اعضای بدن در قرآن (1)

اعضای بدن در قرآن (1)

نویسنده: رضایی حسن رضا

1. گوش و چشم
حس شنوایی و بینایی، دو رکن اساسی معرفت و تفکر است. سخن گفتن بر مبنای شنیدن و تصور اشیاء بر اساس مشاهده است، لذا گوش و چشم اهمیت ویژه ای برای بدن دارند.
قرآن کریم نوزده مرتبه به مسئله شنیدن و دیدن اشاره دارد. در بعضی از این آیات، پس از مراحل اولیه نطفه، به سمع و بصر اشاره می کند.
«انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً بصیراً؛ ما انسان را از نطفه ای آمیخته آفریدیم تا او را بیازمائیم و وی را شنوا و بینا گردانیدیم». (1)
در بعضی از آیات این دو را پس از مرحله دمیدن روح (2) و در سوره نحل (آیه 78) بعد از تولد بیان می کند. گاهی هم شنیدن و دیدن را به صورت مطلق می آورد. (3)

اهمیت گوش و چشم در قرآن
قرآن از میان تمام حواس به گوش، چشم و فؤاد(4) تکیه دارد، چون گوش و چشم مهم ترین حس ظاهری انسان است که رابطه نیرومندی میان او و جهان خارج برقرار می سازد. گوش صداها را درک می کند، به خصوصاً تعلیم و تربیت به وسیله آن انجام می گیرد. چشم وسیله دیدن جهان خارج و صحنه های مختلف عالم است و نیروی خرد مهم ترین حس باطنی است و اگر از آدمی گرفته شود، ارزش او تا حد یک مشت سنگ و خاک سقوط می کند. (5)

پیدایش اولیه چشم و گوش
به اعتقاد دانشمندان رویان شناسی نخستین نشانه رشد گوش را می توان در یک رویان تقریباً بیست و دو روزه به صورت ضخیم شدن اکتودرم سطحی در هر طرف رو مبانسفال پیدا کرد و در هفته چهارم گوش داخلی از اکتودرم سطحی جدا می گردد. (6)
در رویان بیست و دو روزه، چشم در حال رشد به صورت یک زوج ناودان کم عمق در هر طرف فرو رفتگی مغز قدامی ظاهر می شود. در انتهای هفته چهارم رشد به صورت یک جفت حبابهای بینایی در هر طرف مغز قدامی رشد می کند. (7)
حس شنوایی در جنین پیش از بینایی فعال می شود. اکنون ثابت شده است که جنین پیش از بینایی حس شنوایی دارد. دانشمندان با ارسال فرکانسهای صوتی به سوی یک زن باردار که آخرین روزهای بارداری را می گذراند، مشاهده کردند که جنین با انجام حرکاتی به این اصوات پاسخ می دهد. در صورتی که قبل از تولد توان دیدن ندارد و نخستین صدایی که گویشهایش را نوازش می دهد، صدای قلب مادر است. (8) شاید یک دلیل تقدم واژه «سمع؛ شنیدن» بر «بصر؛ دیدن» در قرآن این است که:
1) حسّ شنوایی در جنین قبل از بینایی فعال می شود.
2) فراگیری تکلم در درجه اول از راه شنوایی انجام می پذیرد.
3) چشم تنها وظیفه بینایی را به عهده دارد، (9) اما گوش علاوه بر آنکه مسئول شنوایی است، باید تعادل را نیز حفظ کند. (10)
نکته جالب اینکه واژه سمع در قرآن مفرد، ولی واژه «ابصار» جمع آمده است، یعنی در آن واحد گوش انسان یک شنوایی دارد، ولی چشم می تواند در یک لحظه چند چیز را ببیند.

ساختمان گوش
در این جا به ساختمان گوش به اختصار اشاره می نماییم.
گوش ارتعاشهای صوت را دریافت می کند و تعادل بدن را نگاه می دارد. انجام این دو وظیفه به وسیله گوش از تاثیر آواز و آهنگ در حرکات انسانی به خوبی آشکار است.
گوش از سه قسمت تشکیل شده است؛ گوش خارجی، گوش میانی، گوش داخلی، به ضمیمه عضوی که تعادل را حفظ می کند. گوش خارجی و میانی صداها را دریافت می کنند و به گوش داخلی انتقال می دهند.
گوش خارجی دارای لاله گوش و مجرای گوش است. مجرای گوش 2/5 تا 3 سانتی متر طول دارد و ثلث خارجی آن غضروفی و لیفی و بقیه اش استخوانی می باشد. تمامی مجرا پوشیده از پوست است و پوست آن غده چربی دارد که ماده ای زرد قهوه ای ترشح می کند. (11)
بخشهای گوش میانی عبارت است از: پرده صماخ، صندوق صماخ، استخوانهای کوچک داخل صندوق و شیپور(اوستاش) (12)
گوش داخلی به شکل مارپیچ (لابیرنت غشائی) است و سه قسمت دارد: دهلیزها، مجاری نیم دایره و حلزون سامعه و استخوانی.
ارتعاشهای صوتی از راه پرده صماخ و زنجیره استخوانی گوش میانی به پنجره دهلیز بزرگ می رسد و مایع لنف خارجی را مرتعش می سازد. این ارتعاشات به لنف داخلی و غشاء قاعده منتقل می شود و مژه های سلولهای شنوایی را تحریک می کند. دنباله های مرکزی سلولهای شنوایی به مرکز عصب شنوایی و پیاز نخاع و قطعه گیجگاهی می رسد. (13)
دهلیزها و مجاری نیم دایره قسمتی از گوش داخلی است که وظیفه حفظ تعادل بدن را به عهده دارد. (14)

حس شنوایی و بیماریهای آن
صدا در اثر ارتعاش سریع اجسام به وجود می آید. ارتعاش هر جسمی تولید امواج و نوساناتی می کند که اگر در فضا پراکنده شود، توسط هوا به گوش می رسد.
سرعت انتشار اموج صوت در هوا 340 متر در ثانیه است. گوش انسان می تواند صدایی را که تعداد نوسانات آن 16 تا 20000 در ثانیه است، بشنود. اگر تعداد نوسانات کمتر از 16 عدد در ثانیه باشد، پرده صماخ آن را مانند ضربه های جداگانه هوا حس می کند. (15)

عوامل کاهش توان شنوایی یا بیماری:
1. پیری: توان شنوایی با افزایش سن کم می شود. انسان تا سن 20 سالگی بالاترین حد شنوایی را دارد، اما در پیری به علت فساد تدریجی الیاف عصب سامعه، صداهایی را که 5000 نوسان در ثانیه دارد، می شنود. برای بهتر شدن شنوایی هورمون و ید موثر است. (16)
2. کمبود اکسیژن: با کمبود فشار اکسیژن در ارتفاعات بالا، حد شنوایی به 2000 نوسان در ثانیه کاهش می یابد. (17)
3. کری و لالی: بیشتر ارثی و مادرزادی است و بر اثر سیفلیس، انسفالیت دوران جنینی و نقص ارثی عارض می شود. شخص چون کر است، لال هم هست، چون چیزی نمی شنود تا تلقین کند. بیماری مننژیت، مخملک و دیفتری ممکن است عارضه کری ایجاد کند. (18)
4. همهمه گوش: از راه بیماری فشار خون، کم خونی، هنگام یائسکی، پس از استعمال مشروب و… ایجاد می شود. (19).
5. پر شنوایی: صداهای عادی را قوی و بلند می شنود. این بیماری بر اثر ضایعات درونی گوش ایجاد می شود. (20)
6. دو شنوایی: بیمار یک صدا را، دو صدا، با دو فرکانس مختلف، دریافت می کن. موسیقی دانان بیشتر از این اختلال شکایت دارند. (21)
می توان بیماری های کاهش شنوایی ارثی و حرفه ای (شخصی) التهابات، خارش، سرگیجه، ترشح گوش و… را نیز نام برد. (22)

ساختمان چشم
بعد از بررسی ساختمان گوش و بیماریهای آن، به ساختمان چشم و بیماریهای آن می پردازیم.
کره چشم که عضو اصلی بینایی است، در یک محفظه چربی در قسمت قدامی کاسه چشم قرار دارد و ضمائم آن، پلکها، غده اشکی و عضلات می باشند. محتوای کره چشم عبارت است از: آب دهلیزها (زلالیه)، عدسی و زجاجیه که هر سه شفافند. کره چشم سه پرده دارد.
1. پرده خارجی، شامل: صلبیه و قرنیه که از نسج لیفی است.
2. پرده میانی، شامل: عضلات عروقی است و در قسمت قدامی آن تنه مژگانی و عینه قرار دارد.
3. پرده درونی یا عصبی: نام دیگر آن شبکیه یا (رتین) است. روی این پرده رنگ و نور تأثیر می گذارد. در کره چشم، عدسی و چشم زجاجی قرار دارد.
سلولهای بینایی دو نوع است: نوع استوانه ای به تعداد 100 میلیون که وسیله دید در تاریکی و روشنایی است، و نوع مخروطی که سلولهای آن 7/5 میلیون رنگ را تشخیص می دهد. (23)

حس بینایی و بیماریهای آن
چشم سالم باید اشیاء را صحیح و دقیق ببیند، یعنی تصویر آنها را روی شبکیه منعکس نماید. یک چشم طبیعی می تواند نوری را که با قدرت 1/6 شمع از
فاصله سه کیلومتری به مدت 0/05 ثانیه می تابد، ببیند.
اگر محور قدامی خلفی چشم، بیش از معمول باشد؛ چشم نزدیک بین و اگر کمتر از معمول باشد؛ دوربین است. (24)
پیر چشمی یکی از فرایندهای طبیعی کهن سالی است. عدسی پس از کودکی رفته رفته انعطاف پذیری خود را از دست می دهد و ماهیچه ها نمی توانند در آن تطابق کامل ایجاد کنند. (25)
چشم ما تنها توان دیدن نورهایی را دارد که سیصد و هشتاد تا هفتصد و شصت متر میلیون در ثانیه نوسان دارد. (26)
کوری چشم دارای انواع مختلف است، مانند: کوری صنعتی، کوری اتومبیل، کوری رنگ، کوری خواندن، کوری در شب و… و کوری عقل، کوری عوامل مختلفی دارد، مانند: بیماریهای ارثی، محیط جغرافیایی، پیری و… (27)

رابطه غم و کوری
قرآن هنگام ذکر داستان حضرت یوسف(ع) به جدایی یوسف از پدرش یعقوب (ع) اشاره می کند. وقتی به او اطلاع دادند گرگها فرزندش را دریده اند، از شدت ناراحتی و گریه بینایی اش را از دست داد.
«وتولی عنهم و قال یا اسفی علی یوسف وابیضت عیناه من الحزن فهو کظیم؛(28) آن گاه یعقوب (از شدت حزن) روی از آنها بگردانید و گفت: وا اسفا! بر فراق یوسف، و از گریه چشمانش سفید شد، اما خشم خود را فرو می برد (و هرگز کفران نمی کند)».
سفید شدن چشم به معنای سفید شدن سیاهی چشم و کوری و نابودی حس بینایی است، هر چند این کلمه گاه با کاهش توان بینایی جمع شدنی است، از آیه بعد (پیراهن مرا ببرید و به روی صورت پدرم بیندازید، بینا می شود)(29) معلوم می شود سفیدی چشم به معنای کوری است. (30)
سفیدی مردمک چشم بیشتر به معنی کبودی (Glucome) به کار می رود، زیرا قرنیه طبیعی، شفاف و بی رنگ است و هنگام کبودی، در بعضی مراحل بزرگ می شود و به رنگ تیره متمایل به سفید در می آید. عربها به کسی که دچار این بیماری باشد می گویند: « ان فی عینه بیاضاً؛ چشمش سفیدی (لک) دارد». از نظر علمی ثابت شده است که سفیدی مردمک چشم در اثر ایجاد تغییراتی در رگهای خونی چشم، به دلایل مختلف از جمله ناراحتیهای روانی و عصبی، به وجود می آید. فشار خون بر اثر غم و اندوه بالا می رود و سبب سفیدی و کوری چشم می شود. (31)
نتیجه: قرآن به گوش و چشم اشاره کرده است و این شگفتیهای علمی را می توان از آیات آن استخراج کرد.
1. 17 مرتبه واژه «سمع» مقدم بر «بصر» شده آمده است و رویان شناسان معتقدند دستگاه شنوایی جنین زودتر از بینایی او شکل می گیرد.
2. مفرد بودن «سمع» و جمع بودن «ابصار» به این معناست که در زمان واحد، حس شنوایی یک صدا را می شنود، ولی حس بینایی چند شیء را می تواند مشاهده کند.
3. قرآن در بیان داستان حضرت یوسف (ع) ناراحتی و گریه را با سفیدی چشم و کوری در ارتباط می داند و این با یافته های چشم پزشکی مطابقت دارد.

انگشتان دست (انگشت نگاری)
یکی دیگر از جلوه های قدرت خداوند در آفرینش انسان که از شگفتیهای آفرینش نیز هست، اختلاف سر انگشتان دست است. تحقیقات نشان داده است که اگر تعداد انسانها از مرز میلیارد، میلیاردها هم بگذرد باز شاهد اختلاف بر سر انگشتان آنها خواهیم بود.
خداوند به اختلاف انگشتان در قالب اثبات معاد چنین اشاره می فرماید:
«ایحسب الانسان الن نجمع عظامه بلی قادرین علی ان نسوی بنانه؛(32) آیا انسان می پندارد که استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟ آری! تواناییم بر اینکه (حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب کنیم.»

شان نزول
«علی بن ابی ربیعه» که از مشرکان و همسایه پیامبر(ص) بود، نزد حضرت رسول رسید و از چگونگی و زمان روز قیامت پرسید و افزود: اگر آن روز را با چشمم مشاهده کنم، باز هم تو را تصدیق نمی کنم و ایمان نمی آورم. مگر ممکن است خداوند این استخوانها را گرد آورد؟(33)
در این جا آیه فوق بدین مناسبت نازل شد و خدا فرمود: ما می توانیم حتی خطوط انگشتان شما را مرتب سازیم. (34)
«بنان» در لغت به معنی انگشتان و سر انگشتان آمده است. (35) و در هر دو صورت به این نکته اشاره دارد که نه تنها خداوند استخوانها را جمع می کند و به حال اول باز می گرداند، بلکه استخوانهای کوچک و ظریف و دقیق انگشتان را هم سر جای خود قرار می دهد و از آن بالاتر، اینکه سر انگشتان او را نیز به صورت نخست باز می گرداند. (36)

نگاه علم به خطوط سر انگشت
دانش بشری در قرن نوزده به راز انگشت پی برد؛ اینکه سر انگشتان از خطوط بارز و پستی به صورت مارپیچ در بشره پوست تشکیل شده اند. چگونگی امتداد این خطوط در افراد فرق می کند؛ به طوری که شکل این خطوط حتی در دو قلوها، شباهتی به هم ندارند. (37)
پوست بدن از سه قشر تشکیل شده است؛ قشر سطحی، قشر چرمی، قشر زیر جلدی، قشر سطحی پوست از سلولهای پوششی پهن چند طبقه ای ساخته شده است که سلولهای طبقه عمیق آن در حال تکثیر بوده و سلولهای سطحی که قدیمی ترند به ماده شاخی تبدیل می گردند. در سطح پوست چینها و شیارها و سوراخهای غدد چربی، عرق و پستان، و برآمدگیهایی به نام حبه های جلدی یا پاپیل مشاهده می گردد.
چین و شیارهای سطح پوست در هر شخصی ثابت و تغییرناپذیرند. (38)
خطوط سر انگشتان از چهار ماهگی در رحم مادر شکل می گیرد و تا پایان عمر تغییر نمی کند. با وجود پیشرفت علم در زمینه شناسایی افراد، انگشت نگاری بهترین معرف شناسایی اشخاص است و در تحقیقات جنائی برای کشف هویت مجرمان و دزدان از اثر انگشت به عنوان وسیله موثر و مطمئن استفاده می شود.

نکات علمی درباره دست
با توجه به معنی لغوی «بنان» در آیه که به معنای انگشتان دست نیز آمده است، لازم است به استخوان انگشت دست و نظم و ترتیب آن به عنوان نشانی از قدرت خداوند اشاره نماییم.
دست انسان، بیست و هفت استخوان و نوزده عضله دارد و کارهای مهمی انجام می دهد. هر انگشت 3 قطعه جدا از هم دارد؛ جز انگشت ابهام که دو قطعه است. قدرت انگشت ابهام از بقیه انگشتها بیشتر است. محال است که انسان ابتکاری مانند دست داشته باشد که از لحاظ کوچکی، قدرت و سرعت مثل دست باشد.
دست مرکز احساس (حس لامسه) است. ناخن نیز حالات درونی انسان را نشان می دهد، تا جایی که پزشکان یونانی می گفتند: ناخن آئینه است و حالات انسان سالم را نشان می دهد. توماس ادیسون می گوید: ناخن من امروز افتاد. تمام مردم زمین نمی توانند مانند آن را بسازند، لکن خداوند بعد از یک ماه همانند آن را درست می کند. (39)
نتیجه: قرآن اشاره دارد که استخوان بندی انسان دارای نظم خاصی است؛ مخصوصاً استخوان دست که بیست وهفت استخوان با نظم خاصی کنار هم چیده شده اند. قرآن به اختلاف خطوط سر انگشتان انسان نیز اشاره دارد و همه آنها را به عنوان مقدمه ای برای اثبات معاد مطرح می سازد؛ اینکه خداوند قادر است بعد از مردن و خاک شدن انسان، استخوانهای او را به همین ترتیب فعلی تنظیم کند، حتی خطوط سر انگشتان او را منظم سازد.
اشاره قرآن به اختلاف خطوط سر انگشتان، یکی از معجزات علمی قرآن است که بشر بعد از قرن ها به آن دست پیدا کرده است.

3. پوست و احساس درد
پوست از هفته سوم تشکیل جنین شروع به شکل گیری می کند و در هفته بیست و ششم کامل می گردد. (40) خداوند در چند آیه به پوست انسان اشاره (41) می فرماید.
«ان الذین کفروا بایاتنا سوف نصلیهم ناراً کلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غیرها لیذوقوا العذاب ان الله کان عزیزاً حکیماً؛(42) کسانی که به آیات ما کافر شدند، به زودی آن ها را در آتش وارد می کنیم که هر گاه پوست های تنشان (در آن) بریان گردد (و بسوزد) پوست های دیگری به جای آن قرار می دهیم، تا کیفر (الهی) را بچشند، خداوند، توانا و حکیم است (و روی حساب، کیفر می دهد)».
آیه سوزناک بودن عذاب جهنم را ترسیم می کند و احساس درد سوختگی را به پوست نسبت می دهد و می فرماید: «در جهنم پوست بدنشان را می سوزانیم»(43)
این سوال مطرح است که چه رابطه ای بین پوست بدن و سوختگی وجود دارد و چرا خداوند نفرمود گوشت بدن را می سوزانیم.
برای رسیدن به پاسخ دقیق لازم است مشخصات، ساختمان و کاربردهای پوست را بشناسیم تا با رابطه آن دو بهتر آشنا شویم.

ساختمان پوست
حس لامسه یکی از حواس پنج گانه (44) است. محل این حس پوست بدن می باشد و گستره پوست بدن به 1/6 متر می رسد و از سه قشر تشکیل شده است
1. قشر سطحی پوست: (یا بشره و ضمائم آن، از قبیل: مو، ناخن، غدد چربی و پستان): قشر سطحی پوست از سلولهای پوشش پهن چند طبقه ای ساخته شده است که سلولهای طبقه عمیق آن در حال تکثیرند و سلولهای سطحی آن که قدیمی ترند به ماده شاخی تبدیل می گردد. (طبقه شاخی پوست با شستشو و کیسه کشی به شکل پوسته دور ریخته می شود) و در سطح پوست، چین ها و شیارها و سوراخ های غدد چربی، عرقی و پستان و برآمدگی های به نام حبه های جلدی یا پاپیل مشاهده می گردد. حبه های جلدی خصوصاً در کف دست و کف پا نمایان است.
2. قشر چرمی (نسج لیفی محکم با عروق شعریه و الیاف عصبی حس…):
قشر چرمی پوست از نسج لیفی محکم تشکیل شده است. چرم دباغی شده حیوانات از این قشر می باشد. قشر چرمی نیز دارای حبه هایی است و درون هر حبه یک حلقه موئین رگ یافت می شود که می توان به وسیله میکروسکوپ مخصوص آن را مشاهده کرد. در اکثر این حبه ها دانه های لمس و فشار الیاف عصبی حس برای درک گرما و سرما وجود دارد.
قشر زیر جلدی و نسج چربی آن: چربی زیر جلدی هم ذخیره غذایی بدن است و هم مانند پوششی گرم، بدن را از سرما محافظت می کند. چاقی و لاغری، بستگی به زیاد و کمی این قشر دارد. (45)

رنگ پوست
رنگ پوست، می تواند ژنتیکی یا اکتسابی باشد و به زیادی و کمی دانه های رنگی (پیگمان و رنگ آن دانه ها) بستگی دارد. این دانه ها در سلولهای قشر چرمی قرار دارند و رنگشان زرد، قرمز یا قهوه ای و تیره است. در نژاد سفید دانه های پیگمانی زرد در نژاد مغول و قرمز پوستان دانه های زرد و قرمز زیاد است. در نژاد سیاه اضافه بر دانه های زرد و قرمز تعداد زیادی دانه های قهوه ای تیره نیز وجود دارد.
بافت رنگی پوست اشعه خورشید را به خود جذب می کند و مانع رسیدن آن به قسمتهای عمیق می گردد و پوست بدن در معرض نور آفتاب تیره می شود. (46)

احساس درد سوختگی
حس گرما و سرما هر کدام به وسیله رشته های عصبی جداگانه به مراکز مربوطه منتقل می شود. در قشر سطحی و عمیق پوست، سلولهای مخصوص درک سرما (نقاط سرما) و سلولهای درک گرما (نقاط گرما) وجود دارند. اعضای درونی چنین سلولهایی ندارند، لذا سرما و گرما را حس نمی کنند.
انشعابات اعصاب حس درد به قشر سطحی پوست ختم می شود. نوک انشعابات را نقاط درد می نامند. یک سانتی متر مربع پوست، 50- 200 نقطه درد دارد و حس درد از راه شیمیایی است. حرارت شدید موجب مرگ سلولها می شود و مرگ آنها باعث ترشح ماده مخصوص می گردد و منتهی الیه انشعابات عصبی، حسی درد را تحریک می کند. (47)
زخمهای سوختگی بسیار دردناک است، و بازسازی بافتهای سوخته زمانی طولانی می طلبد. سوختگی به چند درجه (قرمزی، تاول، مرگ همه قشرهای پوست و مرگ پوست و نسوج عمیق تر و تبدیل به زغال) تقسیم می شود. اگر بیش از 1/2 تا 1/3 سطح بدن بسوزد، مرگ حتمی است.
چون آلبومین پوست می سوزد و تجزیه می شود، مواد سمی و زیان آوری تولید می گردد که جذب بدن شده و آن را مسموم می سازد. (48)
با توجه به این مطالب پوست عضوی پوشیده از بافتهای عصبی است و اطلاعات حسی را به وسیله پایانه های آزاد عصبی به مغز می فرستد، لذا اوج احساس درد و سرما و گرما در پوست می باشد، نه گوشت و استخوان. مثلاً: هنگام تزریق آمپول در ابتدا احساس درد را درک می کنیم و هر چه سوزن به داخل گوشت رانده شود، درد کمتری را حس می کنیم.
بدین ترتیب مشاهده می کنیم که قرآن در 14 قرن گذشته، پوست را مهم ترین عضو ناقل درد معرفی می کند و سوختگی را مهم ترین تحریک کننده اعصاب گرماگیر بدن- که در پوست قرار دارد، می داند. با توجه به عدم آگاهی مردم در آن زمان و در قرنهای بعد به این مسئله علمی، می توان آن را از معجزات علمی قرآن نامید.

تنفس پوستی
پوست وظایف مهمی دارد، مانند: دخالت در تنظیم درجه حرارت بدن و تنفس پوستی ، جذب اکسیژن 1% تا 1/9 و 2/7% دفع CO2 و ترشح مواد سمی خورده شده از راه غدد عرق (49) و خواص بیوشیمیایی و سنتز ویتامین D در اثر نور خورشید و… که همه آنها در فضای باز پوستی و زمانی است که اکسیژن به صورت آزاد جذب شود. (50)
نکته جالب اینکه خداوند در بیان داستان اصحاب کهف که سیصد و نه سال خوابیده بودند، می فرماید: « و نقلبهم ذات الیمین و ذات الشمال؛ (51) ما آنان را به پهلوی راست و چپ می گردانیم».
امروزه یکی از مشکلات پزشکان در بیمارستانها، زخم بسترهای ناشی از بی تحرکی برخی از بیماران شکستگیهای لگن، ستون فقرات، فلج و بیهوشی طولانی مدت و… است.
آنها برای مدت طولانی در یک جا ثابت می مانند و سبب مرگ سلولهای پوستی می شود و لازم است هر چند ساعت یک بار این بیماران را به راست یا چپ برگردانند تا تنفس پوستی و جذب اکسیژن و حیات سلولها تجدید شود. (52)
شاید یکی از حکمتهای گرداندن اصحاب کهف به چپ و راست به این خاطر باشند؛ هر چند خواب طولانی آنها از معجزات خدا و برخاسته از قدرت فرابشری است.

پی نوشت ها :

1. – سوره ی انسان، آیه ی 2.
2. – سوره ی سجده، آیه ی 9.
3. – سوره ی احقاف، آیه ی 26 و سوره ی مومنون، آیه ی 78.
4. – در قرآن با لفظ «فؤاد» آمده و به معنای خرد و عقل است و از موضوع بحث ما خارج می باشد.
5. – ر. ک. به : تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج 17، ص 129- 128.
6. – رویان شناسی لانگمن، ص 382- 393.
7. – همان، ص 404.
8. – طب در قرآن، ص 9- 57.
9. – نوزاد بعد از 15 روز از تولد تاریکی و روشنایی را تشخیص می دهد.
10. – همان، ص 58- 57؛ ر. ک. به : پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، رضایی اصفهانی، ج 1، ص 537- 529.
11. – ر. ک. به : دانستنی های پزشکی، یزدی، ج1، ص 120- 119.
12. – Eustache.
13. – همان، ص 123- 122.
14. – همان.
15. – دانستنیهای پزشکی؛ همان، ص 170- 167.
16. – دانستنیهای پزشکی، همان، ص 551- 545.
17. – همان، ص 170.
18. – همان.
19. – کلیات پزشکی، زمانیان، ص 99- 102.
20. – همان.
21. – همان.
22. – همان.
23. – دانستنی های پزشکی، یزدی، ج1، ص 116.
24. – همان، ج 1، ص 525.
25. – دانش نامه پزشکی، پیتر وینگیت، معزی متین، ص727.
26. – مرگ و اسرار آن، فلاموریال، ترجمه از بهنام، ص 49.
27. – کلیات چشم پزشکی، دانیل، ترجمه از ارجمند، ص 514 – 512.
28. – سوره ی یوسف، آیه ی 84.
29. – سوره ی یوسف، آیه ی 93.
30. – المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ترجمه، ج 11، ص 363.
31. – طب در قرآن، دیاب و قرقوز، ص 63.
32. – سوره ی قیامت، آیات 3 و 4.
33. – ر. ک. به : نورالثقلین الحویزی العروسی، ذیل سوره قیامت، آیه 4.
34. – بر اساس سوره یس آیه 78 نیز یکی از منکران معاد همین اشکال را بر پیامبر کرد و خداوند در پاسخ فرمود: زنده کردن دوباره سخت تر از خلقت اولیه نیست.
35. – التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، ذیل ماده «بنان».
36. – ر. ک. به : تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ذیل آیه 4 سوره قیامت.
37. – طب در قرآن، ص 20- 21.
38. – ر. ک. به :دانستنی های پزشکی، یزدی، ص 109.
39. – برای آگاهی بیشتر ر. ک. به : الاعجاز فی القرآن، لبیب بیضوضی، ص 217- 219 (با اقتباس و تلخیص).
40. – کلیات پزشکی، زمانیان، ص 85.
41. – در سوره زمر آیه 23 به لرزش پوست به واسطه ترس، در سوره حج آیه 20 به سوزاندن پوست و ذوب کردن بدن و در سوره فصلت آیه 20 الی 22 به پوست به عنوان یکی از شاهدان روز قیامت اشاره شده است.
42. – سوره ی نساء، آیه ی 56.
43. – واژه «جلد» به معنی پوست بدن است. اعم از آنکه پوست انسان باشد یا حیوان در قرآن تازیانه را «جلد» می گویند، چون تازیانه به پوست بدن انسان برخورد می کند و بدن انسان احساس درد می نماید، مانند سوره نور، آیه 2: «الزانیه والزانی فاجلدوا کل واحد منها ماه جلده؛ به زن زنا دهنده و مرد زنا کار هر کدام صد تازیانه بزنید». (قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ذیل ماده «جلد»).
44. – حواس پنج گانه عبارتند از: حس لامسه، شامه (بویایی)، ذائقه (چشیدنی)، سامعه و حس تعادل (شنیدنی)، حس باصره (دیدنی).
45. – ر. ک. به : دانستنی های پزشکی، یزدی، ص 109و 110؛ کلیات پزشکی، زمانیان، ص 89- 85.
46. – دانش نامه پزشکی، پیتر، ص 111.
47. – دانستنی های پزشکی، یزدی، ص 173- 172.
48. – همان، ص 367و 399.
49. – زیر بشره پوست 5 تا 15 میلیون غده عرق وجود دارد که به وسیله تبخیر و تعریق، حرارت اضافه بدن را دفع می کند.
50. – کلیات پزشکی، زمانیان، ص 85.
51. – سوره ی کهف، آیه ی 18.
52. – طب در قرآن، دیاب و قرقوز، ص 62؛ برای آگاهی بیشتر ر. ک. به : کتابهای دانش نامه پزشکی، پیتر وینگیت، ص 599
منبع: رضایی حسن رضا/شگفتی های پزشکی در قرآن/قم: پژوهش های تفسیر و علوم قران 1387

مطالب مشابه