چهل گوهر از احاديث از امام محمّد باقر(علیه السلام)-بخش دوم

چهل گوهر از احاديث از امام محمّد باقر(علیه السلام)-بخش دوم

21- پاكدامنى، بهترين عبادت

أَفْضَلُ الْعِبادَةِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ. :

بالاترين عبادت، عفّت شكم و شهوت است.
22- نشانه شيعه واقعى

ما شيعَتُنا إِلاّ مَنِ اتَّقَى اللّهَ وَ أَطاعَهُ. :

شيعه ما نيست، مگر آن كه تقواى الهى داشته باشد و خدا را فرمان بَرَد.
23- ريشه گناه، نشناختن خداست

ما عَرَفَ اللّهَ مَنْ عَصاهُ. :

خدا را نشناخته آن كه نافرمانىاش كند.
24- عقل، بهترين مخلوق الهى

لَمّا خَلَقَ اللّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ثُمَّ قالَ لَهُ: أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ. ثُمَّ قالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قالَ: وَ عِزَّتى وَ جَلالى ما خَلَقْتُ خَلْقًا هُوَ أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْكَ وَ لا أَكْمَلْتُكَ إِلاّ فيمَنْ أُحِبُّ، أَما إِنّى إِيّاكَ آمُرُ وَ إِيّاكَ أَنْهى وَ إِيّاكَ أُعاقِبُ وَ إِيّاكَ أُثيبُ. :

چون خداوند، عقل را آفريد از او بازپرسى كرد، به او گفت: پيش آى! پيش آمد. گفت: بازگرد. بازگشت. فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، مخلوقى را كه از تو به پيشم محبوبتر باشد نيافريدم. و تو را تنها به كسانى كه دوستشان دارم به طور كامل دادم. همانا امر و نهى و كيفر و پاداشم متوجّه توست.
25- بر اساس عقل

إِنَّما يُداقُّ اللّهُ الْعِبادَ فِى الْحِسابِ يَوْمَ الْقِيمَةِ عَلى قَدْرِ ما آتاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِى الدُّنْيا. :

خداوند در روز قيامت در حساب بندگانش، به اندازه عقلى كه در دنيا به آنها داده است، دقّت و باريك بينى مىكند.
26- مزدِ معلّم و متعلّم

إِنَّ الَّذى يُعَلِّمُ الْعِلْمَ مِنْكُمْ لَهُ أَجْرٌ مِثْلُ أَجْرِ الْمُتَعَلِّمِ وَ لَهُ الْفَضْلُ عَلَيْهِ، فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ مِنْ حَمَلَةِ الْعِلْمِ وَ عَلِّمُوهُ إِخْوانَكُمْ كَما عَلَّمَكُمُوهُ الْعُلَماءُ. :

آن كه از شما به ديگرى علم آموزد مزد او به مقدار مزد دانشجوست و از او هم بيشتر.

از دانشمندان دانش فراگيريد و آن را به برادران دينى خود بياموزيد، چنان كه دانشمندان به شما آموختند.
27- گناهِ فتوا دهنده بى دانش

مَنْ أَفْتَى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْم وَ لا هُدًى لَعَنَتْهُ مَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِكَةُ الْعَذابِ وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْياهُ. :

هر كه بدون علم و هدايت به مردم فتوا دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت كنند و گناه آن كه به فتوايش عمل كند دامنگيرش شود.
28- عالمان دوزخى

مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُباهِىَ بِهِ الْعُلَماءَ، أَوْ يُمارِىَ بِهِ السُّفَهاءَ أَوْ يَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النّاسِ إِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ إِنَّ الرِّئاسَةَ لاتَصْلُحُ إِلاّ لاَِهْلِها. :

هر كه علم و دانش را جويد براى آن كه بر علما ببالد يا با سفها بستيزد يا مردم را متوجّه خود كند، بايد آتش دوزخ را جاى نشستن خود گيرد; همانا رياست جز براى اهلش شايسته نيست.
29- سرنگونان جهنّمى

فى قَوْلِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ فَكُبْكِبُوا فيها هُمْ وَ الْغاوُنَ قالَ: هُمْ قَوْمٌ وَصَفُوا عَدْلاً بِأَلْسِنَتِهِمْ ثُمَّ خالَفُوهُ إِلى غَيْرِهِ. :

درباره آيه شريفه فَكُبْكِبُوا فيها هُمْ وَ الْغاوُنَ ; يعنى: اينها و گمراهان در دوزخ سرنگون گردند. ، فرمود: ايشان گروهى باشند كه عدالت را به زبان بستايند، امّا در عمل با آن مخالفت ورزند!
30- غير خدا را تكيه گاه نگيريد

لا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ وَليجَةً فَلا تَكُونُوا مُؤْمِنينَ فَإِنَّ كُلَّ سَبَب وَنَسَب وَقَرابَة وَوَليجَة وَبِدْعَة وَشُبْهَة مُنْقَطِعٌ إِلاّ ما أَثْبَتَهُ الْقُرآنُ. :

غير خدا را براى خود تكيه گاه و محرم راز مگيريد كه در آن صورت مؤمن نيستيد، زيرا هر وسيله و پيوند و خويشى و محرم راز و هرگونه بدعت و شبهتى، نزد خدا، بريده و بى اثر است جز آنچه را كه قرآن، اثبات كرده است.

[و آن ايمان و عمل صالح است.] 31- نشانه هاى فقيهِ پارسا

إِنَّ الْفَقيهَ حَقَّ الْفقيهِ أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا، أَلرّاغِبُ فِى الاْخِرَةِ أَلْمُتَمَسِّكُ بِسُنَّةِ النَّبِىِّ(صلى الله عليه وآله وسلم). :

فقيه حقيقى، زاهد در دنيا، مايل به آخرت و چنگ زننده به سنّت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) است.
32- شوخىِ بدون فحش

إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ يُحِبُّ الْمُلاعِبَ فِى الْجَماعَةِ بِلا رَفَث. :

خداى عزّوَجلّ آن كس را كه ميان جمعى شوخى و خوشمزگى كند دوست دارد، در صورتى كه فحشى در ميان نباشد.
33- عذاب زودرسِ سه خصلت

ثَلاثُ خِصال لا يَمُوتُ صاحِبُهُنَّ أَبَدًا حَتّى يَرى وَ بالَهُنَّ: أَلْبَغْىُ، وَ قَطيعَةُ الرَّحِمِ وَ الَْيمينُ الْكاذِبَةُ يُبارِزُ اللّهَ بِها. :

سه خصلت است كه مرتكبشان نميرد تا وبالشان را بيند: ستمكارى و از خويشان بريدن و قسم دروغ كه نبرد با خداست.
34- مطلوبِ خدا

ما مِنْ شَىْء أَفْضَلُ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ وَ يُطْلَبَ مِمّا عِنْدَهُ. :

چيزى نزد خداوند عزَّوجَلّ بهتر از اين نيست كه از او درخواست شود و از آنچه نزد اوست خواسته شود.
35- پافشارى در دعا

وَ اللّهِ لا يُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ فى حاجَتِهِ إِلاّ قَضاها لَهُ. :

به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزّوجلّ نكند، جز اين كه حاجتش را برآورد.
36- دعا كردن در سحر

إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ يُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنينَ كُلَّ عَبْد دَعّاء فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ فِى السَّحَرِ إِلى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّها ساعَةٌ تُفْتَحُ فيها أَبْوابُ السَّماءِ، وَ تُقْسَمُ فيهَا الاَْرْزاقُ، وَ تُقْضى فيهَا الْحَوائِجُ الْعِظامُ. :

همانا خداوند عزّوجلّ از ميان بندگان مؤمنش آن بنده اى را دوست دارد كه بسيار دعا كند، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب، زيرا آن ساعتى است كه درهاى آسمان در آن هنگام بازگردد و روزى ها در آن تقسيم گردد و حاجت هاى بزرگ برآورده شود.
37- دعا براى ديگران

أَوْشَكُ دَعْوَةً وَ أَسْرَعُ إِجابَةً دُعاءُ الْمَرْءِ لاِخيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ. :

دعايى كه بيشتر اميد اجابت آن مىرود و زودتر به اجابت مىرسد، دعا براى برادر دينى است در پشت سرِ او.
38- چشم هايى كه نمى گريند

كُلُّ عَيْن باكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيمةِ غَيْرُ ثَلاث: عَيْن سَهِرَتْ فى سَبيلِ اللّهِ وَ عَيْن فاضَتْ مِنْ خَشْيَهِ اللّهِ، وَ عَيْنِ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ. :

هر چشمى روز قيامت گريان است، جز سه چشم:1ـ چشمى كه در راه خدا شب را بيدار باشد،2ـ چشمى كه از ترس خدا گريان شود،3ـ و چشمى كه از محرّمات الهى بسته شود.
39- حريص همچون كرم ابريشم

مَثَلُ الْحَريصِ عَلَى الدُّنْيا مَثَلُ دُودَةِ الْقَزِّ، كُلَّما ازْدادَتْ مِنَ الْقَزِّ عَلى نَفْسِها لَفًّا كانَ أَبْعَدَ لَها مِنَ الْخُرُوجِ حَتّى تَمُوتَ غَمًّا. :

شخص حريص به دنيا، مانند كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر ابريشم بر خود مى پيچد راه بيرون شدنش دورتر و بستهتر مى گردد، تا اين كه از غم و اندوه بميرد.
40- دو رويى و دو زبانى

بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ يَكُونُ ذاوَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ، يُطْرى أَخاهُ شاهِدًا وَ يَأْكُلُهُ غائِبًا، إِنْ أُعْطِىَ حَسَدَهُ وَ إِنِابْتُلِىَ خَذَلَهُ. :

بد بندهاى است آن بندهاى كه دو رو و دو زبان باشد، در حضورِ برادرش او را ستايش كند، و در پشت سر، او را بخورد! اگر دارا شود بر او حسد برد و اگر گرفتار شود، دست از يارى او بردارد.

منبع: پایگاه بلاغ

مطالب مشابه