تقوا

تقوا

تعريف تقوا

نکته تقوا، پرهيز کردن است از گناهان، و اشتياق بر طاعت، و دور بودن از هر چه حق – تعالي- منع کرده است، و نزديک شدن به هر چه دعوت کرده است. تقوا در همه چيز نگاه بايد داشت، و در دو چيز بيشتر، که اين دو چيز اصل تقوا است: يکي لقمه حلال خوردن، و ديگر جامه پاک داشتن.(1)
حکايت يکي از اصحاب پيامبر (ص) را پرسيدند: تقوا چيست؟ گفت: هيچ بر راه خارناک رفته اي؟ گفتا: رفته ام. گفت: چگونه رفته اي؟ گفتا: هر کجا خار آمد قدم ننهادم و آنجا نرفتم. صحابي گفت: اينک تقوا اين است که اندر راه دين خار بسيار است، اگر هر کجا خداوند تعالي نهي کرده است، آنجا نروي، تقوا بُوَد.(2)

اهميت تقوا

حکايت
در مناجات با خدا موسي
!گفت: ايا کردگار و يا مولي
از هر آنچ (3) آفريدي از هر لَون (4)
چيست بهتر ز خُلق ها در کون(5)؟
گفت کز خُلق ها ايا موسي
نيست بهتر به عالم از تقوا
سر هر طاعتي يقين تقوا است
متّقي شاه جنّه المأوي است (6)

وجوه تقوا

حديث امام صادق عليه السلام فرمود: «تقوا بر سه گونه است:
تقوا براي خدا و در راه خدا؛ و آن ترک کارهاي حلال است چه رسد به کارهايي که حلال بودن آن مبهم باشد؛ يعني ممکن است غير حلال باشد، که اين تقواي برگزيده ترين نيکان است.
تقوا از خدا؛ و آن ترک کارهايي است که حلال و غير حلال بودن آن مبهم است، چه رسد به کارهاي حرام، که اين تقواي خاص است.
– تقوا از ترس آتش و عذاب؛ و آن ترک حرام است، و اين تقواي مردم عام است.
تمثيل وتقوا مثل آبي در نهري جاري است، و مثال اين طبقات سه گانه در تقوا مَثَلِ درختاني است از هر رنگ و شکل که در اطراف اين نهر روييده اند، و هر درختي از آب اين نهر به اندازه قابليت و طعم و لطافت و وضع خود بهره مي برد».(7)

پرهيز از دنيا

حکايت يکي از کارگزاران خليفه اي بسيار به جمع آوري مال دنيا حريص بود. خليفه به او نوشت: مانند چهار پا مباش که تنها مي چَرَد و به دنبال فربهي خويش است. در حالي که نمي داند که هلاکِ اودر فربهي اوست!(8)

پی نوشت ها :

1ـ مناقب الصّوفيه، صص45و46
2ـ اين برگ هاي پير (مَرتَع الصّالحين)، ص112
3ـآنچ: آنچه
4ـ لون: رنگ ، نوع
5ـ کَون: هستي، وجود
6ـ جنة المأوي: بهشت که جايگاه نيکوکاران است. خلاصه حديقه (برگزيده حديقة الحقيقة)، ص187
7ـ چراغ راه دينداري (بازنويسي مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة)، ص141
8ـ گنجينه لطايف (بازنويسي لطايف الطوايف)، صص37و38

منبع:گنجينه ش 81

مطالب مشابه