غذا خوردن اسلامی را بیاموزیم

غذا خوردن اسلامی را بیاموزیم

نویسنده: دکتر سید مهدی صانعی

هدف واقعی انسان آراستگی به کمالات و فضایل است؛ با معبود خود آشنا شود و به بارگاه او راه یابد. بسیار روشن است که جز با علم و عمل نمی تواند به این اهداف برسد. از سوی دیگر، علم و عمل، جز با تامین سلامت بدن حاصل نمی شود و آشکار است که این خواسته نیز بدون غذا و آشامیدنی فراهم نمی گردد؛ یعنی باید در اوقات معین، به اندازه نیاز، غذا و آشامیدنی استفاده کند؛ از این رو است که گفته اند: خوردن و آشامیدن، جزو دین است؛ زیرا خداوند متعالی فرموده است: «از چیزهای پاکیزه بخورید و عمل شایسته انجام دهید». (1) بنابراین خوردن و آشامیدن مقدّمه علم و عمل، و کوشش در راه تحصیل شرافت است. توضیح آن که انسان نباید همّت خود را صرف خورد و خواب کند و مانند حیوانات به لذاید مادی بپردازد و از اهداف معنوی، غفلت ورزد؛ زیرا خوردن و آشامیدن برای او موضوعیّت ندارد، بلکه وسیله ای است برای نیل به کمال و فضیلت که باید بر وفق موازین شرع از آن بهره ببرد تا بتوان نیرو بگیرد و به مقصد اصلی خود، که نایل شدن به نیک بختی و سعادت ابدی است، برسد.
در صورتی که نیّت شخص از خوردن و آشامیدن، نیل به اهداف معنوی و انسانی باشد، با وجود آن که از لذاید جسمی و مادی شمرده می شود، اجر معنوی نیز برای او منظور می گردد. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله روایت شده است:
همانا به مرد [در خوردن و آشامیدن] درباره لقمه ای که به سوی دهان خود یا دهان همسرش بالا می برد، پاداش داده می شود. (2)
این در صورتی است که این گونه کارها را وسیله ای برای رسیدن به مدارج والای انسانی قرار داده باشد نه این که برای لذت زودگذر حیوانی به آنها بپردازد.
در صورتی که انسان برای سلامت بدن به خوردن وآشامیدن نیاز داشته باشد، واجب است که برای حفظ تندرستی خود از خوردنی ها و آشامیدنی های لازم استفاده نماید وگرنه گنهکار است. برای همین است که خوردن آن چه به بدن ضرر برساند حرام می باشد. (3)
امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای در پاسخ علاء بن زیاد حارثی که از رهبانیت برادرش «عاصم» به آن حضرت علیه السلام شکایت برده بود، فرمود: … چه کارش شده است؟ علاء عرض کرد: او جامه خشن پوشیده و از دنیا کناره گرفته است. فرمود: او را نزد من بیاور. چون به نزد آن حضرت آمد، علی علیه السلام به او فرمود: ای دشمنک خود! شیطان خبیث تو را سرگردان کرده است. آیا به زن و فرزندت رحم ننمودی [که تنهایی و رهبانیت پیشه کردی؟!] آیا می پنداری که خداوند نعمت های پاکیزه را برایت حلال کرده و کراهت دارد که تو از آنها بهره مند شوی؟ تو کوچک تری از این که این گونه گمان به خدا داشته باشی. (4)
از آن چه گفتیم روشن می گردد که دوری از دنیا و جلوگیری از آن چه طبیعت و بدن به آن نیاز دارد و نیز آن چه احتمال ضرر دارد ممنوع است؛ برای نمونه اگر عقلاً احتمال داده شود که فلان غذا یا فلان آشامیدنی برای کسی زیان دارد، باید از خوردن یا آشامیدن آن خودداری ورزد که اگر چنین نکند، در معرض بیماری قرار می گیرد و بر انجام وظایف خود توانا نخواهد بود و به جای این که برای خود و اجتماعش، سودمند باشد، وجودی بی ثمر، سربار جامعه است.
از رسول خدا صلی الله علیه و اله نقل شده که فرمودند: «از شکمبارگی بپرهیزید که بدن را تباه می کند و موجب بیماری و باعث کسالت نسبت به عبادت است» و نیز روایت شده: «کسی که غذا کم بخورد، بدنش سالم و دلش باصفاست و کسی که زیاد غذا بخورد، بیمار و سنگ دل می گردد». (5)
و نیز از آن حضرت روایت شده: «معده، خانه هر درد و پرهیز، ریشه هر دواست». (6)

فواید صبحانه کامل:
در برخی از روایات آمده است که صبح، غذای کامل بخورید و غذا خوردن میان صبحانه و شام موجب تباهی بدن است. ابن اخی شهاب بن عبدربه گفته است”
خدمت امام صادق علیه السلام از دردهای [معده] و پوده کردن شکایت کردم. فرمودم: صبح و شب غذا بخور و در این میان، چیزی مخور که آن، بدن را تباه می سازد. آیا گفتار خداوند را نشنیده ای که فرمود: «… در بهشت، بامداد و شامگاه روزیشان موجود است»(7). (8)
در روایات بسیاری بر شام خوردن تاکید شده است هرچند به یک لقمه باشد. محمدبن مسلم از امام صادق علیه السلام و از حضرت امیرمؤمنان علیه السلام، روایت کرده است که فرمودند: «شام خوردن پیامبر در اوایل شب بوده است. همانا شام نخوردن، موجب خرابی بدن است». (9)
در خبر دیگر از رسول خدا صلی الله علیه وآله منقول است:
شام خوردن را ترک نکنید، هرچند با یک دانه خرمای خشکیده کم ارزش باشد، همانا من بر امتم پیری [زودرس] را از ترک شام خوردن دارم؛ بی شک، شام خوردن [موجب نیرومندی پیر و جوان است. (10)
در گذشتن گفتیم که شستن دست پیش و پس از غذا در روایات بسیاری، تاکید شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگامی که غذا می خورد، دو دست خود را به گونه ای می شست که حتی بوی غذا از دستش برطرف می شد، به ویژه، هرگاه گوشت با نان تناول می فرمود به طور کامل دو دست خود را می شست، سپس با آبی که در دستش مانده بود، صورت خود را دست می کشید. (11)
روشن است که این روش برای رعایت بهداشت و بدین سبب بوده است که مواد غذایی و چربی به کلی از دست زایل گردد، وگرنه محلّ مناسبی برای زیاد شدن میکروب ها به وجود می آید و سلامت افراد را به خطر می اندازد.
مکروه است شخص جنب پیش از غسل یا پیش از شستن دست ها و شستن صورت و آب گرداندن در دهان غذا بخورد. زراره از امام باقر علیه السلام روایت کرده است: جُنُب هرگاه بخواهد بخورد و بیاشامد، دست و صورتش را بشوید و آب به دهان بگرداند، آن گاه بخورد و بیاشامد. (12)
شایسته است لقمه را کوچک بردارند و زیاد بجوند و به حاضران کم نگاه کنند و کفش را در حال غذا خوردن از پا درآورند.
امام صادق علیه السلام از پدرانش از امام حسن مجتبی چنین روایت کرده:
در غذا خوردن دوازده ویژگی است که بر هر مسلمانی شناختن آنها بایسته است: چهارچیز آنها واجب، چهار چیز آنها مستحب و چهار چیز جزو ادب است. چهار چیز واجب عبارت است از: عرفان [نسبت به خدا]، رضا [به قضای او]، «بِسم الله» گفتن [هنگام شروع به غذا خوردن] و سپاس [خدا را به جا آوردن]؛ چهار چیز مستحب است: دست شستن پیش از غذا، به جانب چپ نشستن، غذا خوردن به سه انگشت و لیسیدن انگشتان؛ چهار امر جزو ادب است: غذا خوردن از جلوی خود، لقمه را کوچک برداشتن، بسیار جویدن، کم نگاه کردن به کسانی که غذا می خورند. (13)
انس بن مالک گفته است:
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامی که غذا می خورید، کفشهای خود را درآورید که آن به پاهای شما راحتی بیشتری می دهد. (14)

خوردن نمک در آغاز و پایان غذا:
در روایات بسیاری از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که در آغاز غذا خوردن از نمک استفاده کنید؛ به عبارت دیگر، هنگام شروع و پایان غذا اندکی نمک مصرف کنید.
هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین روایت کرده:
رسول خدا صلی الله علیه و اله به علی علیه السلام فرمود: ای علی! غذایت را به نمک آغاز و به آن ختم کن! همانا هر کس چنین کند از هفتاد و دو گونه بلا در امان می ماند که از جمله آنها، دیوانگی، بیماری خوره و پیسی است.(15)
چنین به نظر می رسد که یکی از حکمت های این دستور، این است که بهره مند شدن از نمک در آغاز غذا خوردن، سبب می شود که غدد بزاقی بیشتر ترشّح کند و روشن است که لعاب های بزاقی در هضم غذا تاثیر به سزایی دارد. در پایان غذا نیز موردن نمک موجب آن است که دهان ضد عفونی شود و چربی ها و میکروب هایی که ممکن است به همراه غذا شروع به فعالیت و تکثیر کنند، بدین وسیله از میان بروند.

نهی از غذا خوردن در برخی حالات:
غذاخوردن در حال تکیه دادن و به پشت خوابیدن و هم چنین غذا خوردن با دست چپ و در حال راه رفتن منع شده است.
از رسول خدا صلی الله عله و آله روایت شده: آن حضرت از این که کسی با دست چپ غذا بخورد یا چیزی بیاشامد یا این که با یک لنگه کفش راه برود، نهی فرمود. در هر مورد، دوست می داشت کارها با دست راست انجام شود و [هم چنین] از سه گونه غذا خوردن نهی می فرمود: این که کسی با دست چپ غذا بخورد یا به پشت یا به رو بیفتد و غذا بخورد. (16)
کلیب می گوید:
از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: هیچ گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که تکیه بدهد غذا نخورد؛ ما نیز هیچ گاه بدین گونه غذا نمی خوریم. (17)

استحباب طول دادن نشستن بر سر سفره و به آهستگی غذا خوردن:
آن مدتی که بر سر سفره سپری گردد از عمر شمرده نمی شود (18) و نیز مستحب است ترک اعمال و رفتاری که موجب شود دیگران از غذا خوردن بهره کافی نبرند.
نادر خادم حضرت رضا علیه السلام چنین روایت کرده:
هنگامی که یکی از ما غذا می خورد آن حضرت او را به کاری دستور نمی داد تا این که از غذا دست بکشد. (19)
این بدان سبب بوده که اگر غذا خوردن با عجله باشد، ممکن است موجب سوء هضم گردد و عوارض دیگری هم چون اختلال عصبی به وجود آورد.
در حدیثی، یکی از سفارش های امیرمؤمنان علیه السلام به کمیل بن زیاد چنین است:
… ای کمیل! هرگاه غذا بخوری، خوردنت را طولانی کن تا افرادی که با تو غذا می خورند به اندازه کافی از غذا بهره بگیرند و دیگران را [به این وسیله] روزی بدهی. (20)
در برخی از روایات، دمیدن در غذا و آشامیدنی نهی شده است. (21) شاید این نهی بدان سبب باشد که با دمیدن، میکروب هایی که در هوا وجود دارد به غذا یا آشامیدنی نفوذ کنند و امکان دارد میکروب های دهان کسی که می دمد، به آب و غذا سرایت نماید و اگر دیگران بخواهند از آن غذا یا آب استفاده کنند به بیماری مبتلا گردند.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله روایت شده است: «خوردن پس از سیری، موجب پیسی است». (22)
از کتاب محاسن برقی نقل شده که حضرت عیسی بن مریم علیه السلام برای سخن رانی برخاست و گفت:
ای بنی اسرائیل! غذا نخورید تا این که سیر شوید و هرگاه گرسنه شدید بخورید؛ اما سیر نشوید؛ زیرا اگر سیر شوید گردن هایتان کلفت و پهلوهایتان فربه می شود و پروردگارتان را فراموش می کنید. (23)
آشکار است که اگر کسی پس از سیر شدن غذا بخورد جز زیان، نتیجه دیگری ندارد و کسی که به عاقبت کارش فکر کند به این کار نمی پردازد.
در روایات از آروغ زدن (باد گلوی صدادار) نهی شده است. این عمل باعث آلودگی محیط و اذیت هم نشینان است. شخص مؤدّب و فهمیده نباید چنین عملی را انجام دهد.
امام صادق علیه السلام نقل کرده است که:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله صدای آروغ زدن مردی را شنید. فرمود: ای بنده خدا آروغ زدنت را کم کن؛ زیرا در روز قیامت، طولانی ترین گرسنی را کسانی دارند که در دنیا [بر اثر پرخوری] بیشتر آروغ می زنند. (24)
در برخی از روایات از این کسی متکبّرانه بنشیند و با تکیه دادن به جایی غذا بخورد و هم چنین از غذا خوردن در حالت دمر، منع شده است و این بی شک اسرار و مصلحت هایی دارد که متخصّصان فنّ باید درباره آن تحقیق کنند، تا رموز آن آشکار گردد و مردم از آن چه کشف شده بهره مند شوند.
ابوبصیر می گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که به حالت تکیه دادن غذا می خورد پرسیدم؛ فرمود: نه [این کار را نکنید] و نه به صورت دمر. (25)
روا نیست که در حال راه رفتن چیزی بخورند مگر این که ضرورتی پیش آید.
عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام بازگو کرده است که آن حضرت فرمود: در حال راه رفتن چیزی مخور، مگر این که به آن ناچار شوی. (26)
درباره آشامیدن آب، روش پیامبر صلی الله علیه و آله را چنین نقل کرده اند:
پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام آب نوشیدن با تانّی و درنگ آب می آشامید و چنین نبود که با یک نفس، یک باره آب بیاشامد و می فرمود: «این گونه آب نوشیدن، موجب درد کبد است». آن حضرت در آب نفس نمی کشید و هنگامی که می خواست نفس بکشد ظرف [آب] را از دهانش دور می کرد. (27)

پی‌نوشت‌ها:

1. مؤمنون (23) آیه 51: «یا ایُّها الرُّسُلُ کُلوا من الطَّیباتِ وَاعمَلُوا صالحاً…».
2. محجه البیضاء، ج3، ص 4: «اِنَّ الرَّجُلَ لیُؤجَرُ حتّی فی اللُقمَهِ یَرفَعُها الی فیه و الی فی امرَاَتِه».
3. وسائل الشیعه، ج17، ص 62: «عن الصادق علیه السلام: … و ما کانَ فیه المَضَرَّهُ عَلَی الاِنسانِ فی اَکلِهِ فحرامٌ اَکلُهُ…».
4. نهج البلاغه، ترجمه و شرح فیض الاسلام، خطبه 200: «… و ما لَه؟ قالَ: لَبِسَ العبادَهَ و تَخلّی مِنَ الدُّنیا. قالَ: عَلیَّ بِهِ فلمَّا جاءَ قالَ: یا عُدَیَّ نَفسِهِ لَقَدِ استَهامَ بِکَ الخبیثُ: اَما رَحمتَ اهلَکَ وَ وَلَدکَ؟ اتری اللهُ اَحَلَّ لَکَ الطَّیباتِ وَ هُوَ یَکرَهُ ان تاخذَها؟ انتَ اَهوَنُ عَلَی اللهِ مِن ذلکَ».
5. بحارالانوار، ج66ف ص 338:«ایّاکُم وَ البِطنَهَ فَانَّها مَفسَدَهٌ للبَدَنِ وَ مورِثَهٌ لِلسُّقمِ وش مَکسَلَهٌ عَنِ العِبادَهِ. وَ رُوِیَ مَن قَلَّ طَعامُهُ صَحَّ بَدَنُه و صَفا قَلبُهُ وَ مَن کَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُه وَ قَُا قَلبُه».
6. همان، ج62، ص 29: «المِعدَهُ بیتُ کلِّ داءٍ و الحِمیَهُ راسُ کلِّ دواءٍ».
7. مریم (19)آیه 62: «لَهُم رِزقُهُم فیها بُکرَهً وَ عَشیّاً».
8. بحارالانوار، ج66، ص 342: «شَکَوتُ الی ابی عبدالله ما القی مِنَ الاَوجاعِ وَ السُّقم فقال: تَغدّ و تَعَشَّ و لا تاکُل بَینَهما شَیئاً».
9. همان، ج66ف ص 343: «عَشاءُ الاَنبیاء بَعدَ العُتمَه فلا تَدَعُوا العَشاءَ فَانَّ تَؤکَ العَشاءِ خَرابُ البَدَن».
10. همان: «لا تَدَعُوا العَشاءَ وَ لَو علی حشَفَهٍ اِنّی اخشی علی امَّتِی مِن تَرکِ العَشاءِ الهِرَمَ فانّ قُوَّهٌ الشَّیخِ وَ الشّابّ». روایات بسیاری در این باره، آمده است. برای مزید آگاهی بیشتر به همین ماخذ رجوع شود.
11. همان، ص 362: «کانَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله یَغسِلُ یَدَیه مِن الطَّعام حتّی یُنَقِّیَهُما فلا یُوجَدُ لِما اَکَلَ ریحٌ وَ کانَ اذا اَکَلَ الخُبزَ و اللَّحمَ خاصهً غَسَلَ یَدَیه غَسلاً جیّداً ثم یمسَحُ بِفَضلِ الماءِ الّذی فی یَدَیهِ وَجهِهُ».
12. وسائل الشیعه، ج1، ص 495: «الجُنُبُ اذا اَرادَ یَاکُلَ وَ یشرَبَ غَسَلَ یَدَهُ وَ تَمَضمَضَ و غَسَلَ وَجهَهُ و اکَلَ وَ شرِبَ».
13. بحارالانوار، ج66، ص 413-414؛ و محجه البیضاء، ج3، ص 5: «فی المائده اِثنتی عَشَرهَ خَصلهً یجبُ علی کلّ مُسلم ان یَعرِفَها اَربعٌ منها قَرضٌ و اَربعُ مِنها سُنّهٌ وَ اربَعٌ منها تادیبٌ. فامّا الفرضُ: فالمَعرفَهٌ و الرِّضا و التَسمیَهُ و الشُکرُ و امّا السُّنهُ: فالوُضُوءُ قَبلَ الطَّعام و الجُلوسُ علی الجانِبِ الاَیسرِ وَ الاکلُ بِثَلاثِ اصابعَ. و لَعقُ الاَصابعِ و امّا التادیبُ: فالاَکلُ مِمّا یَلیکَ وَ تَصغیرُ اللُقمَهِ و المَضغُ الشَدیدُ و قِلَّهُ النظر فی وُجُوهِ النّاسِ». این که در برخی از روایات دستور داده شده که با سه انگشت غذا بخورند، منظور آن است که با دو انگشت چنان که رسم متکبّران بوده، غذا نخورند. پس سه انگشت موضوعیت ندارد، بلکه برای بیان حدّ اقل است؛ یعنی با سه انگشت خوردن، همانندی شما را به متکبّران از میان می برد. پس اگر کسی با بیشتر از سه انگشت غذا بخورد ترک مستحب ننموده؛ چون بدین وسیله به غذا اهمیت بیشتری داده می شود. پس تحدید به سه انگشت، تحدید به حداقّل است. مقصود آن است که نباید با کمتر از سه انگشت غذا بخورند. روایات مورد بحث شاهد این مدّعاست. (ر.ک: محجه البیضا، ج3ف ص 5: بحارالانوار، ج66، ص 416 و 419).
14. بحارالانوار، ج66، ص 416: «اذا اَکَلتُم فَاخلَعُوا یعالَکُم فانَّهُ اَرواحُ لِاقدامکُم».
15. همان، ص 398: «یا علیّ اِفتَتح بالمِلح وَ اختم به فانّه مَن اِفتَتَحَ بَالمِلحِ وَ خَتَمَ بِهِ، عَوفِیَ مِن اثنَینِ وَ سَبعینَ نَوعاً مِن انواعِ البَلاءِ منها الجُنُونُ و الجُذامُ وَ البَرَصُ». روایات در این باره فراوان است. به همین ماخذ رجوع شود.
16. همان، ج66، ص 389: «اِنَّهُ نَهی اَن یَاکُلَ احدٌ بِشمالِهِ او یَشرِبَ بشماله او یَمشی فی نَعلٍ واحدهٍ و کانَ یَستَحِبُّ الیمینَ فی کُلَّ شَیءٍ و کانَ ینهی عَن ثلاثِ اکلاتِ اَن یَاکُلَ احدٌ بشمالِه او مُستَلقیاً علی قَفاه او مُنبَطِحاً علی بَطنِه».
17. همان، ص 386: «سَمِعتُ اباعَبداللهِ یَقُولُ: ما اَکَلَ رسولُ اللهِ مُتَّکَاً قطُّ و لا نَحنُ».
18. محجه البیضاء، ج3، ص 24: «عن الصادق علیه السلام: اذا قَعَدتُم مَعَ الاخوانِ عَلَی المائدَهِ فَاَطیلوا الجُلوسَ فانّه ساعهٌ لا تُحسبُ علیکم من اَعمارِکُم».
19. وسائل الشیعه، ج16، ص 325: «کان ابوالحسنی اذا اَکَلَ اَحَدُنا لا یَستَحدِثُهُ حتّی یفرغَ مِن طَعامِه».
20. همان، ص 389: «… یا کمیلُ اذا انتَ اَکَلتَ فَطَوَّل اَکَلَکَ یَستَوفِ مَن مَعَکَ وَ تُرزِق مِنه غَیرَکَ…».
21. بحارالانوار، ج66، ص 400: اِنَّ النَّبیَّ صلی الله علیه و آله نَهی اَن یُنفَخَ فی طَعامٍ اَو شَرابٍ.
22. وسائل الشیعه، ج16، ص 409-408: «الاکلُ عَلَی الشَبَعِ یُورِثُ البَرَصَ».
23. همان، ص 410: «قامَ عیسی بنُ مریمَ خَطیباً فَقالَ: یا بَنی اسرائیلَ لا تاکُلُوا حتّی تجُوعُوا و اذا جُعتم فَکُلوُا و لا تَشبِعُوا فَانَّکُم اَذا شَبِعتُم غَلُظَت رقابُکم و سَمنَت جُنُوبُکم وَ نَسیتُم ربَّکُم».
24. همان، ص 410-409: «سَمِعَ رسُولُ اللهِ رَجُلاً یَتَجَشَّاُ فَقالَ: یا عَبدَاللهِ اَقصُر مِن جَشاَتِکَ فَانََّ اَطوَلَ النّاسِ جُوعاً یَومَ القِیامَهِ اَکثَرُهُم شَبَعاً فِی الدُّنیا».
25. همان، ص 415: «عن ابی بَصیرٍ عَن ابی عَبدالله علیه السلام: قالَ: سَالَتُهُ عَن الرَّجُلِ یَاکُلُ مُتَّکِاً قال: لا و لا مُنبُطِحاً علی بَطنِهِ».
26. همان، ص 421: «عن ابی عبدالله بنِ سَنانَ عن اَبی عبدالله علیه السلام قالَ: لا تَاکُل وَ انتَ تَمشی الاَّ اَن تَضطَرَّ الی ذلِکَ».
27. بحارالانوار، ج66ف ص 472: «کانَ النَّبیُّ صلی الله علیه و اله یَمُصُّ الماءَ مَصّاً و لا تَعُبُّهُ عَبَّاً وَ یَقُولُ: انَّ الکِبادَ مِنَ العَبَّ وَ کانَ لا یَتَنَفَّسُ فی الماءِ اِذا شرِبَ فاذا اَن یَتَنَفَّسَ اَبعَدَ الاناءَ عَن فیه».
منبع:صانعی، دکتر سیدمهدی؛ (1390)، پاکیزگی و بهداشت در اسلام، قم، مؤسسه بوستان کتاب(مرکز چاپ و نشر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه)، چاپ سوم 1390.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید