در مورد يأجوج و مأجوج توضيح دهيد. آيا آن‏ها هم‏اكنون زندگي مي‏كنند؟ چه نوع موجوداتي هستند؟ آيا مانند انسان‏ها هستند، در كدام قسمت كره‏ي زمين زندگي مي‏كنند؟ با توجه به اين‏كه خداوند در روز قيامت، افراد را مجازات مي‏كند، چرا موجوداتي مانند يأجوج و مأجوج را در آخرالزمان مي‏فرستد تا افراد را از بين ببرند؟

در مورد يأجوج و مأجوج توضيح دهيد. آيا آن‏ها هم‏اكنون زندگي مي‏كنند؟ چه نوع موجوداتي هستند؟ آيا مانند انسان‏ها هستند، در كدام قسمت كره‏ي زمين زندگي مي‏كنند؟ با توجه به اين‏كه خداوند در روز قيامت، افراد را مجازات مي‏كند، چرا موجوداتي مانند يأجوج و مأجوج را در آخرالزمان مي‏فرستد تا افراد را از بين ببرند؟

ماهيت يأجوج و مأجوج
در مورد اين‏كه يأجوج و مأجوج چه موجوداتي هستند، آن‏چه از آيات قرآن كريم فهميده مي‏شود اين است كه آن‏ها نيز انسان مي‏باشند كه به اقوام و قبايل ديگر حمله كرده و به قتل و غارت آن‏ها مي‏پرداختند. از جمله دلايل و شواهد اين مسئله مي‏تواند اين آيه‏ي شريفه باشد: «قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى‏ أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا ؛[1] «آن گروه به او گفتند: اي ذوالقرنين! يأجوج و مأجوج در اين سرزمين فساد مي‏كنند. آيا ممكن است ما هزينه‏اي براي تو قرار دهيم كه ميان ما و آن‏ها سدي ايجاد كني». دراين آيه از ضمير «هُم» استفاده شده است. ضمير «هُم» براي انسان و صاحب عقل آورده مي‏شود و اين مسئله، نشان از موجودات بشري بودن آنان مي‏دهد؛ به علاوه، ساختن سد مي‏تواند از حمله‏ي انسان‏ها مانع شود؛ نه بقيه‏ي موجودات. علامه‏ي طباطبايي (ره) نيز معتقدند كه آن‏ها قوم مغول مي‏باشند.[2] در روايات، اين مطلب صريح‏تر و واضح‏تر، بيان گرديده و آنان را دو شاخه و دو قبيله از فرزندان يافث بن نوح شمرده است؛ از جمله در حديثي كه در تفسير صافي از امام هادي‏عليه السلام نقل شده است كه آنان فرزندان «يافث» بوده‏اند.[3]

محل سكونت يأجوج و مأجوج
از گفت‏وگوي ذوالقرنين و مردمي كه او به سرزمين آنان سفر كرده بود – و در قرآن بدان اشاره شده است – فهميده مي‏شود كه يأجوج و مأجوج، در همين كره‏ي زمين زندگي مي‏كرده‏اند و محل زندگي آنان، در پشت دو كوه بوده است كه ميان آن دو كوه، تنگه‏اي قرار داشت و ذوالقرنين براي جلوگيري از عبور آنان از آن تنگه، سدي را بنا كرد. حال در اين كه آن دو كوه و تنگه در كجاي كره‏ي زمين قرار دارد، ميان مورخان و مفسران اختلاف است. عده‏اي را عقيده بر اين است كه در شمال غربي آسيا قرار دارد[4] و شواهد جغرافيايي و تاريخي نيز براي اين مطلب ارايه داده‏اند؛ از جمله، وجود سلسله كوه‏هاي بلند ميان درياي خزر و درياي سياه كه شمال و جنوب را از هم جدا مي‏كند و وجود تنگه‏ي معروف «داريال» در بين آن‏ها كه در آن‏جا ديوار آهني قديمي نيز وجود دارد كه به عقيده‏ي بعضي، همان سد ذوالقرنين است.
آنان در طول تاريخ خود، بارها به مناطق هم جوار حمله نموده و به قتل و غارت و ويران‏گري پرداخته‏اند. يك بار به كشور چين، بار ديگر از طريق تنگه‏ي داريال به قفقاز و ارمنستان و شمال ايران و دگر بار، بعد از بناي سد، به شمال اروپا و در قرن چهارم ميلادي به زمام‏داري آتيلا، به روم حمله ور شدند كه باعث از بين رفتن تمدن و امپراطوري رم شد و آخرين حمله‏ي آنان، به زمام‏داري چنگيز خان بود كه در قرن 12 ميلادي به كشور ايران و ممالك اسلامي و عربي صورت گرفت و در اين حمله بسياري از شهرها، از جمله بغداد ويران شد. با توجه به اين شواهد، محل زندگي يأجوج و ماجوج، بايد در مناطق مغولستان بوده باشد و اگر ذوالقرنين، همان كورش كبير باشد، مردم قفقاز، هنگام سفر كورش به منطقه‏ي آنان، تقاضاي جلوگيري از حمله‏ي آنان را نمودند و او نيز اقدام به ساختن سدّ معروف ذوالقرنين كرد.
اگر مراد از يأجوج و مأجوج، قوم مغول باشد، آنان هم اكنون نيز در كره‏ي زمين زندگي مي‏كنند.
براي اطلاع بيش‏تر در مورد ذوالقرنين و يأجوج و ماجوج و محل سكونت آن‏ها، مي‏توانيد علاوه بر رجوع به كتاب‏هاي تفسير، به كتاب «ذوالقرنين يا كورش» كبير نوشته‏ي ابوالكلام آزاد مراجعه نماييد.

مجازات‏ها در آخر الزمان
در رابطه با اين بخش از پرسش كه با وجود مجازات افراد در قيامت، چرا خداوند متعال يأجوج و مأجوج را براي از بين بردن افراد مي‏فرستند؟ بايد گفت: يكي از سنت‏هاي الهي كه در قرآن كريم نيز مكرّر بيان شده است، مجازات انسان‏ها به وسيله‏هاي گوناگون در همين دنيا بوده است؛ از قبيل انداختن سنگ ريزه توسط ابابيل، براي نابودي اصحاب فيل كه قصد تخريب خانه‏ي خدا را داشتند؛ باد، براي نابودي قوم عاد؛[5] صاعقه‏ي ويران‏گر براي نابودي قوم ثمود؛[6] و…
بنابراين، هيچ بُعدي ندارد كه در آخرالزمان نيز خداوند براي مجازات بندگان گناه كار، يأجوج و مأجوج كه اقوامي غارت‏گر و بي‏رحم هستند را بر آنان مسلط كنند و بدين وسيله به سرنوشت اعمال خود گرفتار كند.
در واقع اين بخش از سوال به بحث رجعت اشاره دارد که يک بحث بسيار جدي است که ريشه ي قرآني و روايي و تاريخي دارد و در جاي خود قابل تحقق خواهد بود.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1 – تفسير الميزان، محمد حسين طباطبايي، ج 13، ص ص 359 – تا 398؛ و ج 14، ص 326.
2 – تفسير كشاف، محمود زمخشري، ج 2، ص 746؛ و ج 3، ص 135.
3 – مجمع البيان، طبرسي، ج 3، ص 494؛ و ج 4، ص 64.
4 – تفسير الصافي، محسن فيض كاشاني، ج 3، ص ص 262 و 263؛ و ج 4، ص 355.
5 – تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، ج 12، ص ص 550 تا 553؛ و ج 13، ص ص 501 تا 503.
6 – تفسير شبّر، ذيل آيات سوره‏ي كهف و انبياء.

پي نوشت ها:
[1] . كهف/ 94.
[2] . طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 13ص 395.
[3] . فيض كاشاني، محسن، تفسير الصافي، ج 3، ص 363.
[4] . طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 13، ص 395؛ و مكارم شيرازي، ناصر و ديگران، تفسير نمونه، ج12، ص 550.
[5] . ر. ك: الحاقه/ 6 و 7.
[6] . ر. ك: الحاقه/ 5.

مطالب مشابه