آشنايي اجمالي با گياهان دارويي (2)

آشنايي اجمالي با گياهان دارويي (2)

13. پرسياوشان
پرسياوشان اندام هوايي خشک شده گياهAdiantum capillus- veneris L. که از خانواده سرخس ها (Adiantaceae) است.

نام هاي گياه
لاتين: Adiantum capillus- veneris L.
فارسي: پرسياوشان
عربي: شعر الارض، ساق الاسود، شعر الخنزير
انگليسي: Maidenhair, Venus’s Hair, Capilaire

اندام دارويي:
قسمت مورد استفاده درماني اين گياه، کليه قسمت هاي اندام هوايي آن است که بوي ضعيف ولي محسوس و طعم گس و ناخوشايند دارد.

مواد مؤثره:
برگ هاي پرسياوشان داراي موسيلاژ، قند، اسيد کافئيک و ماده ي تلخي به نام کاپيلارين مي باشد. افزون بر اين حاوي قند و اسيد گاليک است.

موارد استفاده:
پرسياوشان داراي اثر ادرارآور بوده و در درمان علايم سرماخوردگي و سرفه (به عنوان خلط آور) مورد استفاده قرار مي گيرد.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت آن مايل به گرمي و خشکي است. در گذشته از پرسياوشان در درمان سرفه و علايم سرماخوردگي و ريزش منطقه اي مو استفاده مي شد.

آثار فارماکولوژيک:
پرسياوشان با داشتن مواد متشکله متنوع داراي خواص فارماکولوژيک متعددي مي باشد. موسيلاژ موجود در گياه داراي خاصيت نرم کنندگي سينه و قسمت هاي فوقاني دستگاه تنفسي بوده و موجب آسان شدن خروج خلط مي گردد. فلاونوييدهاي موجود در گياه داراي اثر ضد التهاب، ضد آلرژي و وقفه دهنده ي رشد تومور بوده و افزون بر اين داراي اثر حفاظتي عروق، آنتي ترومبوتيک و اثر مخافظت کننده ي دستگاه گوارش مي باشد.

14. پنيرک
پنيرک، گل هاي خشک شده گياهMalva sylvestris L. از خانواده ي پنيرک (Malvaceae) است.

نامهاي گياه
لاتين: Malva sylvestris L.
فارسي: پنيرک، اوت پر- فوچاکو، کوکر، پچکو
عربي: خبّازي- الّدهما
انگليسي: Common mallow, Marsh mallow

اندام دارويي:
گلها بخش دارويي گياه را تشکيل مي دهد. گلها در محور برگها و در دسته هاي 15-2 تايي قرار دارند. دمگلها معمولاً از دمبرگها کوتاه تر و معمولاً بعد از باز شدن غنچه به حالت مستقيم هستند.

مواد مؤثره:
مهم ترين مادّه ي مؤثر گلهاي پنيرک، موسيلاژ است که در اثر هيدروليز آن گالاکتوز، آرابينوز، گلوگز، رامنوز و اسيد گالاکتورونيک به وجود مي آيد.

موارد استفاده:
در درمان گاستروآنتريت، علايم سرماخوردگي، التهاب دهان و گلو و سرفه مورد استفاده قرار مي گيرد.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
در طب گذشته از پنيرک به صورت خوراکي به عنوان نرم کننده در درمان سرفه، ادرار آور و به صورت موضعي به عنوان شستشو دهنده در درمان زخم ها استفاده مي شده است.

آثار فارماکولوژيک:
با توجه به اينکه ميزان موسيلاژ در دوز مصرفي بسيار پايين و غلظت آنتوسيانين به اندازه ي کافي مي باشد، لذا اثرات درماني، به آنتوسيانين ها نسبت داده مي شود؛ اما وجود موسيلاژ در گل پنيرک سبب بروز اثرات ضد التهابي، و بهبود زخمها، نرم کننده و پوشش دهنده مي شود.

15. تاتوره
تاتوره، برگ هاي خشک شده ي گياه Datura stramonium L. از خانواده ي سيب زميني (Solanaceae) است که حداقل داراي 0/25 درصد آلکالوييد تام بر حسب هيوسيامين مي باشد.

