امام علی علیه السلام و مباحث علمی

امام علی علیه السلام و مباحث علمی

نویسنده: محمد دشتی

1- دو نظریه ی معروف
برای علم و آگاهی، تعریف های گوناگونی کرده اند که ارزیابی درست هر کدام، نقش تعیین کننده ای در مبحث علمی دارد.
برخی علم را با تئوری ها و انواع نظریه ها و برداشت ها و نتیجه گیری ها، یکسان می دانند و معیار و ملاک ثابت و روشنی برای محَک زدن فرضیه ها و تئوری ها ندارند.
و چون فرضیه ها و تئوریها کهنه می شوند و جای خود را به فرضیه های جدید می سپارند، و هر روز «کهنه» به «نو» تبدیل می گردد، باور کرده اند که:
علم انسان به جهل تبدیل می شود.
و دانش بشری ثبات و قوامی ندارد.
در نتیجه انسانها همواره در حال تجربه و آزمایش قرار دارند و نمی توانند به تکیه گاههای ثابتی تکیه زنند.
زیرا با روش های تجربی (پراگماتیسمی) و اصالت عمل (پوزیتویسم) نمی توانند همه ی واقعیت های نظام هستی را کشف کنند، و به آنچه که شناختند و کشف کرده اند نیز نمی توانند پای بند باشند و به آنها اصالت بخشند.
اما دیدگاه توحیدی پیامبران الهی و اسلام، و دیدگاه نهج البلاغه، نسبت به علم و آگاهی دارای معیارها و ملاکها و باورها و اصول فکری جاودانه ای می باشد.
در این تفکر:
الف- واقعیت های ثابت گوناگونی در سراسر نظام هستی موجود است.
(مانند فرمول پیدایش آب، که از هیدروژن و اکسیژن پدید می آید)
ب- واقعیت ها را می توان شناخت.
ج- روش ها و شیوه های دقیقی برای شناخت واقعیت ها وجود دارد.
د- چون واقعیت ها اصیل و جاودانه اند شناختی که براساس واقعیت ها باشد ثابت و جاودانه است.
(فرمول پیدایش آب تغییرپذیر نیست).
بنابراین علم و آگاهی جاودانه، باورهای جاودانه، فرمول های جاودانه، محاسبات جاودانه، تحلیل ها و راه حل های جاودانه، وجود دارد، و کهنگی نخواهد پذیرفت.
و همواره در طول عصرها برای همه ی نسل ها قابل استفاده خواهد بود.
چون واقعیت ها وجود دارند و قابل شناخت می باشند، بشر توانسته است به انواع علوم و فنون آگاهی پیدا کند، انواع محاسبات را بشناسد و جهان را با انواع اختراعات خود دچار تحول چشمگیری سازد، و هر روز مراحل تازه ای از راه تکامل را به خوبی بپیماید.
اگر واقعیت ها وجود نداشت و قابل شناخت نبود و یا جاودانه نبود، و هر روز «کهنه» به «نو» تبدیل می شد، از اختراعات و اکتشافات بشری خبری نبود،
و شیوه های صحیح درمان و بهداشت وجود نداشت.
و راه های تکامل و ترقی شناخته نمی شد.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به این حقیقت فرمود:
ایها الناسُ مَنْ سَلَکَ الطریقَ الواضحَ وردَ الماءَ و مَنْ خالفَ وقعَ فی التِّیْهِ
***
«ای مردم، آن کس که از راهی آشکار رود، به آب خواهد رسید، و آن کس که از بی راهه رود منحرف شده، به حیرت و سرگردانی دچار خواهد شد. (1)
***

2- راه های اثبات علم جاودانه
برای اثبات نظریه ی دوم (جاودانگی علم) راه های فراوانی وجود دارد.
هم می توان با مطالعه در ویژگی های نظام هستی این حقیقت را اثبات کرد،
و هم می توان با مطالعه در ویژگی های تن آدمی با این حقیقت آشنا شد.
– در نظام هستی، نظم دائمی و عمومی و هدفدار و سیستمیک وجود دارد.
– قانون عمومی و دائمی و هدفدار وجود دارد.
– محاسبات دقیق ریاضی عمومی و دائمی و هدفدار وجود دارد.
که تداوم حرکت های منظم و پایدار و قانونمند، بر واقعیت های یاد شده تکیه دارد و خواهد داشت.
در تن آدمی نیز نظم و قانون و فعل و انفعالات شیمیائی دقیق، جذب و دفع قانونمند، و عوامل رشد و تداوم حیات از نظر بیولوژی و فیزیولوژی فراوان وجود دارد که قابل بحث و بررسی است.
و همه ی آن واقعیت ها این حقیقت را ثابت می کند که:
اگر انسانی یا پژوهشگری یا مؤسسه ی تحقیقاتی مجهزی، آن همه از واقعیت ها، قانونمندی ها، هدفداری ها را، بتواند بدرستی کشف کند، شناسائی کند،
علم و آگاهی بدست آمده جاودانه است.
رنگ کهنگی نخواهد پذیرفت.
گرچه تئوری ها و فرضیه ها از بین می روند، و نتیجه گیری های غلط دوام نمی آورد.
اما چه ارتباطی با علم دارد؟
در تفکر دوم، هر تئوری و فرضیه ای علم نمی باشد زیرا با واقعیت های نظام هستی انطباق ندارد،
و اگر فرضیه ای یا نظریه ای با انواع تجربه ها و آزمایش ها به نتیجه برسد و با واقعیت ها انطباق پیدا کند. در مراحل نهائی تحقیق به حقیقت بپیوندد،
علم جاودانه است،
و جاویدان خواهد ماند. مانند:
– بسیاری از محاسبات ریاضی
– بسیاری از فرمول های کشف شده در علم شیمی و فیزیک
– بسیاری از محاسبات دقیق نجومی در علم میترولوژی
– بسیاری از محاسبات دقیق در زمین شناسی
– بسیاری از محاسبات دقیق در فیزیولوژی انسانی، در طب و درمان و بهداشت
چون واقعیت های ثابت داریم انسان ها توانستند علم طب را کشف و بازسازی و به تکامل برسانند.
چون واقعیت های ثابت وجود داشتند و قابل شناخت بودند انسان توانست هزاران اختراع و اکتشاف را به ثبت رسانده، خدمات اساسی به بشریت ارائه دهد و به انواع علوم و فنون مجهز گردد.

3- راه های شناخت
با اثبات این حقیقت که:
الف- جهان سراسر واقعیت های جاودانه است.
ب- و واقعیت ها قابل شناخت می باشند.
آنگاه «راه های شناخت» به عنوان جدی ترین مسئله فرهنگ بشری مطرح خواهد شد که در اینجا به برخی از شیوه ها و روش های شناخت اشاره خواهد شد.
مانند:
اول- روش های تجربی
دوم- روش های عقلی و فلسفی
سوم- علم غیب و ارتباط با وحی الهی
بسیاری از دانشمندان با روش های تجربی و آزمایش های فراوان و مداوم، با واقعیت های جهان آفرینش آشنا می شوند،
با 60 سال مطالعه و تجربه، یک واقعیت علمی کشف می کنند،
یک ویروس را شناسائی می کنند،
مالاریا را و درمان او را می شناسند.
میکروب را کشف و دیدگاه انسان ها را به جهان نادیدنی ها سوق می دهند.
و بسیاری دیگر از دانشمندان با روش های عقلی در منطق و فلسفه، موفق می گردند که بسیاری از رازهای نهفته در نظام هستی را کشف کنند و بگویند چون در درون هسته اتم «پروتون» با بار مثبت وجود دارد، پس «الکترون» با بار منفی نیز باید وجود داشته باشد.
و این «باید» قضاوت منطق و فلسفه و عقل جوال یک انسان پژوهشگر است که با همین روش ها و شیوه ها و ملاک ها توانسته است در سفرهای فضائی موفق گردد.
یک پای انسان در کره ی ماه و زهره باشد و پای دیگرش در قعر اقیانوس ها، در جهان دادن ناوهای اتمی و زیر دریائی های فوق مُدرن نقشه داشته، که در همه جا حضور فعال دارد و همواره به اهداف علمی خود دست رسی پیدا کرده است و این روش ها و شیوه ها همواره قابل ارزیابی و بکارگیری است.
راه سومی نیز برای شناخت انسان وجود دارد که می تواند به انواع شناخت و علم و آگاهی مطلوب دست رسی پیدا کند و آن وحی الهی، و دست رسی به علم غیب است،
که پیامبران الهی و رسول گرامی اسلام و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام از این چشمه ی زلال و همیشه جاری سیراب می شدند، انواع علوم و آگاهی را می گرفتند و به بشریت تشنه ی حقیقت می رساندند.
وحی الهی تنها کانال صحیح و مطمئن فراگیری انواع علوم و آگاهی های ضروری است که توانسته است بشریت را همواره از جهل و نادانی نجات بخشد، و دستورالعمل صحیح زندگی را به انسانها بیاموزد، و همگان را از شناخت و آگاهی های لازم سرشار کند.
از این رو قرآن کریم تنها منبع علم و آگاهی است که نظیر ندارد و حکم هر تر و خشکی در قرآن است.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ی 18 فرمود:
و اللهُ سبحانهُ یقولُ: «ما فرَّطنا فی الکتابِ مِنْ شیءٍ»
و فیه تبیانٌ لکلِّ شیءٍ.
و ذَکَرَ أَنَّ الکتابَ یُصدقُ بعضُهُ بعضاً، و أنَّهُ لا اختلافَ فیه فقالَ سبحانهُ: «وَلَوْ کانَ مِنْ عِندِ غیراللهِ لَوَجدوا فیه اختلافاً کثیراً».
وَ إنَّ القرآنَ ظاهِرُهُ أنیقٌ و باطنُهُ عمیقٌ، لا تفنی عجائبُهُ، و لا تنقَضی غرائبُهُ، و لا تُکْشَفُ الظُلماتُ إلا بِهِ.
***
«در حالی که خدای سبحان می فرماید: «ما در قرآن چیزی را فروگذار نکردیم» (2)
و فرمود: «در قرآن بیان هر چیزی است» (3)
و یادآور شدیم که: بعضِ قرآن گواه بعضِ دیگر است و اختلافی در آن نیست.
پس خدای سبحان فرمود: «اگر قرآن از طرف غیر خدا نازل می شد اختلافات زیادی در آن می یافتند» (4)
همانا قرآن دارای ظاهری زیبا، و باطنی ژرف و ناپیداست، مطالب شگفت آور آن تمام نمی شود، و اسرار نهفته آن پایان نمی پذیرد، و تاریکی ها بدون قران برطرف نخواهد شد.» (5)
***
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام از زبان رسول خدا و کانال وحی الهی به همه ی علوم و فنون و آگاهی های ضروری دست می یابد که در کتابی به نام «کتاب علی علیه السلام» و «الجامعه» و «جَفر کبیر» انواع علوم و فنون و آگاهی های لازم را جمع آوری کرده در اختیار دیگر امامان معصوم علیهم السلام می گذارد.
و باب علم نبی می گردد.
و بر منبر و سخنرانی های عمومی ندای:
«سَلونی قَبلَ اَنْ تفقِدونی» (6)
سر می دهد. چون جهان سراسر واقعیت است.
و واقعیت ها قابل شناخت می باشد.
امام علی علیه السلام از کانال وحی، انسان را، جهان پیرامون انسان را، واقعیت های موجود نظام را می شناسد و معرفی می کند و دانشمندان جهان نیز با عصای تجربه توان شناخت بسیاری از واقعیت ها را پیدا می کنند.
چون میکروب ها وجود دارند و قابل شناخت و درمان می باشند، امام علی علیه السلام از کانال وحی الهی، به بسیاری از بیماری ها و راه های درمان آن اشاره می فرماید و طبیبان جهان با سالها تحقیق در هزاران آزمایش به آن واقعیت ها دست رسی پیدا می کنند.
امام علی علیه السلام در چهارده قرن قبل، ارتباط بیماری «وبا» با آب را در یک سخنرانی حکیمانه مطرح فرمود که پاستور پس از قرن ها، با تجربه و تلاش به آن حقیقت رسید.
امام علی علیه السلام در خطبه ی 5/162 و خطبه ی 175 به این حقیقت اشاره کرده اند، که محل رشد و تکثیر انگل وبا در آب است؛
وَجَدَحوا بینی و بینهم شِرباً و بیئاً
(خدای قریش سرچشمه ی آب بین من و خود را «وبا» آلوده کردند.) (7)
***
در تغذیه و بهداشت غذائی، امام با برخورداری از وحی الهی، مسائل را هشدار می دهد یا غذاهایی را سفارش می فرماید که پس از 14 قرن، هم اکنون دانشمندان عصر ما، با تلاش های مداوم به اسرار پنهان آن رسیده و آن را به تجربه گذاشته اند.

4- انواع علوم
پس شیوه های تجربی و فلسفی هر کدام می توانند راه کشف واقعیت را تداوم داده سرانجام با دیدگاه «وحی» نزدیک گردند.
بنابراین اظهارات وحی گونه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در بخش علم و هنر و در ارائه ی دیدگاه های علمی، و طرح علوم و فنون از نظر کاربردی، به سه دسته تقسیم می گردد.

الف- رازهای کشف شده
برخی از دیدگاه های علمی امام علی علیه السلام در طب درمان در انسان شناسی در فیزیک و شیمی، در نجوم، در ریاضی، در فلسفه و حکمت هم اکنون با تلاش سالیان طولانی دانشمندان جهان کشف شده و قابل شناخت است.

ب- رازهای علمی در حال کشف
برخی دیگر از اظهارات علمی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام پس از قرن ها هم اکنون در حال کشف و شناسائی است.
گرچه اطلاعات کافی و لازمی را هنوز بدست نیاورده اند، اما در حال کشف و شناسائی است و هر روز پرده از اسرار علمی دستورالعمل های آن حضرت برداشته می شود.
چون روانشناسی در حال گسترش و تخصصی شدن است و بسیار ریز شده و به صورت کاربردی درآمد، هم اکنون دانشمندان جهان، مبحث «روانشناسی تغذیه» را باور کرده اند که غذاها تنها پروتئین و انواع ویتامین ها به انسان نمی دهد، بلکه غذاها دارای روان خاصی بوده در روح و جان آدمی نیز تأثیر می گذارند که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در این رابطه ده ها رهنمود و هشدار و دستورالعمل دارد که فرمود:
شیر خر نخورید.
گوشت بُز کمتر به فرزندان خود بدهید.
و لقمه ی حرام در رحم شما و در نطفه ی شما تأثیر دارد. (8)
***

ج- رازهای فوق درک بشری (فراسوی علم)
دسته ای از علوم و اظهارات علمی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فوق درک عقل بشر می باشد که انسانها نمی توانند با محدود بودن عقل، و محدود بودن ابزار علمی، به رازهای نهفته ی آن دست یابند،
گرچه می دانند این دسته از اظهارات، حکیمانه است، دارای علل و عوامل است.
اما برای کشف و درک آن محدودیت دارد، و عاجز است.
امام در خطبه ی 192 اظهار می دارد که به هنگام نزول وحی؛
ناله ی شیطان را می شنید؛
و نزول فرشته ی وحی را می دید،
و نور وحی را مشاهده می فرمود،
که اظهار داشت:
و لقد کنتُ أتبِعُهُ اتباعَ الفصیل أثر أمه، یَرفعُ لی فی کلِّ یومٍ مِنْ أخلاقه علما، و یأمُرُنی بالإقتداء به. و لقد کان یجاورُ فی کل سنه بحراء فأراهُ، و لا یراهُ غیری.
و لَم یجمع بیتٌ واحدٌ یومئذٍ فی الاسلامِ غیر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و خدیجه و أنا ثالثهما. أری نور الوحی و الرساله، و أشم ریح النبوه.
و لقد سمعتُ رنَّهَ الشیطان حین نزلَ الوحیُ علیه صلی الله علیه و آله و سلم فقلتُ: یا رسولَ اللهِ ما هذهِ الرَّنَّهُ؟
فقالَ:
«هذا الشیطان قد أیسَ مِنْ عبادته. إنکَ تسمعُ ما أسمعُ، و تری ما أری، إلا أنک لست بنبیٍّ، ولکنک لوزیرٌ و إنکَ لعلی خیر».
***
«و من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند که همواره با مادر است، (9) پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می فرمود، و به من فرمان می داد که به او اقتداء نمایم، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چند ماه از سال را در غار حراء می گذراند، تنها من او را مشاهده می کردم، و کسی جز من او را نمی دید، در آن روزها، در هیچ خانه ی مسلمانی راه نیافت جز خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که خدیجه هم در آن بود و من سومین آنان بودم، من نور وحی و رسالت را می دیدم، و بوی نبوت را می بوییدم.
من هنگامی که وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرود می آمد، ناله شیطان را شنیدم، گفتم ای رسول خدا، این ناله ی کیست؟
گفت: شیطان است که از پرستش خویش مأیوس گردید و فرمود:
«علی! تو آن چه را من می شنوم، می شنوی، و آن چه را که من می بینم، می بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر من بوده و به راه خیر می روی.» (10)
***
آیا این دسته از اظهارات معنوی امام که «فراسوی علم است» را می توان کشف کرد؟
و راز نهفته ی آن را شناخت؟

پی‌نوشت‌ها:

1. خطبه ی 201 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف، که اسناد و مدارک آن به شرح زیر است:
1- کتاب محاسن ص 262 ح 232: برقی (متوفای 274 ه‍)
2- کتاب غیبت ص 9 و ص 27 مقدمه المؤلف: نعمانی (متوفای 342 ه‍)
3- بحارالانوار ج 2 ص 266 و ج 64 ص 158: مجلسی (متوفای 1110 ه‍)
4- تفسیر برهان ج 4 ص 260 ح 1: علامه بحرانی (متوفای 1107 ه‍)
5- کتاب مسترشد ص 407/76 ط جدید: طبری شافعی (متوفای 310ه‍)
6- کتاب ارشاد ص 147 قدیم: شیخ مفید (متوفای 413 ه‍)
7- منهاج البراعه ج 2 ص 307: ابن راوندی (متوفای 573 ه‍)
8- الغارات ج 2 ص 584: ابن هلال ثقفی (متوفای 283 ه‍)
9- بحارالانوار ج 68 ص 159 و ج 68 ص 262: مجلسی (متوفای 1110 ه‍)
10- مشکوه الانوار ص 75 ح 10 فصل 7: طبرسی (متوفای 548 ه‍)
2. انعام آیه 38.
3. سوره ی نحل آیه 89.
4. نساء 82
5. خطبه ی 18 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف، که اسناد و مدارک آن به شرح زیر است:
1- مطالب السؤول ج 1 ص 141: ابن طلحه شافعی (متوفای 652 ه‍)
2- دعائم الاسلام ج 1 ص 93: قاضی نعمان (متوفای 363 ه‍)
3- بصائر الدرجات: صفار (متوفای 290 ه‍)
4- البصائر و الذخائر ج 1 ص 7: ابوحیان توحیدی (متوفای 380 ه‍)
5- منهاج البراعه ج 1 ص 175: ابن راوندی (متوفای 573 ه‍)
6- بحارالانوار ج 89 ص 20 ح 18 ب 1: مجلسی (متوفای 1110 ه‍)
6. خطبه ی 5/189 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف، از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید.
7. خطبه ی 162 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف، که اسناد و مدارک آن به شرح زیر است:
1- کتاب أمالی ص 495 (مجلس 90) ح 5: شیخ صدوق (متوفای 381 ه‍)
2- علل الشرایع ج 1 ص 146 و 145 ح 2 ب 121: شیخ صدوق (متوفای 381 ه‍)
3- کتاب مسترشد ص 64: طبری امامی (متوفای 310 ه‍)
4- کتاب ارشاد ص 156 ط قدیم ج 1 ص 292: شیخ مفید (متوفای 413 ه‍)
5- بحارالانوار ج 29 ص 558 و ج 38 ص 159: مجلسی (متوفای 1110ه‍)
6- فصول المختاره ج 1 ص 45: شیخ مفید (متوفای 413 ه‍)
8. به کتاب امام علی و بهداشت و درمان مراجعه شود.
9. اِتباع الفصیلَ اَثَرَ امه (شتر بچه همواره با شتر است) وقتی می خواستند بگویند که آن دو نفر همیشه با هم بودند از این ضرب المثل استفاده می کردند.
10. خطبه ی 119/192 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف، که اسناد و مدارک آن به شرح زیر است:
1- کتاب الیقین ص 196: سید بن طاووس (متوفای 664 ه‍)
2- فروع کافی ج 4 ص 198 الی 201 ح 2: کلینی (متوفای 328 ه‍)
3- من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 152: شیخ صدوق (متوفای 381 ه‍)
4- بحارالانوار ج 13 ص 141 و ج 60 ص 214 و 264: مجلسی (متوفای 1110 ه‍)
5- منهاج البراعه ج 2 ص 206: ابن راوندی (متوفای 570 ه‍)
6- کتاب خصال ج 1 ص 145 حدیث 171: شیخ صدوق (متوفای 381 ه‍)
7- غرر الحکم ج 1 ص 294 و ج 2 ص 110: آمدی (متوفای 588 ه‍)
منبع:دشتی، محمد، (1388)، امام علی (ع) و علم و هنر، قم، انتشارات امیرالمؤمنین علیه السلام، چاپ سوم.

مطالب مشابه