در اسلام براي پروراندن تفكر و خلاقيت چه توصيه هايي شده است؟

در اسلام براي پروراندن تفكر و خلاقيت چه توصيه هايي شده است؟

در اسلام براي پروراندن تفكر و خلاقيت چه توصيه هايي شده است؟

پیش از آنکه نظر اسلام را در باره خلاقیت بررسی کنیم سه نکته را باید متذکر شویم:
1ـ خلاقیت چیست
خلاقیت را به وضعیت یا کیفیتی برای آفرینش و خلق معنا کرده‌اند. به عبارت دیگر خلاقیت یک توانایی است که فرد بر اساس آن از ایده‌ها، نقش‌ها، روابط و الگوهای سنتی فراتر رود و بتواند اندیشه‌ها، روش‌ها و تفسیرهای معنادار جدید خلق کند.[1] 2ـ ویژگی‌های افراد خلاق
با توجه به معنایی که از خلاقیت مطرح شد، روان شناسان ويژگي هاي افراد خلاق را مطالعه كرده‌اند. ويژگي‌هاي مشترك همه افراد خلاق از اين قرار است:
1. اهل فکر و مطالعه هستند و گنجايش ذهني و فكري زيادي دارند.
2. اهل سؤال و پرسش هستند و حس کنجکاوی آنان مدام فعال است.
3. به تقلید اکتفا  نمی‌کنند و خودشان فکر هم می‌کنند.
4. دقیق هستند، به جزئیات امور و جوانب کارها توجه دارند.
5. به مسائل فلسفي و اعتقادي، مثل دين، ارزش ها، معني و مفهوم زندگي و مرگ، و از اين قبيل بسيار توجه مي كنند.
6. شجاعت دارند و از پذیرش کارهای جدید و ارائه طرح‌های تازه نمی‌ترسند[2].
3ـ روش‌های افزایش خلاقیت
از آنجا که انسان مخلوق خداوند است و  خداوند او را مانند خود خلق کننده آفریده است، همه افراد از قوه خلاقیت برخوردارند. اما برخی افراد به دلیل استفاده از روش‌های خاص خلاقیت بیشتری دارند. روش‌های که برای ایجاد خلاقیت مطرح شده‌اند، زیاد است، اما در این نوشتار بر حسب اقتضای مقام به چند مورد اشاره می‌شود:
1. زیاد مطالعه کنید!
2. از افکار دیگران بهره بجویید!
3. به ذهن خود آزادی عمل دهید!
4. فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید!
5. اندیشه‌ها و طرح‌های خلاق که به ذهن‌تان رسید یادداشت کنید!
6. تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید!
7. در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید!
8. ایده های گذشته را از نو بسازید.[3] توصیه‌هایی پرورش دهنده خلاقیت در منابع اسلامی
با توجه به ویژگی‌هایی که برای افراد خلاق ذکر شد و همچنین روش‌هایی که در روان‌شناسی برای پرورش خلاقیت ذکر شده است، به راحتی می‌توان از منابع دینی توصیه‌هایی برای افزایش خلاقیت به دست آورد.
1ـ مطالعه و فکر
در اسلام توصیه‌های زیادی وجود دارد که افراد را به اندیشیدن و مطالعه کردن فرا می‌خواند. آیات و روایات زیادی در منابع اسلامی وجود دارند که انسان را دعوت به فکر کردن واندیشیدن می‌نماید. در اینجا به یک روایت از امیرالمؤمنین اشاره می‌گردد که به بحث خلاقیت بیشتر تناسب دارد: «مَنْ أَكْثَرَ الْفِكْرَ فِيمَا تَعَلَّمَ أَتْقَنَ عِلْمَهُ وَ فَهِمَ مَا لَمْ يَكُنْ يَفْهَمُ»[4] کسی که به آموخته‌های خود زیاد بیاندیشد، دانش او استحکام می‌یابد و چیزهای را درک می‌کند که تا حالا درک نکرده بود.
این روایت در عین حال که فکر کردن و اندیشیدن زیاد دعوت می‌کند، به نوآوری و خلاقیت در اثر فکر نیز اشاره دارد. زیرا می‌فرماید که شما در اثر فکر به چیزهای جدید می‌رسید. و خلاقیت نیز رسیدن به اندیشه‌های تازه و جدید است.
2ـ مطالعه اندیشه‌های دیگران
فرد خلاق برای اینکه به خلاقیت برسد، نخست باید راهی را که دیگران رفته بپیماید، کارهای که در یک زمینه انجام شده یاد بگیرد، اندیشه‌هایی را که مطرح شده بیاموزد و سپس در اثر خلاقیت از آنها فراتر رود. در اسلام نیز مکررا سفارش شده که یک مسلمان باید اندیشه‌های درست را از دیگران بیاموزد حتی اگر آن اندیشه را یک کافر ارائه کرده باشد. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَتَخَلَّجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ»[5] یعنی دانش و حکمت هر جا باشد آن را فرابگیر، اگر حکمت و دانش در ذهن منافق باشد، هدر می‌رود مگر اینکه از ذهن او خارج گردد و در ذهن کسی قرار گیرد که اهل آن است یعنی مؤمن. امام صادق (ع) می‌فرماید: «خُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَفْوَاهِ الْمَجَانِين»[6] دانش را فرابگیرید هر چند از دهان دیوانگان. ‏
روایات دیگری نیز در این زمینه وجود دارد. پس ترغیب به آموختن اندیشه‌های دیگران که یکی از زیرنباهای خلاقیت است در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است.
3ـ یا دداشت کردن اندیشه‌های خلاق
همانطور که در بالا مطرح شد، یکی از راه‌های افزایش خلاقیت نوشتن اندیشه‌های خلاق است که به طور ناگهانی در ذهن انسان خطور می‌کنند. در اسلام نیز توصیه‌هایی مطرح شده است که افراد مطالبی را که فرا می‌گیرند، یا با تفکر به آنها می‌رسند یادداشت کنند. از پیامبر گرامی اسلام نقل شده که فرمودند علم را دربند کنید، عرض شد چگونه؟ فرمودند با نوشتن. «قَيِّدُوا الْعِلْمَ قِيلَ وَ مَا تَقْيِيدُهُ قَالَ كِتَابَتُهُ»[7] همچنین در کلام دیگر از حضرت ایشان نقل شده است: « قَيِّدُوا الْعِلْمَ بِالْكِتَابَةِ»[8] دانش و اندیشه را با نوشتن نگه دارید. علم که در روایت مطرح عام است شامل علومی که انسان از دیگران می‌آموزد و همچنین شامل اندیشه‌های خلاقی که خود به آنها می‌رسد، نیز می‌شود.
4ـ سؤال کردن و پرسیدن
سؤال‌مند كردن ذهن انسان‌ها جهت تعقل، تفكر و به بارور نشاندن قوه خلاقيت انسانها نيز در موارد متعددي از قرآن و دين مشاهده مي شود. خداوند در قرآن بارها و بارها از آفرينندة زمين و آسمان و علت اولي خلقت و يا از معبود حقيقي و اصلي انسانها سؤال مي‌کند و در ضمن اين سؤال‌ها كه همراه با مقدمه چيني‌هايي نيز مي‌باشد، قصد برانگيختن خلاقيت و تفكر و تعقل انسان‌ها را دارد.
امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «سَلُونِي عَمَّا شِئْتُم»[9] از هر مطلبی که می‌خواهید از من سؤال کنید. همچنین در کلام دیگر می‌فرماید: « سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي»[10] 5ـ موارد دیگر
1. مشورت: در قرآن نيز بدان سفارش شده است «وشاورهم في الامر»[11]. مشورت به نوعي زمينه آغاز تفکر و تلاش فکري براي حل مشکل و سوال مي باشد.
2. مسابقات و رقابت ها: در اسلام نيز در موارد متعددي سفارش به مسابقه و سبقت گيري به يكديگر مخصوصاً در كارهاي خير و نيك شده «و استبقوا الخيرات[12]» و «سارعوا الي مغفرة من ربكم[13]» همانگونه كه در روانشناسي امروز روشن شده است انسانها در فشارها و تنگناهاي مناسب و در حضور ديگران بهتر از حالت عادي و معمولي از توانايي هاي ذهني و بدني خويش استفاده مي كنند و اين باعث توانمندي بيشتر و خلاقيت افزون تر است.
3. داستان گويي: در قرآن به داستانهاي مختلفي از تاريخ افراد و اقوام متفاوت بر مي خوريم كه باعث انديشيدن و تعقل در زمينه هاي مختلف است.
4. تشويق به كار و فعاليت:
در كار و فعاليت، نيازهايي براي انسان پديد مي آيد كه براي رفع آن انسان به پرورش قوة خلاقيّت نيازمند است.
5.تمثيل  قرآن گاه بوسيله مثال زدن به تحريك انسانها جهت تفكر و تعقل خلاّق آميز مي پردازد. «آنانكه تورات مي خوانند و عمل نمي كنند مانند الاغهايي هستند كه كتاب باركشي مي كنند[14]».
6. ترغيب به يادگيري و مطالعه: اسلام به كسب علم و دانش اهميت زيادي داده تا جايي كه آن را به عنوان امري ضروري و لازم براي مسلمانان بيان داشته است. روان شناسان امروزي نيز با اين نظر موافق اند كه براي ارائه كار خلاقانه مي بايد وقت زيادي را صرف يادگيري در رشته خود نمود و اغلب افراد خلاق كارهاي خلاقانه خود را پس از سالها تحصيل و تحقيق و تمرين آفريده اند.[15] 7. صبر و استقامت: اسلام به ما دستور داده كه در كارها همت بالايي داشته باشيم و با سعي و تلاش به رشد و تكامل نائل آئيم، ليس للانسانِ الّا ما سعي.[16] انسان در سايه صبر و تلاش مي تواند راه هاي حل جديدي براي مشكلات خود پيدا كنند.[17] برخي از مسائل ديگري كه در آيات و روايات به آن اشاره شد و موجب خلاقيت مي شود از اين قرار است: بازي و تحرك، توجه به نكات مثبت رفتار و افكار ديگران، ارائه الگوي خلاق، تشويق به كار و نهي و ملامت از بي كاري و اهمالكاري، توجه به سؤلات ديگران، تشويق كاري كه بر اساس خلاقيت صورت گرفته، مباحثه و مذاكره علمي و نهي از همنشيني با احمق، تشويق به سؤال پرسيدن و … .

نکات تکمیلی در مورد گستره دین
با توجه به تعاريف مختلفي كه از دين توسط دين شناسان و عالمان ديني صورت پذيرفته است مهمترين و اصلي ترين وظيفة دين هدايت و سرپرستي انسانها براي وصول به سعادت ابدي و كمال نهايي انسان است[18] و با توجه به اين هدف و وظيفه خطير بايد موضوعات و نيز سوالات خاصّي را از دين پرسيد و انتظار پاسخ آنها را از دين داشت همانگونه كه در رابطه با علم نيز چنين است، يعني اينكه بايد مرزها و قلمرو علم را شناخت و سؤالات مربوط به علم را به آن ارجاع داد و از آن نبايد بيش از وظيفه و قلمروش انتظار داشت.براي روشن تر شدن بحث خوب است ضمن توضيحات بيشتر به مطالب زير توجه شود.
تفكيك قلمروهاي هر يك از دين و علم مانند تفكيك قلمروهاي هر يك از رشته هاي علمي مي ماند، همانگونه كه هر يك از رشته هاي علمي حوزه هاي خاص خود را دارد و شامل «موضوعات» و «مسائل خاصي» مي شود و نمي توان مثلاً از رشتة پزشكي انتظارات سؤالات مربوط به روح و روان را داشت و همانگونه كه نمي توان از رشته روانشناسي موضوعات مربوط به بدن و صحت و سلامت مثلاً دندان را توقع داشت و يا اينكه نمي توان از رياضيات انتظار پاسخگويي سؤالات مربوط به زمين شناسي و يا غيره را داشت. از دين نيز نمي توان انتظار پاسخ به سؤالاتي مربوط به علم تجربي و نيز از علم (تجربي) انتظار پاسخ سؤالات مربوط به دين را داشت.
بنابر اين هر يك از حوزه هاي دين و علم (تجربي) داراي اهداف، وظايف و قلمروها و در نتيجه داراي موضوعات و مسائل خاص خويش است.

