الفباي فرهنگ معصومه (سلام الله عليها)

الفباي فرهنگ معصومه (سلام الله عليها)

نويسنده: محمود مهدی پور
بانوي کرامت ، تو آيت بزرگ خدايي که عارفان سترگ و عرشيان خاک نشين بر سنگ آستانه ات بوسه مي زنند .
مراجع عظام از مرقد مقدست نور و نيرو مي گيرند .
غرورها همه در آستان قدسي ات غروب مي کند ، شاهان ، سر تسليم بر آستانه ات نهاده اند ،و دهها شاهزاده و وکيل و وزير ، به غلامي و چاکري اين بارگاه بهشتي مي بالند .
عالمان ، مفسران ، محدثان ، خطيبان ، محققان و نويسندگان ، صالحان ،صديقان و شيدان هزاران ، هزاران ، در باغ بابلان تو نغمه سرايي دارند .
سلام اي کوثرستان سخاوت
که از دست تو مي بارد کرامت
الفباي فرهنگ معصومه (ع) را به خاک پاي تو تقديم مي دارم و اين ستايشنامه را شايسته ايوان بلند آينه ات نمي دانم .

– آ –
آدم در بامداد ميلادت به خويش مي بالد و آسمان را آذين مي بندد .
آواي زيباي “آزادي” از آستان بلندت به گوش مي رسد ؛ “آزادي” در زيارت تو به “استقلال” مي رسد . “پيروزي”چشم اميد به آسمان کرامت تو دوخته است . آفتاب آئينه دار طلعت توست . آرزوي زائرانت زيارت مهدي (عج) است . تو آب خيات تشنگان آئين خدايي و عالمه آل محمد (ص) .

– الف –
الفباي اسلام را شما به جهان آموختيد . ارمغان اخوت را از دارالايمان تو داريم . احسان و اخلاق وايثار را در حريم تو مي آموزيم و باغ ارم را در ساحل آستانت مي جوييم . درعصر انتطار ، فقيهان ، انديشمندان شهر تو را جانشين حجت خدا مي دانيم.

– ب-
تو بانوي بوستان توحيدي. برج بلند اميدي . بارگاهت کانون بيداري است و باغ سرسبز زندگي . بهشت موعود الهي در انتظار زائران ديار توست. اي بانوي بزرگ !
“بيت النور” پر نورتر و باران بهار آفرين الهي برسرزمين قم هميشه ريزان باد .

– پ-
پاکي و طهارت ميراث خاندان شماست ، پيروزي ، پاداش پروردگار به پيروان راستين شما و پارسايي ، “پايان نامه ” دانش آموختگان مدرسه عشق شما. دل پيران عارف پاي بست معصومه (ع) است . و پادگان جوانان پاک دل پاي تخت معصومه (ع) . پرچمش در اهتزاز و پروانگان پيرامونش هماره در پرواز .

– ت –
تربت قم ، تاج تشيع بر سردارد . تنديس فداکاري است . تاريخ ايمان و تلاش شيعه است و کارگاه تابوت طاغوت ها . تکبير گويان قم ، تن پوش تقوا به تن دارند و تبه کاران از تندر قيام قم تب لرزه مي گيرند . زائرانش تکبير و تسبيح و تحميد – شعار جاودانه زهرا (ع) – را در زيارت تو تکرار مي کنند .

– ث –
تو خواهر ثامن الحججي ، آفتاب طوس.
تو ثاني کوثري ، مهتاب مدينه .
تو ثمره درخت امامتي و در ثمين ولايت.
ديدار کويت ثواب بهشت برين دارد .
مدح و ثنايت سرمه ديدگان ساعت ها و ثانيه ست .

– ج –
چشم و چراغ قم و سرچشمه فياض فيضيه ، فاطمه معصومه (ع) است . چادر نمازش افتخار چراغ اخضر است و چرخ نخ ريسي مارش مدار استقلال کشور . چترعنايت بر سر جهان دارد .
نامش ، چهل کليد چاره ساز مشکل هاست. چهل اختران ، همراهان شيدايش ، و چشمه آفتاب ، قصه اي از چلچراغ ايوانش .

– ح –
معصومه جان !
حرمت ،حوزه حيات وحقيقت است وصحن وسرايت . پايگاه دفاع از حياء و حجاب و حکمت و حشمت .
هنوز صداي رساي ” فقيه بافقي ” در دفاع از حجاب و حرمت خانه ات در آفاق قم طنين دارد . و حضور حقيرانه حمايل پوشان رضاخاني فراموش نشده است .
تو فرزند فرزانه حسنين و حامي باوفاي پيرخميني ، تو بانوي حماسه و حريتي که حديث غدير را به روايت نشستي .

– خ –
خدا را ناموس ،خديجه را دختر ، و خورشيد خراسان را خواهري .
توخاتون محشري که عطر خاتم پيامبران و خديجه بزرگ را به ديار قم آوردي و خاک قم را تا اوج خورشيد برکشيدي . با اقامت هفده روزه در اين ديار، بين قم و مدينه عقد اخوت بستي و بذر “خردورزي” کاشتي و خوشه هاي “خدمت” و “مهر”
و “عدالت” و”اخلاق آسماني” به خلق جهان بخشيدي .

– د –
دين از ديار تو، راه مي سپرد و آفاق گيتي را فتح مي کند و ديو و دد ازدر گاهت مي گريزد. دل هاي حق باوران با ياد خاندان شما مي تپد. درس قران و درايت حديث در سايه بلند تو تدريس مي شود. دولت سراي شما دارالشفاي دردمندان است و دستان کرمت ، دستگيره ستارگان و درفش “دولت ابرار”.

– ذ –
ذي القعده هنوز ذوق زده ميلاد توست. ذلت از زندگي شما خانواده بدور است. ذوالفقار علي (ع) پشتوانه انديشه هاي عزت آفرين شماست . شما ذريه پيامبر رحمتيد.
ذکر خدا بر لب داريد و ذره پروري را از ذات ذوالجلال آموختيد.
حافظه گيتي بزرگترين ذبيح تاريخ را از قبيله شما مي شناسد. ذاکره روزگار براي
بشريت ذخيره اي چون فرهنگ و معارف شما به ياد ندارد و بيداد در کوير قم چو نمک ذوب مي شود.

– ر –
“رواق نور” تو، يادآور”روضه نبوي” است. تو راه قم را به مدينه رسول (ص) گشودي و روح “رضوي” در کالبد شهر و کشور ما تو دميدي . در راه رضاي دوست ، برادري چون امام رضا (ع) داري. و خود “راضيه مرضيه اي ” که باب رحمت و رضوان رب العالمين را در برابر ما باز کردي.

– ز –
زاغه نشينان ، نام شهر تو را زمزمه مي کنند و زنان و مردان آگاه عالم از زمزم عرفان تو سيراب مي شوند.
زمين و زمان شاهد زهد و ساده زيستي شماست . زر و زور و تزوير در کوره ولاي شما مي گدازد و ديو زشتي در زنجير همت شماست . تو يادگار زهرايي و همتاي زينب کبري. آسمان زندگي به نام شما زينت يافته است.

– س –
سلام معصومه (ع)!
سلام هي حتي مطلع الفجر.
سلام قولا من رب رحيم.
هفت سين سلام و سلامت ، تقديم به سيماي والاي تو باد. که ستارگان ، سرود سبز تو را مي خوانند. تو زاده سپهر ولايتي. تو فرزند سلطان دلهايي که سرافرازان عالم دست بر سينه به خدمتت ايستاده اند.
“ستارگان حرم ” فهرستي از سرداران فرهنگ شماست.

– ش –
شما ، از اهل بيت آفتابيد
گل جان محمد را گلابيد
شاهچراغ برادر و ياورت. و شاه خراسان امام و رهبر شماست.
شهيدان ، پروردگان دامان تربيت شمايند و شمع تاريخ و شاهد فردا.
شبيه زينبي و شيداي زهرا(ع) ، شهره کرامتي و شفيعه محشر.
من شهادت مي دهم معصومه اي
افتخار هر ديار شيعه اي

– ص –
صداقت را بايد از تو آموخت که صديقه اي از تبار صادقاني. صراط مستقيم ، راهي به سوي ولايت توست. در صدف صداي رساي عدالت. در صبوري به زينب اقتدا کردي و به “صحن عتيق” تو صلاي آزادي در سر دارد. صحن نوات نويد نور و روشنايي مي دهد.

– ض –
ضريح پر نورت ،کانون همه عشق هاست. و سفره ضيافتت گسترده در برابر تمام نيازها. ضمير زائران را تو خوب مي خواني ضماد و مرهم زخمها را تو خوب مي شناسي . آهوان رهيده از صيادان شرق و غرب را تو خوب ضمانت مي کني . آري ،تو خاهر ضامن آهويي. تو همان ضياء گستري که ضلال در حريمت نيست.

– ط –
طوبي لهم ، طوبي لهم ، ثم طوبي لهم .
اين دعاي صادق آل محمد(ص) براي قم و قم انديشان تاريخ است.
سرزميني که طلا و تيغ و طبر را به تسبيح و رکوع و سجود معصومه (ع) مي بندد.
طاعون از مردمانش بدور است و طاغوت در زمينش زنده بگور.مردومانش اهل
طاعت و طهارت و تقوا و تلاوت و رکوع و سجودند. و حوزه اش طوباي علم و جهاد و شهادت.

– ظ –
ظلم و ظلمت از افق حيات معصومه(ع) و معصومين(ع) مي گريزد.
قم ديار شيعه است و شيعه، اهل صبر و ظفر.
ظاهربيني و ظاهرسازي در حوزه فقاهت قم نيست. ظرافت انديشه و ظلال هدايت، فراوان است.
و شک و ظن و گمان بر يقين ابراهيمي اين خاندان فائق نمي آيد.
از”ظهر عاشورا”تا “عصر عاشورا”، قم پاسدار نور بوده و خواهد بود.

– ع –
“عشق عترت” در درياي قم موج مي زند و “عطر ايمان” در فضاي قم پخش مي شود.
“عقيق” حقيقت در کوهسار قم مي رويد و علم و عصمت از جويبار جوار معصومه (ع) مي جوشد. قم “عش” و آشيانه آل محمد است و مرزبان “عرفان”و”عاشورا”.
کعبه و فريب فرزندان فاطمه يورش آورده اند ؛
اما فيل سواران فرهنگي امروز هم با فرهنگ فاطمي و عدالت علوي منکوب و سرکوب خواهند شد. خانه خدا و زادگاه علي(ع) معبد و مطاف فرشتگان جاودان مي ماند.

– غ –
غبار غربت و غفلت و غرور در سايه سار حضرت معصومه (ع) محو مي شود.
غريو شادي و محبت و مردانگي بر مي خيزد. غزال قم به سوي آل محمد مي گريزد و عندليب قم غزلسراي باغ غدير است. غلو در حوزه قداست قم نيست. غليان عاطفه و غوغاي غيرت است.

– ف –
حديث فاطميات را بايد از فاطمه (ع) آموخت. و فرهنگ فيضيه را بايد از معصومه (ع) گرفت. نياز به حضور زنان مسلمان در بازي هاي استعماري و کشورهاي کفر نيست. با ايمان و آگاهي و عفاف خواهران ما فلک الافلاک فضيلت و فطانت فتح مي گردد و فريب و فسانه و فسون رخت بر مي بندد. و حديث کمبود عقل ، دور از فضاي زندگي فاطمه(ع) و فاطمه هاي بافضيلت تاريخ است. فردوس برين و فرشتگان آسمان و زمين ، ميلاد فرزانگاني چون فاطمه (ع) را جشن مي گيرند. فيل “زن سالاري” با فرهنگ فاطمه (ع) سرکوب مي شود امروز مثلث فمينسيم و فرماليسم و فرويديسيم چون فيل سواران ابرهه براي تخريب کعبه و فريب فرزندان فاطمه يورش
آورده اند ؛ اما فيل سواران فرهنگي امروز هم با فرهنگ فاطمي و عدالت علوي منکوب و سرکوب خواهند شد. خانه خدا و زادگاه علي(ع) معبد و مطاف فرشتگان جاودان مي ماند.

– ق –
قم را بدون قران و قنوت و قرباني و قناعت نمي توان تفسير کرد. در عصر غيبت ،قم قائم مقام مهدي موعود (عج) است. قايق قم در اقيانوس عالم غرق نمي شود و در امن و امان پيش مي رود. قالي قم ، قاليچه سليمان است و فاطمه معصومه (ع) ملکه اين ديار. فاطمه معصومه (ع) فقط هفده روز در اين شهر زندگي کرد ؛ ولي قلب قم تا قيام قيامت به ياد معصومه (ع) مي تپد.

– ک –
فاطمه (ع) ، کوثري است که در کوير جوشيده است و کبوتري خدايي است که پيام کربلا با خود دارد. کشتي نوح به برکت خاندان او به سلامت گذشت و کهکشان پرستاره ، آينه ايوان اوست. کودک عقل و احساس ما از شناخت او ناتوان است. خدمت در کفشداريش افتخار بزرگان است و نامش اکسير اعظم و کيمياي کمال.

– گ –
فاطمه معصومه(ع) و شهر قم ،گنج عفت است و گلزار ولايت. گوهر زيباي خلقت است و گنبد بلند هدايت.
گل مريم است و گلاب مدينه . گهواره اش پر نور ،گلشن هميشه شکفته. مقدمش گلباران و بلبلش هميشه غزلخوان ،و خاکش مهر جبين ، آبش گرداب هلاکت شياطين.
صحن و سراي معصومه (ع) “مدرسه اخيار”است و گلزار شيخانش “گلشن ابرار”.

– ل –
تو لؤلؤ مکنوني که وقتي لب گشودي لا و الا را به بشريت آموختي.
راه هر گونه شرک را با لا حول و لا قوه الا بالله بستي ، صدها معدن “لعل” و “لاجورد” و “لؤلؤلالا” و “احجار کريمه” را در سايه نگاهت پروردي. “لمعه” شهيدين متن درسي حريم توست و هزاران شهيد ، فارغ التحصيل مدرسه عشق تو، لهو و لعب – اگر چه به نام بازي ورزش از ساحت قدست بدور است. تو خلق را از ناسوت به لاهوت فرا مي خواني.

– م –
تو مريم آل محمدي که موساي کاظم (ع) به تو فداها ابوها گفت. تواز تبار موساي کليم و وارث مسيح بزرگي. “موسي بن خزرج” به ميزباني چند روزه ات مي بالد. ” ميدان مير” هنوز خاطره گامهاي قدسي ات را به ياد دارد. مسجد اعظم معبد و مدرس فرزندان معنوي تو است. تو ميزبان مداوم مراجع تقليد و مرزبان هميشه حريم ولايت و توحيدي. تو محدثه مهربان آل طاهايي.

– ن –
نقش نگين قم ،نام اهورايي توست و نقاره خانه ات نماد شادي مردم. تو از نسل نبوتي و اصل ولايت. نجمه مادر نور آفرين توست و دربهاي نقره فامت باب نجات ما. چرخ نيلوفري شيداي قبه نوراني توست و چشم خورشيد تشنه نگاه برگنبد ملکوتي تو. نسيم بامدادي معطر از عطر نماز و نيايش تو. نشان از بانوي بي نشان داري ، ناموس خدايي که شاگردان مکتبت ناقوس مرگ فرعون و قارون وهامان روزگار را به صدا در آورده اند.

– و –
تو وارث فضائل پاکان تاريخي و پاسدار ايمان و عفاف و عدالت تو ارزش ها را در قربانگاه ورزش و اقتصاد قرباني نکردي. وقتي ولاي تو در دلم جا گرفت ، قلبم وسعت دريا يافت. تو ولي نعمت مائي و واسطه هدايت ما.
وطن بزرگ اسلامي و امدار ولاي تواست.

– ه –
هفت اقليم و امدار عقل سليم شماست. اگر هاجر از صفا تا مروه راه پيمود ، معصومه (ع) از مدينه تا قم را بي هراس و با هدف در نورديد.
اگر براي هاجر و اسماعيل در کوهساران مکه چشمه زمزم جوشيد ، فاطمه معصومه (ع) کوثر فيضيه را در کوير قم پديد آورد. و هزاران تشنه هدايت را سيراب کرد. او هاجري ديگراست که هماي سعادت بربامش مي نشيند و نواي هدايت از نايش بر مي خيزد.

– ي –
تو ياس سپيد ياسيني و ياقوت سبز قبيله طاها. ياور محرماني و يادگار پيامبران. ديو ياس را به زندان يقين کشيدي و راه را بر ياجوج و ماجوج امروز جهان “ليبرال دمکراسي” بستي. و يغماگران يهود را به “ياويلنا” واداشتي.
سلام بر تو اي يد بيضاي موسوي و اي مريم مقدس مدينه ، اي دخت افتاب. سلام هي حتي مطلع الفجر.

مطالب مشابه