روزنه هاي اميد در عصر غيبت

روزنه هاي اميد در عصر غيبت

وضعيت جهان پيش از ظهور امام عصر(علیه السلام) به گونه اي است كه شايد انسان هايي را به يأس بكشاند؛ چنانكه بعضي از روايات اشاره به همين موضوع داشته و رواج هرج و مرج، ناامني، شيوع بيماري و گرسنگي و… را به عنوان ويژگيهاي اين دوران برشمرده اند؛ ليكن روايات ديگري نيز وجود دارد كه در آنها به نكات روشن و روزنه هاي اميد براي شيعيان و انسانهاي مؤمن و متعهد اشاره شده است.
برخي از روايات درباره مؤمناني سخن ميگويد كه هيچگاه زمين از آنان تهي نميشود و آنان در شرايط سخت پيش از ظهور نيز در سراسر جهان حضور دارند. رواياتي هم به نقش علما و دانشمندان اسلامي در زمان غيبت اشاره دارند كه هر از چند گاه يكي از آنان موجب دگرگوني در جامعه و حفظ دين خدا ميشود. در بعضي از روايات معصومين(علیه السلام) نيز از نقش ويژه شهر قم پيش از ظهور امام زمان(علیه السلام) ياد شده است.
1.نقش مؤمنان حقيقي
بعضي از روايات در پاسخ كساني آمده است كه گمان مي كردند روزگاري خواهد رسيد كه جامعه از وجود انسانهاي مؤمن تهي و بيبهره شود. امام(علیه السلام) اين گمان را نفي كرده و از وجود مؤمنان در هر روزگاري خبر داده است:
زيد زراء مي گويد:به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم: مي ترسم ما از مؤمنان نباشيم. امام فرمودند: چرا چنين فكر مي كنيد؟ گفتم: زيرا ميبينم در ميان ما كسي نيست كه برادرش را بر درهم و دينار مقدم دارد، ولي اين را ميبينم كه درهم و دينار را به برادر ديني – كه ولايت امير مؤمنان(علیه السلام) ما را به دور يكديگر به گرد آورده – ترجيح ميدهيم. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: اين چنين نيست كه ميگويي شما اهل ايمان هستيد ليكن ايمان شما كامل نميشود تا هنگامي كه قائم آل محمد(علیه السلام) قيام كند. در آن هنگام خداوند خفرَد شما را نيز كامل مي كند و شما مؤمنان كامل مي شويد. سوگند به آن خدايي كه جانم در دست قدرت اوست كه در سراسر جهان، انسانهايي هستند كه همه دنيا در نظرشان با پر پشهاي برابري نميكند.1
2.نقش علما و دانشمندان شيعه
هرگاه ابرهاي سياهي و جهل سايه خود را بر جوامع بشري گسترانده است دانشمندان و علماي ديني مسؤوليت خود را در جهت زدودن جهل و ناداني از انديشهها و فساد و تباهي از دامن مردمان، بهخوبي انجام دادهاند. طبق روايات، علما در آخرالزمان اين نقش را به خوبي ايفا ميكنند. امام هادي(علیه السلام) در اين زمينه ميفرمايد:
اگر در دوران غيبت قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) دانشمنداني نبودند كه مردم را به سوي او هدايت و راهنمايي كنند و با حجتهاي الهي از دينش دفاع نمايند و شيعيان ضعيف را از دامهاي شيطان و پيروانش رهايي داده و از دام ناصبيها (دشمنان اهل بيت) نجات بخشند كسي در دين خدا پا برجا نميماند و همه مرتد ميشدند؛ ولي آنان رهبري دلهاي شيعيان ضعيف را با قدرت در دست گرفته و حفظ ميكنند؛ چنانكه ناخداي كشتي سكان و فرمان كشتي را نگاه ميدارد. بنابراين آنان نزد خدا والاترين انسانها هستند.2
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پيرامون زنده كننده دين در هر قرن مي فرمايند:خداوند بزرگ براي امت اسلام در آغاز هر قرن شخصي را برمي انگيزاند تا دين را احيا و زنده نمايد.3
اين گونه روايات با صراحت به نقش علما در روزگار غيبت اشاره كرده و به خنثي شدن توطئه شيطانها و تجديد حيات دين به دست دانشمندان تصريح مي كند.
اثبات اين مطلب در روزگار ما به دليل و برهان نياز ندارد. نقش حضرت امام خميني(رحمت الله علیه) در از بين بردن نقشه هاي شوم دشمنان – كه اساس دين را در جهان معاصر در معرض خطر قرار داده بودند – بر كسي پوشيده نيست. عزتي كه اسلام در اين عصر يافته به بركت انقلاب اسلامي ايران و بنيان گذار آن حضرت امام خميني(رحمت الله علیه) است.
3.نقش شهر قم در آخرالزمان
آنگاه كه جامعه بشري به سوي انحطاط و تباهي پيش مي رود روزنه اميدي نمايان ميگردد، مردمي پرچمدار نور در دل تاريكي ها مي شوند. شهر قم در آخرالزمان اين نقش را بر عهده دارد. روايات بسياري وجود دارد كه در آنها اين شهر مقدس و انسانهاي وارستهاي كه در آن وجود خود را از چشمه زلال مكتب اهلبيت سيراب كرده و رسالت ابلاغ پيام را برعهده گرفتهاند، ستايش شدهاند. ائمه معصومين(علیهم السلام) درباره قم و نقش آن در نهضت فرهنگي زمان غيبت امام زمان سخناني دارند كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
1-3 – قم حرم اهلبيت: از برخي روايات برداشت ميشود كه قم و اهل آن نشانه و الگوي تشيع و ولايت بوده و خواهند بود، از اين رو هر كس را كه مي خواستند دوستدار اهلبيت و علاقهمند به آنان معرفي نمايند او را «قمّي» خطاب ميكردند. چنانكه در روايتي آمده است:
گروهي خدمت امام صادق(علیه السلام) شرفياب شدند و گفتند:ما از مردم «ري» هستيم، حضرت فرمودند: آفرين به برادرانمان از «اهل قم». آنان چند بار تكرار كردند: ما از «ري» خدمت شما رسيدهايم. حضرت نيز سخن نخست خود را تكرار ميكرد. آنگاه فرمودند: حرم خداوند مكه است؛ براي رسول خدا نيز حرمي در مدينه است؛ كوفه حرم اميرالمؤمنين است و حرم ما (اهل بيت) شهر قم است. و به زودي دختري از فرزندانم به نام فاطمه در آن دفن ميشود، هر كس او را (با معرفت) زيارت كند، بهشت بر او واجب ميشود. راوي ميگويد: «امام صادق اين سخن را هنگامي بيان فرمود كه هنوز امام كاظم متولد نشده بود».4
در روايت ديگري به نقل از «صفوان» آمده است:
روزي نزد (ابوالحسن) امام كاظم بودم و سخن از مردم قم و ميزان علاقه و دلبستگي آنان به حضرت مهدي(علیه السلام) به ميان آمد. امام هفتم فرمودند: «خداوند آنان را رحمت كند و از آنان خشنود باشد».
آنگاه ادامه دادند: بهشت هشت در دارد كه يكي از آنها براي مردم قم است، در ميان شهرها و كشورها، آنان نيكان و نخبگان شيعيان ما هستند. خداوند ولايت و دوستي ما را با طينت و سرشت آنان آميخته است.5
ائمه معصومين(علیه السلام) شهر قم را از ابتدا، پايگاه عاشقان اهلبيت و حضرت مهدي(علیه السلام) ميدانستهاند و شايد دري از بهشت كه به شهر قم اختصاص دارد، باب المجاهدين يا بابالاخيار (درب نيكان) باشد؛ چنانكه در روايت نيز به اهل قم، «نيكان شيعه» گفته شده است.
2-3 – شهر قم، حجت بر ديگران: خداوند در هر زمان، انسانهايي دارد كه بر ديگران حجتاند و چون آنان در راه خدا قدم برداشته و براي اعتلاي كلمه الله مبارزه ميكنند، خداوند ياور آنان خواهد بود و شر دشمنان را از آنان دور ميكند. در زمان غيبت امام عصر(علیه السلام) قم و مردم آن بر ديگر انسانها حجت هستند.
امام صادق(علیه السلام) مي فرمايند: گرفتاريها و مشكلات از قم و مردمش به دور است و روزگاري خواهد رسيد كه قم و مردم آن حجت بر همه مردمان باشند و آن هنگام ظهور حضرتش ميباشد و اگر چنين نبود زمين اهلش را فرو ميبرد.
به يقين فرشتگان، گرفتاريها را از قم و مردمانش دور ميكنند و هيچ ستمگري قصد قم را نميكند مگر آنكه خداوند كمرش را ميشكند و او را گرفتار درد، مصيبت يا دشمن ميگرداند. خداوند نام قم و مردم آن را از ياد ستمگران ميبرد چنانكه آنان ياد خدا را فراموش كردهاند.6
3-3 – مركز نشر فرهنگ اسلامي: يكي ديگر از موارد قابل توجه در روايات اين است كه شهر قم در روزگار غيبت به عنوان مركزيتي براي رساندن پيام اسلام به گوش مستضعفان زمين درخواهد آمد و علما و دانشمندان ديني آن حجتي بر جهانيان خواهند شد.
امام صادق(علیه السلام) در اين باره مي فرمايند: به زودي شهر كوفه از مؤمنان تهي ميگردد و علم و دانش از آنجا رخت برميبندد و چون ماري كه در گوشهاي چنبره زده است محدود ميگردد و آنگاه علم در شهري كه به آن قم ميگويند آشكار ميشود و اين شهر پايگاه علم و فضيلت و معدن دانش و كمال ميگردد به گونهاي كه روي زمين هيچ مستضعف (فكري) نميماند كه از دين آگاهي نداشته باشد – حتي زنان پردهنشين – و اين زمان در نزديكي ظهور قائم ما خواهد بود.
خداوند، قم و مردمش را جانشينان حضرت حجت قرار ميدهد و اگر چنين نبود زمين اهلش را فرو ميبرد و حجتي بر زمين نميماند. علم و دانش از شهر قم به شرق و غرب جهان سرازير ميشود و بر جهانيان تمام ميگردد به گونهاي كه هيچ شخصي نميماند كه دين و دانش به او نرسيده باشد. آنگاه حضرت قائم ظهور ميكند و عذاب الهي بر كافران به دست آن حضرت فرو ميآيد؛ زيرا خداوند از بندگان انتقام نميگيرد مگر هنگامي كه حجت بر آنان تمام شده باشد.7در روايت ديگري آمده است: اگر مردم قم نبودند دين از بين ميرفت.8

پي نوشتها :
1. بحارالانوار، ج67، ص351.
2.تفسير امام عسكري، ص344؛ الإحتجاج، ج2، ص260؛ بحارالانوار، ج2، ص6.
3. سنن ابي داود ج4، ص104؛ جامع الأصول، ج12، ص63؛ كنزالعمال، ج12، ص193.
4. بحارالانوار؛ ج60، ص217.
5. همان، ص216.
6. همان، ص213.
7. سفينه البحار، ج2، ص445؛ بحارالأنوار، ج60، ص213.
8. بحارالأنوار، ج60، ص217.

مطالب مشابه