خلاقيت و دين:
حال بايد ديد كه در مورد خلاقيت، چقدر در حيطه دين قرار مي گيرد. گفته شد كه وظيفه دين ارائه برنامة هدايت و سرپرستي انسانها براي وصول به معارف و كمال نهايي است كه از طرف خداوند براي آنها در نظر گرفته شده است و از آنجا كه معارف و كمال نهايي انسان تعبد و قرب الي الله مي باشد در نتيجه دين برنامه اي است از طرف خداوند براي متعبد كردن و فراهم نمودن قرب الي الله براي انسانها، مسئله خلاقيت گرچه نقش ساز در تعبد و تقرب بخداوند است و بدون اموري چون حافظه، استعداد، هوش، خلاقيت، ابتكار، هدف نهايي انسان يعني همان تقرب و تعبد به خداوند ميسّر نيست، امّا از آنجا كه اين امور، داده هايي تكويني خداوند و عطايايي است كه در قالب خلقت و ساختار آفرينش وجودي انسان در نهاد او نهفته شده است و بيشتر از آنكه جنبة شكوفايي و رشد داشته باشد جنبه تكويني، فطري و نهادي دارد؛ بدين وسيله مقدمات و وسايل رسيدن به هدف نهايي كه همان تقرب و تعبد به خداوند باشد، در وجود او نهفته شده است؛ پس ديگر مسئله اي مستقيم و مربوط به دين نمي باشد. مي توان در اينجا از عبارات فلاسفه استفاده كرده و بيان داشت كه موضوعات از اين دست، كه بيشتر علمي هستند، موضوعاتي هستند كه اولاً و بالذات مربوط به دين نمي باشند يكي به همان دليلي كه توضيح داده شود و ديگر بدليل اينكه در حيطة كشف و تجربة انساني قرار دارند يعني اينكه انسانها با تجربه و بوسيله راه هاي عادي و معمولي علمي كه در اختيار دارند توانايي كشف و شناخت اين گونه از مسائل را دارند و تا حدودي براي كشف و شناخت آن نياز به نيروي علمي خارق العاده و فوق  بشري نيست. اين است كه دين به مسائل مهمتر و غير قابل دسترس بشريت پرداخته است؛ امّا از آنجا كه اولاً رشد هر بشري، از جمله رشد معنوي و ديني با استفاده از امكانات مادي و معمولي بشر صورت مي پذيرد، يعني با همين استعدادهايي از جمله حافظه، هوش و خلاقيت و ثانياً خدا نيز اين فرد را در همين چهارچوب امكانات بشري انتظار دارد پس در دين نيز سخن (نه به شكل يك هدف اصلي بلكه يك هدف فرعي) به مسائلي از جمله خلاقيت، هوش، حافظه و استعداد كشيده مي شود و در ميان آيات و روايات به مباحثي پيرامون رشد و شكوفايي حافظه، خلاقيت، استعداد، هوش و … بر مي خوريم و حتي رواياتي را پيرامون تقويت و استفادة بهينه از استعداد هاي خداوندي خواهيم يافت، امّا آنچه كه مهم است، اين است كه دين نه كتاب علمي است و نه كتاب روانشناسي و نه كتابي پيرامون رشد خلاقيت و هوش انساني بلكه كتاب نجات بخش و سعادت مند كردن ابدي و نهايي انسان كه همان تعبد و تقرب الهي است مي باشد.

پي نوشت ها:
[1] – http://dictionary.reference.com/browse/creativity
2 – http://www.farstak.com/modules/news/article.php?storyid=56
[3] – http://www.doogoole.blogfa.com/post-46.aspx
[4] – تصنیف غررالحکم، ص57.
[5] – بحارالانوار، ج2، ص99.
[6] – بحارالأنوار، ج97، ص84.
[7] – بحارالانوار، ج2، ص151.
[8]- بحارالانوار، ج58، ص124.
[9] – کافی، ج1، ص399.
[10] – وسائل الشیعه، ج15، ص128.
[11] . با مردمان مشورت كن، آل عمران/ 159.
[12] . در نيكي ها مسابقه بگذاريد (سبقت بگيريد)، بقره/ 148.
[13] . بشتابيد بسوي كارهايي كه باعث بخشش خداوند است، آل عمران/ 133.
[14] . مثل الذين حملوا التورات ثم لم يحملوها كمثل الحمار عمل اسفاراً، جمعه/ 5.
[15] . گلاور، جان اي و … ؛ روان شناسي تربيتي اصول و كاربرد آن، ترجمه: علينقي خرازي، چاپ دوم، 1378، صفحه 232.
[16] . نجم/ 53.
[17] . روان شناسي تربيتي اصول و كاربرد آن ، صفحه 234.
[18] . رجوع كنيد به كتب كلامي و دين شناسي، از جمله شرح تجريد خواجه نصير الدين طوسي.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید