ترتيب سوره هاي قرآن

ترتيب سوره هاي قرآن

نويسنده: جعفر تابان

قرآن کريم که اکنون در دست ماست، از سوره حمد و بقره شروع مي شود و به سوره ناس خاتمه مي يابد. در مورد ترتيب سوره هاي قرآن اين سؤال مطرح است که آيا ترتيب را خود پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله معين کردند و خلاف آن را جايز نشمرده اند؟ و به اصطلاح، آيا ترتيب موجود، ترتيبي است يا توقيفي؟ و يا اين که پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله، صحابه و يارانش سوره هاي قرآن را اين چنين ترتيبي داده و اجتهاد و رأي صحابه در آن دخيل بوده است.
در اين باره سه نظريه وجود دارد:
1.ترتيب سوره هاي قرآن توقيفي است؛
2.ترتيب سوره هاي قرآن اجتهادي است؛
3.نظريه اي تفصيلي مبني بر اين که ترتيب اکثر سوره هاي توقيفي است و اندکي از آن ها نيز به اجتهاد صحابه، اين گونه ترتيب يافته است.

ادله ي توقيفي بودن ترتيب سوره ها
طرفداران توقيفي بودن ترتيب فعلي سوره هاي قرآن کريم، دلايلي براي نظريه خويش ارائه کرده اند که بيان مي شود:
دليل اول: مي گويند: قرآن در زمان رسول الله صلي الله عليه و آله قرائت مي شده است و اين قرائت ناچار از جايي شروع و به جايي ختم مي گرديده است. سيد مرتضي در اين باره مي فرمايد:
قرآن در زمان آن حضرت جمع و تأليف شده بوده است، به همين نحوه که امروزه هست.
و بر اين امر اين گونه استدلال کرده که
همه ي قرآن در آن زمان تدريس و حفظ مي شده است، حتي عده اي از اصحاب براي حفظ قرآن تعيين شده بودند. و قرآن همه سالها بر پيامبر صلي الله عليه و آله عرضه مي شده است. و عده اي از صحابه مثل عبدالله بن مسعود و ابي بن کعب و ديگران قرآن را در حضور آن حضرت چندين بار ختم کرده اند. همه اين ها با کم ترين ملاحظه دلالت دارد که قرآن، نه متفرق بوده و نه ناقص، بلکه مجموع بوده است.(1)
و نيز پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: « جبرئيل هر سال قرآن را يک بار بر من عرضه مي کرد و امسال (سال حجة الوداع)، دو بار قرآن را بر من عرضه داشت.»(2)
خلاصه کلام طرفداران اين استدلال اين است: قرآن در محضر پيامبر صلي الله عليه و آله قرائت و حتي گاهي ختم مي شده و ضرورتاً اين قرائت منظم بوده است لذا مي توان گفت، نظم موجود، همان ترتيب قرائت شده در حضور خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله بوده است.
ولي بر اين سخن دو اشکال مي توان وارد کرد:
الف. قرآن، هم چنان مداوم و پشت سرهم بر پيامبر نازل مي شده و تا هنگامي که نزول قرآن ادامه داشته، معنا ندارد بگوييم: قرآن ختم مي شده، بلکه مي توان گفت:
بخش هايي از قرآن قرائت مي شده است.
ب.در اين نقل قول ها، سخني از ترتيب قرائت قرآن در حضور پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به چشم نمي خورد، به عبارت ديگر، درست است که قرآن در حضور پيامبر گرامي، قرائت مي شده، ولي ترتيب آن در هيچ کدام از اين روايات ذکر نشده است. چه بسا قرآن بر اساس ترتيب نزول، قرائت مي شده است و اصلاً ترتيب تلاوت قرآن آزاد است؛ به اين معنا که قاري قرآن مي تواند تلاوت قرآن را از هر سوره اي شروع و به هر سوره اي ختم کند. بنابراين، از اين مطلب که قرآن در حضور پيامبر صلي الله عليه و آله قرائت مي شده، نمي توان به دست آورد که ترتيب موجود در سوره ها، ترتيبي توقيفي است.
هر چند از ابي بن کعب نيز نقل شده: رسول خدا صلي الله عليه و آله مرا احضار کرد و فرمود: « جبرائيل مرا مأمور ساخت که به تو درود و تهنيت گفته و قرآن را براي تو بخوانم.»
اين کلام بيش از قرائت قرآن در زمان حضرت رسول صلي الله عليه و آله به وسيله ابي بن کعب، چيزي را نمي رساند.
دليل دوم: از زيد بن ثابت نقل شده است که گفت: « کنّا عند رسولِ الله – صلّي الله عليه و سلم – نُؤَلِّف القرآنَ من الرقاعِ…؛ ما در محضر حضرت رسول قرآن را بر روي تکه هاي چرم يا کاغذ تأليف مي کرديم.»(3)
مي گويند: با توجه به معناي تأليف که عبارت است از: « جمع اجزاي پراکنده و ترتيب آن ها به گونه اي که حق مقدم و مؤخر آن رعايت شود.»(4) مي توان از سخن زيد، چنين نتيجه گرفت که قرآن در زمان حضرتش منظم شده بود، هم آياتش و هم سوره هاي آن. بنابراين، ترتيب سوره هاي قرآن کريم، ترتيبي توقيفي مي باشد.
البته، مطلب ذکر شده از کلام زيد استفاده نمي شود، بلکه او مي خواسته بگويد که نگارش قرآن، هم زمان با حيات پيامبر گرامي اسلام، توسط عده اي از ياران وي انجام شده است. حداکثر چيزي که مي توان از کلام زيد استفاده کرد اين است که آن تأليف ها ترتيب آيات رعايت مي شده است، ولي نمي توان از سخن وي توقيفي بودن ترتيب موجود سوره هاي قرآن کريم را استفاده کرد.
دليل سوم: سيوطي مي گويد:
از جمله دلايل توقيفي بودن ترتيب سوره هاي قرآن اين است که « حواميم » پشت سر هم ترتيب يافته اند و همين طور « طواسين » اما « مسبحات » پي در پي ترتيب نيافته اند، بلکه بين آن ها فاصله است و همين طور بين « طسم الشعرا »،« طسم القصص » و « طس النّمل » فاصله قرار دارد، با اين که « طس النمل » کوتاه تر از آن دو مي باشد، اگر ترتيب سوره ها اجتهادي بود بايد مسبحات پشت سرهم واقع مي شد «طس » بعد از « قصص » قرار مي گرفت.(5
خلاصه کلام سيوطي اين است که نبودن ملاک در ترتيب سوره ها، نشان مي دهد که اين ترتيب، توقيفي است نه اجتهادي.
نکته اي که در اين جا جلب توجه مي کند اين است که خود سيوطي اين نظريه ( توقيفي بودن ترتيب سوره ها ) را نمي پذيرد، بلکه معتقد به تفصيل مي باشد.(6)
البته بر خواننده عزيز مخفي نيست که دليل مذکور نمي تواند مدعا را ثابت کند، زيرا بين فقدان ملاک براي ترتيب فعلي سوره ها و توقيفي بودن اين ترتيب، هيچ گونه صورت منطقي به چشم نمي خورد. جالب اين که بعضي ديگر بر توقيفي بودن ترتيب فعلي سوره هاي قرآن کريم به وجود ملاک استدلال کرده اند؛ يعني دقيقاً نقطه مقابل استدلال سيوطي را بيان کرده اند.
دليل چهارم: زرکشي در برهان مي گويد:
براي ترتيب سوره ها در قرآن کريم ملاک ها و دلايلي وجود دارد که مي فهاند ترتيب موجود سوره ها، ترتيبي توقيفي است که از طرف شخصي حکيم انجام گرفته است؛ گاهي بر اساس حروف چنانچه در « حواميم » ببينيم و گاهي بر اساس موافقت اول يک سوره با آخر سوره ما قبل آن، مانند آخر حمد از نظر معنا و اول بقره و گاهي نيز به خاطر وزن، پشت سر هم واقع شده اند، مانند آخر تبّت و اول اخلاص و ملاک چهارم در اين باب، مشابهت جمله اي از سوره با جمله اي از سوره ديگر مي باشد، مانند والضحي و الم نشرح.(7)
خلاصه ي سخن زرکشي اين است که: ما در قرآن ملاک هايي براي پي در پي قرار گرفتن سوره ها مي بينم. اين ملاک ها حکيم بودن شخص مرتب کننده را نشان مي دهد، پس اين ترتيب از جانب خدا و رسول صلي الله عليه و آله مي باشد و توقيفي بوده و بايد رعايت گردد.
اين استدلال نيز قابل پاسخ مي باشد، زيرا:
الف.اين ملاک ها در همه سوره ها ديده نمي شود، بلکه همان طور که سيوطي متذکر شده، غالباً ملاکي در ترتيب سوره هاي به چشم نمي خورد.
ب.چه بسا کساني که بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله به جمع آوري قرآن و ترتيب سوره ها پرداختند، ملاک هاي فوق را در نظر گرفته اند و دليلي ديده نمي شود که حتماً ملاک هاي فوق را معصوم در نظر گرفته باشد تا ترتيب سوره ها توقيفي باشد.
دليل پنجم: اگر به آيات قرآن، خصوصاً آيات تحدّي – که هم به خود قرآن (8) با کليتش و هم به ده سوره (9) و يا حتي به يک سوره (10) تحدّي کرده است – توجه کنيم، در مي يابيم که ترتيب موجود قرآن ترتيبي است، زيرا معنا ندارد به کتابي که هنوز منظم و مرتب نشده تحدي گردد.(11) از طرف ديگر، در قرآن، لفظ کتاب و قرآن به کار رفته است.
اين الفاظ نمي تواند بر کتابي که هنوز نامرتب است اطلاق گردد. اين استدلال نيز ممکن است به چند وجه جواب داده شود:
الف.قرآن هم به کل قرآن اطلاق مي شود و هم به بخش هايي از آن،(12) با در نظر گرفتن اين نکته که برخي از آيات تحدي در مکه نازل گرديده است. و در آن جا به کل قرآن که هم سوره ها و آياتش منظم شده باشند، نمي تواند تحدي شده باشد.
ب.اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت در استفاده از کلمات و جملات و نيز نظم آيات آن است. هيچ کدام از دانشوراني که درباره اعجاز قرآن به تحقيق و تأليف پرداخته اند، ادعا نکرده اند که نظمِ سوره هاي قرآن کريم معجزه آساست.
دليل ششم: دکتر صبحي صالح که به شدت طرفدار توقيفي بودن ترتيب سوره هاي قرآن کريم است، مي گويد:
ترتيب سوره هاي قرآن نيز، توقيفي است و در زمان حيات پيغمبر اکرم به همين ترتيب مشخص و معلوم بوده است و دليلي بر اثبات غيرتوقيفي بودن آن نداريم. بنابراين، نظريه بعضي از علماي اسلامي که مي گويند: صحابه، سوره هاي قرآن را بر مبناي اجتهاد خود مرتب کرده اند مبنايي ندارد. هم چنين نظريه ديگري که قايل به تفصيل است و مي گويد: ترتيب بعضي از سوره هاي قرآن اجتهادي و ترتيب بعضي ديگر توقيفي است بي اساس است.(13)
خلاصه سخن وي اين است که چون طرف مقابل، دليلي بر مدعاي خويش ندارد پس مدعاي ما ثابت است و سوره هاي قرآن در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله به همين صورت ترتيب داده شده بودند.
اين استدلال نيز قابل پاسخ مي باشد:
الف. صبحي صالح به آنان مي گويد استدلال ارائه کنند، ولي خود براي مدعاي خويش دليلي بيان نمي کند.
ب.از کجا مي گويي که طرف مقابل هيچ نوع استدلالي بر سخن خويش ندارد. به زودي با آوردن استدلال هاي طرف مقابل، روشن مي گردد که آنان نيز استدلال هاي قابل قبولي دارند.
دليل هفتم: پيامبر صلي الله عليه و آله عاقل ترين و منظم ترين انسان ها بوده است، چگونه ممکن است وي قرآن را بدون تنظيم سوره هاي آن، رها کند و نيز مسلمانان، عاشق قرآن بوده و حاضر بودند که در راه حفظ آن، ده ها بار کشته شوند و به غير از هنگام جهاد و امثال آن، وقت خود را مصروف قرآن، يعني حفظ، و کتابت و تدريس آن مي کردند. با اين اهميتي که مسلمانان براي قرآن قايل بودند، نمي توان تصور کرد که قرآن را به صورت کامل هم از نظر آيات و هم از نظر سوره ها منظم نکرده باشند.(14)
اين استدلال نيز خالي از اشکال نيست و در پاسخ آن مي توان گفت:
الف. قرآن تا آخرين لحظات عمر پيامبر صلي الله عليه و آله برايشان نازل مي شده و با توجه به ادامه نزول آن و تکميل نشدن سوره ها، عملاً ترتيب آن ها ممکن نبوده است.
ب.سوره هاي قرآن هر کدام مدلول و مفهوم مستقلي دارند، و عدم ترتيب آن ها هيچ گونه خللي به معناي هر يک از سوره ها وارد نمي کرد.
ج.منظم بودن پيامبر صلي الله عليه و آله و اهميت دادن مسلمانان به قرآن، جاي ترديد ندارد. اما اين نظم، بدون ترتيب دادن سوره ها در قرآن نيز به جاي خويش ثابت است زيرا آن نظمي که به معاني، مفاهيم، فصاحت و بلاغت قرآن مرتبط است، نظم آيات مي باشد.

ادله طرفداران تفصيل در ترتيب سوره ها
گروهي از علماي اسلامي در کتب علوم قرآني خويش، نظريه ي تفصيل در ترتيب سوره هاي قرآن کريم را ارائه کرده. به اين صورت که:
اکثر سوره هاي قرآن کريم در زمان حيات پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله مرتب و منظم شده و به شکل فعلي قرار گرفتند، ولي صحابه تعداد کمي مانند سوره ي توبه و انفال را به اين صورت ترتيب دادند، ادله آنان چنين است:
دليل اول: از ادله اي که درباره ي توقيفي بودن ترتيب سوره هاي قرآن کريم ارائه شد، اجمالاً به دست مي آيد که بخش اعظمي از ترتيب موجود در زمان حضرتش به همين صورت بوده است.
جواب دليل مذکور اين است که اولاً، همه ي استدلال هاي توقيفي بودن ترتيب موجود سوره ها، داراي اشکالاتي بودند. ثانياً، طرفداران اجتهادي بودن ترتيب سوره ها نيز دلايل قابل ارائه اي بر جاي گذاشته اند و ديگر جايي براي اين که بگوييم: آن استدلال ها اجمالاً توقيفي بودن ترتيب را مي رساند، نيست. ثالثاً، وقتي گفتيم: ترتيب سوره هاي قرآن کريم، توقيفي است، چگونه مي توانيم چند سوره را استثنا کنيم؟!
دليل دوم: اسامي بخش هايي از قرآن در کلام پيامبر صلي الله عليه و آله به چشم مي خورد، از جمله نقل شده که ايشان فرمودند:
به جاي تورات، به من سبع طوال ( هفت سوره طولاني )، و به جاي انجيل، مئين ( سوره هايي که حدود صد آيه دارند ) و به جاي زبور مثاني داده شده است و برتري من بر ديگر انبيا، به اين است که به من مفصلات ( سوره هاي کوچک قرآن ) داده شده است و به ديگر انبيا داده نشده بود.(15)
اين که پيامبر صلي الله عليه و آله اسامي اين بخش ها را فرموده، نشان مي دهد که حداقل اين بخش ها منظم شده و داراي ترتيب خاص بوده و ترتيب آن ها توقيفي مي باشد و قابل تغيير نيست.
اما اين سخن نيز پذيرفتني نيست، زيرا:
الف. پيامبر صلي الله عليه و آله نفرموده که اين ترتيب لازم الاجراست، بلکه فقط اسم اين بخش ها را اعلام کرده است.
ب.اين ترتيب در حد سبع طوال قابل قبول مي باشد، ولي درباره ي مئين، مثاني و به خصوص مفصلات، نمي توان از اين حديث، چيزي برداشت کرد.
البته بايد گفت: اين نظريه در ميان عالمان اسلامي طرفداران بسياري دارد، از جمله: سيوطي مي گويد: « نظريه اي که به انسان اطمينان مي دهد، گفته بيهقي است و آن اين که: همه ي سوره ها ترتيبشان توقيفي است، مگر برائت و انفال.»(16)
زرقاني مي گويد: « شايد بهترين نظر همين باشد که، بعضي از سور ترتيبش به توقيف، از طرف پيامبر معين گرديد و برخي ديگر، به اجتهاد صحابه ترتيب داده شده است.»(17)
زرکشي نوشته است:
قول سوم که قاضي ابومحمد بن عطيه، به آن اعتقاد دارد، اين است که، ترتيب بسياري از سوره هاي قرآن کريم، در زمان حيات پيامبر صلي الله عليه و آله معين شده است، مانند « سبع طوال »،« حواميم » و « مفصل » و اشاره نمود که ممکن است ترتيب بقيه، به امت بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله تفويض شده باشد.(18)
دکتر سيد محمد باقر حجتي در کتاب تاريخ قرآن خويش همين نظر را برگزيده است. اما کثرت طرفداران يک نظريه، از اشکالات وارد بر آن نمي کاهد. هم چنين در مقابل خواهيم آورد که اکثر عالمان اسلامي، طرفدار نظريه اجتهادي بودن ترتيب سوره هاي قرآن کريم مي باشند.(19)

ادله اجتهادي بودن ترتيب سوره ها
در مقابلِ دو نظريه فوق، نظريه ديگري نيز وجود دارد، مبني بر اين که ترتيب موجود و فعلي سوره هاي قرآن کريم، ترتيبي است اجتهادي. به اين معنا که صحابه پس از پيامبر صلي الله عليه و آله، اين ترتيب را خصوصاً در جمع سوم، يعني جمع در زمان عثمان، به قرآن داده اند. اين ها نيز دلايلي براي نظريه خويش ارائه داده اند، بدين قرار:
دليل اول: زرکشي در کتاب البرهان مي نويسد:
نظر اکثر علما، از جمله مالک و قاضي ابوبکر بن طيب اين است که پيامبر صلي الله عليه و آله، ترتيب سوره هاي قرآن کريم را به امت پس از خود تفويض نموده است.(20)
سيوطي نيز پس از طرح اين سؤال که آيا ترتيب سوره هاي قرآن کريم، مانند آيات، توقيفي است يا به اجتهاد صحابه چنين ترتيبي يافته است؟ درپاسخ مي گويد: « نظر و رأي اکثر علما بر اجتهادي بودن ترتيب سوره هاي قرآن کريم مي باشد.»(21)
زرقاني در مناهل العرفان مي نويسد:
در ترتيب موجود سوره هاي قرآن کريم، توقيفي از جانب پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نبوده، بلکه با اجتهاد و رأي صحابه، چنين ترتيبي به سوره هاي قرآن داده شده است و اين قول منسوب به اکثر علما مي باشد.(22)
بر اين استدلال ممکن است اشکال شود که گر چه اکثر علما و دانشمندان اسلامي چنين نظريه اي را ارائه داده اند، امکان خطا بودن اين نظريه را نمي توان از نظر دور داشت چنانچه در موارد مشابهي رأي اکثريت بر حق نبوده است.
اما بايد دانست که چنين نظريه اي ( اجتهادي بودن ترتيب سوره ها ) را دانشمندان اسلامي که هم متعبد به قرآن و دين بوده اند و هم عصر آنها به عصر صحابه و تابعين و به خصوص پيامبر عظيم الشأن، نزديک بوده است ارائه کرده اند و چون اين گونه مطالب، نقلي است، نه عقلي، لذا نقل آنان بيشتر مورد اعتماد مي باشد.
دليل دوم: صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله مصحف هاي متعددي را پس از رحلت وي فراهم آوردند که گاهي ترتيب آن برخلاف ترتيب موجود سوره ها در قرآن بوده است.
ابن تميمه (م 728) در اين زمينه مي گويد:
ترتيب سوره هاي قرآن کريم امري واجب نبوده، بلکه به اجتهاد صحابه واگذار شده بود. به همين دليل مي بينيم که مصحف عبدالله ( بن مسعود ) ترتيبش با مصحف زيد متفاوت است و همين طور غير از او ( مصحف ديگران نيز در ترتيب سوره هاي قرآن کريم تفاوت داشته است.).(23)
زرکشي مي نويسد: « ترتيب بعضي از سوره ها بر صحابه واجب نبوده، بلکه به اجتهاد و اختيار آنان و اختيار آنان تفويض شده بود و به همين دليل، هر مصحفي ترتيبي خاص داشته است.»(24)
بنابراين اختلاف مصحف هاي گوناگون، از جمله مصحف علي عليه السلام، عبدالله بن مسعود، و عبد الله بن عباس و امام ابي عبدالله، جعفربن محمد ( امام صادق عليه السلام )، اين مطلب را مي رساند که ترتيب سوره ها به اجتهاد صحابه اي بود که قرآن را جمع آوري کرده اند.(25)
دليل سوم: جمع و ترتيب قرآن به صورت فعلي به خليفه سوم، يعني عثمان منسوب مي باشد، اگر اين ترتيب به دستور پيامبر بود، پس چرا به عثمان منسوب است؟
ابن کثير مي گويد: « ترتيب سوره هاي قرآن کريم از اميرالمومنين عثمان بن عفان است.»(26)
استاد محمد هادي معرفت در تلخيص التمهيد مي فرمايد:
جمع نمودن سوره هاي قرآن و ترتيب آن ها به صورت مصحفي که ميان دو جلد قرار گرفته باشد، بعد از وفات پيامبر صلي الله عليه و آله انجام شده است.(27)
دليل چهارم: تلاوت سوره هاي قرآن کريم، توقيفي نيست بلکه قاري مي تواند هر قدر از سوره ها را بدون الزام به ترتيب معين قرائت کند، ولي درباره ي آيات چنين نيست. اين نيز مؤيد ديگري است بر اين که ترتيب سوره هاي قرآن کريم، توقيفي نيست.
دليل پنجم: از چيزهايي که نمي توان در آن شک کرد، اين است که: ترتيب فعلي سوره هاي قرآن کريم برخلاف ترتيب نزول مي باشد، زيرا در قرآن مي بينيم سوره هاي مدني بر سوره هاي مکي تقدم يافته است.
از اين مطلب مي توان چنين استنتاج کرد که ترتيب سوره ها در مرحله اي بعد از نزول انجام گرفته است. از آن جا که بعضي از مصحف ها مانند مصحف علي عليه السلام بر اساس نزول بوده است، لذا بايد گفت، ترتيب فعلي سوره هاي قرآن کريم پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله انجام شده است.
علامه طباطبايي نيز معتقد به اجتهادي بودن ترتيب موجود سوره هاي قرآن کريم مي باشد. وي براي اثبات نظريه خود به وجوهي استدلال مي کند، از جمله:
1.سوره انفال و توبه، توسط عثمان ( در جمع سوم ) بين سوره هاي اعراف و يونس قرار گرفته است.
2.صحابه ي ديگر مصحف هايي داشته اند با ترتيبي متفاوت، اگر ترتيب سوره ها واجب بود و از جانب پيامبر توقيفي بود، صحابه چنين عملي را انجام نمي دادند.
3.ترتيب فعلي سوره ها با ترتيب نزول آن ها هم آهنگ نمي باشد، بنابراين، اين ترتيب، اجتهادي است و نه توقيفي و به امر پيامبر صلي الله عليه و آله.(28)

نتيجه
از مباحث فوق مي توان چنين نتيجه گرفت که ترتيب موجود سوره هاي قرآن کريم که از سوره حمد و بقره شروع مي شود و به سوره مبارکه الناس خاتمه مي يابد، ترتيبي اجتهادي است.
زرکشي براي حل مشکلات گويد:
اين اختلاف به تفاوت لفظي بازگشت مي نمايد و آن اين که آيا توقيف از جانب پيامبر صلي الله عليه و آله، توقيفي لفظي بوده است و ايشان غير از اين ترتيب را لفظاً نهي کرده اند؟ و يا مجرد يک استناد فعلي است، به گونه اي که ياران پيامبر صلي الله عليه و آله حق اظهارنظر داشته اند.(29)
ولي با اين بيان نيز مشکل حل نخواهد شد، زيرا طرفداران اجتهادي بودن ترتيب سوره هاي قرآن کريم مي گويند: ما نهي از جانب پيامبر صلي الله عليه و آله براي غير اين ترتيب نداريم، علاوه بر اين استناد فعلي نيز در اين رابطه موجود نمي باشد، بلکه اين ترتيب به صحابه ي بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله مستند است. بنابراين، ترتيبي است که به اجتهاد و رأي کساني که بعد از پيامبر مي آيند و قصد جمع کردن قرآن را دارند واگذار شده است. البته اين سخن به اين معنا نيست که امروزه قرآن هاي متعددي با ترتيب هاي متفاوت چاپ شود، بلکه بايد حرمت قرآن در همه زمينه ها، حفظ گردد.

پي‌نوشت‌ها:

1.مجمع البيان، ج1، ص31
2.سيرة الائمة الأنثي عشر، ج1، ص 246
3.الاتقان، ج1، ص 203
4. مفردات الفاظ القرآن، ص 16
5.الاتقان، ج1، ص 219
6.همان
7.البرهان، ج1، ص 247
8.طور، آيه 34
9.هود، آيه 12
10.يونس، آيه 38
11.براي اطلاع بيشتر از کيفيت استدلال ر.ک: البيان، ص 247 به بعد
12.ر.ک: مناهل العرفان.
13.مباحث في علوم القرآن، ص 71
14.براي تفصيل بيشتر ر.ک: البيان، ص 247 به بعد
15.زرکشي، البرهان، ج1،ص 245
16.الاتقان، ج1، ص 219
17. مناهل العرفان، ج1، ص 346
18.البرهان، ج1، ص 257
19.ر.ک: الأتقان، ج1، ص 261؛ مناهل العرفان، ج1، ص 346 و البرهان، ج1، ص 257
20.البرهان، ج1، ص 257
21.الاتقان، ج1، ص 216
22.مناهل العرفان، ج1،ص 346
23.تفسير کبير ابن تيميه، ج2،ص 266
24.براي تفصيل بيشتر ر.ک: خوئي، البيان، ص 247 به بعد
25.موجز علوم القرآن، ص 176
26.همان، ص 175
27.تلخيص التمهيد، ج1، ص 114
28.علامه طباطبايي، قرآن در اسلام، ص 88 و 89 با تلخيص
29.البرهان، ج1،ص 257
منبع مقاله :
صاحبي، محمدجواد، بوستان کتاب، قم، مؤسسه بوستان کتاب، چاپ اول/ 1391

مطالب مشابه