دانشجو: يكي از اساتيد دانشگاه شريعت اردن، به نام دكتر خالد نوفل براي تدريس به آن دانشگاه ميآمد من از دانشجويان او بودم و به مذهب تشيّع اعتقاد داشتم، و در كلاس درس او شركت مينمودم، او در فرصتهاي مناسبي بر اثر تعصّبي كه در مذهب خود (تسنّن) داشت، نسبتهاي ناروايي به تشيّع ميداد، روزي در مورد جانشينان رسول اكرمـصلّي اللّه عليه وآلهـ كه «دوازده نفر» هستند با او به بحث و گفتگو نشستم، بشنويد و قضاوت كنيد:
استاد: اصلاً ما در كتابهاي حديث،چنين حديثي نداريم كه پيامبرـصلّي اللّه عليه وآلهـ فرموده باشد، خلفاي من، دوازده نفر هستند! و چنين حديثي از ساختههاي تو است.
دانشجو: اتّفاقاً در كتابهاي اصيل اهل تسنّن در موارد متعدّد با تعبيرات گوناگون، چنين حديثي ذكر شده است به عنوان نمونه:
در چندين كتاب حديث نقل شده پيامبرـصلّي اللّه عليه وآلهـ فرمود:
«اَلْخُلَفاءُ بَعْدِي اِثْنا عَشَرَ بِعَدَدِ نُقَباء بَنِي اِسْرائِيلَ وَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ»:
«خلفاي بعد از من دوازده نفرند، به تعداد نُقَباء بنياسرائيل و همة آنها از قبيلة قريش ميباشند»[1] بنابراين براساس مدارك و كتابهاي مورد اعتماد شما، اين حديث آمده است.
استاد: به فرض اين كه اين حديث مورد قبول باشد، به نظر شما (شيعيان) اين دوازده نفر، چه كساني هستند؟!
دانشجو: طبق دهها، بلكه صدها روايتي كه به ما رسيده، نام آنها عبارت است از:
1ـ اميرمؤمنان عليبنابيطالب ـعليه السّلامـ
3ـ حسن بن عليـعليه السّلامـ
2ـ حسين بن عليـعليه السلام-
4ـ عليبنالحسين «زين العابدين»ـعليه السّلامـ
5ـ محمّدبنعلي «الباقر»ـعليه السّلامـ
6ـ جعفربنمحمّد «الصّادق» ـعليه السّلامـ
7ـ موسي بن جعفر «الكاظم» ـعليه السّلامـ
8ـ عليّبن موسي «الرّضا» ـعليه السّلامـ
9ـ محمّد بن علي «الجواد» ـعليه السّلامـ
10ـ عليّ بن محمّد «الهادي» ـعليه السّلامـ
11ـ حسن بن علي «العسكري»ـعليه السّلامـ
12ـ حجّة بن الحسن ،امام زمان حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ
شما تصديق كرديد، كه رسول خداـصلّي اللّه عليه وآلهـ فرموده است:
«خلفاي من دوازده نفر از قريش هستند»، شما از من پرسيديد كه اين دوازده نفر كيانند، و من نام دوازده امام از عليـعليه السّلامـ تا حضرت مهدي(عج) را براي شما برشمردم، اينك من از شما ميپرسم، به نظر شما اين دوازده نفر كيانند؟
استاد: از اين دوازده نفر ميتوان چهار خليفه اصلي (ابوبكر، عمر، عثمان و علي) را نام برد، سپس حسنـعليه السّلامـ و معاويه و ابنزبير و عمربنعبدالعزيز (كه 8 نفر ميشوند) و ممكن است مهدي عبّاسي (سوّمين خليفه عبّاسي) را نيز بر اينها افزود.
و شايد بتوان طاهر عبّاسي را نيز افزود، به طور خلاصه از نظر ما اين دوازده نفر، مشخّص نيستند و سخن علماي ما در اينباره، پراكنده و سردرگم و گوناگون است. دانشجو: پيامبرـصلّي اللّه عليه وآلهـ در «حديث ثِقْلَيْن» كه مورد قبول همة مسلمانان است فرمود: «اِنّي تَرَكْتُ فِيكُمُ الْثِقْلَينِ: كِتابَ اللهُ وَ عِتْرَتِي، اَهْلَ بَيْتي…»: «من ميان شما دو چيز گرانقدر را ميگذارم، كه عبارتند از: 1ـ كتاب خدا (قرآن) ،2ـ عترت من كه اهل بيت من ميباشند، كه اگر به اين دو تمسّك نمودي، هرگز گمراه نخواهيد شد».
روشن است كه عمر و ابوبكر و عثمان و افرادي مانند ابنزبير، و عمربنعبدالعزيز و مهدي عباسي،از عترت و اهل بيت رسول خداـصلّي اللّه عليه وآلهـ نبودند، بنابراين چرا در مورد دوازده خليفه پيامبرـصلّي اللّه عليه وآلهـ سردرگم باشيم، با اين كه بر اساس حديث ثِقْلين آنها از عترت پيامبرند، و با عقيدة شيعه در مورد دوازده امام (از حضرت عليـعليه السّلامـ تا امام مهدي ـ عليه السّلام ـ) تطبيق خواهد كرد.
استاد: به من فرصت بده تا در اين مورد، بيشتر تحقيق كنم، فعلاً پاسخي كه قانع كننده باشد به نظرم نميآيد.
دانشجو:بسيارخوب،اميدوارم با تحقيقات خود، مشخّص كنيد كه اين دوازده نفر خليفه رسول خدا تا روز قيامت كيانند؟
ولي پس از مدّتي استاد با دانشجو ملاقات كرد، و از تحقيقات خود براساس عقيدة اهل تسنّن، موضوع مشخّص را نيافته بود![1] . صحيح مسلم، كتاب الاماره، ج 4، ص 482 (ط دارالشّعب) ـمسند احمد، ج 5، ص 86- 89 ـ90 و 92ـ مستدرك صحيحين، ج 4،ص 501ـ مجمع هيثمي،ج 5، ص 190 و …
دانشجوي شيعه با استاد دانشگاه اردن