غم و شادي در نهج البلاغه (3)

غم و شادي در نهج البلاغه (3)

نويسنده: اعظم مرادي
دانشجوي دوره دکتري روانشناسي، دانشگاه اصفهان

با تمرکز بر روش هاي شادي آفرين

روشهاي شناختي – رفتاري

1- رضايت دادن به قضاي الهي:

حضرت علي (ع) مي فرمايد:
«کسي که از دنيا اندوهناک باشد، از قضاي الهي خشمناک است….» [همان، ق 219].
از اين سخن حضرت علي (ع) چنين برمي آيد که هر کسي که به قضاي الهي تن در مي دهد و از آن شاکي نيست، از غم و اندوه دنيا به دور است. دليل اين امر نيز روشن است، چون کسي که به قضاي الهي رضايت مي دهد معتقد است که هر چه براي او پيش مي آيد، اراده و خواست خداوند در آن دخيل است و حکمتي در آن نهفته است و در نهايت به خير و صلاح اوست، بنابراين هر مسأله و اتفاقي هر قدر هم که به ظاهر ناگوار باشد، او را پريشان نمي سازد.

2- پرهيزکاري و اطمينان به وعده هاي الهي:

حضرت علي (ع) در نامه خود به محمد ابن ابي بکر مي فرمايد:
«پرهيزکاران در بهترين خانه هاي دنيا سکونت کردند و بهترين خوراکيهاي دنيا را خوردند و همان لذتهايي را چشيدند که دنيا داران چشيده بودند… لذت پارسايي در ترک حرام دنيا را چشيدند و يقين داشتند که روز قيامات از همسايگان خدايند، جايگاهي که هرچه درخواست کنند داده مي شود و هر گونه لذتي در اختيارشان قرار دارد.»[همان، ن 27].
پرداختن به حرام دنيا گر چه ممکن است خوشي آني و لذت کاذبي ايجاد کند، اما از آن جا که با فطرت و طبيعت انسان ناسازگار است و درکوتاه مدت يا دراز مدت بر روح و جسم انسان بر زندگي فردي و اجتماعي او اثرات نامطلوب و گاه جبران ناپذيري باقي مي گذارد، غم و اندوه و حسرت به دنبال دارد. بنابراين کسي که از کارهاي حرام اجتناب مي کند، دچار اين غم و اندوه و حسرت نمي شود و در عين حال از لذتهاي حلال و آن چه دارد بيشتر و بهتر بهره مند مي شود. علاوه بر اين اطمينان به وعده هاي الهي در مورد پاداشهاي اخروي پرهيزکاري و تجسم اين پاداش ها، موجب شادي فرد پرهيزکار مي شود.

3- صبر و يقين:

حضرت علي(ع) در نامه خود به فرزندش امام حسن (ع) مي فرمايد:
«…غم و اندوه را با نيروي صبر و نيکويي يقين از خود دور ساز…» [همان، ن 31].
صبر در نهج البلاغه خط اول مقابله با اندوه است. صبر درکنار يقين، عدل و جهاد يکي از چهار پايه ايمان است. حضرت علي در بسياري از موارد از جمله در راه حق، برقراري عدالت اجتماعي، مصيبت چه به شکل روزمره و مستمر آن و چه به صورت حاد و ناگهاني و مرگ عزيزان، صبر را توصيه مي فرمايد (بوالهري و همکاري، 1386). کسي که به خاطر اطمينان به وعده هاي الهي در مواجهه با مصائب و دشواريها خود را نمي بازد و دچار پريشاني نمي شود، کمتر دچار غم و اندوه مي شود. در ميان عوامل مذهبي، باورها مهمترين منبع شادي هستند (اليسون(1) و همکاران، 1989). دول و اسکوکان ( 1995) معتقدند که باورهاي مذهبي از طريق افزايش احساس کنترل، غني سازي خود و خوشبيني باعث ايجاد شادي مي شوند. طبق نظر هالامي و آرجايل (2) ( 1997) افراد کمتر مذهبي به اين دليل کمتر شادند که اطمينان و يقين کمتري دارند.

4- مقاومت در برابر سختيها و رنجها:

حضرت علي (ع) مي فرمايد:
«چشم از سختي خار و خاشاک و رنجها فرو بند تا همواره خشوند باشي.» [همان، ق 204].
علاوه بر صبر و پرهيزگاري، نهج البلاغه به طور کلي کنار آمدن و سازگاري با مسائل را توصيه مي کند (بوالهري و همکاران، 1386). فردي که سر سختي بالايي دارد و مشکلات را چالش و فرصتي براي رشد مي داند و نه تهديد، مي تواند در برابر سختيها و مشکلات مقاومت کند و به بهترين نحو با آنها مقابله کند و در نتيجه، کمتر دچار حزن و اندوه مي شود. به اعتقاد آرجايل (2001) ميزان خشنودي ذهني فرد به شيوه تفکر او درباره مسائل بستگي دارد و علاوه بر اين خشنودي تحت تأثير حالتهاي هيجاني آني قرار مي گيرد؛ وقتي انسان مجبور مي شود با موقعيتها سازگار شده و به شيوه متفاوتي به رويدادها نگاه کند، خشنودي او افزايش مي يابد. طبق نظر تايلور و براون (3) (1988) اعتقاد به اين که وقايع تصادفي نيستند و پس از وقايع منفي نيز امکان رشد شخصي وجود دارد، مي تواند به وقايع معني بدهد. بسياري افراد از جمله بعضي از معلولان در بررسي خشنودي از زندگي درحد 70 درصد از حد اکثر قرار مي گيرند. بنابراين، غير از عوامل عيني مسائل ديگري نيز آشکارا در ميزان خشنودي دخالت دارند. در واقع اين يافته ها با سازگاري اين افراد رابطه دارد؛ آنها از اشکال متنوع راهبردهاي مقابله اي استفاده کرده زندگي خود را به شکل متفاوتي ارائه داده و يا به شيوه متفاوتي به مسائل مي نگرند (آرجايل، 2001). حضرت علي (ع) در عين توصيه به کوچک انگاشتن سختيها و مصائب و پرهيز از بزرگ نمايي آن، گروهي از مردم را توصيف مي کند (پرهيزگاران ) که بر عکس اهل دنيا که مرگ بدنها را بزرگ مي شمارند، مرگ دلهاي زندگان را بزرگتر مي داند. به عبارت ديگر، افراد به يک رويداد واکنش يکسان نشان نمي دهند و برخي از آنها نگاه ژرفتري به مسائل دارند و چيزهايي را مصيبت مي دانند که ديگران نمي دانند. اين همان تنگه اي است که مصيبت را به بينش و بصيرت نزديک مي کند. حضرت علي (ع) خطاب به اشعث مي گويد:
«اي شعث! پسرت تو را شاد مي کرد و براي تو گرفتاري و آزمايش بود و مرگ او تو را اندوهگين کرد درحالي که براي تو پاداش و رحمت است »[همان، ق 283].

5- ياد مرگ:

حضرت علي (ع) مي فرمايد:
«آن کس که فراوان به ياد مرگ باشد در دنيا به اندک چيزي خشنود است.» [همان، ق 341].
ياد مرگ باعث مي شودکه انسان به موقت و زودگذر بودن زندگي دنيا توجه داشته باشد و بنابراين حسرت آنچه را ندارد نخورد و از آرزوها و خواسته هاي بزرگ بپرهيزد و قدر نعمتهايي را که دارد بداند؛ ياد مرگ همچنين باعث مي شود که فرد مشکلات و سختيها را بزرگ نمايي نکند و بنابراين در برابر آنها قدرت تحمل بالايي داشته باشد. اين عوامل موجب مي شود که فرد کمتر دغدغه خاطر مسائل زندگي دنيا را داشته و در مقايسه با کسي که کمتر به ياد مرگ مي افتد، خشنود تر باشد. به نظر آرجايل (2000) اعتقاد به زندگي پس از مرگ براي سلامت رواني مفيد است، بخصوص در مورد کساني که سالخورده و بيمارند يا در معرض جنگ قرار دارند.
بايد خاطر نشان ساخت که بسياري از روشهاي فوق الذکر ارتباط نزديکي با يکديگر دارند و به عبارتي لازم و ملزوم يکديگرند، براي مثال، توجه به پاداشهاي اخروي تلخکامي هاي دنيا و يا ياد مرگ، مقاومت در برابر سختيها و رنجها را تسهيل مي نمايد، توجه به فنا پذيري و دگرگوني حالات دنيا، به عشق نورزيدن به دنياي حرام و دل کندن از آن کمک مي کند و…

نتيجه گيري

از بررسي مجموع سخنان حضرت علي (ع) درباره شادي و غم چنين استنباط مي شود که ايشان نه تنها شادي و نشاط را نهي نکرده بلکه روشهاي مختلفي براي دستيابي به شادي و نشاط و اجتناب از غم و اندوه نيز توصيه نموده است و به نظر مي رسد که منظور از «اندوه مؤمن» در روايات نقل شده از ايشان، دغدغه خاطر مؤمن در امور مسلمانان، اندوه به خاطر گناهان و يا افسوس خوردن به خاطر کوتاهي در انجام کارهاي نيک است؛ چنانکه در خطبه 87 نهج البلاغه مي فرمايد: «آن کس که جامعه زيرين او اندوه و لباس رويين او ترس از خداست، چراغ هدايت در قلبش روشن شده است.» و در خطبه 113 مي فرمايد: «همانا پرهيزگاران…اگر چه شادمانند، اندوه آنان (نيز) شديدتر است.» اندوهي که وصف آن آمده سازنده است اما اندوههاي غير سازنده و نکوهش شده در نهج البلاغه ناشي از پيوند خوردن قلب شخص با دنيا پرستي است (بوالهري و همکاران، 1386). حضرت علي (ع) در حکمت 228 مي فرمايد: « آن کس که قلب او با دنيا پرستي پيوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است: اندوهي رها نشدني، حرص جدا نشدني و آرزويي دست نيافتني». در عين حال، روشهاي نکوهش شده براي ايجاد شادي و نشاط و بر طرف نمودن غم و اندوه نيز در نهج البلاغه مطرح شده است.
حضرت علي (ع) در خطبه 122 نهج البلاغه مي فرمايد: «آنان که مي خواستند با شادي (کاذب) غمها را از دل بيرون کنند و به هنگام مصيبت با سرگرمي ها صفاي عيش خود را بر هم نزنند، دنيا به آنها و آنها به دنيا مي خنديدند، در سايه خوشگذراني رخوت زا بي خبر بودندکه روزگار با خارهاي مصيبت زا آنها را درهم کوبيد و گذشت روزگار تواناييهايشان را گرفت، مرگ از نزديک به آنها نظر دوخت و غم و اندوهي که انتظارش را نداشتند آنها را فرا گرفت.» در مجموع نهج البلاغه فرار از اندوه و روبرو نشدن با آن و خود فراموشي از طريق لهو و لعب را نکوهش مي کند (بوالهري و همکاران، 1386). همين امر وجه افتراق روشهاي مطرح شده در نهج البلاغه براي ايجاد شادي و نشاط و بر طرف نمودن غم و اندوه و روشهاي متداول در دنياي امروز را روشن مي سازد. به عبارت ديگر در عين حال که بسياري از روشهاي مورد استفاده امروزي براي ايجاد شادي و مقابله با اندوه با روشهاي مطرح شده در نهج البلاغه کم و بيش مشابه است که به پاره اي از آنها در اين مقاله اشاره شد، اما به جاي بعضي از روشهايي که تاثير کمي بر شادي دارند (مثل ابراز چهره اي و موسيقي)، يا تاثير آنها بر شادي،کوتاه مدت است (مثل روش ولتن، دريافت هديه و تماشاي فيلم)، و يا درکوتاه مدت يا دراز مدت بر روح و جسم انسان اثرات نامطلوبي باقي مي گذارند (مثل فعاليت جنسي مکرر و مصرف الکل يا داروهاي روانگردان ) (آرجايل، 2001)، در نهج البلاغه روشهايي مطرح مي شود که در راستاي تکامل انسان و مايه تطهير روح و جان و زمينه ساز قرب الهي و ضامن سعادت جاودانه است که به عنوان نمونه مي توان توشه آخرت را مبناي خوشحالي و اندوه خود قرار دادن، توجه به فنا پذيري و دگرگوني حالات دنيا، توجه به پاداش هاي اخروي تلخ کامي هاي دنيا، عشق ورزيدن به دنياي حرام و دل کندن از آن، سخن گفتن با خداوند، نماز خواندن، جستجوي سخنان حکمت آميز، اهل عمل بودن، رضايت دادن به قضاي الهي، پرهيزگاري و اطمينان به وعده هاي الهي، صبر و يقين و ياد مرگ را نام برد که در صفحات قبل علت و چگونگي تأثير آنها بر ايجاد نشاط و شادي و برطرف نمودن غم و اندوه تبيين شد.
فردي که چنين روشهايي را به کار مي گيرد و چنين نگرشي نسبت به مسائل دارد و براي به دست آوردن يا اجتناب از آنچه در حيطه اختيار و کنترل اوست و در عين حال، سرنوشت نهايي او را رقم مي زند، برانگيخته مي شود و از بابت آن خوشحال يا غمگين مي شود و به خاطر مسائل زودگذر و کم اهميت و يا مسائلي که در اراده او نيست، ناراحت نمي شود. در عين حال، چنين فردي چون زندگي کوتاه دنيا را فرصتي ارزشمند جهت فراهم نمودن ذخيره اي براي آخرت مي داند، هدفمند است و مي کوشد از لحظه لحظه هاي زندگي خود براي کسب رضاي الهي استفاده کند. چنين فردي زندگي دنيا را پوچ و بي ارزش تلقي نمي کند، بلکه آن را داراي هدفي والا مي داند. طبيعي است که چنين فردي در مقايسه با ساير افراد شادتر خواهد بود.
ارتباط بين روشهاي توصيه شده توسط حضرت علي (ع) و شادي در تحقيقات متعدد تأييد شده است. براي مثال ارتباط دعا و نيايش و شادي در تحقيق پولوما و پندلتون (4) _ 1991) و تحقيق اليسون و همکاران ( 1989)، رابطه بين رفتن به مسجد و شادي در بررسي کالدر (5) (1994)، ارتباط بين نزديکي به خداوند و شادي در تحقيق پولنر (6) ( 1989) و تحقيق اليسون و همکاران (1989)، ارتباط بين ورزش و شادي در پژوهش هيلز و آرجايل (7) ( 1998)، ارتباط بين گردش در طبيعت و شادي در بررسي رابينستين (8) (1980)، رابطه بين حمايت اجتماعي و شادي در بررسي بولجر و اکنرود (9) ( 1992)
و بررسي کالتر(10) ( 1976)، رابطه بين باورهاي ثابت (يقين) و شادي در پژوهش اليسون (1991)، تحقيق اليسون و همکاران (1989) و پژوهش شيور(11) ( 1980)، ارتباط بين خوشبيني و شادي در بررسي هيلز و آرجايل (2001) و ارتباط بين اعتقاد به زندگي پس از مرگ و شادي در تحقيق استينيتز (12) ( 1980) تأييد شده است.
منابع:
– آرجايل، مايکل.(2001)، روانشناسي شادي. م: مسعود گوهري انارکي و همکاران، اصفهان: انتشارات جهاد دانشگاهي واحد اصفهان، 1383.
– بوالهري، جعفر- محمد پور- رضا- اصغر نژاد فريد- طاهري، ابوالقاسم. نهج البلاغه و بهداشت روان، تهران: نشر دانژه، 1386.
– رضي، شريف (400 ه. ق). نهج البلاغه (مجموعه سخنان حضرت علي). ن: فيض الاسلام.
Argyle, M. (1989). The Social Psychology of Work (2nd ed.) London: Penguin.
Argyle, M.(2000). Psychology and Religion: An introduction. London: Routledge.
Argyle, M., Martin,M., & Crossland , J. (1989). Happiness as a function of personality and social encounters. In J. P. Forgas & J. M. Innes (Eds.) , Recent Advances in Social Psychology: An International Perspective (pp.189- 230). North Holland: Elsevier.
Batson, C. D. (1987). Prosocial motivation : Is it ever truly altuistic? Advances in Experimental Social Psychology , 20, 65- 122.
Berry, D.s., and Hansn, J. S.(1996). Positive affect, negative affect, and social interaction.
Journal of Personality and Social Psychology, 71.796- 809.
Bolger, N.,& eckenrode, (1992). Social relations, Personality and anxiety during a major stressful event. Journal of Personality and Social Psychology, 23, 586- 604.
Cutler, N.E. (1976). Membership in different kinds of voluntary association and psychological well- being. Gerontologist, 16, 335- 339
Dull, V.T., & Skokan, L.A.(1995). A cognitive model of religion ‘s influence on health.
Journalof Social Issues, 51, 49- 64.
Ellison , C.G.(1991).Religious involvement and subjective well- being. Journal of Health and Social Behaviour, 32, 80- 99.
Ellison, C.G., Gay, D. A., & Glass, T. A. (1989). Does religious commitment contribute to individual life satisfaction? Social Forced, 68, 100- 123.
Feather.N.T., & Bond, M.J(1983). Time structure and purposeful activity among employed and unemployed university graduates. Journal of Occupational Psychology, 56, 241- 250
Fordycem M. W.(1977): Development of a program to increase personal happiness.
Jounal of Counseling Psychology, 24, 511- 520.
Hallahmi, B.B., & Argyle, M.(1997). The Psychology of Religious Behavior, Belief, and Experience. London: Routledge.
Hills,P., & Argyle , M. (1998B). Positive moods derived from leisure and their relationship to happiness and personality. Personality and Individual Differnces, 25, 523- 535.
Kaldor, P. (1994). Winds of Change. Homebush West NSW, Australia: Anzea.
Kammann, R., & Flett, R.(1983).Affectomerer2: A scale to messure current level of general happines. Austrlian Journal of Psychology , 35, 259 – 265.
Paragment , K. L., & Park, C.L., (1995). Merely a defense? The variety of religion means and ends. Journal of Social Issues, 51, 13- 32.
Pollner, M. (1989). Divine relations, social relations, and well- being. Jorurnal of Health and Social Behavior , 30, 92- 110.
Polma, M. M., & pendeiton, B. F. (1991). Exploring Neglected Dimensions of Religion in Quality of Life Research. Lewiston, NY: Edwin Mellon Press.
Rubenstein, C. (1980). Vacations. Psychology Today , 13 (May), 62- 76.
Shaver, P., Lenauer, M., And Sadd, S.(1980). Religiousness, conversion, and subjective well- being : The ‘healty- minded’ religion of modern American women. American Journal of Psychiatry , 137, 1563- 1568.
Steinitz, L. Y. (1980). Religiosity, well- being and Weltanschauung among the elderly.
Journal for the Scientific Study of Religion , 19, 60- 67.
Taylor, S.E.,& Brown , J.D. (1988). IIlusion and well – being : a social- Psychological perspective on mental health. Psychological Bulletin, 103, 193- 210.
Wanberg, C.R., Griffiths, R.F., & Gavin, M. B.(1997). Time structure and unemployed unemployment: a longitudial study , Journal of Occupational and Organization Psychology, 70, 75- 90.

پي نوشت ها :

1- Ellison et al
2- Hallahmi & Argyle
3- Taylor & Brown
4- Poloma & Pendleton
5- Kaldor
6- Pollner
7- Hills & Argyle
8- Rubeenstein
9- Bolger & Eckenrode
10- Culter
11- Shaver et al
12- Steinitz

منبع: نشريه النهج شماره 21 و 22

مطالب مشابه