موضوعات استدلال بر مسأله‌ی خداگرایی در قرآن

موضوعات استدلال بر مسأله‌ی خداگرایی در قرآن

نویسنده: مصطفی مُسلِم
مترجم:‌ هادی بِزدی ثانی

 

پس از آن که تصور مسأله خداگرایی در قرآن، مفهومی مشخص را در آفرینش، تدبیر، مسخّر ساختن جهان و دقت صنع خدای دانا، مهربان و آگاه، به دست می‌دهد، آیات قرآن کریم به سلسله استدلالهایی می‌پردازند که دال بر یکتایی خداوند است و مستلزمات آن که عبارتند از صفات جلال و جمال و کمال:
الف) آیات قرآن کریم، جهان پهناور را برای بیان بزرگی و عظمت خالق، پهناوری فرمانروایی‌اش، دقت علم فراگیرش به همه چیز، و لطف و مهرش به آفریدگانش، بررسی می‌کند:

«اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید؛ آنگاه بر عرش استیلا یافت. آنچه در زمین در آید و آنچه از آسمان فرود آید و آنچه از آن برآید و آنچه در آن بالا رود، [همه را] می‌داند. و هر کجا باشید او با شماست و خدا به هر چه می‌کنید، بیناست. فرمانروایی [مطلق] آسمانها و زمین از آن اوست، و [جمله] کارها به سوی خدا بازگردانیده می‌شود. شب را در روز در می‌آورد و روز را [نیز] در شب درمی‌آورد، و او به راز دلها داناست» (حدید /۴-۶).
ب) آیات قرآن کریم، در رشته استدلالهایی، بر یکتایی و بی همتایی خداوند سبحان در آفرینش و هستی بخشی، انسان را در آفرینش، خلق و خوی، اندیشه، غرایز و فطرت، تواناییها و ویژگیهای روانی و رفتاری او در پیشبرد و تعالی و افول و پستی‌اش، به بررسی گذارده است…
اگر بر آن رویم تا سخن قرآن کریم را درباره‌ی انسان به بیان واداریم، از چنین بیان گیرا و مؤثر، در شگفت می‌مانیم و بر امری مسلم وقوف می‌یابیم مبنی بر بی همتایی و یکتایی انسان در نوعی اهتمام و توجه که دیگر موجودات، بهره‌ای از آن ندارند.
پس در رابطه با آفرینش و خلقت اوست: «و به یقین، انسان را از عصاره‌ای از گل آفریدیم، سپس او را [به صورت] نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم.
پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانیدیم، و آن گاه مضغه را استخوانهایی ساختیم، بعد استخوانها را با گوشتی پوشانیدیم، آن گاه [جنین را در] آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است» (مؤمنون/۱۲-۱۴).
و در ویژگیها و توانایی اوست: «[خدای] رحمان، قرآن را یاد داد. انسان را آفرید، به او بیان آموخت» (الرحمن/۱-۴).
بخوان به نام پروردگارت که آفرید؛ انسان را از علق آفرید. بخوان، و پروردگار تو کریمترین [کریمان] است، همان کسی که به وسیله‌ی قلم آموخت، آنچه را که انسان نمی‌دانست [به تدریج به او] آموخت» (علق/۱-۵).
«ما امانت [الهی و بار تکلیف] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند و [لی] انسان آن را برداشت؛ راستی او ستمگری نادان بود. [آری، چنین است] تا خدا مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک را عذاب کند و توبه‌ی مردان و زنان با ایمان را بپذیرد، و خدا همواره آمرزنده‌ی مهربان است» (احزاب/۷۲-۷۳).
شیخ جمال الدین قاسمی در کتابش، دلایل التوحید، می‌گوید:
«از آنجا که شناخت همه‌ی جهان – به دلیل کوتاهی درکها و فهم‌های آدمیان نسبت به آن و سرگرم شدن برخی از اینان به برخی مسایل ضروری و مهم که می‌شناسند – بر آدمی تنها، سخت و دشوار است، خداوند متعال برای هر انسانی، از جان و تن او، جهانی خرد را قرار داده که در آن، نمونه‌ای از هر آنچه در جهان بزرگ است، به وجود آورده است تا این جهان خرد نسبت به جهان بزرگ، همچون چکیده‌ای از کتابی ساده باشد که با هر کسی نسخه‌ای از آن است تا در حضر و سفر و در شب و روز آن را به تأمل و درنگ بنشینند؛ و اگر این آدمی به دانش‌اندوزی‌ای متوسط علاقه داشته باشد و بدان سراسر پردازد، و در کتاب بزرگی که همانا جهان باشد، نظر افکند، بر ملکوتی از جهان آشنا می‌گردد تا دانشش فزون گردد و فهم و بینشش، بسیار؛ ورنه او را همان چکیده‌ای که همراه اوست، رضایت بخش و اقناع کننده است و از این روست که خداوند متعال فرمود: «و در خود شما؛ پس مگر نمی‌بینید»؟ (الذاریات/۲۱). (۱)
ج) همچنین آیات قرآنی، به حیوان، آفرینش و غرایز و کار آن و گروه‌‎ها و دسته‌ها و کارشان، پرداخته است.
سخن قرآن کریم از حیوان، سخن آفریدگاری است که هر آنچه را در هستی است، برای هدفی خلق فرموده، نقشی را به او وانهاده، به سوی راه معاش و کسب روزی‌اش رهنمون گشته و شیوه‌ی مسألت آمیزی و زندگی میان افراد و گروهش را نشان داده است.
آفریده‌های پروردگار پاک، در این جهان، بی فایده، بی کار و وظیفه و یا از سر آفرینشی بیهوده و بی آرمان، قرار داده نشده‌اند. عاری ساختن هر چیزی از کارها و وظایف ضروری آن، با حکمت والایی که در آفرینش هست، ناسازگاری دارد.
به اشاراتی کوتاه درباره‌ی جهان حیوانات بسنده می‌کنیم؛ برخی آیات، به هنگام سخن از ارتباط امور اعتقادی با مصالح بندگان در زندگی دنیا، درباره‌ی این اشارات گفت و گو می‌کنند.
در این جا، به موارد و ابعادی اشاره می‌کنیم که [به طور خاص] درباره‌ی حیوانات، ذکر نشده است:
«و گفتند: “چرا معجزه‌ای از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است؟” بگو: بی تردید، خدا قادر است که پدیده‌ای شگرف فرو فرستد، لیکن بیشتر آنان نمی‌دانند. و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست و نه هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند؛ مگر آن که آنها [نیز] گروه‌هایی مانند شما هستند، ما هیچ چیزی را در کتاب [لوح محفوظ] فروگذار نکرده‌ایم؛ سپس [همه] به سوی پروردگارشان محشور خواهند گردید. و کسانی که آیات ما را دروغ پنداشتند، در تاریکیها [یِ کفر] کر و لالند، هر که را خدا بخواهد گمراهش می‌گذارد، و هر که را بخواهد بر راه راست قرارش می‌دهد” (انعام/۳۷-۳۹).

این آیات گرانسنگ، در سیاق موضعگیرانه‌ی مشرکان در قبال رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است؛ اینان به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، نسبت دروغ نمی‌دادند، چه هرگز، از وی دروغی ندیده بودند؛ بلکه این ستم پیشگان، آیات و نشانه‌های خداوند را انکار می‌کردند و از این روی، نه به آیات گرانسنگ قرآن باورمند و مؤمن می‌گشتند و نه به دعوت و فراخوانی که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را پیش داشته است. این در حالی است که در ضمن سخنی که بر زبان رانده‌اند، تناقضی است؛ به دیگر سخن، چگونه در درازنای زندگی رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) دروغی از وی ندیده‌اند، لیک بزرگترین دروغ را بر آفریننده‌ی آسمانها و زمین می‌بندند! با این همه، اینان این دروغ را بسته و بدان خشنود گشته‌اند، و عقل انسان شرک پیشه همانند چنین تناقضی را می‌پذیرد و تأییدش می‌کند. اینان خواستار معجزه‌ها و پدیده‌هایی شگفت بودند بر صحت و راستی آنچه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده است، اما ناگهان، اشارتی می‌رود به گروه‌هایی از حیوانات که در میان اینان می‌زیند و اگر اینان در آنچه پیرامونشان است، تدبر کنند، از درخواست معجزات، بدانچه می‌بینند، بسنده می‌کردند. اینان در این جهان تنها نیستند، بلکه پیرامون ایشان، جاندارانی دیگر وجود دارند که همگنان را دستور و برنامه‌ای است نظم یافته که به هدف و تدبر و اندیشه و حکمت خداوند اشارت می‌برند، همچنان که وجود خالق را و یکتایی و بی همتایی تدبیری را که خداوند بدان، آفریدگان خویش را تحت تصرف دارد.
هیچ جنبنده‌ای بر روی زمین نیست – و جنبنده، شامل همه‌ی جانداران است از حشرات، خزندگان و مهره داران – و هیچ پرنده‌ای نیست که در فضا پرگشاید – و پرنده، شامل هر پرنده‌ای است از حشره و دیگر مخلوقات پرنده- و هیچ آفریده‌ی زنده‌ای نیست در این کره‌ی خاکی، مگر آن که در گروهی نظام یافته‌اند دارای ویژگی‌هایی یکسان و همچنین شیوه‌ای واحد در زندگی… مانند این گروه‌های جانداران است، گروه مردم که خداوند چیزی از آفرینش را بی تدبیری کامل و شامل و دانشی حساب شده، رها نساخته است؛ و در فرجام، آفریدگان به سوی پروردگارشان برانگیخته می‌شوند تا خداوند در امر ایشان، بدانچه می‌خواهد، داوری کند.(۲)
آفریدگان جاندار پراکنده در اطراف و اکناف زمین نه نشانه که نشانه‌هایی‌اند دال بر خالق و رازق آنها و رهنمایشان به سوی راههای زندگی و کارهایشان…
با وجود این، خردها و قلوب غافل ناآگاه، به دیده‌ی تدبر و تأمل، پیرامون خود را به نظاره نمی‌نشینند تا به آفریننده‌ی این مخلوقات و ساختار روشمندانه‌ی زندگی‌شان راه یابند؛ بلکه خواستار معجزه‌ای مادی‌اند؛ چنان که پیشینیان بیان می‌داشتند که خواستار فرود گنجینه‌ای از آسمانند (فرقان/۸) یا آمدن رو در روی خدا و فرشتگان (اسراء/۹۲) یا روان ساختن جویبارها از درون سرزمینشان (اسراء/۹۱) یا جداساختن کوهساران از ایشان یا فراز رفتن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آسمان برای آوردن کتابی که آن را بخوانند (اسراء/۹۲) و در آن اسامی ایشان باشد به نام که: ‌ای فلان! ایمان بیاور! و‌ای فلان! مؤمن شو! لیک جانها و قلوب هدایت یافته به فروغ حق که ماندگار بر فطرت پاکشانند، همانا تنها نگاهی سریع به آفرینش و نظم پیرامونشان، عهده‌دار پرتو فشاندن فروغ ایمان و باور است در آنها و برانگیختن آنها به سوی خیر و صلاح و رستگاری.
د) توجه قرآن کریم به موضوع استدلال بر گیاهان، جهان آنها و ابعاد آن، کمتر از توجه به جهان انسان و حیوانات نیست. در این جا نیز ابداع و آفرینش است و ساختاری روشمند و اجرای نقش کارکردی در پهنه‌ی این زندگی:
«و اوست کسی که از آسمان آبی فرود آورد؛ پس به وسیله‌ی آن از هرگونه گیاه برآوردیم، و از آن [گیاه] جوانه‌ی سبزی خارج ساختیم که از آن، دانه‌های متراکمی برمی‌آوریم. و از شکوفه‌ی درخت خرما خوشه‌هایی است نزدیک به هم. و [نیز] باغهایی از انگور و زیتون و انار- همانند و غیر همانند- خارج نمودیم. به میوه‌ی آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسیدنش بنگرید. قطعاً در اینها برای مردمی که ایمان می‌آورند، نشانه‌هاست» (انعام/۹۹).
«اوست کسی که از آسمان، آبی فرود آورد که [آب] آشامیدنی شما از آن است و روییدنی [هایی] که [رمه‌های خود را] در آن می‌چرانید [نیز] از آن است. به وسیله‌ی آن، کشت و زیتون و درختان خرما و انگور و از هرگونه محصولات [دیگر] برای شما می‌رویاند. قطعاً در اینها برای مردمی که اندیشه می‌کنند، نشانه‌ای است» (نحل/ ۱۰-۱۱).
این موارد، برجسته‌ترین زمینه‌هایی است که قرآن کریم از خلال آن، برای استدلال بر آفریدگار پاک، به آن پرداخته است؛ این موارد، زمینه‌هایی‌اند بنیادین در این زندگی گیتی.

پی‌نوشت‌ها:

۱- نک: جمال الدین قاسمی، دلایل التوحید، ص ۲۹.
۲- سیدقطب، فی ظلال القرآن، ج ۲، ص ۱۰۸۰.
منبع مقاله: مسلم، مصطفی؛ (۱۳۹۰)، پژوهشی در تفسیر موضوعی، ‌ترجمه‌ی ‌هادی بزدی ثانی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ دوم.
منبع مقاله :
مسلم، مصطفی؛ (۱۳۹۰)، پژوهشی در تفسیر موضوعی، ‌ترجمه‌ی هادی بزدی ثانی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ دوم

 

مطالب مشابه