نامهاي گياه
لاتين: Datura stramonium L.
فارسي: تاتوره، تاتوله، علف شيطان، نبات اهريمن
عربي: طاتوره، جوز الماثل، نفير
انگليسي: Torn apple

اندام دارويي:
برگها و سرشاخه هاي گلدار تاتوره، بخش دارويي اين گياه را تشکيل مي دهد. برگهاي خشک شده گياه به رنگ سبز مايل به خاکستري بوده و طول برگها 25-8 سانتيمتر و عرض آنها 15-7 سانتيمتر مي باشد. برگ کامل به شکل بيضي و نوک تيز بوده، داراي بريدگيهاي عميق است.

موارد استفاده:
تاتوره به صورت خوراکي به عنوان ضد اسپاسم و آنتي کلي نرژيک استفاده مي شود. همچنين در درمان آسم، برگ خشک شده ي آن به صورت سيگار مورد استفاده است.

موارد احتياط و منع مصرف:
در خصوص مصرف تاتوره، تمامي مواردي که براي ترکيبات آنتي موسکاريني مشابه آتروپين ذکر شده است، بايد مدنظر قرار گيرد.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت آن سرد و خشک است.در گذشته تاتوره را داراي آثار مخدّر و خواب آور دانسته، به اثرات سمّي آن نيز آگاه بوده اند و جهت رفع مسموميّت آن دستورات لازم را ذکر نموده اند.

آثار فارماکولوژيک:
آلکالوييدهاي تروپان موجود در گياه از جمله هيوسيامين و هيوسين واجد خصوصيت آنتي کلي نرژيک مي باشد. علاوه بر اين ترکيبات مزبور بر روي گيرنده هاي موسکاريني موجود در اعضا مجزا شده ي واجد اعصاب کلي نرژيک پس گانگليوني، اثر آنتاگونيستي دارند؛ بنابراين آنها را در گروه عوامل ضد موسکاريني قرار مي دهند.

16. ترنجبين
ترنجبين، از خانواده ي پروانه واران (Papilionaceae) است که حداقل داراي 80 درصد مواد قندي بر حسب قند گلوگز مي باشد.

نامهاي گياه
لاتين: Alhagi pseudalhagi (M. B) Desv
فارسي: خارشتر، خارترنجبين، خارانگبين، علف ترنجبين
عربي: شوک الجمل، عاقول
انگليسي: Camel thorn

اندام دارويي:
ترنجبين به طور طبيعي و يا بر اثر فعاليت حشرات بر روي شاخه هاي گياه خارشتر توليد مي شود. به صورت گلوله هاي ريز و سفيد رنگ يا زرد و يا کمي متمايل به قهوه اي است و طعم شيرين دارد.
مواد مؤثره: ترنجبين حاوي ترکيبات قندي مختلفي چون منوساکاريد (گلوکز و فروکتوز)، دي ساکاريد (سوکروز) و تري ساکاريد (ملزيتوز) است که به راحتي در آب حل مي شوند.

موارد استفاده:
از ترنجبين به عنوان ملين، پايين آورنده ي تب و خلط آور استفاده مي گردد.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت آن معتدل و مايل به گرمي است. در طب گذشته از ترنجبين در درمان سرفه (به عنوان نرم کننده)، تب و يبوست استفاده مي شد.

17. جعفري
جعفري، ميوه هاي خشک شده ي گياهPetroselinum crispum (Miller) A. W. Hill از خانواده چتريان (Umbelliferae) است که حاوي حداقل 2 درصد اسانس مي باشد.

نامهاي گياه
لاتين: Petroselinum crispum (Miller) A. W. Hill
فارسي: جعفري
عربي: فطراساليون، کرفس مقدونس
انگليسي: Parsley, Percile

اندام دارويي:
قسمت مورد استفاده اين گياه ميوه ي آن مي باشد.

موارد استفاده:
از ميوه ي جعفري به عنوان خلط آور، ضد نفخ، ضد اسپاسم، ضد التهاب و ادرارآور استفاده مي شود. علاوه بر آن به عنوان يک معطرکننده در صنايع غذايي مورد مصرف قرار مي گيرد.

موارد احتياط:
با توجه به گزارشهاي مدلّل در مورد سميّت آن (به علت وجود اپيول و ميريستيسين)، نبايد به ميزان زياد به مصرف خوراکي برسد. جعفري مي تواند باعث فعل و انفعالات فوري شود؛ به خصوص وقتي در تماس خارجي قرار گيرد. اين دارو مي تواند باعث تشديد بيماري هاي ادراري شود و در درمان مهارکننده آنزيم منوآمينواکسيداز (MAOI) اخلال ايجاد کند. گفته مي شود که جعفري بر دوره ي قاعدگي و رحم نيز تأثير مي گذارد. افزون بر اين جعفري در حاملگي تأثير دارد و گزارش شده است که ميريستيسين از جفت عبور مي کند و مي تواند موجب سقط جنين شود. با توجه به اين نکات نبايد جعفري را در طول حاملگي و شيردهي بيش از حدي که در غذا به کار برده مي شود، مصرف نمود.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت آن گرم و خشک است. در طب گذشته ميوه ي جعفري به عنوان ادرار آور، قاعده آور (سقط کننده جنين) و ضد نفخ استفاده مي شد.

آثار فارماکولوژيک:
در مورد عصاره ي جعفري گزارش شده است که موجب کاهش فشار خون حيوانات تا حد 40% مي شود و مي تواند حرکات تنفسي و فشار خون را در سگ بيهوش پايين آورد. همچنين اثر تقويتي بر روي عضلات اندام گوارشي و رحمي دارد.
عصاره ي آبي جعفري حاوي مواد آنتي تياميني مي باشد که در هنگام پخش يا تماس با شيره ي گوارشي، اثر خود را از دست مي دهد. افزون بر اين ميريستيسين و آپيول هر دو، جزء حشره کش هاي مؤثر محسوب مي گردند.

18. حنا
حنا، برگ هاي خشک شده گياهLawsonia inermis L. از خانواده حنا (Lythraceae) است که حداقل واجد 0/3 درصد لاوسون است.

نامهاي گياه
لاتين: Lawsonia inermis L.
فارسي: حنا
عربي: الحنا، القطب، ارقان
انگليسي: Egyption privet, Cumphire, Henna

اندام دارويي:
برگ هاي گياه، بخش دارويي آن است.

موارد استفاده:
حنا به صورت موضعي در درمان بيماري هاي قارجي پوست، به ويژه در قارچهاي عامل کچلي و تخفيف دردهاي روماتيسمي به کار مي رود و جهت رنگ کردن پوست و مو استفاده مي شود.

عوارض جانبي:
پودر حنا مي تواند موجب تحريک پوست و درماتيت تماسي شود. برگ هاي حنا در موش هاي مادّه باعث ناباروري مي شود.

موارد احتياط:
هنگام رنگ کردن ابروها و مژه ها، بايد دقت کرد که به چشم آسيبي نرسد.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
در گذشته حنا به صورت موضعي در درمان دردهاي مفاصل، جوش و زخم به کار مي رفته و به عنوان عامل رنگ کننده ي پوست و مو مصرف مي شده است.

آثار فارماکولوژيک:
به علت وجود تانن، داراي اثرات قابض است. به طور کلي آثار رنگ کنندگي و درماني حنا را ناشي از وجود ماده ي لاوسون مي دانند. اما اين ماده به تنهايي عمل نمي کند و به خصوص خاصيت رنگ کنندگي آن به ساير مواد نيز بستگي دارد.
لاوسون سميت بسيار کمي دارد و موجب کند شدن زودگذر ضربان قلب با افزايش انقباض آن مي شود. اثر ضد اسهالي آن را به علت کاهش تونوس و حرکات دودي شکل روده مي دانند و اثر ضد باکتري و ضد قارچي حنا را به علت لاوسون مي دانند.

19. خارخاسک
خارخاسک ميوه ي خشک شده ي گياهTribulus terrestris L.، از خانواده ي اسفند (Zygophyllaceae) است.

نامهاي گياه
لاتين: Tribulus terrestris L.
فارسي: خارخاسک، خارمغيلان، خارسه پهلو، سه کوهک
عربي: حسک، ضرس العجوز
انگليسي: Land Caltrop, Caltrops

اندام دارويي:
قسمت هاي مورد استفاده اين گياه شامل ميوه، دانه، برگ، ريشه و گاهي کليه ي اعضا گياه است ولي بيشتر ميوه ي آن استفاده مي شود. رنگ ميوه هاي آن سبز مايل به زرد، بدون بو و با طعم مشخص است.

موارد استفاده:
خارخاسک به عنوان ادرارآور، دفع کننده ي سنگهاي مجاري ادرار و تقويت کننده ي قواي جنسي به کار مي رود.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
در طب گذشته براي خارخاسک خاصيت ادرارآور و دفع کننده ي سنگ هاي مجاري ادراري و تقويت کننده ي قواي جنسي قايل بودند و از آن به عنوان درمان کننده ي عفونت و التهاب لثه استفاده مي شده است.

آثار فارماکولوژيک:
گياه خارخاسک به علت وجود مواد مختلف داراي خواص فارماکولوژيکي متعددي است. فلاونوييدهاي موجود در گياه داراي اثر ضد التهاب، ضد آلرژي و وقفه دهنده ي رشد تومور بوده و افزون بر اين داراي اثر حفاظتي عروق و آنتي ترومبوتيک و اثر محافظت کننده ي مخاط دستگاه گوارش است. به نظر مي رسد مداخله فلاونوييدها در متابوليسم اسيد آراشيدونيک و نيز تعديل اثر برخي آنزيم ها در حضور فلاونوييدها منجر به بروز اين آثار مفيد درماني مي شود. افزون بر اين، گروهي از فلاونوييدهاي موجود در گياه سبب وقفه ي آنزيم هاي فسفوليپاز به ويژه فسفوليپازC مي گردد. در ضمن آثار ضد ميکروبي، ضد قارچي و ضد ويروسي بسياري از فلاونوييدها در شرايط آزمايشگاهي تأييد شده است.

20. خاکشي
خاکشي، دانه هاي گياهDescurainia Sophia(L.)Webb & Berth، از خانواده شب بو( Cruciferae) است.

نامهاي گياه
لاتين: Descurainia Sophia(L.)Webb & Beth
فارسي: خاکشي، خاکشير
عربي: خُبه
انگليسي: Flix Weld

موارد استفاده:
دانه خاکشي به طور عمده به عنوان ملين و کاهش دهنده ي دماي بدن و به صورت مخلوط با کمي آب سرد استفاده مي شود.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت آن گرم است. در گذشته خاکشي به عنوان اشتهاآور، مقوّي معده، ضد تب و ملين و در درمان سوء هاضمه استفاده مي شده است.

آثار فارماکولوژيک:
دانه خاکشي به علّت داشتن گم و موسيلاژ در ديواره ي پوشش خود، در آب متورم مي شود و هيدروژن توليد مي نمايد. هيدروژن توليد شده به علت افزايش حجم و خاصيت نرم کنندگي، باعث خروج محتويات روده مي شود. تحقيقات انجام شده نشان مي دهد که با تجويز خوراکي عصاره ي اتري دانه خاکشي، مقادير تيروکسين و تري يدوتيرونين خون کاهش مي يابد. به همين علت کاربرد درماني دانه هاي خاکشي در بيماران مبتلا به پرکاري تيروييد توصيه مي شود.

21. دارچين
دارچين، پوست خشک شده ي ساقه ي گياهCinnamomum zeylanicum Blume، از خانواده ي برگ بو (Lauraceae) است که عاري از بافت پنبه اي خارجي و پارانشيم زير آن است و حداقل داراي 1/2 درصد (حجمي/ وزني) اسانس است.

نامهاي گياه
لاتين: Cinnamomum zeylanicum Blume
فارسي: دارچين
عربي: دارصيني
انگليسي:Common cinnamon tree, ceylan cinnamon, True cinnamon

موارد استفاده:
از دارچين به عنوان ادويه و معطرکننده در فرآورده هاي غذايي و دارويي استفاده مي شود؛ به علاوه دارچين را در درمان بي اشتهايي، سوء هاضمه، نفخ، تهوّع و اسهال کودکان استفاده مي کنند.

عوارض جانبي و موارد احتياط:
افزايش حرکات دودي روده، تحريک تنفسي و تعريق به وسيله مرکز وازوموتور و به دنبال آن فاز آرامش مرکزي که علامت آن خواب آلودگي و ضعف است، از عوارض جانبي مصرف اين گياه است. اسانس دارچين محرّک پوست و مخاط بوده و نبايد به صورت خوراکي يا جلدي مصرف شود.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت آن گرم و خشک است. در طب گذشته از دارچين در درمان سوء هاضمه، نفخ و بدبويي دهان استفاده مي شد و آن را ادرار آور نيز مي دانستند.

آثار فارماکولوژيک:
اثر ضد ميکروب، ضد انگل، بادشکن و ضد اسپاسم دارچين، احتمالاً به دليل اسانس آن است. اسانس دارچين داراي آثار ضد ميکروبي و قارچ کشي است، که احتمالاً اين آثار مربوط به محتواي ارتو-متوکسي سينام آلدئيد آن است. افزون بر اين، اسانس دارچين داراي آثار ضد ويروسي و لاروکشي است. ثابت شده است که عصاره ي دي اکسيد کربن از پوست دارچين (به ميزان 0/1 درصد)، به طور کامل رشد ميکروارگانيسم هاي مختلفي شامل استافيولوکوک آرئوس، کانديديا آلبيکانس و اشرشياکلي را مهار مي کند.

22. رازيانه
رازيانه، ميوه هاي خشک شده ي گياهFoeniculum vulgare Miller از خانواده (Apiaceae) است که حداقل داراي 4 درصد اسانس (حجم/ وزن) است.

نامهاي گياه
لاتين: Foeniculum vulgare Miller subsp. Vulgare
فارسي: رازيانه، باديان، باديان سبز، راجومه، رزنه
عربي: رازيانج، شمره، شمار، بسباس، بارهليا، برهليا
انگليسي: Fennel

موارد استفاده:
از رازيانه به صورت خوراکي در درمان نفخ، سوء هاضمه و اسپاسم عضلات، همچنين به عنوان خلط آور، ادرار آور و افزايش دهنده ي شير استفاده مي شود و گاه به صورت موضعي به عنوان ضد ميکروب در درمان التهاب لثه مورد استفاده قرار مي گيرد.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت آن گرم و خشک است. در طب گذشته رازيانه به عنوان ضد نفخ، ادرارآور، دفع کننده ي سنگهاي مجاري ادراري و افزايش دهنده ي شير استفاده مي شد.

آثار فارماکولوژيک:
ميوه هاي رازيانه داراي نوعي اثر استروژنيک است و سبب افزايش وزن و چاقي مي شود. ميوه و اسانس رازيانه به دليل دارا بودن آنتول، باعث کاهش يا توقف اسپاسم هاي دستگاه گوارش و تشديد ترشح شيرابه هاي گوارشي و در نتيجه بالا رفتن کيفيت هضم مي شود. مجموعه ي اين اعمال سبب رفع سوء هاضمه مي شود و به دنبال آن برخي از بيخوابي ها که در اثر اختلالات فيزيکي دستگاه گوارش به وجود مي آيد، درمان مي شود. بررسي هاي دقيق تر نشان داده اند که اثر آنتي اسپاسموديک اسانس رازيانه از طريق مهار انقباضات ناشي از استيل کولين و هيستامين صورت مي گيرد. عصاره ي آبي به دست آمده از برگ هاي رازيانه مي توان فشار خون سرخرگي را بدون آنکه بر تعداد ضربانهاي قلب يا تنفس تأثير داشته باشد، به طرز چشمگيري کاهش دهد.

23. رزماري
رزماري، برگ و سرشاخه هاي گلدار خشک شده ي گياهRosmarinus officinalis L.، از خانواده ي نعناعيان (Lamiaceae) است که حداقل داراي 1 درصد (حجم/ وزن) روغن فرار است.

نامهاي گياه
لاتين: Rosmarinus officinalis
فارسي: رزماري، رومارن
عربي: اکليل الجبل، حصالبان، حصالبان اکسير
انگليسي:Rosemary, Common Rosemary, Moorwort, Herb of Memory

موارد استفاده:
از رزماري به صورت خوراکي در درمان اضطراب، سردرد، ميگرن، فشار خون، نفخ و بي اشتهايي و به صورت موضعي به عنوان مسکني در درمان دردهاي عضلاني و بيماريهاي روماتيسمي استفاده مي شود. همچنين به علت عطر و طعم مناسب در صنايع آرايشي- بهداشتي مورد استفاده قرار مي گيرد.

موارد احتياط:
بهتر است رزماري در دوران بارداري، شيردهي و در بيماران صرعي مصرف نشود.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
در گذشته از رزماري به صورت خوراکي و به عنوان ادرار آور، ضد نفخ و به صورت موضعي به عنوان ضد التهاب و ضد درد استفاده مي شده است.

آثار فارماکولوژيک:
آثار ضد ميکروبي گياه و روغن فرّار آن عليه بعضي از ميکروب ها تأييد شده است. روغن فرّار رزماري اثر مشخصي بر روي عضله صاف ايلئوم خوکچه هندي دارد. اين اثر مربوط به بورنئول موجود در روغن فرّار است که در شرايط آزمايشگاهي به عنوان يک آنتاگونيست استيل- کولين عمل مي کند. همچنين در مطالعه ي ديگري اثر شل کنندگي روغن فرّار رزماري بر اسفنکتر اودي خوکچه ي هندي که قبلاً با مرفين منقبض شده، ديده مي شود. آثار ضد التهاب، ضد کمپلماني، آنتي اکسيداني و آنتي گنادوتروپيک نيز ثابت شده است.

24. ريحان
ريحان سرشاخه هاي گلدار و برگهاي خشک شده گياهOcimum basilicum L.، از خانواده نعناعيان (Lamiaceae) است که حداقل داراي 25 درصد اسانس است.

نامهاي گياه
لاتين: Ocimum basilicum L.
فارسي: ريحان، ريحان الملک، شاهسفرم، نازبو
عربي: ريحان، صعتر هندي
انگليسي: Basil, Sweet basil, Garden basil, Hoary basil

موارد استفاده:
از ريحان به عنوان ضد اسپاسم، ضد نفخ، اشتها آور، آرام بخش، ادرار آور و شير افزا استفاده مي شود. علاوه بر آن به عنوان سبزي و ادويه مورد مصرف قرار مي گيرد. از اسانس ريحان در صنايع کنسروسازي و آرايشي- بهداشتي نيز استفاده مي شود.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
در طب گذشته از ريحان به عنوان ضد التهاب، اشتهاآور و ضد اسهال استفاده مي شده است.

آثار فارماکولوژيک:
اثر ضد ميکروبي تعدادي از گونه هاي ريحان بر باکتريهاي گرم مثبت و منفي و همين طور قارچ هاي پاتوژن و غير پاتوژن بررسي شده است و نوعي ريحان فرانسوي، اثر خوبي روي درماتوفيت ها نشان داده است.

25. زردچوبه
زردچوبه، ريزوم خشک شده ي گياهCurcuma longa L.، از خانواده ي زنجبيل (Zingiberaceae) است که داراي حداقل 2 درصد روغن فرار و حداقل 3/5 درصد ترکيبات کورکومينوييدي بر اساس کورکومين است.

نامهاي گياه
لاتين: Curcuma longa L.
فارسي: زردچوبه
عربي: بقله الخاطيف، هرد، عقيد هندي، کرکيم
انگليسي: Turmeric, Curcuma

موارد استفاده:
زردچوبه به عنوان صفراآور، ضد نفخ و در تسکين دردهاي روماتيسمي و نيز به عنوان ادويه به صورت خوراکي مصرف مي شود و به صورت موضعي در درمان برخي التهابات پوستي کابرد دارد.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
در طب گذشته از زردچوبه به صورت خوراکي و به عنوان صفراآور و درمان يرقان استفاده مي شده و به صورت موضعي در درمان داء الصدف (پسوريازيس) به کار برده مي شده است.

آثار فارماکولوژيک:
خاصيت صفراآوري آن مربوط به مواد رنگي دي فرولويل متان است. علاوه بر اين، اسانس فرّار آن نيز خاصيت صفرا آوري دارد. همچنين اسانس فرّار و مواد رنگي آن اثر آنتي سپتيکي دارد. به علت حلّاليت بسيار خوب اسانس، در دفع سنگ هاي صفرايي نيز استفاده مي شود.

26. زرشک
زرشک، پوست ريشه هاي خشک شده ي گياهBerberis vulgaris L.، از خانواده زرشک (Berberidaceae) است که حداقل حاوي 1/5 درصد بربرين است.

نامهاي گياه
لاتين: Berberis vulgaris L.
فارسي: زرشک
عربي: عقده، انبرباريس، عود الريح
انگليسي: Barberry, Pipperidage, Berberry

موارد استفاده:
از پوست ريشه گونه هاي مختلف زرشک در درمان يبوست، التهاب کبد و التهاب دهان و گلو استفاده مي شود.

موارد احتياط:
از مصرف اين دارو در دوران حاملگي بايد اجتناب کرد.

عوارض جانبي:
از عوارض جانبي شايع آن مي توان گيجي، خونريزي بيني، تهوّع، اسهال، استفراغ و تحريک کليوي را نام برد.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت آن سرد و خشک است. در گذشته از زرشک به عنوان اشتهاآور و ضد التهاب استفاده مي شد.

آثار فارماکولوژيک:
نمک هاي آلکالوييدي زرشک خاصيت باکتري کش دارند. همچنين در تهيه ي قطره هاي چشمي و محلول هاي شستشوي چشم استفاده مي شود. در ضمن اثرات ضد تشنجي، آرام بخش و ادرار آور دارد.

27. زعفران
زعفران، کلاله ي مادگي خشک شده گياهCrocus sativus L.، از خانواده زنبق (Iridaceae) است که حداقل حاوي 0/4 درصد اسانس (حجم/ وزن) است.

نامهاي گياه
لاتين: Crocus sativus L.
فارسي: زعفران
عربي: الزعفران، کروکو
انگليسي:Saffron, True Saffron, Dye Saffron, Crocus

موارد استفاده:
از زعفران به عنوان ماده ي معطر کننده و طعم دهنده استفاده مي شود. و نوع تازه آن به عنوان داروي آرام بخش و ضد اسپاسم مصرف مي شود.

عوارض جانبي:
مصرف زياد زعفران باعث خونريزي، تهوّع، اسهال و سرگيجه مي شود. همچنين مصرف بيش از اندازه آن باعث سقط جنين مي شود و مخدّر است.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت آن خشک و گرم است. در گذشته براي افزايش شادي، خواب آوري و کاهش اشتها استفاده مي شده است و براي آن خواص تسکين دهنده و ادرار آور قايل بوده اند.

28. زيتون
زيتون، برگ هاي خشک شده ي گياهOlea euripaea L. از خانواده زيتون (Oleaceae) است.

نامهاي گياه
لاتين: Olea euopaea L.
فارسي: درخت زيتون، زه دار (در رودبار)
عربي: شجر الزيتون
انگليسي: Olive tree

اندام دارويي:
قسمت مورد استفاده درخت زيتون برگ آن است.

موارد استفاده:
برگ زيتون داراي اثر ادرار آور است و جهت کاهش فشار خون مورد استفاده قرار مي گيرد.

عوارض جانبي:
تجويز عصاره ي برگ زيتون روي موش هاي صحرايي در دوزهاي مختلف و به مدت 60 روز متوالي، باعث پيدايش عوارضي نظير افزايش وزن، کاهش فشار خون، کاهش قند خون و کاهش اسيداوريک خون در حيوانات تحت درمان شده بود.

موارد استفاده در پزشکي گذشته:
طبيعت زيتون کال سرد معتدل است، اما طبيعت زيتون رسيده گرم است و روغنش مايل به تري است. در طب گذشته بيشتر از روغن زيتون به عنوان ملين استفاده نموده و آن را به خصوص براي معالجه ي دردهاي عصبي توصيه مي کردند؛ ولي از مصرف برگ زيتون در منابع طب سنتي گزارشي مشاهده نشده است.

آثار فارماکولوژيک:
در آزمايش بر روي حيوانات، اثر پايين آورنده ي فشار خون سيستولي و دياستولي و انبساط سطحي عروق توسط زيتون، ثابت شده است. علاوه بر اين، زيتون داراي اثر کاهش دهنده ي قند خون است و تأثير ادرار آور نيز دارد. اثر پايين آورنده ي فشار خون در حيوانات مختلف که داراي فشار خون عادي و بالا بودند، به وسيله ي اولئوروپئين موجود در برگ زيتون ثابت شده است. همچنين بر سلسله اعصاب مرکزي و جريان خون سطحي نيز مؤثر است و باعث افزايش جريان خون عروق کرونر نيز مي شود. به علاوه داراي اثر ضد اسپاسم روي عضلات صاف و اثر ضد آريتمي نيز مي باشد. عصاره ي خشک شده ي محلول برگ زيتون (اولئوروپئين) با دوزهاي پايين، CNS را تحريک مي کند، اما در دوزهاي بالا، باعث تضعيف CNS مي شود. زيتون همچنين داراي اثرات ضد التهابي مهم وابسته به دوز است. علاوه بر اين، اثر حفاظتي واضحي بر روي زخمهاي معده ناشي از مصرف آسپرين دارد. روغن زيتون ترشحات داخلي صفرا را نيز افزايش مي دهد و همچنين داراي آثار مليني (با تقويت انقباض ماهيچه هاي روده) و تسکين دهندگي بر مخاطها است.
منبع مقاله :
شمس اردکاني، محمدرضا.[و ديگران]؛ (1387)، مروري بر تاريخ و مباني طب سنتي اسلام و ايران، تهران: ملائک، چاپ اول

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید