چرایی شیوع بد حجابي

چرایی شیوع بد حجابي

پرسش :

چرا بدحجابي بين زنان ايران شيوع پيدا كرده است و چرا توبة فرهنگي سخترين توبه ها است؟
پاسخ :
با سلام و احترام خدمت شما پرسشگر گرامي كه به دنبال رفع دغدغه هاي علمي به تلاش و كاوش فكري پرداخته و از رهگذر سؤال به شكوفايي انديشه خود ياري ميرسانيد.
از اينكه با مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه مكاتبه نموده ايد صميمانه تشكر ميكنيم، اميد آن كه تحقيق و پاسخ ارايه شده رهگشاي انديشه پويشگرتان باشد.
خواهر گرامي! ضمن تشكر و سپاس از اين كه سوالات خود را با در ميان گذاشتيد همين دو سوالي كه مطرح كرده ايد نشان دهندة روحية مذهبي شما است. در عصر كه انحرافات اخلاقي عده اي زيادي از جوانان را در ورطة سقوط قرار داده و فساد و بي بند و باري به اوج خود رسيده است، پرسش از “توبة فرهنگي” و “بد حجابي زنان” شخصيت معنوي و احساس مسئوليت شما را به نمايش مي گذارد. اميد است اين روحية مذهبي و احساس مسئوليت، هر چه بيشتر در وجود شما تقويت گردد و بتوانيد به سهم خود در هدايت جوانان به خصوص دختران نقش مؤثري ايفا كنيد. با اين مقدمة كوتاه اينك مي پردازيم به علل بدحجابي در جامعه و اينكه چگونه مي توان نقش و مسئوليت خود را انجام داد.
مسألة فحشاء و از جمله بدحجابي زنان از پديده هاي جديد اجتماعي نيست، بلكه از ديرباز اين عنصر ضد اخلاقي در جامعه وجود داشته است، لكن در سالهاي اخير و به ويژه سالهاي پس از دفاع مقدس به موازات تحولات اجتماعي و سرازير شدن انواع محصولات فرهنگي بيگانه و تساهل و تسامح در مقولات فرهنگي، بدحجابي ابعاد تازه اي به خود گرفته است.[1] در يك نگاه كلي، عوامل و زمينه هاي مؤثر بر رشد بدحجابي عبارتند از:

1. تضعيف باورها و اعتقادات مذهبي در جامعه؛
رفتار انسان محصول انديشه و بينش او است. در جامعه اسلامي بر هر فرد مسلمان بر اساس جهان بيني و باورهاي اعتقادي خويش عمل مي كند. حجاب نيز نماد و تبلور اعتقادات فردي است. هر اندازه افراد از نظر اعتقادي و مذهبي قويتر باشند، رفتارها، عملكردها و نوع پوشش و لباسشان نيز مطابق با اصول و معيارهاي مذهبي و ديني خواهد بود.
شواهد نشان مي دهد كه در سالهاي پس از انقلاب باورها و اعتقادات مذهبي در جامعه به ويژه در ميان نسل جوان و نوجوان كمرنگ شده است.[2] البته اين به معناي نفي گرايش هاي قوي مذهبي نيست، بلكه نشان دهندة افزايش بزهكاري در جامعه است.
تضعيف باورها و اعتقادات مذهبي خود معلول چندين عامل است. يكي از عوامل عمدة آن القاي اين تفكر است كه دين توانايي حلّ مشكلات بشر را در اين زمان ندارد.
اين تفكر انحرافي باعث شده است تا جوانان و نوجوانان، قوانين و احكام مذهبي را زير پا بگذارند و به انواع انحرافات اخلاقي از جمله بدحجابي و بي حجابي، رو آورند.

2. تهاجم فرهنگي دشمن
يكي از عوامل رواج بدحجابي و بي حجابي تهاجم فرهنگي غرب در جامعة ما است.[3] از آنجا كه در غرب و اروپا، معنويت و مذهب به حاشية زندگي خزيده است همة وجود زن براي استفاده هاي جنسي مطرح شده است. غرب با گريزان كردن دختران از چادر و حجاب كامل، در واقع بين آنان و ارزشهاي جامعه شان فاصله ايجاد كرده است. كشورهاي غربي به شيوه هاي مختلف اين ايده و تفكر را در جوامع اسلامي ترويج نموده تا حدودي موفق بوده اند.

3. گسترش روحية غربگرايي و غرب زدگي
علاوه بر تهاجم فرهنگي كه از برون مرزها اعمال مي شود، نوعي روحية غربگرايي و غرب زدگي در خود جوانان و نوجوانان نيز به چشم مي خورد. تلقي برخي افراد اين است كه اگر بخواهيم متمدن و پيشرفته شويم بايد در رفتار عملكرد، نوع و مدل لباس از غرب تقليد كنيم. در اين رويكرد، متمدن شدن به معناي غربي شدن و تقليد از الگوها و هنجارهاي غربي است؛ لذا برخي جوانان و نوجوانان كه از نظر اعتقادي و ديني باورهاي لازم را ندارند، تلاش مي كنند در نوع پوشش و لباس از غرب تقليد كنند.[4]

4. تقليد از الگوهاي غربي و خارجي
از ديگر عوامل و زمينه هاي رشد بدحجابي و بي حجابي در ميان جوانان و نوجوانان ناديده گرفتن الگوهاي خودي و روي آوري به الگوهاي بيگانه است. روشن ترين و صريحترين اظهار نظر در اين زمينه همان مصاحبه اي بود كه “اوشين” به عنوان الگوي زن امروز معرفي گرديد و شخصيت و مقام معنوي حضرت زهرا(س) به فراموشي سپرده شد. اين سخن باالصراحه به زبان يكي از دختران نسل امروز جاري شد، اما بازخواني ذهن و رفتار همه يا اكثريت كساني كه حجاب و مسايل اسلامي را مراعات نمي كنند، نشان دهندة همين نوع تفكر است.

5. خلأ فرهنگي در جامعه
يكي از مهمترين ريشه هاي ترويج بي حجابي و بدحجابي، پيدايش خلأ فرهنگي در جامعه است هيچ جامعه اي تا آمادگي نداشته باشد، از فرهنگ بيگانه تأثير نمي پذيرد. بنابراين تهاجم فرهنگي و وجود الگوهاي نامناسب به خودي خود كارساز نيست بلكه نياز به زمينة مساعد يعني خلأ فرهنگي و فكري دارد.[5]

6. ضعف و ناهماهنگي نهادهاي اجتماعي
هر يك از نهادهاي اجتماعي هم چون خانواده، مدرسه، نهاد دولت و… عهده دار مسئوليت و وظايف شخصي از كاركردهاي يك جامعه هستند. فرايند عملكرد اين نهادها و نيز تعامل و همسويي آن ها چگونگي حركت فرهنگي يك جامعه را مشخص مي كند. اگر هر يك از نهاد هاي اجتماعي وظايف خويش را به خوبي و در راستاي اهداف اسلامي انجام داده و گرايش دختران نوجوان را به حجاب و ديگر مسايل اسلامي تقويت كنند، بي حجابي و بدحجابي در جامعه پديدار نخواهد شد. آسيب پذيري زماني آغاز مي شود كه هر يك از نهادها يا وظايف خويش را انجام ندهند و يا همسو و هم راستا با اهداف كلي جامعه حركت نكنند در چنين شرايطي تهاجم فرهنگي و بي حجابي و بدحجابي در جامعه رواج خواهد يافت.
جامعة يكپارچه و آسيب ناپذير در برابر تهاجمات دشمنان، جامعه اي است كه بين نهادهاي اجتماعي آن پيوند عميق و گسست ناپذير وجود داشته باشد. جامعه اي كه به صورت يد واحده، با وحدت واقعي و همگاني در تمام صحنه هاي اجتماعي و فرهنگي شكل گرفته است نه تنها مرعوب و مقهور تهاجم بيگانگان نمي شود بلكه هم چون دژي مستحكم در مقابل تهاجم آنان پايداري مي كند. نمونة اين پاسداري را مي توان در دفاع مقدس در برابر تهاجم نظامي و اقتصادي بيگانگان به خوبي نظاره كرد. در آن زمان كه ارزش ها بر جامعه حاكم بود، انحرافات اخلاقي، بي حجابي و بدحجابي و استفاده از مدها و الگوهاي غربي در جامعه ديده نمي شد.
يگانه راه اصلاح انحرافات و به تعبير شما “توبة فرهنگي”، تقويت اعتقادات و باورهاي ديني و مذهبي افراد جامعه است. و اين وظيفه اي است سنگين كه به دوش اولياء، مربيان و اقشار مختلف جامعه نهاده شده است هر چند سالم سازي و پاكسازي محيط جامعه از افراد منحرف و ابزار و وسايل آلوده كننده و لباس هاي مد غربي، يك ضرورت است. ليكن بايد توجه داشت مصون سازي افراد در برابر هجوم بيگانگان از اهميت بيشتري برخوردار است. مصون سازي وابسته به خودآگاهي است. دختران بايد بگونه اي تربيت شوند كه آگاهانه و با اختيار كامل از آلودگي، گناه و بدحجابي پرهيز نمايند. به عنوان مثال، جمع آوري لباس هايي با طرح و آرم غربي كه هر كدام پيام هاي خاصي براي جوانان و نوجوانان دارد، در شرايط فعلي لازم و ضروري است. اما كافي نيست، بايد بذر ايمان و تقوا را در درون جان افراد بارور نمود تا با اراده و خودآگاهي كامل از انحرافات دوري كنند. و از طرفي بايد امر به معروف و نهي از منكر اين دو اصل در جامعه اجرا شود و در آخر بايد گفت اصلاح انحراف هميشه سخت تر است از خود فرايند انحراف است چرا كه انحراف و هوس راني خود سراشيبي است و نياز به زحمت ندارد انسان مهار (شناختي و …) خود را رها كند رفته است اما اصلاح سخت است و بايد موانع آن را برطرف كرد و سعي و زحمت مبارزه با طاغوت، تهاجم فرهنگي شيطان و هوس را چند برابر كرد.
منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. محمود اكبري، دختران پندها و هشدارها، انتشارات گلستان ادب، 1381.
2. سيد محمد حسين فضل الله، دريچه اي به دنياي جوانان، ترجمه عبدالهادي فقيهي زاده، نشر دادگستر، 1378.
3. سيد حسين تقوي، آسيب شناسي ديني فمينيسم، انتشارات فرهنگ منهاج، 1381.
قال علي ـ عليه السلام ـ
الهَوي هويّ الي اسفل؛[6] هواي نفس انسان را به پستي مي كشاند.
از اين حديث دانسته مي شود كه بسياري و باري ها برخواسته از هواي نفس است. چنانچه در روايتي ديگر از آن حضرت آمده است كه: الهوي مطيئة الفتن؛[7] هواي نفس زمينه ساز فتنه ها است. بنابراين بايد بكوشيم هواي نفس را با تقواي الهي مهار كنيم. تنها در اين صورت است كه زمينة سعادت و خوشبختي ما فراهم مي شود.

پي نوشت :

[1] . جمعي از نويسندگان، حجاب و آزادي، سازمان تبليغات اسلامي، ص 77ـ84.
[2] . محمد رضا طالبان، دينداري و بزهكاري در ميان جوانان، موسسه فرهنگي و هنر، تهران، 1380، ص 61-81. [3] . آيت الله محمد مهدي آصفي، دنياي اسلام و تهاجم فرهنگي غرب، دفتر تبليغات اسلامي، 1380، ص 27-39.
[4] . سيد مجتبي موسوي لاري، اسلام و سيماي تمدن غرب، دفتر انتشارات اسلامي، 1380، ص 75-94، آيت الله محمدمهدي آصفي، همان، ص 51.
[5] . مهدي نويد، فرهنگ و مقاومت فرهنگي، انتشارات فلق، 1374، ص 80-92.
[6] . غرر الحكم، ذيل واژه هوي.
[7] . همان.

مطالب مشابه