يكي از اوصاف قرآن كريم عدم اختلاف و عدم تناقض در آيات است كه خود بدان تصريح كرده و فرموده است: اگر غير خدا براي شما قرآن را تدوين مي كرد، اختلاف زيادي در آن يافت مي شد.[1]
همهي آيات قرآن با هم مرتبطاند و بعضي از آن بعضي ديگر را تفسير مي كنند. همچنين داراي عام و خاص، مطلق و مقيد، حقيقت و مجاز است كه بايد از هم جدا شوند و براي فهم آن از احاديث پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و معصومين ـ عليهم السّلام ـ ( كه مفسر قرآن هستند) استفاده شود؛ و براي درك معاني قرآن يا بايد متخصص بود و يا به اهل فن قرآن مراجعه كرد. در اين ميان برخي با ذكر مطالبي در باب آيات قرآن خواستهاند القا كنند كه بين آيات قرآن تناقض وجود دارد و لذا گزارههاي قرآني مشتمل بر پارادوكس و تناقض است[2] نمونهاي از مطالب ياد شده را ذكر و مورد بررسي قرار ميدهيم:
«در سورهي هود آيهي 7 آمده است: جهان در 6 روز آفريده شد، ولي در سورهي فصلت آيهي 9 و 10 و 12، آفرينش زمين و آسمان را در 8 روز مي داند. و نتيجه گرفته كه قرآن تناقضگويي كرده است.
در پاسخ اين ادعا مي توان گفت: خداوند در آيهي 7 سورهي هود مي فرمايد: (هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً)؛ «او كسي است كه آسمان ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد و عرش (قدرت) او بر آب قرار داشت، تا شما را بيازمايد كه كداميك عملتان بهتر است».
منظور از روز (يوم) در آيه، روز معمولي و بيست و چهار ساعته نيست؛ زيرا روز معمولي بر اساس گردش خورشيد و زمين به دست مي آيد و در آن زمان جهاني وجود نداشت تا براي آن روز 24 ساعته تصور شود.
واژهي «يوم» در كتب لغت[3] و در بعضي از استعمالات قرآني[4] و در روايات اسلامي[5] به دوران و مدتي از زمان، هر مقدار كه باشد، اطلاق مي شود.
اما آيهي 9 سورهي فصلت مي فرمايد: (قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ)؛ «بگو: آيا شما به آن كسي كه زمين را در دو روز آفريد كافريد؟» و در آيهي 10 همين سوره مي فرمايد:«وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ)؛ او در زمين كوههايي قرار داد و بركاتي در آن آفريد و مواد غذايي مختلف آن را مقدّر فرمود، اينها همه در چهار روز بود.»
و در ادامه در آيهي 12خلقت آسمان را در دو روز مي داند: (فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ)؛ «در اين هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفريد».
با دقت در آيات فوق درمييابيم كه ادعاي تناقض، ادعاي نادرستي است؛ زيرا:
آن جا كه مي گويد: «اربعة ايام» (چهار روز) منظور تتمهي چهار روز است؛ به اين ترتيب در دو روز اول از اين چهار روز زمين آفريده شد و ساير خصوصيات زمين به اضافهي خلقت آسمان ها در دو روز ديگر بود كه مجموعاً شش روز (دوران) مي شود.
طبق اين تفسير آيه تقديري دارد، مانند: «كل ذلك في اربعة ايام»، يعني همهي آنها اعم از خلقت زمين و آنچه در آن است در چهار روز بوده است. و تقدير گرفتن كلمه در ادبيات عرب با قرينه، بدون اشكال است؛ براي مثال در آيهي 82 سورهي يوسف آمده است: (وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ)؛ «از روستا بپرسيد». در حالي كه از قرينهي حاليه مشخص است كه پرسش از روستا نيست بلكه از اهل روستاست؛ لذا تقدير گرفتن «كل ذلك» به واسطهي قرينهي آيهي 7 سورهي هود است.
يكي از منابع تفسيري قرآن، خود قرآن است؛ يعني بعضي از آيات قرآن بعضي ديگر را تفسير مي كنند. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: «ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه علي بعضٍ؛[6] برخي از آيات قرآن براي برخي گويا و برخي از آن براي برخي ديگر گواه است». و روش علامهي طباطبايي در تفسير الميزان روش تفسير قرآن به قرآن است.[7] لذا اين كه قرآن در آيهي 7 سورهي هود به صراحت اشاره دارد كه خلقت آسمان و زمين در شش دوران است، تفسير كنندهي آيات 9 و 10 و 12 سورهي فصلت است و لازم است عبارت «كل ذلك» در آيه در تقدير گرفته شود.
[1] . سورة نساء ، آية 82.
[2] . سايت سكولاريسم در ايران، تاريخ 12/9/84.
[3] . راغب اصفهاني، مفردات، بيروت، قربي،1416 ق، ذيل واژهي «يوم»،.
[4] . سورهي معراج، آيهي 4.
[5] . «الدهر يومان يوم لك و يوم عليك» (نهج البلاغه).
[6] . نهج البلاغه، خ 133.
[7] . سيد محمد حسين طباطبايي، مقدمه تفسير الميزان، مقدمهي قرآن در اسلام.
حسن رضا رضايي