اصل آزادی عقیده، جواز مبارزه با عقاید باطل دیگران را نفی می کند. به عبارت دیگر وقتی کسی حق دارد هر عقیده ای را، و لو باطل، داشته باشد و در این امر آزاد است، پس دیگران حق مبارزه با این عقاید را ندارند.

اصل آزادی عقیده، جواز مبارزه با عقاید باطل دیگران را نفی می کند. به عبارت دیگر وقتی کسی حق دارد هر عقیده ای را، و لو باطل، داشته باشد و در این امر آزاد است، پس دیگران حق مبارزه با این عقاید را ندارند.

نقد و بررسی:
مقدمه:
مبارزه حق و باطل از بدو خلقت آدم تاكنون جریان داشته و خواهد داشت ولي آنچه اهمّيت دارد، تشخيص عقيده حق از باطل است. انسان بايد نظريه و عقيده حق و درست را انتخاب كند و برنامه هاي زندگي خود را براساس آن پايه ريزي نمايد. “فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ”1 با توجّه به اينكه معاني الفاظ به كار رفته در عنوان روشن است ما وارد اصل بحث خواهيم شد.

الف) آزادي عقيده:
ما هم بر این نظر هستیم كه هر كس در انتخاب يك عقيده تا آن جا که یک عقیده است، آزاد است و ترديدي در آن وجود ندارد. اساسا عقیده و ايمانی كه اسلام مي خواهد، قابل اجبار نيست و اصلا امكان اجبار ندارد.2 اصولاً عقيده؛ چون يك امر قلبي و دروني است، نه قابل سلب است و نه قابل اجبار و تحميل: “لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ”3 در پذيرش دين اكراه و اجبار نيست و خداوند با هدایت عقل و دین، راه هدايت و ضلالت را بيان كرده است و اين انسان است كه آزادانه يكي را بر دیگری بر مي گزيند. مادام كه عقيده باطلي در عمل و گستره جامعه ابراز و اظهار نشده است مبارزه با آن معني ندارد. اسلام به صرف داشتن عقيده باطل، كسي را قابل مجازات نمي داند. همان طور كه در قانون مجازات ج 1010 در (ماده 2) آمده است “هر فعل و ترك فعل كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد، جرم محسوب مي شود.” البتّه با ذكر اين نكته كه هرگاه قانون راجع به موضوعي ساكت باشد، در هنگام قضاوت، قاضی بايد به فتاواي معتبر مراجعه کند؛ در اصل 167 قانون اساسي ج 1010 ايران آمده است: “قاضي موظف است كوشش كند حكم هر دعوي را در قوانين مدونه بيابد و اگر نيابد با استناد به منابع معتبر اسلامي و يا فتاواي معتبر، حكم قضيه را صادر نمايد .” شبيه همين مضمون در (ماده 3) قانون آئين دادرسي مدني آمده است.

ب) آزادي بيان عقايد و محدوده آن:
در اسلام آزادي بيان عقيده ای كه از روي استدلال و برهان با فكر و انديشه به دست آمده باشد و مستدلا ارائه شود، پذيرفته شده است؛ يعني عقيده ای كه از روي تقليد از آباء و اجداد و یا برخاسته از هوس و انگیزه های غیر علمی و غیر معرفتی باشد، مردود است و با آن مبارزه شده و می شود. به دليل همين آزادي ها بود كه اسلام توانست باقي بماند؛ اگر در صدر اسلام هر غيرمسلماني مي گفت من خدا را قبول ندارم، مي گفتند بزنيد بكشيد، امروز اسلامي وجود نداشت،4 اسلام از تضارب آراء و افكار استقبال نموده است.
از طرف دیگر آزادی در همه عرصه های زندگی بشری و از جمله در ساحت عقیده و بیان، در اسلام محدوديت هايي دارد كه اگر این مرزها و محدوده ها شكسته شود یا در خطر شکسته شدن قرار گیرد، با آن با قاطعيت برخورد می کند. كسي كه داراي عقيده باطلی است امّا ضديتي با ارزش هاي اسلامي ندارد، واقعاً جاهل است. او از روي ناآگاهي و اشتباهي كه برايش پيش آمده عقيده باطل را انتخاب کرده است؛ بايد با كمال عطوفت و مهرباني با وي رفتار كرد و پرسش هايش را پاسخ داد؛5 امّا در صورتي كه از آزادي بيان براي ايجاد تفرقه و تبلیغ علیه باورهاي راستين اسلامي استفاده شود، قطعاً حكومت اسلامي مانع آن خواهد شد.6 اسلام براي هدايت انسان ها اهميّت ويژه ای قائل است و نسبت به گمراه شدن انسان ها بي تفاوت نيست؛ لذا با انتشار افكار و عقايدی كه سلامت جامعه را تهديد مي كند، توهين به مقدسات و افشاء اسرار، و توطئه بر ضد حكومت اسلامي قویا مبارزه می کند. به هر حال، هرگاه ابراز و اظهار عقايد نادرست، يكي از عناوين مجرمانه (از ديدگاه اسلام و قانون مجازات ج 1010) به خود بگيرد، با آن برخورد خواهد شد. امّا اين برخورد و مبارزه به دو شيوه خواهد بود: یکی مبارزه فكري،عملي، فرهنگي و تبليغاتي و دوم مبارزه فيزيكي و اعمال زور و قدرت و مجازات.

ج) جواز و يا لزوم مبارزه فرهنگي و علمي:
در صورتی كه انسان تشخيص دهد كه عده اي تحت عنوان آزادي عقيده و بيان، عقايد باطل شان را از راه هاي گوناگونی تبليغ مي كند و قصد سوء دارند، هر كسي حق دارد، كه از طُرق علمي فرهنگي و تبليغاتي با آن ها به مبارزه و مقابله بپردازد و ترديدي در جواز اين نوع مبارزه و احياناً لازم بودن آن وجود ندارد و يا می تواند به كساني كه در اين راه تلاش مي كنند كمك و مساعدت نماید.

د) مبارزه فيزيكي و عملي:
آنچه محل بحث و ترديد است مبارزه فیزیکی و عملی است، كه امروزه از آن تحت عنوان خشونت تعبير مي گردد. آيا يك انسان مسلمان حق دارد، با كساني كه با شيوه هاي ممنوع و با مقاصد سوء (كه قبلاً ذكر شد) عقايد باطلشان را بيان مي كنند، مبارزه فيزيكي و برخورد عملي داشته باشد؟ براي روشن شدن جواب اين سؤال توضيح بيش تري مي دهيم.
امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با عقايد باطل: امر به معروف و نهي از منكر بر همگان واجب است، امّا داراي شرايطي است؛ از جمله اين شرايط شناخت معروف و منكر است. در بحث مورد نظر ما (مبارزه با عقايد باطل) شناخت عقيده باطل (منكر) لازم و ضروري است. يا بايد خود شخص در اين زمينه توان علمي داشته باشد يا از علماء و دانشمندان و نهادهايي كه از همه جهات مورد اطمينان اند، سئوال گردد و يا بطلان عقيده باطل، از بديهيّات باشد. امر به معروف و نهي از منكر داراي سه مرحله است که رعايت اين مراحل از نظر فقها لازم و ضروري است. اين مراحل عبارت است از: انكار قلبي، انزجار لساني و برخورد فيزيكي از قبيل كتك زدن و مجروح كردن و كشتن.
حضرت امام (ره) در تحريرالوسيله آورده است كه امر به معروف و نهي از منكر داراي مراتبی است؛ در صورت حصول مطلوب از مرتبه پائين تر، جائز نيست به مرتبه بالاتر تعدي گردد.7 مرحوم آيت الله العظمي خوئي نيز همين قول را دارند.8 و آيت الله حسين نوري نيز رعايت مراتب را لازم دانسته است.9
در مورد مرحله سوم امر به معروف و نهي از منكر (اعمال زور و قدرت)، همانند: مجروح كردن و قتل و غيره…  بعضي از فقها فتوي داده اند كه مطلقاً واجب است بدون آن‎ كه قيد اذن فقيه جامع الشرايط را ذكر كرده باشند؛ همانند: سيد مرتضي، شيخ طوسي و شهيد ثاني. صاحب جواهر اذن فقيه جامع الشرايط را شرط دانسته است.10 حضرت امام خميني (ره) نيز اذن فقیه جامع الشرايط را لازم دانسته اند11 و همين طور بسياري از فقهاي معاصر. 12 قول مطابق احتياط، ظاهراً  همين قول دوّم است و قولی، قوي است مخصوصاً در جايي كه كشتن مسلمان در ميان باشد. در جمهوري اسلامي ايران اين اذن به طور خاص به قوه قضائيه و ساير نهادهاي مربوطه، از سوي مقام معظم رهبري داده شده است؛ پس در مبارزه با عقايد باطل، استفاده از زور و قدرت براي اشخاص عادي بدون اذن فقيه جامع الشرايط مجاز نیست؛ زیرا انجام مرتبه سوم بدون اذن فقيه موجب و موجد هرج و مرج و مفاسد متعدد ديگری خواهد شد.
تذكار: در اسلام کاربرد خشونت هرگز و به هيچوجه اصل نيست بلکه تحت شرايط خاص و در جایی که روش های مسالمت جویانه کارایی خود را از دست می دهند با هدف كمال معنوي و سعادت اُخروي فرد و جامعه اعمال مي گردد.13 همان طوركه قبلا ذكر شد، مرحله سوم امر به معروف و نهي از منكر، بعد از عدم تأثير دو مرحله اول است که مشروعیت می یابد و باید حتما با اذن فقيه جامع الشرايط اعمال شود. از نگاه اسلام هرگز نمی توان با زور و خشونت، عقايد اسلامي بر ديگران تحميل کرد. زیرا این کار نه شدنی است و نه اگر بشود، کاری سودمند و اخلاقی است. پيامبر اكرم اسلام و همين طور ائمه معصومين علیهم السلام به صرف عقايد باطل، با كسي به جهاد نپرداخته اند؛ مگر در صورتی كه كساني مانع از دعوت به اسلام و آزادي ميان عقايد اسلامي شده اند و يا به عده اي ظلم كرده اند و يا توطئه نموده اند. اگر به تاريخ نگاه گذرا شود مي بينيم كه امام علي ـ عليه السّلام ـ در مبارزة با كساني که براساس عقايدشان دست به اقدامات عملي زده اند، هرگز آغازگر جنگ نبوده است.
بنابر این از نظر اسلام، صرف داشتن عقيده باطل جرم نيست و در صورتي جرم خواهد بود كه به شيوه هاي ممنوعه ابراز و اظهار گردد و صاحبان آن عقیده، قصد سوء داشته باشند و مرزهاي آزادي بيان و عقيده محترم شمرده نشود، مبارزه با اين عقايد لازم و ضروري است؛ امّا مبارزه غير فيزيكي (فرهنگي، علمي، لساني، تبليغاتي) براي همگان جائز است؛ ولي مبارزه فيزيكي و اعمال زور و قدرت (كه امروز از آن به عنوان خشونت ياد مي شود) بايد به اذن فقيه جامع الشرائط باشد. مقام معظم رهبري بارها فرموده اند كه امر به معروف و نهي از منكر از سوي عامه مردم منحصر به مرحله انكار قلبي و لساني است. مبارزه با عقايد باطل از سوي عامه مردم به طريق زور و اعمال خشونت موجب اختلال در نظم عمومي مي گردد و دشمنان از آن سوء استفاده مي كنند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مطهري، مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي (سخنراني اول) انتشارات صدرا، چاپ ششم، بهار 70.
2. تبريزي، محمد تقي جعفري، تطبيق در دو نظام حقوق بشر جهاني اسلام و غرب.
3. آيت الله حسين نوري، امر به معروف و نهي از منكر، ترجمة محمد محمدي اشتهاردي، چاپ اول، 79، قم.
4. امام خميني (ره)، ترجمه تحرير الوسيله، امر به معروف و نهي از منكر، ترجمه علي اسلامي، دفتر انتشارات اسلامي، چهار جلد، ج 2.

مجله:
1. كتاب نقد، شمارة 14 و 15 بهار و تابستان 79.
خشونت و تساهل، مصباح يزدي.
خشونت و كرامت انساني، مسعود راعي.
مدارا و خشونت، علي اكبر رشاد.
تساهل و تسامح از زاويه ديگر، علي ذوعلم.
2. كتاب نقد، شماره 14 و 15 بهار و تابستان 79.
3. مجله حوزه، از شماره 41ـ31.
4. انديشه حوزه، مقاله بازكاوي پديده خشونت در جامعه مدرن، سيد محمد ظهيري، ش 22، سال 79.
“والسّلام”

پي نوشت ها:
1 . سورة زمر، آية 18 ترجمه: پس بندگان مرا بشارت بده، همان كساني كه سخنان را مي شنوند و از نيكوترين آن ها پيروي مي كند آنان كساني هستند كه خداوند هدايت شان كرده و آن ها خردمندانند.
2 . مطهري، مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي، چاپ ششم، انتشارات صدرا، بهار 1370، تهران، ص 11.
3 . سورة بقره، آية 256.
4 . مطهري، مرتضي، همان منبع، ص 18.
5. مصباح يزدي، محمدتقي، خشونت و تساهل، كتاب نقد، شماره 14 و 15، بهار و تابستان 79، ص 59.
6 . ذو علم، علي، مقاله تساهل و تسامح از زاويه ديگر، كتاب نقد، شما 14 و 15، بهار و تابستان 79، ص 315.
7 . امام خميني (ره)، ترجمه تحرير الوسيله، ترجمه علي اسلامي، دفتر انتشارات اسلامي، چهار جلد، ج 2، ص 311، امر به معروف و نهي از منكر.
8 . آيت الله العظمي خوئي، منهاج الصالحين، ج 1. بخش عبادات ص 379.
9 . نوري، حسين، كتاب امر به معروف و نهي از منكر، ترجمه محمد محمدي اشتهاردي، چاپ اول، سال 67، قم، ص 310.
10 . به نقل از همان منبع، صفحات 306ـ304.
11 . ترجمه تحريرالوسيله، ج 1، ص 319.
12 . مرحوم آيت الله العظمي خوئي: در صورتي كه نهی از منکر موجب جراحت و يا شكستگي شود، امر به معروف و نهي از منكر را جائز نیست مگر در صورتی كه اين كار را فقيه جامع الشرايط انجام دهد و بر كار فاعل منكر مفسده اهم مترتب باشد مثل قتل و جرح كسي. منهاج الصالحين، ج 1، ص 380.
13 . ظهيري، محمد، مقاله بازكاوي پديده خشونت در جامعه مدرن، مجله انديشه حوزه، شماره 23، مرداد و شهريور 79، ص 130.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید