عزت نفس يعني چه؟

عزت نفس يعني چه؟

عزت به معناي سربلندي و آبرومندي از ويژگي‌هاي انسان است، چون انسان به گونه‌اي آفريده شده كه بالذات اقتضاي چنين وصفي را دارد. انسان بايد عزت نفس داشته باشد و همواره سربلند زندگي كند، چرا كه او كرامت انساني دارد و خداوند وي را مكرم داشته است و اين كرامت مي بايست در ساية عزت نفس و بزرگداشتن خود حفظ شود. عزت در برابر ذلّت در اصل از اوصاف خداوند است،‌ چون او عزيز و شكست ناپذير واقعي است. خداوند چنان‌كه خود عزيز است عزت آفرين نيز مي‌باشد،‌چه اين‌كه يكي از صفات حق تعالي «ربّ العزّة» و عزت پرور است.
معيار عزت از نظر قرآن و اسلام تقوا است، هر كس تقوا داشت عزيز است. «ان اكرمكم عند الله اتقاكم» گرامي ترين شما نزد خدا با تقواترين شما است. عزت واقعي مخصوص متّقين و پرهيزگاران است نه كساني ديگر. چرا كه عزت با ذلت قابل جمع نيست و افراد غير متقي به نظر واقع ذليلند يا در اسارت هواي نفس و شهوت و يا حب دنيا و قدرت و رياست گرفتارند… وللّه العزّة و لرسوله و للمومنين.
عزت نفس در لغت: عزت نفس به حالت شكست ناپذيري، نيرومندي و توان مقاومت گفته مي شود كه از شكست و ذلت انسان جلوگيري مي كند.[1] عزت نفس(حرمت خود) در روانشناسي به ميزان ارزشي كه شخص براي خود قائل است گفته مي شود.[2] پس عزت نفسي كه انسان مؤمن در پرتو اطاعت از خدا و رسيدن به مقام بندگي و توجه دائمي به حضور خداوند و توجه به مقام او نزد خدا دارد باعث ارزشمندي و شكست ناپذيري و اعتماد به نفس مي گردد. كما اينكه اين امر در زندگي ائمه ـ عليهم السّلام ـ و علماء رباني روشن است بالاترين نوع آن پيام امام حسين ـ عليه السّلام ـ است كه با صلابت مقابل يزيديان ايستاد و فرمود: هيهات منا الذلّة، ذلت و خواري از ما دور است.

احساس عزت نفس
عزت نفس دو گونه است: واقعي و پنداري؛ عزت نفس واقعي ويژة مؤمنين و متّقين است كه با ذلّت جمع نمي‌شود، هيچ مؤمني ذليل نيست و زير بار ذلت نمي رود. هر نوع ذلتي كه باشد و اگر اينها احساس عزت كنند مطابق با واقع است. اما گاه ممكن است انسان احساس عزت نفس بكند،‌ ولي در واقع عزيز نباشد، بلكه اسير شهوات و غرايز باشد. در اين صورت احساس عزت نفس با ذلت قابل جمع است كه افراد بي ايمان احساس عزت نفس دارند، ولي در واقع ذليل هستند.
بنابراين، عزت نفس بايد در خود و در ديگران ايجاد نمود و آن را تثبيت كرد. راه ايجاد عزت تحصيل تقوا و دوري از گناه و معصيت است، چنانچه در روايت آمده است كه بندة‌ شهوت ذليل تر از برده است، چرا كه بندة عرفي تنها جسمش تابع مولي است، ولي آدم شهوت پرست روح و جسمش در اسارت و اطاعت غير خداست. اگر انسان بخواهد عزتمند در دنيا و آخرت باشد و نفس خود را آزاد نگهدارد، بايد به سوي تقواي الهي گام بردارد و از معصيت و گناه دوري جويد.

پي نوشت ها:
[1] . شجاعي، محمد صادق، توكل به خدا راهي به سوي حرمت خود و سلامت روان، قم: مركز انتشارات موسسهء امام خميني(ره)، 1383، ص30.
[2] . فرهنگ جامع روانشانسي و روان پزشكي، چ دوم، 1380، فرهنگ معاصر بحثِ Self – esteem .

مطالب مشابه