت، عنان دیده ها بسوی او متوجه شد، به برکت وجودش، خداوند کینه های دیرینه را دفن کرد، شعله های عداوت را فرونشاند و مردم را با یکدیگر الفت داد و برادر ساخت. (12)
ب) پیغمبر صلی الله علیه و آله برای انجام فرمان خدا قیام کرد، رسالت پروردگارش را ابلاغ نمود، خداوند به وسیلة او گسیختگی ها را التیام داد، فاصله ها را پیوستگی بخشید، بین خویشان، یگانگی برقرار ساخت، بعد از آنکه در سینه ها، آتش دشمنی و در دلها، کینة برافروخته جایگزین بود. (13)
ج) خداوند محمد صلی الله علیه و آله را مبعوث کرد، تا به وعده خود وفا کند و باب نبوت مسدود سازد. از سایر پیامبران به نبوت او اقرار گرفته بود. نشانه های نبوتش آشکار و میلادش مبارک بود. در آن زمان مردم روی زمین، دارای مذاهب گوناگون بودند. هواهای پریشان داشتند و جمعیت هائی متشتّت بودند: دسته ای خدا را به مخلوق تشبیه می کردند، گروهی ملحد بودند و جمعی معبودهای دیگری غیر از خدای یگانه داشتند؛ اما خداوند متعال، به برکت وجود آن حضرت، آنان را از گمراهی برهانید و از نادانی نجات بخشید. (14)
2- اتحاد و الفت امت اسلامی، تا آنجا اهمیّت دارد، که خداوند سبحان، بعد از رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز مردم را بدون سرپرست و سربخود، رها نمیکند، تا رشته اتحاد و اتفاقی را که در اثر ایثار و فداکاریهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و بهترین رجال مؤمن و متعهد تاریخ، پدید آمده است، سفهاء امت نگسلند و پاره نکنند و به جاهلیّت و توحّش نخستین باز نگردند.
خداوند رحمان، پس از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله، والی و خلیفه ئی برای مردم، مقرر داشته است. علی علیه السلام دربارة لزوم مطلق والی فرموده است:
«لابُدَّ للناس من امیر برّاو فاجر» (15)
به ناچار در میان مردم فرمانروائی نیک یا بد، باید وجود داشته باشد، و علت غائی و هدف اساسی وجود والی الهی را، تداوم اتحاد و الفت و بقاء عز و شوکت دین بیان می کند و می فرماید:
«از بزرگ ترین حقوقی که خداوند میان بندگان خویش، مقرر داشت، حق والی بر رعیّت و حق رعیّت بر والی است. فریضه ای که خداوند برای هر یک از زمامداران و رعایا بر دیگری مقرر کرد و آنرا وسیلة تداوم الفت و شوکت دین ساخت.» (16)

پی نوشت ها :

1- نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبة 152، ص 212.
2- سورة آل عمران / 103.
3- سورة انفال /46.
4- سورة حجرات / 9.
5- سورة انبیا/ 92 و سورة مؤمنون / 53.
6- مثل المؤمنین فی توادهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل الجسد الواحد، اذا اشتکی منه عضو تداعی له سائر الجسد بالسهر و الحمی، صحیح بخاری، ادب، ص 37: صحیح مسلم، ص66؛ مسند احمدبن حنبل، ج4، ص270
7- تحریف سعدی اینست که «مؤمنین» را به «بنی آدم» تغییر داده است، بنی آدم تمام افراد بشر را شامل می شود، در صورتی که در میان افراد بشر گروه هایی مانند نژادپرستان ضدبشر پیدا می شوند که نمی توان آنها را اعضاء یک پیکر دانست، تنها اهل ایمانند که به اقتضاء عقیده و ایدة خود همة اهل ایمان را برادر خود می دانند.
8- اصول کافی، ج2، ص163.
9- من فارق الجماعه شیراً فمیتته جاهلیه. صحیح بخاری: باب فتن ص 2، صحیح مسلم: باب اماره، ص53.
10- قال رسول الله صلی الله علیه و آله لا اخبرکم بافضل من درجه الصلاه و الصیام و الصدقه؟ قالوا: بلی. قال اصلاح ذات البین و فساد ذات البین هی الحالقه؛ صحیح بخاری، ج1، ص11؛ سنن ابی داود، ص50؛ موطا مالک، ص7؛ مسند احمد، ج 6، ص445.
11- سورة آل عمران / 103.
12- قدصرفت نحوه افئده الابرار… نهج البلاغه، خطبه 96، ص141.
13- فصدع بما امر به و بلّغ رسالات ربه… نهج البلاغه،خطبة 231، ص 353.
14- الی ان بعثت الله سبحانه محمداً رسول الله صلی الله علیه و آله لانجاز عدته… نهج البلاغه، خطبة 1، ص44.
15- نهج البلاغه، خطبة 40، ص 82.
16- واعظم ما افترض سبحانه من تلک الحقوق حق الوالی علی الرعیه … نهج البلاغه، خطبة 192، ص 296.

مطالب مشابه