مسجد از دیدگاه قرآن و عترت

مسجد از دیدگاه قرآن و عترت

حسن دهقان

« إِنَّمَا  یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَ لَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُولئِكَ أَن یَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ»؛  مساجد خدا را تنها كسانى آباد مى‏كنند كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند و جز از خدا نترسند، امید است چنین گروهى ازهدایت یافتگان باشند.

حضور در مسجد از مصادیق مهم و اصلى عمارت و آباد نگه داشتن آن است، به‏گونه‏اى كه بدون آن، مسجد اساساً فاقد عمران و آبادى خواهد بود. از این رو، در روایات از مساجدى كه مسلمانان آن را رها كرده و در آن نماز نمى‏گزارند، به مسجد خراب تعبیر شده است.

در بررسى كلمات و بیانات قرآن كریم و نیز سنت در باره مسجد، نكته مهمى كه توجه انسان را به خود جلب مى‏كند، تأكید و تشویق

فوق‏العاده پیشوایان دین مبین اسلام بر رفت و آمد به مساجد و انس گرفتن با خانه خداست، تا آنجا كه فقهاى اسلام با استناد به همین تأكیدات فراوان گفته‏اند: در شرع مقدس اسلام، بسیار سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام است و بعد از آن،مسجد پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و بعد مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بیت‏المقدس و بعد از آن، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن، مسجد محله و بعد ازمسجد محله، مسجد بازار (مسلمانان) است.

مستند این‏گونه احكام و فتاوا، روایات فراوانى است كه پیشوایان دین ضمن بیان آثار و فواید رفت و آمد به مسجد، مخصوصاً به منظور

برپایى نمازهاى واجب روزانه ترغیب و تشویق نموده‏اند.

نوشتار حاضر با استفاده از منابع اصیل اسلامى به ده موضوع اصلى پرداخته است. امید آنكه خداوند متعال این جهد متواضع را قبول

درگاهش بفرماید.

مسجد، مركز ذكر و یاد الهى

قرآن كریم مى‏فرماید: «… وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْكَرُ فِیهَا اسْمُ  اللَّهِ كَثِیراً وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌ عَزِیزٌ»؛  و اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نكند، دیرها و صومعه‏ها و معابد یهود و نصارى و مساجدى كه نام خدا درآن بسیار برده مى‏شود، ویران مى‏گردد و خداوند كسانى را كه یارى او كنند (و از آیینش) دفاع كنند، یارى مى‏كند، خداوند قوى و شكست‏ناپذیر است.

در برخى از روایات، با تعبیرى لطیف از مسجد به‏عنوان بازارآخرت یاد شده، یعنى همان‏گونه كه بازار، محل خرید و فروش و مبادله كالا و متاع‏هاى دنیوى است، مسجد نیز محل كسب امور معنوى و اسبابى است كه در سراى آخرت داراى كاربرد و تأثیر مى‏باشد. در حدیثى ازحضرت رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل شده است: «المساجدُ سوقٌ من اسواقِ الآخرة قِراها المغفرةُ و تُحْفَتُها الجنّة»؛ مساجد، بازارى از بازارهاى آخرت است.

از كسانى كه به آن وارد مى‏شوند، با مغفرت پذیرایى مى‏شود و هدیه آنان بهشت است.

بیشترین اهتمام انسان مؤمن، متوجه تهیه و تأمین اسبابى است كه در سراى آخرت به آن نیاز دارد و شوق و انس وى به بازار آخرت

(مسجد) به مراتب بیش از علاقه او به بازارهاى دنیاست. بنابراین، مؤمنان باید در هنگام رفتن به مساجد، بر دیگران پیشى بگیرند و به هنگام خروج،دیرتر از همه مسجد را ترك گویند. به روایت ذیل در این زمینه توجهكنید: «عن ابى‏جعفر محمد بن على الباقر علیه‏السلام عن آبائه علیهم‏السلام، قال: قال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله لجبرئیل: أىُّ البقاعِ أحَبُّ إلى اللّه‏ تعالى؟ قال: المساجدُ و أحّبُ اهلها الى اللّه‏ اوّلُهم دخولاً الیها و آخرهُم خروجاً منها»؛ امام باقر علیه‏السلام از پدران خویش و آنان از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل مى‏كنند: آن حضرت از جبرئیل علیه‏السلام سؤال كرد: كدام مكان‏ها نزد خداوند محبوب‏تر است؟ جبرئیل عرض كرد:

مساجد، و دوست داشتنى‏ترین اهل مسجد نیز كسى است كه پیش از همه به مسجد داخل و پس از همه از مسجد خارج شود. پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

كدام مكان‏ها نزد خدا مبغوض‏ترین است؟ جبرئیل عرض كرد: بازارها و مبغوض‏ترین اهل آن نزد خداوند كسى است كه قبل از همه به بازار وارد و پس از همه از آن خارج مى‏شود.

در برخى از روایات، از آنان كه در رفتن به مسجد شتاب كرده و گوى سبقت را از دیگران مى‏برند، به عنوان پرچمدار بهشتیان، كه در

روز قیامت پیش از دیگران به بهشت وارد مى‏شوند، یاد شده است.

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله خطاب به ابوذر مى‏فرماید: «یا اباذر! طوبى لأصحاب الألْوِیَة یوم القیامة یحملونها فیسبقون الناس الى الجنّة، ألا (و) هم السابقون الى المساجدبالاسحار و غیرها»؛ اى ابوذر! خوشا به حال پرچم‏داران روز قیامت كه پرچم‏ها را به دوش گرفته و پیش از دیگران به بهشت وارد مى‏شوند.آنان همان كسانى هستند كه در سحرگاهان و دیگر اوقات در رفتن به مسجد بر دیگران پیشى مى‏گیرند.

تردد به مساجد، موجب پاك شدن از گناهان مى‏شود.

امام صادق علیه‏السلام فرمود: «علیكم باتیان المساجد، فانها بیوت اللّه‏ فى الارض،و من اتاها متطهراً طهّره اللّه‏ من ذنوبه و كنت زوّاره فأكثروا فیها من الصلاة و الدعا»؛ بر شما باد به رفتن مساجد؛ زیرا مساجد خانه‏هاى خدا در روى زمین هستند. هركس پاك و پاكیزه وارد مسجد شود، خداوند او را ازگناهانش پاك گرداند و در زمره زائران خود قلمدادش كند، پس درمساجد نماز و دعا بسیار بگزارید.

ثواب رفتن به سوى مسجد به منظور شركت در نماز جماعت

آن‏قدر زیاد است كه پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «من مشى الى مسجد یَطْلب فیه الجماعة كان له بكلّ خطوة سبعون الف حسنةٍ و یُرفعُ له من الدّرجات مثلُ ذلك و إن مات و هو على ذلك و كلّ اللّه‏ُ به سبعین الف ملكٍ یعودونه فى قبره و یؤنسونه فى وحدته و یستغفرون له حتى یبعث»؛ هر كس براى شركت در نماز جماعت به مسجدى رود، براى هر قدمى كه بر مى‏دارد، هفتاد هزار حسنه منظور شود و به همان اندازه درجاتش بالا رود و اگر در آن حال بمیرد، خداوند هفتاد هزار فرشته بگمارد كه در قبرش به عیادت او روند و انیس تنهایى او باشند و تا زمانى كه برانگیخته شود، برایش آمرزش طلبند.

باز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «كُلُّ جلوس فى المسجد لغوٌ الاثلاثةً، قراءة مصلّ او ذكر اللّه‏ او سائل عن علمٍ»؛ هر نشستنى در مسجد لغو و بیهوده است. مگر نشستن سه كس: نمازگزارى كه (قرآن) قرائت كند،كسى كه ذكر خدا بگوید و كسى كه به دنبال دانشى باشد».

شايسته نیست مسلمان از مسجدى عبور كند و در آن مسجد، نمازى نخواند، پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «لاتجعلوا المساجد طرقاً حتى تصلّوا فیها ركعتین»؛ مسجدها را گذرگاه خود قرار ندهید، مگر آنكه دو ركعت نماز در آن بخوانید.

و حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید: «من اختلف الى المسجد أصاب احدى الثمان: اخاً مستفاداً فى اللّه‏ او علماً مستطرفاً او آیة محكمة او رحمة منتظرة او كلمةً تردّه عن ردىً او یسمع كلمةً تدُلّه على هدى او یتركُ ذنباً خشیةً او حیاءً»؛

هر كس به مسجد رفت و آمد كند، به یكى از این هشت چیز دست یابد: برادر دینى سودمند یا دانشى جدید یا آیتى محكم و استوار یا رحمتى منتظره یا سخنى كه او را از هلاكت برهاند یا شنیدن جمله‏اى كه او را به راه راست هدایت كند یا آنكه گناهى را از ترس یا شرم ترك گوید.

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «لایرجع صاحب المسجد بأقلّ من إحدى ثلاثٍ: إمّا یدعو به یدخلُه اللّه‏ُ به الجنّة و إمّا دعاءٌ یدعو به لیصرف اللّه‏ُ به عنه بلاء الدنیا و إمّا اخٌ یستفیدهُ فى اللّه‏ عزّوجلّ»؛ ملازم مسجد، دست كم با یكى از این سه چیز به خانه‏اش بر مى‏گردد: یا دعایى كه به درگاه خدا مى‏كند و خدا با آن، او را به بهشت مى‏برد، یا دعایى كه به سبب آن خداوند بلاى دنیا را از او بر مى‏گرداند و یا برادرى كه در راه خداى عزّوجلّ از وجودش بهره‏مند مى‏شود.

جلوگیرى از یاد خدا در مسجد؛ بزرگترین ظلم قرآن كریم مى‏فرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ  أَنْ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا»؛ كیست ستمكارتر از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى كرد و سعى در ویرانى آن‏ها نمود؟

اينكه قرآن كریم مى‏فرماید: «كسى كه تلاش در تخریب و ویرانى مساجد (از یاد خدا در مساجد جلوگیرى) مى‏كند، ظالم‏ترین انسان است، به قرینه تقابل روشن مى‏شود كسى كه در عمران و آبادى مساجد تلاش مى‏كند، در بهترین وضعیت ایمانى به سر مى‏برد».

خرابى و ویرانى مسجد، منحصر به تخريب فيزيكى نیست كه مسجدى را خراب كنند و به جاى آن منزل یا مغازه بسازند، بلكه هر برنامه‏اى كه از رونق مسجد بكاهد، تلاش در ویرانى مسجد محسوب مى‏شود.

از این آیه شریفه، نتیجه مى‏گیریم ظالم‏ترین فرد، كسى است كه نه خود به مسجد مى‏رود و نه مى‏گذارد دیگران به مسجد روند یقیناً این‏گونه افراد یا منافق هستند یا مشرك یا كافر، چون از رونق انداختن مسجد ـ به علت تجمع مسلمانان در آن به منظور اتحاد، نیایش،تصمیم‏گیرى در راستاى اهداف دین مبین اسلام، بسیج نیروها و رفع مشكلات و منازعات و ایفا نمودن نقش محورى و مؤثر در جامعه اسلامى ـ آرمان پلید آنان را زودتر به منصه ظهور و عمل مى‏رساند.

هشدارهاى اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام، نقش مسجد را گوشزد نموده است. امام صادق علیه‏السلام فرمود: «شكتِ المساجدُ الى اللّه‏ تعالى الذین لایشهدونها من جیرانها فأوحى اللّه‏ عزّوجلّ الیها: و عزّتى و جلالى لاقبلْتُ لهم صلاةً واحدةً ولا اظهرتُ لهم فى الناس عدالةً ولا مالتهم رحمتى ولا جاورونى فى جنتّى»؛ مسجدها از حاضر نشدن همسایگان در خود به درگاه خداى تعالى شكایت كردند، خداوند عزّوجلّ به آن‏ها وحى فرمود: «به عزّت و جلالم سوگند! كه حتى یك نماز از آنان نپذیرم و عدالتى از آنان در میان مردم آشكار نكنم و رحمت من به آنان نرسد و همسایه من در بهشت نشوند».

در روایتى دیگر از آن حضرت نقل شده است: «ثلاثةٌ یشكون الى اللّه‏ عزّوجلّ: مسجدٌ خرابٌ لا یصلى فیه اهلُه و عالمٌ بین جهال و مصحفٌ معلّقٌ قد وقع علیه غبارٌ لا یقرأ منه»؛ سه چیز نزد خداى عزوجل، شكایت مى‏كنند:

مسجد خرابى كه اهالى آن در آن نماز نخوانند و دانشمندى كه در میان عدّه‏اى نادان قرار گرفته باشد و قرآنى كه در كنار طاقچه‏ها گذاشته شده و غبار رویش را گرفته باشد و كسى آن را نخواند.

لزوم انگیزه‏هاى صحیح در مسجدسازى

قرآن كریم مى‏فرماید: «… لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَن یَتَطَهَّرُوا وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَیْرٌ…»؛ …آن مسجدى كه از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‏تر است كه در آن (به عبادت) بایستى، در آن مردانى هستند كه دوست مى‏دارند پاكیزه باشند و خداوند پاكیزگان را دوست دارد. آیا كسى كه شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا كرده است، بهتر است یا…؟

مسجدسازى، عملى عبادى است و صرف ساختن بناى مسجد، بدون قصد قربت، مطلوب و مقبول درگاه الهى نیست. آیات و روایاتى كه از ساختن و تعمیر مساجد به عنوان فضیلتى بزرگ یاد كرده‏اند، ناظر به مساجدى است كه ساختن آن‏ها برخاسته از انگیزه‏هاى الهى باشد.

لازم است مسجد براساس تقوا و رضایت الهى بنا نهاده شود و اساساً در قاموس قرآن مجید آنچه كه قابلیت عروج و صعود به درگاه

الهى را داراست، همان تقوا و صاحبان آن، یعنى انسان‏هاى تقواپیشه است و نه صورت و ظاهر عمل. در روایات موجود (در كتب عامه و خاصه) تصریح شده كه ثواب مسجدسازى از آن كسانى است كه با انگیزه‏هاى سالم اقدام به ساختن مساجد مى‏نمایند.

نبى مكرم اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «مَن بنى مسجداً لیذكر اللّه‏ُ فیه بنى له بیتٌ فى الجنّه»؛ هر كس مسجدى را به قصد اینكه یاد خدا در آن بشود، بسازد، خانه‏اى در بهشت براى او ساخته مى‏شود.

در روایتى دیگر فرمود: «من بنى مسجداً للّه‏ بنى اللّه‏ُ له فى الجنّة مثلَهُ»؛

كسى كه مسجدى را براى خدا بنا نماید، خداوند خانه‏اى مانند آن در بهشت براى وى بنا خواهد نمود.

در برخى روایات، از اینكه مسجدسازى از حالت عبادى خارج شود و به عنوان عملى كه مایه فخر و مباهات افراد و جمعیت‏ها نسبت

به یكدیگر باشد، نهى شده است. پیامبر اكرم در مقام سرزنش و بیان انحراف امت و نشانه‏هاى برپایى قیامت مى‏فرماید: «لاتقوم السّاعةُ حتّى یتباهى الناسُ بالمساجد»؛ از نشانه‏هاى قیامت آن است كه مردم، مسجد را وسیله فخرفروشى قرار مى‏دهند.

اساسا در روایات از ساختن هر بنایى به غیر از مسجد هم،در صورتى كه با انگیزه فخر و مباهات باشد، نهى شده است. رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «… و من بنى بنیاناً ریاءً و سُمْعةً حَمَلهُ اللّه‏ُ یوم القیامة من الارض السّابقه و هو نارٌ یشتعل منه ثم یطوقُ فى عنقه و یلقى فى النار فلایحبسه شى‏ءٌ منها دون قعرها إلاّ أن یتوب. قیل: یا رسول اللّه‏! كیف یبنى ریاءً و سمعةً؟ فقال: یبنى فضلاً على ما یكفیه استطالهً‏به على جیرانه و مباهاة لإخوانه»؛

كسى كه بنایى را به منظور خودنمایى و به گوش دیگران رساندن بسازد،خداوند این بنا را تا زمین هفتم در حالى كه به صورت آتشى در گردن اوست، بر وى حمل مى‏كند و او را در آتش مى‏افكند. چیزى این شخص را از سقوط به قعر جهنم حفظ نمى‏كند، مگر اینكه توبه كند. عرض شد:

اى رسول خدا! از روى ریا و سمعه ساختن بنا به چیست؟ فرمود: اینكه انسان زاید بر نیاز خود و به قصد فخرفروشى بر همسایگان و مباهات نمودن به برادران خود، بنایى را بسازد.

اهمیت رعایت انگیزه‏هاى الهى و اغراض صحیح در مسجدسازى تا به آنجاست كه در برخى روایات، مساجدى كه از روى انگیزه‏هاى

ناسالم بنا شده، مورد نكوهش قرار گرفته‏اند. امام باقر علیه‏السلام در مورد بعضى از مساجد كوفه مى‏فرماید: «جُدِّدت اربعة مساجد بالكوفه فرحاً لقتل الحسین علیه‏السلام: مسجد الاشعث و مسجد جریر و مسجد سمّاك و مسجد شبث بن ربعىّ»؛ چهار مسجد در كوفه به انگیزه اظهار خوشحالى ازشهادت امام حسین علیه‏السلام، تجدید بنا شد: مسجد اشعث، مسجد جریر،مسجد سمّاك و مسجد شبث بن ربعى.

در روایت دیگرى از این مساجد كه نه تنها تجدید بناى آن با انگیزه‏اى ناسالم صورت گرفته، بلكه اساساً بنیان اولیه آن با هدف تضعیف

دین پى‏ریزى شده است، به مساجد ملعونه تعبیر شده  و ائمه علیهم‏السلام از نمازگزاردن در آن نهى نموده‏اند.

شرایط و ویژگى آبادكنندگان مساجد

از نظر اسلام، مسجد مركز عبادت و بندگى خدا و مركز اجتماع فرهنگى مسلمانان است، از این رو، هم متولیان مسجد باید افراد صالح شایسته و مؤمن باشند و هم برنامه‏هایى كه در مسجد اجرا مى‏شود باید سازنده، رشد دهنده و آموزنده باشد. بنابراین، معماران و آبادكنندگان مساجد باید اهل ایمان و تقوا و پرهیزكارى باشند، نه كسانى كه اعتقادى به خدا و قیامت ندارند. اهمیت مسجد به عنوان یك كانون حساس و مقدس، ایجاب مى‏كند تنها كسانى كه از قضایل برجسته و شرایطى خاص برخوردارند، به تعمیر آن همت گمارند.

قرآن كریم مى‏فرماید: «ما كان للمشركین ان یعمروا مساجد اللّه‏ شاهدین على انفسهم بالكفر اولئك حبطت اعمالهم و فى النار هم خالدون، انّما یعمر مساجد اللّه‏ من آمن باللّه‏ و الیوم الآخر و اقام الصّلوة و آتى الزكوة ولم یخش الا اللّه‏ فعسى اولئك ان یكونوا من المهتدین»؛ مشركین ـ در حالى كه خود بر كفر خويش گواهى مى‏دهند ـ شايسته آن نیستند كه مساجد خدا را آباد كنند. اعمال آن‏ها تباه و خود در آتش جاودانند. تنها كسانى مساجد خدا را آباد مى‏كنند كه به خداوند و روز قیامت ایمان داشته و نماز به پاى دارند

و زكات بدهند و تنها خشیت خداوند را در دل داشته باشند. چنین كسانى اميد است كه از هدایت یافتگان باشند.

از این آیات استفاده مى‏شود مشركان و بیگانگان از دین اسلام، حقى در آبادى و تعمیر مساجد ندارند. معماران و متولیان مساجد باید

داراى سه شرط باشند:

الف) از نظر اعتقادى، مؤمن به خدا و قیامت باشند.

ب) از جهت عملى، نماز را به پا دارند و اهل زكات باشند.

ج) از لحاظ روحى، شجاع و با صلابت باشند.

مشركان تا پیش از نزول این آیه، در تعمیر مسجدالحرام شركت جسته و با حضور خود در اطراف خانه خدا در ایام خاص و موسم حج

و یا پرداخت كمك‏هاى مالى، خانه خدا را رونق صورى و ظاهرى مى‏بخشیدند، ولى این آیه شریفه، آنان را از تعمیر مساجد الهى منع نمود و مرزبندى جدیدى را میان شرك و كفر با تعمیر مساجد اعلام مى‏كرد.

بنابراین، مى‏توان چنین نتیجه‏گیرى نمود كه تأكید قرآن مجید بر وجود اوصاف و شرایطى خاص براى آبادكنندگان مساجد، در حقیقت داراى دو جنبه فردى و اجتماعى است: از جنبه فردى، شرایط مذكور از آن رو اهمیت پیدا مى‏كند كه آباد كردن مسجد بدون آن ویژگى‏ها، عملى بى‏روح و پیكرى بى‏جان است كه در بارگاه ربوبى، بى‏ارزش است و عامل را نفع و ثمرى نخواهد بخشید. از بعد اجتماعى نیز از آنجا كه مسجد داراى نقش‏هاى مهم اجتماعى است، آبادكنندگان آن باید انسان‏هایى صالح و برگزیده باشند تا مسجد قادر به ایفاى نقش حیاتى خویش باشد.

در مورد كیفیت آباد كردن مساجد به روایتى از رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله،در پاسخ سؤال ابوذر در این خصوص، اشاره مى‏شود: «لا ترفع فیه الاصوات و لایخاض فیها بالباطل ولا یشترى فیها ولا یباع واترك اللّغو مادمت فیها فإن لم تفعل فلا تلومنَّ یوم القیامة الاّ نفسك»؛ در آن‏ها (مساجد) صدا بلند نشود، به سخنان و امور نادرست و بیهوده پرداخته نشود، در آن‏ها خرید و فروش صورت نگیرد و تا زمانى كه در مسجد هستى از كارهاى لغو و بیهوده دست بكش. اگر چنین نكنى، در روز قیامت نباید كسى جز خودت را ملامت كنى.

مسجد از دیدگاه قرآن و عترت

حسن دهقان

« إِنَّمَا  یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَ لَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُولئِكَ أَن یَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ»؛  مساجد خدا را تنها كسانى آباد مى‏كنند كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند و جز از خدا نترسند، امید است چنین گروهى ازهدایت یافتگان باشند.

حضور در مسجد از مصادیق مهم و اصلى عمارت و آباد نگه داشتن آن است، به‏گونه‏اى كه بدون آن، مسجد اساساً فاقد عمران و آبادى خواهد بود. از این رو، در روایات از مساجدى كه مسلمانان آن را رها كرده و در آن نماز نمى‏گزارند، به مسجد خراب تعبیر شده است.

در بررسى كلمات و بیانات قرآن كریم و نیز سنت در باره مسجد، نكته مهمى كه توجه انسان را به خود جلب مى‏كند، تأكید و تشویق

فوق‏العاده پیشوایان دین مبین اسلام بر رفت و آمد به مساجد و انس گرفتن با خانه خداست، تا آنجا كه فقهاى اسلام با استناد به همین تأكیدات فراوان گفته‏اند: در شرع مقدس اسلام، بسیار سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام است و بعد از آن،مسجد پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و بعد مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بیت‏المقدس و بعد از آن، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن، مسجد محله و بعد ازمسجد محله، مسجد بازار (مسلمانان) است.

مستند این‏گونه احكام و فتاوا، روایات فراوانى است كه پیشوایان دین ضمن بیان آثار و فواید رفت و آمد به مسجد، مخصوصاً به منظور

برپایى نمازهاى واجب روزانه ترغیب و تشویق نموده‏اند.

نوشتار حاضر با استفاده از منابع اصیل اسلامى به ده موضوع اصلى پرداخته است. امید آنكه خداوند متعال این جهد متواضع را قبول

درگاهش بفرماید.

مسجد مركز پرستش خالصانه

«… وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلاَ تَدْعُوا مَعَ  اللَّهِ أَحَداً»؛  و اینكه مساجد از آن خداست، پس هیچ‏كس را با خدا نخوانید. برخى گفته‏اند: یعنى «و لأنّ المساجد للّه‏ فلا تدعوا»، بنابراین، لام در لأنّ به لا تدعوا مى‏باشد؛

یعنى هیچ كس را با خدا در مسجدها نخوانید؛ زیرا مساجد مخصوص خدا و عبادت اوست.

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در حدیثى قدسى مى‏فرمایند: «قال اللّه‏ تبارك و تعالى: إنّ بیوتى فى الارض المساجدُ، تضیى‏ء لأهل السماء كما تضیى‏ء النجوم لأهل الأرض. الا طوبى لمن كانت المساجدُ بیوته. الا طوبى لعبد توضّأ فى بیته ثم زارنى فى بیتى. الا إنّ على المزور كرامة الزائر. الا بشّر المشائین فى الظلمات الى المساجد بالنّور الساطع یوم القیامة». خداوند متعال مى‏فرماید:

«خانه‏هاى من در زمین، همان مساجد است كه براى اهل آسمان مى‏درخشند، آن‏گونه كه ستارگان براى اهل زمین مى‏درخشند.

خوشا به حال آنان كه مساجد را خانه خویش قرار داده‏اند. خوشا به حال بنده‏اى كه در خانه خویش وضو مى‏گیرد، آنگاه مرا در خانه‏ام زیارت مى‏كند. آگاه باشید كه بر زیارت شونده لازم است كه زائر خویش را بزرگ شمرده و به وى احسان نماید. كسانى را كه در دل تاریكى شب به سوى مساجد؛ گام بر مى‏دارند، به نورى درخشان در روز قیامت بشارت دهید».

همان گونه كه ملاحظه مى‏شود، در این حدیث قدسى، از انسانى كه به مسجد رفت و آمد دارد به زائر خدا تعبیر شده كه حق تعالى را در خانه او زیارت مى‏كند. بنابراین، مسجد، یعنى محل زیارت خداوند متعال مكانى كه انسان با انجام عبادات خالصانه خویش در آن، در اوج تقرب به حق تعالى قرار مى‏گیرد و ملكوت این عبادت و حضور خالصانه درمسجد به صورت نورى درخشان در تاریكى‏هاى عالم قیامت، براى او جلوه‏گر خواهد شد. تشبیه مساجد به ستاره‏هاى درخشان آسمان نیز اشاره به همین معناست.

ممكن است این تشبیه اشاره به این معنا داشته باشد كه همان‏گونه كه ستاره‏ها در دل تاریكى شب، مایه زینت آسمان و نیز وسیله‏اى براى راهیابى و هدایت كسانى هستند كه در دریاها و یا بیابان‏ها، راه خویش را گم كرده‏اند، مساجد نیز مایه زینت عالم خاك و انوار هدایتى هستند كه انسان‏هاى خداجو باید مسیر هدایت و راه سعادت خویش را از این مراكزمبارك بیابند. شاید نبى مكرم اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهاز همین معنا خبر داده است،

آنگاه كه فرمود: «المساجد انوار اللّه‏»؛ مساجد، انوار الهى هستند.

«قال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله لابى ذرّ: یا اباذر، ان اللّه‏ تعالى یعطیك مادُمْتَ جالساً فى المسجد بكلّ نَفَسٍ تَنَفَّسْتَ درجةً فى الجنّة و تصلّى علیك الملائكةُ،و تُكْتَبُ لك بكُلّ نَفَسٍ تَنَفَّسْت فیه عشرُ حسنات و تُمْحى عنك عشرُ سیّئاتٍ»؛

پیامبر خدا به ابوذر فرمود: اى ابوذر! تا زمانى كه در مسجد نشسته‏اى،خداى تعالى به تعداد هر نفسى كه مى‏كشى یك درجه در بهشت به تو مى‏دهد و فرشتگان بر تو درود مى‏فرستند و براى هر نفسى كه در مسجدمى‏كشى، ده حسنه برایت نوشته مى‏شود و ده گناه از تو پاك مى‏گردد.

«قال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: الجلوس فى المسجد لانتظاره الصلاة، عبادةً مالم یُحْدث. قیل: یا رسول اللّه‏! و مالحدث؟ قال الاغتیاب»؛ حضرت نیز مى‏فرماید:

نشستن در مسجد به انتظار نماز، عبادت است مادام كه حدثى سرنزده باشد. عرض شد: یا رسول اللّه‏! حدث چیست؟ فرمود: غیبت كردن.

امام صادق علیه‏السلام طى حدیثى طولانى، آداب مراقبت در مسجدها رااین‏گونه بیان مى‏فرماید: هرگاه به درِ مسجد رسیدى بدان كه تو به آستان خانه پادشاهى بزرگ و پرشكوه آمده‏اى كه جز پاكان بر بساط او قدم نگذارند و اجازه نشستن در مجلس او جز به صدیقان داده نشود، وانگهى تو بر بساط خدمتگزارى و چاكرى پادشاه قدم گذاشته‏اى. پس اگراز هیبت و شكوه پادشاه غافل مانى، خطرى بزرگ تو را تهدید مى‏كند،خواه به عدالت و یا با فضل و كرمش، مى‏تواند.

در پیشگاه او به ناتوانى و تقصیر و درویشى خود اعتراف كن؛زیرا كه تو براى پرستش و همدمى با او آمده‏اى. رازهایت را با او در میان

نه و بدان كه اسرار درون خلایق، همگى یا آشكارشان بر او پوشیده نیست. در برابر او همچون درویش‏ترین بندگان باش و دلت را از هر علقه و دل مشغولى كه حجاب میان تو و پروردگارت شود، خالى كن؛ زیرا كه او جز پاك‏ترین و خالص‏ترین را نمى‏پذیرد و بنگر كه از كدام دیوان نامت بیرون مى‏آید، اگر حلاوت مناجات با او و لذت گفتگو با وى را چشیدى و بر اثر رویكرد او به تو و اجابتش، جام رحمت و كرامت او را سركشیدى، هر آینه لایق چاكرى و خدمتگزارى او شده‏اى، اینك به مسجددرآى كه در امن و امان خواهى بود.

مسجد، مركز ذكر و یاد الهى

قرآن كریم مى‏فرماید: «… وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْكَرُ فِیهَا اسْمُ  اللَّهِ كَثِیراً وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌ عَزِیزٌ»؛  و اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نكند، دیرها و صومعه‏ها و معابد یهود و نصارى و مساجدى كه نام خدا درآن بسیار برده مى‏شود، ویران مى‏گردد و خداوند كسانى را كه یارى او كنند (و از آیینش) دفاع كنند، یارى مى‏كند، خداوند قوى و شكست‏ناپذیر است.

در برخى از روایات، با تعبیرى لطیف از مسجد به‏عنوان بازارآخرت یاد شده، یعنى همان‏گونه كه بازار، محل خرید و فروش و مبادله كالا و متاع‏هاى دنیوى است، مسجد نیز محل كسب امور معنوى و اسبابى است كه در سراى آخرت داراى كاربرد و تأثیر مى‏باشد. در حدیثى ازحضرت رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل شده است: «المساجدُ سوقٌ من اسواقِ الآخرة قِراها المغفرةُ و تُحْفَتُها الجنّة»؛ مساجد، بازارى از بازارهاى آخرت است.

از كسانى كه به آن وارد مى‏شوند، با مغفرت پذیرایى مى‏شود و هدیه آنان بهشت است.

بیشترین اهتمام انسان مؤمن، متوجه تهیه و تأمین اسبابى است كه در سراى آخرت به آن نیاز دارد و شوق و انس وى به بازار آخرت

(مسجد) به مراتب بیش از علاقه او به بازارهاى دنیاست. بنابراین، مؤمنان باید در هنگام رفتن به مساجد، بر دیگران پیشى بگیرند و به هنگام خروج،دیرتر از همه مسجد را ترك گویند. به روایت ذیل در این زمینه توجهكنید: «عن ابى‏جعفر محمد بن على الباقر علیه‏السلام عن آبائه علیهم‏السلام، قال: قال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله لجبرئیل: أىُّ البقاعِ أحَبُّ إلى اللّه‏ تعالى؟ قال: المساجدُ و أحّبُ اهلها الى اللّه‏ اوّلُهم دخولاً الیها و آخرهُم خروجاً منها»؛ امام باقر علیه‏السلام از پدران خویش و آنان از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل مى‏كنند: آن حضرت از جبرئیل علیه‏السلام سؤال كرد: كدام مكان‏ها نزد خداوند محبوب‏تر است؟ جبرئیل عرض كرد:

مساجد، و دوست داشتنى‏ترین اهل مسجد نیز كسى است كه پیش از همه به مسجد داخل و پس از همه از مسجد خارج شود. پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

كدام مكان‏ها نزد خدا مبغوض‏ترین است؟ جبرئیل عرض كرد: بازارها و مبغوض‏ترین اهل آن نزد خداوند كسى است كه قبل از همه به بازار وارد و پس از همه از آن خارج مى‏شود.

در برخى از روایات، از آنان كه در رفتن به مسجد شتاب كرده و گوى سبقت را از دیگران مى‏برند، به عنوان پرچمدار بهشتیان، كه در

روز قیامت پیش از دیگران به بهشت وارد مى‏شوند، یاد شده است.

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله خطاب به ابوذر مى‏فرماید: «یا اباذر! طوبى لأصحاب الألْوِیَة یوم القیامة یحملونها فیسبقون الناس الى الجنّة، ألا (و) هم السابقون الى المساجدبالاسحار و غیرها»؛ اى ابوذر! خوشا به حال پرچم‏داران روز قیامت كه پرچم‏ها را به دوش گرفته و پیش از دیگران به بهشت وارد مى‏شوند.آنان همان كسانى هستند كه در سحرگاهان و دیگر اوقات در رفتن به مسجد بر دیگران پیشى مى‏گیرند.

تردد به مساجد، موجب پاك شدن از گناهان مى‏شود.

امام صادق علیه‏السلام فرمود: «علیكم باتیان المساجد، فانها بیوت اللّه‏ فى الارض،و من اتاها متطهراً طهّره اللّه‏ من ذنوبه و كنت زوّاره فأكثروا فیها من الصلاة و الدعا»؛ بر شما باد به رفتن مساجد؛ زیرا مساجد خانه‏هاى خدا در روى زمین هستند. هركس پاك و پاكیزه وارد مسجد شود، خداوند او را ازگناهانش پاك گرداند و در زمره زائران خود قلمدادش كند، پس درمساجد نماز و دعا بسیار بگزارید.

ثواب رفتن به سوى مسجد به منظور شركت در نماز جماعت

آن‏قدر زیاد است كه پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «من مشى الى مسجد یَطْلب فیه الجماعة كان له بكلّ خطوة سبعون الف حسنةٍ و یُرفعُ له من الدّرجات مثلُ ذلك و إن مات و هو على ذلك و كلّ اللّه‏ُ به سبعین الف ملكٍ یعودونه فى قبره و یؤنسونه فى وحدته و یستغفرون له حتى یبعث»؛ هر كس براى شركت در نماز جماعت به مسجدى رود، براى هر قدمى كه بر مى‏دارد، هفتاد هزار حسنه منظور شود و به همان اندازه درجاتش بالا رود و اگر در آن حال بمیرد، خداوند هفتاد هزار فرشته بگمارد كه در قبرش به عیادت او روند و انیس تنهایى او باشند و تا زمانى كه برانگیخته شود، برایش آمرزش طلبند.

باز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «كُلُّ جلوس فى المسجد لغوٌ الاثلاثةً، قراءة مصلّ او ذكر اللّه‏ او سائل عن علمٍ»؛ هر نشستنى در مسجد لغو و بیهوده است. مگر نشستن سه كس: نمازگزارى كه (قرآن) قرائت كند،كسى كه ذكر خدا بگوید و كسى كه به دنبال دانشى باشد».

شايسته نیست مسلمان از مسجدى عبور كند و در آن مسجد، نمازى نخواند، پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «لاتجعلوا المساجد طرقاً حتى تصلّوا فیها ركعتین»؛ مسجدها را گذرگاه خود قرار ندهید، مگر آنكه دو ركعت نماز در آن بخوانید.

و حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید: «من اختلف الى المسجد أصاب احدى الثمان: اخاً مستفاداً فى اللّه‏ او علماً مستطرفاً او آیة محكمة او رحمة منتظرة او كلمةً تردّه عن ردىً او یسمع كلمةً تدُلّه على هدى او یتركُ ذنباً خشیةً او حیاءً»؛

هر كس به مسجد رفت و آمد كند، به یكى از این هشت چیز دست یابد: برادر دینى سودمند یا دانشى جدید یا آیتى محكم و استوار یا رحمتى منتظره یا سخنى كه او را از هلاكت برهاند یا شنیدن جمله‏اى كه او را به راه راست هدایت كند یا آنكه گناهى را از ترس یا شرم ترك گوید.

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «لایرجع صاحب المسجد بأقلّ من إحدى ثلاثٍ: إمّا یدعو به یدخلُه اللّه‏ُ به الجنّة و إمّا دعاءٌ یدعو به لیصرف اللّه‏ُ به عنه بلاء الدنیا و إمّا اخٌ یستفیدهُ فى اللّه‏ عزّوجلّ»؛ ملازم مسجد، دست كم با یكى از این سه چیز به خانه‏اش بر مى‏گردد: یا دعایى كه به درگاه خدا مى‏كند و خدا با آن، او را به بهشت مى‏برد، یا دعایى كه به سبب آن خداوند بلاى دنیا را از او بر مى‏گرداند و یا برادرى كه در راه خداى عزّوجلّ از وجودش بهره‏مند مى‏شود.

جلوگیرى از یاد خدا در مسجد؛ بزرگترین ظلم قرآن كریم مى‏فرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ  أَنْ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا»؛ كیست ستمكارتر از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى كرد و سعى در ویرانى آن‏ها نمود؟

اينكه قرآن كریم مى‏فرماید: «كسى كه تلاش در تخریب و ویرانى مساجد (از یاد خدا در مساجد جلوگیرى) مى‏كند، ظالم‏ترین انسان است، به قرینه تقابل روشن مى‏شود كسى كه در عمران و آبادى مساجد تلاش مى‏كند، در بهترین وضعیت ایمانى به سر مى‏برد».

خرابى و ویرانى مسجد، منحصر به تخريب فيزيكى نیست كه مسجدى را خراب كنند و به جاى آن منزل یا مغازه بسازند، بلكه هر برنامه‏اى كه از رونق مسجد بكاهد، تلاش در ویرانى مسجد محسوب مى‏شود.

از این آیه شریفه، نتیجه مى‏گیریم ظالم‏ترین فرد، كسى است كه نه خود به مسجد مى‏رود و نه مى‏گذارد دیگران به مسجد روند یقیناً این‏گونه افراد یا منافق هستند یا مشرك یا كافر، چون از رونق انداختن مسجد ـ به علت تجمع مسلمانان در آن به منظور اتحاد، نیایش،تصمیم‏گیرى در راستاى اهداف دین مبین اسلام، بسیج نیروها و رفع مشكلات و منازعات و ایفا نمودن نقش محورى و مؤثر در جامعه اسلامى ـ آرمان پلید آنان را زودتر به منصه ظهور و عمل مى‏رساند.

هشدارهاى اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام، نقش مسجد را گوشزد نموده است. امام صادق علیه‏السلام فرمود: «شكتِ المساجدُ الى اللّه‏ تعالى الذین لایشهدونها من جیرانها فأوحى اللّه‏ عزّوجلّ الیها: و عزّتى و جلالى لاقبلْتُ لهم صلاةً واحدةً ولا اظهرتُ لهم فى الناس عدالةً ولا مالتهم رحمتى ولا جاورونى فى جنتّى»؛ مسجدها از حاضر نشدن همسایگان در خود به درگاه خداى تعالى شكایت كردند، خداوند عزّوجلّ به آن‏ها وحى فرمود: «به عزّت و جلالم سوگند! كه حتى یك نماز از آنان نپذیرم و عدالتى از آنان در میان مردم آشكار نكنم و رحمت من به آنان نرسد و همسایه من در بهشت نشوند».

در روایتى دیگر از آن حضرت نقل شده است: «ثلاثةٌ یشكون الى اللّه‏ عزّوجلّ: مسجدٌ خرابٌ لا یصلى فیه اهلُه و عالمٌ بین جهال و مصحفٌ معلّقٌ قد وقع علیه غبارٌ لا یقرأ منه»؛ سه چیز نزد خداى عزوجل، شكایت مى‏كنند:

مسجد خرابى كه اهالى آن در آن نماز نخوانند و دانشمندى كه در میان عدّه‏اى نادان قرار گرفته باشد و قرآنى كه در كنار طاقچه‏ها گذاشته شده و غبار رویش را گرفته باشد و كسى آن را نخواند.

لزوم انگیزه‏هاى صحیح در مسجدسازى

قرآن كریم مى‏فرماید: «… لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَن یَتَطَهَّرُوا وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَیْرٌ…»؛ …آن مسجدى كه از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‏تر است كه در آن (به عبادت) بایستى، در آن مردانى هستند كه دوست مى‏دارند پاكیزه باشند و خداوند پاكیزگان را دوست دارد. آیا كسى كه شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا كرده است، بهتر است یا…؟

مسجدسازى، عملى عبادى است و صرف ساختن بناى مسجد، بدون قصد قربت، مطلوب و مقبول درگاه الهى نیست. آیات و روایاتى كه از ساختن و تعمیر مساجد به عنوان فضیلتى بزرگ یاد كرده‏اند، ناظر به مساجدى است كه ساختن آن‏ها برخاسته از انگیزه‏هاى الهى باشد.

لازم است مسجد براساس تقوا و رضایت الهى بنا نهاده شود و اساساً در قاموس قرآن مجید آنچه كه قابلیت عروج و صعود به درگاه

الهى را داراست، همان تقوا و صاحبان آن، یعنى انسان‏هاى تقواپیشه است و نه صورت و ظاهر عمل. در روایات موجود (در كتب عامه و خاصه) تصریح شده كه ثواب مسجدسازى از آن كسانى است كه با انگیزه‏هاى سالم اقدام به ساختن مساجد مى‏نمایند.

نبى مكرم اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «مَن بنى مسجداً لیذكر اللّه‏ُ فیه بنى له بیتٌ فى الجنّه»؛ هر كس مسجدى را به قصد اینكه یاد خدا در آن بشود، بسازد، خانه‏اى در بهشت براى او ساخته مى‏شود.

در روایتى دیگر فرمود: «من بنى مسجداً للّه‏ بنى اللّه‏ُ له فى الجنّة مثلَهُ»؛

كسى كه مسجدى را براى خدا بنا نماید، خداوند خانه‏اى مانند آن در بهشت براى وى بنا خواهد نمود.

در برخى روایات، از اینكه مسجدسازى از حالت عبادى خارج شود و به عنوان عملى كه مایه فخر و مباهات افراد و جمعیت‏ها نسبت

به یكدیگر باشد، نهى شده است. پیامبر اكرم در مقام سرزنش و بیان انحراف امت و نشانه‏هاى برپایى قیامت مى‏فرماید: «لاتقوم السّاعةُ حتّى یتباهى الناسُ بالمساجد»؛ از نشانه‏هاى قیامت آن است كه مردم، مسجد را وسیله فخرفروشى قرار مى‏دهند.

اساسا در روایات از ساختن هر بنایى به غیر از مسجد هم،در صورتى كه با انگیزه فخر و مباهات باشد، نهى شده است. رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «… و من بنى بنیاناً ریاءً و سُمْعةً حَمَلهُ اللّه‏ُ یوم القیامة من الارض السّابقه و هو نارٌ یشتعل منه ثم یطوقُ فى عنقه و یلقى فى النار فلایحبسه شى‏ءٌ منها دون قعرها إلاّ أن یتوب. قیل: یا رسول اللّه‏! كیف یبنى ریاءً و سمعةً؟ فقال: یبنى فضلاً على ما یكفیه استطالهً‏به على جیرانه و مباهاة لإخوانه»؛

كسى كه بنایى را به منظور خودنمایى و به گوش دیگران رساندن بسازد،خداوند این بنا را تا زمین هفتم در حالى كه به صورت آتشى در گردن اوست، بر وى حمل مى‏كند و او را در آتش مى‏افكند. چیزى این شخص را از سقوط به قعر جهنم حفظ نمى‏كند، مگر اینكه توبه كند. عرض شد:

اى رسول خدا! از روى ریا و سمعه ساختن بنا به چیست؟ فرمود: اینكه انسان زاید بر نیاز خود و به قصد فخرفروشى بر همسایگان و مباهات نمودن به برادران خود، بنایى را بسازد.

اهمیت رعایت انگیزه‏هاى الهى و اغراض صحیح در مسجدسازى تا به آنجاست كه در برخى روایات، مساجدى كه از روى انگیزه‏هاى

ناسالم بنا شده، مورد نكوهش قرار گرفته‏اند. امام باقر علیه‏السلام در مورد بعضى از مساجد كوفه مى‏فرماید: «جُدِّدت اربعة مساجد بالكوفه فرحاً لقتل الحسین علیه‏السلام: مسجد الاشعث و مسجد جریر و مسجد سمّاك و مسجد شبث بن ربعىّ»؛ چهار مسجد در كوفه به انگیزه اظهار خوشحالى ازشهادت امام حسین علیه‏السلام، تجدید بنا شد: مسجد اشعث، مسجد جریر،مسجد سمّاك و مسجد شبث بن ربعى.

در روایت دیگرى از این مساجد كه نه تنها تجدید بناى آن با انگیزه‏اى ناسالم صورت گرفته، بلكه اساساً بنیان اولیه آن با هدف تضعیف

دین پى‏ریزى شده است، به مساجد ملعونه تعبیر شده  و ائمه علیهم‏السلام از نمازگزاردن در آن نهى نموده‏اند.

شرایط و ویژگى آبادكنندگان مساجد

از نظر اسلام، مسجد مركز عبادت و بندگى خدا و مركز اجتماع فرهنگى مسلمانان است، از این رو، هم متولیان مسجد باید افراد صالح شایسته و مؤمن باشند و هم برنامه‏هایى كه در مسجد اجرا مى‏شود باید سازنده، رشد دهنده و آموزنده باشد. بنابراین، معماران و آبادكنندگان مساجد باید اهل ایمان و تقوا و پرهیزكارى باشند، نه كسانى كه اعتقادى به خدا و قیامت ندارند. اهمیت مسجد به عنوان یك كانون حساس و مقدس، ایجاب مى‏كند تنها كسانى كه از قضایل برجسته و شرایطى خاص برخوردارند، به تعمیر آن همت گمارند.

قرآن كریم مى‏فرماید: «ما كان للمشركین ان یعمروا مساجد اللّه‏ شاهدین على انفسهم بالكفر اولئك حبطت اعمالهم و فى النار هم خالدون، انّما یعمر مساجد اللّه‏ من آمن باللّه‏ و الیوم الآخر و اقام الصّلوة و آتى الزكوة ولم یخش الا اللّه‏ فعسى اولئك ان یكونوا من المهتدین»؛ مشركین ـ در حالى كه خود بر كفر خويش گواهى مى‏دهند ـ شايسته آن نیستند كه مساجد خدا را آباد كنند. اعمال آن‏ها تباه و خود در آتش جاودانند. تنها كسانى مساجد خدا را آباد مى‏كنند كه به خداوند و روز قیامت ایمان داشته و نماز به پاى دارند

و زكات بدهند و تنها خشیت خداوند را در دل داشته باشند. چنین كسانى اميد است كه از هدایت یافتگان باشند.

از این آیات استفاده مى‏شود مشركان و بیگانگان از دین اسلام، حقى در آبادى و تعمیر مساجد ندارند. معماران و متولیان مساجد باید

داراى سه شرط باشند:

الف) از نظر اعتقادى، مؤمن به خدا و قیامت باشند.

ب) از جهت عملى، نماز را به پا دارند و اهل زكات باشند.

ج) از لحاظ روحى، شجاع و با صلابت باشند.

مشركان تا پیش از نزول این آیه، در تعمیر مسجدالحرام شركت جسته و با حضور خود در اطراف خانه خدا در ایام خاص و موسم حج

و یا پرداخت كمك‏هاى مالى، خانه خدا را رونق صورى و ظاهرى مى‏بخشیدند، ولى این آیه شریفه، آنان را از تعمیر مساجد الهى منع نمود و مرزبندى جدیدى را میان شرك و كفر با تعمیر مساجد اعلام مى‏كرد.

بنابراین، مى‏توان چنین نتیجه‏گیرى نمود كه تأكید قرآن مجید بر وجود اوصاف و شرایطى خاص براى آبادكنندگان مساجد، در حقیقت داراى دو جنبه فردى و اجتماعى است: از جنبه فردى، شرایط مذكور از آن رو اهمیت پیدا مى‏كند كه آباد كردن مسجد بدون آن ویژگى‏ها، عملى بى‏روح و پیكرى بى‏جان است كه در بارگاه ربوبى، بى‏ارزش است و عامل را نفع و ثمرى نخواهد بخشید. از بعد اجتماعى نیز از آنجا كه مسجد داراى نقش‏هاى مهم اجتماعى است، آبادكنندگان آن باید انسان‏هایى صالح و برگزیده باشند تا مسجد قادر به ایفاى نقش حیاتى خویش باشد.

در مورد كیفیت آباد كردن مساجد به روایتى از رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله،در پاسخ سؤال ابوذر در این خصوص، اشاره مى‏شود: «لا ترفع فیه الاصوات و لایخاض فیها بالباطل ولا یشترى فیها ولا یباع واترك اللّغو مادمت فیها فإن لم تفعل فلا تلومنَّ یوم القیامة الاّ نفسك»؛ در آن‏ها (مساجد) صدا بلند نشود، به سخنان و امور نادرست و بیهوده پرداخته نشود، در آن‏ها خرید و فروش صورت نگیرد و تا زمانى كه در مسجد هستى از كارهاى لغو و بیهوده دست بكش. اگر چنین نكنى، در روز قیامت نباید كسى جز خودت را ملامت كنى.

متقین، سرپرستان مساجد

با قطع نظر از آیات 17 و 18 سوره توبه، مى‏توان گفت: قرآن كریم در جاى دیگرى با بیانى موجز و مختصر، شرایط لازم را براى متولیان مساجد ذكر نموده: «وَ مَا لَهُمْ أَلاَّ یُعَذِّبَهُمُ اللّهُ  وَهُمْ یَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِیَاءَهُ إِنْ أَوْلِیاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ»؛

چرا خداوند كفار و مشركان را عذاب نكند؟ در حالى كه آنان با وجودى كه سرپرست و متولى مسجدالحرام نیستند، راه آنان را بر بندگان خدا بسته و مانع از ورود مؤمنان به مسجدالحرام مى‏شوند؟ سرپرستى مسجدالحرام تنها از آنِ انسان‏هاى متّقى است، ولى بیشتر آن‏ها این را نمى‏دانند.

از آنجا كه با وجود تقوا، كلیه اوصاف و شرایطى كه در آیه 18 سوره توبه ذكر شده، حاصل خواهد بود، مى‏توان گفت: این آیه، شرایط لازم براى متولیان مساجد را ذكر نموده است. امّا توّهم اینكه لزوم تقوا تنها در مورد متولیان مسجدالحرام شرط است، پندارى نادرست مى‏باشد؛ زیرا هر مسجد دیگرى نیز به دلیل آنكه خانه خدا و محل تقوا و عبادت و كانون هدایت است، متولیانى تقواپیشه را مى‏طلبد و تفاوت مسجدالحرام و دیگر مساجد از این جهت تنها به شدت و ضعف است؛

یعنى اهمیت ویژه و موقعیت مسجدالحرام اقتضا مى‏كند كه متولیان و گردانندگان آن از مرتبه والایى از تقواى الهى برخوردار باشند.

لزوم پیش‏بینى چنین شرایطى براى متولیان مسجد، تا حد زیادى به نقش حیاتى و حساس كه یك مسجد باید در جامعه اسلامى ایفا نماید، مربوط مى‏شود. اگر مسجدى بخواهد حقیقتاً مركز عبادت و بندگى خداوند متعال و پایگاه جهاد فكرى و كانون تعلیم و تعلم معارف اسلامى  باشد و به هنگام جنگ و بروز خطرات براى جامعه اسلامى، پایگاه تجمع رزمندگان و محل تقویت و پشتیبانى نیروهاى جهادگر و در عین حال، مظهر تبلور وحدت جامعه اسلامى باشد، بسیار طبیعى است كه باید ازمتولیان و گردانندگان مؤمن، موحّد و خداجو برخوردار باشد؛انسان‏هایى كه شعائر الهى را به پاى داشته و در بجا آوردن واجبات دینى خویش كوشا و در یك كلام متقى و پرواپیشه باشند.

در طول دوران قبل و بعد از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران نیز آشكارا مشاهده شد مساجدى كه داراى متولیان و گردانندگانى صالح

و شایسته بودند، توانستند به خوبى نقش اصیل خویش را در جامعه اسلامى ایفا نمایند.

حرمت نماز خواندن در مساجد منافقان

قرآن كریم مى‏فرماید: «وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرَاراً وَكُفْراً وَتَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَاداً لِمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ لاَتَقُمْ فِیهِ أَبَداً…»؛

و كسانى كه مسجدى ساختندبراى زیان به مسلمانان، و تقویت كفر و تفرقه‏افكنى میان مؤمنان و كمینگاه براى كسى كه از پیش باخدا و پیامبرش مبارزه كرده بود، آن‏ها سوگند یاد مى‏كنند كه جز نیكى و خدمت چیزى نداشته‏ایم،اما خداوند گواهى مى‏دهد كه آن‏ها دروغگو هستند، هرگز در آن (مسجد) به عبادت نایست!

اسلام از نمازگزاردن در مساجدى كه با هدف تضعیف دین بنا شده است، نهى نموده و از اینكه خداوند متعال، رسول اكرم  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را ازنمازگزاردن در مسجدى كه از ابتدا بر بنیان تقوا، پى‏ریزى شده فرمان مى‏دهد، روشن مى‏شود كه نمازگزار نیز باید توجه كند كه در چه مسجدى نماز مى‏گزارد و همراه با پرهیز از وسوسه‏هاى شیطانى و دقت‏هاى نابجا،مواظب باشد كه نماز خواندن او در برخى مساجد، به‏گونه‏اى رونق بخشیدن به جمع دشمنان نباشد.

در مجمع البیان در تفسیر آیه «وارصاداً لمن حارب اللّه‏ و رسوله من قبل» آمده است: یعنى آن مسجد (مسجد ضرار) را براى بازگشت ابوعامرراهب ساخته و آماده كرده بودند. ابوعامر همان كسى است كه قبلاً با خدا و رسولش جنگیده بود. داستانش چنین است كه وى در جاهلیت جامه پشمى پوشیده و رهبانیت پیش گرفته بود، اما وقتى پیامبربه مدینه رفت، بر آن حضرت حسادت ورزید و احزاب را علیه ایشان بسیج كرد. او پس از فتح مكه به طائف گریخت و چون مردم آنجا مسلمان شدند، او به شام و از آنجا به روم رفت و مسیحى شد.ابوعامر پدر حنظله (غسیل‏الملائكه) است.

رسول خدا  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله او را ابوعامر فاسق نامید. وى به منافقان پیغام داده بود: خود را آماده كنید و مسجدى بسازيد؛ زیرا من نزد قیصر رفته و با سپاهیان او آمده و محمد  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را از مدينه بيرون مى‏كنم! منافقان منتظربرگشت ابوعامر بودند، اما او پیش از رسیدن به نزد پادشاه روم،به هلاكت رسید.

خداوند پیامبر خود را از نیت پلید و باطن كثیف منافقان آگاه كرد…و رسول خدا در برگشت از غزوه تبوك، عاصم بن عوف عجلانى و مالك بن رخشم را فرستاد و فرمود: «به سوى این مسجدى كه طرفدارانش ستمگرند، برويد و آن را ويران كنید و بسوزانيد و دستور داد محل آن را به زباله‏دانى و جاى انداختن لاشه‏ها و مردارها تبدیل كنند».

استفاده از زینت هنگام ورود به مساجد

از جمله آداب مسجد، زینت كردن به هنگام داخل شدن در مسجد است.قرآن كریم مى‏فرماید: «یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ…»؛

اى‏فرزندان‏آدم!زینت خودرابه‏هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید.

مراد از به همراه داشتن زینت در تمام مساجد، آن است كه انسان به هنگام حضور در مسجد، زینت‏هاى نیكو و پسندیده را به همراه داشته باشد و البته این كار طبعاً براى نماز و طواف و سایر كارهایى است كه جنبه یاد خدا دارد. پس فرمان خدا به زینت كردن در هنگام ورود به مساجد، در حقیقت به معناى مطلوب بودن زینت براى نماز و دیگر عبادات مشابه مى‏باشد و شامل زینت كردن در نمازهاى عید و جماعات یومیه و سایر عبادات نیز مى‏شود.

انسان در نماز لازم است دو نوع زینت داشته باشد:

الف) زینت ظاهرى: در روایت است كه امام سجاد علیه‏السلام به هنگام نماز، زيباترين لباس خود را مى‏پوشيد و بعد این آیه را تلاوت مى‏نمود: «خذوا زینتكم عند كل مسجد».

ب) زینت‏معنوى:حالت خشوع درنمازاست،در حدیث است كه‏امام‏على علیه‏السلامفرمود: «الخشوع زینة الصلاة» . قرآن‏كریم در وصف

مؤمنان مى‏فرماید: «آنان كسانى هستند كه در نماز خویش،خشوع دارند». «قد افلح المؤمنون الذین هم فى صلوتهم خاشعون».

زینت كردن هنگام ورود به مساجد شامل لباس زیبا، بوى خوش،آراستگى و نظافت نیز مى‏شود.

لزوم طهارت در رفتن به مساجد

از آداب مسجد آن است كه انسان در صورت امكان از محل اقامت خویش با حالت طهارت به سوى خانه خدا حركت كند و در هنگام ورود به مسجد نیز با طهارت باشد. در روایتى آمده است: «كسى كه در خانه خویش وضو گرفته و سپس در مسجد حضور مى‏یابد به زائر خداوند تعبیر شده است».

قرآن كریم مى‏فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا  لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُباً إِلاَّ عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا…»؛

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! در حال مستى به نماز نزدیك نشوید تا بدانید چه مى‏گویید، و همچنين هنگامى كه جنب هستيد ـ مگر اینكه مسافر باشيد ـ تا غسل كنید.

در ذيل این آیه، روایتى از امام باقر علیه‏السلام وارد شده است كه فرمود:

«أنّ معناه لا تقربوا مواضع الصلاة من المساجد و انتم جنب الا مجتازین»؛ معناى آیه شریفه «ولا جنباً الاّ عابرى سبیل» آن است كه در حال جنابت به مساجد داخل نشوید، مگر اینكه بدون توقف، تنها از آن عبور كنید.

ترديدى نیست كه مسجد در شريعت اسلامى مكانى مقدس و با عظمت است و هتك حرمت مسجد از محرمات قطعى است و برخى ازفقها تعظیم و بزرگداشت آن را واجب شمرده‏اند.

این فضایل براى مساجد از آن رو است كه آن‏ها خانه‏هاى خداوندند و انسان را از گناهان تطهیر مى‏نمایند. امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید:

«علیكم باتیان المساجد، فانها بیوت اللّه‏ فى الارض من اتاه متطهراً طهّره‏اللّه‏ من ذنوبه و كتب من زواره»؛ بر حضور در مسجد، مواظبت كنید! چرا كه مساجدخانه‏هاى خداوند در زمینند، كسى كه با حالت طهارت وارد مسجد شود،خداوند او را از گناهانش تطهیر مى‏نماید و نام وى را در زمره زائران خویش مى‏نویسد.

در حدیث دیگرى، با طهارت به مسجد رفتن از جمله اسبابى به شمار رفته كه مایه جلب دعاى خیر فرشتگان الهى در حق انسان مؤمن است. ابوسعید خدرى مى‏گوید: رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: آیا مایل هستید شما را به چیزى راهنمایى كنم كه مایه پوشیدن و آمرزش گناهان و باعث افزایش حسنات و خوبى‏هاست؟ عرض شد: آرى اى رسول خدا. فرمود:

نیكو وضو گرفتن در سختى‏ها، فراوان پیاده به مسجد رفتن و انتظار نماز كشیدن بعد از نماز هر كس كه با حالت طهارت از خانه خود خارج شود و نماز جماعت را با مسلمانان بجا آورد، آنگاه در مسجد، منتظر برپایى نماز دیگرى بماند، ملائكه الهى در حق وى دعا كرده و مى‏گویند:

خداوندا! او را بیامرز، خداوندا! او را رحمت فرما. پیاده رفتن به سوى مسجد قرآن كریم مى‏فرماید: «… وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ…»؛ … و آنچه را كه پیش فرستاده‏اند و نیز آثار آن را مى‏نویسیم.

در تفسير مجمع البيان در ذيل این آیه آمده است: مراد از آثار،گام‏ها و قدم‏هاى مؤمنین به سوى مسجد است و سبب تفسیر آن است كه ابوسعید خدرى روایت كرده است كه بنى‏سلمه در منطقه‏اى از مدینه ساكن بودند، روزى از دورى خانه‏هاى خویش از مسجد و مشقت و سختى حضور در نماز پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به آن حضرت شكایت كردند، آنگاه این آیه نازل شد.

در حدیثى از پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله این چنین نقل شده است: «انّ اعظم الناس اجرا فى الصلاة ابعدهم الیها ممشى فأبعدهم»؛ برترین مردم از نظر پاداش در نماز، كسانى هستند كه پیاده‏روى آنان به مسجد بیشتر است.

در صورت امكان، انسان باید فاصله بین محل كار یا خانه تا مسجد را پیاده طى كند. اين امر در حقیقت ابراز نوعى بزرگداشت و تعظيم نسبت ه صاحب خانه است. همان‏گونه كه انسان به هنگام وارد شدن به خانه‏هاى صاحبان فضیلت و بزرگان سعى مى‏كند كوچك‏ترین كارى كه نشانه بى‏اعتنایى باشد از وى سر نزند، در مورد مساجد، این امر باید به مراتب بیشتر مورد توجه قرار گیرد. از این رو، اولیاى الهى و صالحان از سر تعظیم و اظهار تواضع به درگاه ربوبى، با وجود اینكه امكانات حج سواره بر ایشان فراهم آمده است، ولى در طول عمر خویش بارها فاصله بین كعبه معظمه و محل اقامت خویش را پیاده طى مى‏كردند.

در روایات بسیارى در منابع عامه و خاصه، از پیاده روى به سوى مسجد به عنوان عملى پسندیده یاد و آثار و فضایلى نیز براى آن ذكر شده است. جابر بن عبداللّه‏ نقل مى‏كند: «كانت دیارنا نائیةً عن المسجد فأردنا ان نبیع بیوتنا فنقرب من المسجد فنهانا رسول اللّه‏  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فقال: ان لكم بكل خطوة درجةً»؛ خانه‏هاى ما از مسجد پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله دور بود، خواستیم خانه‏هایمان را بفروشیم و به مسجد نزدیك شویم. رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ما را از این كار نهى نموده و فرمودند: «شما در برابر هر گامى كه به سوى مسجد بر مى‏دارید،درجه‏اى در نزد خدا دارید».

در روایت دیگرى آن حضرت فرمود: «من مشى الى مسجد من مساجد اللّه‏ فله بكل خطوة خطاها حتى یرجع الى منزله عشر، حسنات و محى عنه عشر سیئاتٍ وَ رفع له عشر درجاتٍ»؛ كسى كه به سوى یكى از مساجد، پیاده حركت كند، خداوند در مقابل هر قدمى كه در مسیر رفت و برگشت بر مى‏دارد، به او ده حسنه پاداش مى‏دهد و ده بدى را از او دور كرده و وى را دو درجه بالا مى‏برد.

منظور از ترفیع درجه و ارتقاى مرتبه، كه در این احادیث ذكر شده، تنها پاداش و ثواب نیست، بلكه از آنجا كه پیاده‏روى به سوى مسجد، خود موجب تقویت روح تواضع و تحكیم جوهره عبودیت در وجود انسان است، گویا مؤمن با گام‏هایى كه به سوى مسجد بر مى‏دارد،در حقیقت به درجه والاترى از عبودیت و در نتیجه، تقرّب به خداوند متعال نایل مى‏شود. البته این امر منافاتى با فضل الهى و دادن پاداش و اجر اخروى ندارد. شاید بتوان حدیث زیر را مؤید این مطلب قرار داد:

امام صادق علیه‏السلام فرمود: «ما عبداللّه‏ بشى‏ءٍ مثل الصمت و المشى الى بیته»؛ خداوند به وسیله هیچ عملى مانند سكوت و پیاده حركت كردن به سوى خانه‏اش عبادت نشده است.

منابع و مآخذ

1 ـ قرآن كریم، ترجمه آیت‏اللّه‏ العظمى مكارم شیرازى.

2 ـ اصول كافى، محمد بن یعقوب كلینى.

3 ـ الامالى، محمد بن على بن بابویه قمى (صدوق).

4 ـ الامالى، شیخ طوسى.

5 ـ بحارالانوار، علامه محمدباقر مجلسى.

6 ـ تفسیر جوامع الجامع، امین الاسلام ابوعلى فضل بن حسن طبرسى.

7 ـ تفسیر كبیر، فخر رازى.

8 ـ تفسیر مجمع‏البیان، امین‏الاسلام ابوعلى فضل بن حسن طبرسى.

9 ـ تفسیر المیزان، علامه طباطبائى.

10 ـ تفسیر نمونه، جمعى از دانشمندان زیر نظر آیت‏اللّه‏ العظمى مكارم شیرازى.

11 ـ تفسیر نور، محسن قرائتى.

12 ـ الخصال، محمد بن على بن بابویه قمى (صدوق).

13 ـ رساله توضیح المسائل، امام خمینى رضوان اللّه‏ تعالى علیه.

14 ـ روضة الواعظین، فتال نیشابورى.

15 ـ سنن ابن‏ماجه، ابوعبداللّه‏ محمد بن یزید قزوینى.

16 ـ صحیح بخارى، محمد بن اسماعیل بخارى.

17 ـ صحیح مسلم، مسلم بن حجاج قشیرى نیشابورى.

18 ـ صحیفه نور، مجموعه سخنان و رهنمودهاى امام خمینى قدس‏سره .

19 ـ مستدرك الوسایل، میرزا حسن نورى طبرسى.

20 ـ مكارم الاخلاق، رسول‏زاده خویى.

21 ـ وسایل الشیعه، شیخ محمد حسن حر عاملى.

22 ـ یكصد و چهارده نكته از قرآن كریم درباره نماز، اكبر دهقان.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید